منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، محیط زیست، امنیت ملی

دانلود پایان نامه ارشد

1991:97).

2-2-1-1-4- اختلال در روابط اجتماعی و نهادهای مشروع
یکی دیگر از ابعاد تاثیرات اجتماعی، بر هم خوردن روابط اجتماعی و ناکارآمدی نهادهای موجود است. در بسیاری از جوامع در حال توسعه، سه تاثیر اجتماعی توصیف شده در بالا، احتمالا برای گسستن این ا ساس سنتی و عادت رفتاری است. افت در بازده کشاورزی ممکن است جوامع روستایی را با بوجود آوردن سوء تغذیه و بیماری تضعیف کرده، و با تشویق کردن افراد به ترک محل، افول اقتصادی نیز پس از آن می تواند اعتماد به هدف ملی را از بین ببرند(Homer-Dixon,1991:97-98).
به عبارت دیگر، در نتیجه مهاجرت های انبوه افراد به یک ناحیه، کمبود منابع قابل تجدید افزایش می یابد و شمار کسانی که نیازمند کمک دولت هستند فزونی می گیرد. در نتیجه رشد جمعیت شهرها، اغلب دولت ها به سیاست سوبسید روی می آورند که این کار قیمت ها را تحت تأثیر قرار می دهد و باعث تخصیص نامناسب سرمایه ها شده و از باروری اقتصادی جلوگیری می کند. همزمان ، این وقایع، تولید ثروت را کاهش می دهد و در نتیجه درآمدهای مالیاتی را کم می کند. در مورد بعضی کشورها شکاف عمیق میان تقاضا و توانایی دولت برای برآوردن آن، ممکن است نارضایی مردم را تشدید کند، مشروعیت دولت را زیر سئوال ببرد و رقابت میان گروه حاکم و کسانی را که برای تأمین حقوقشان مبارزه می کنند را افزایش دهد ,1994:25) Homer-Dixon ).
این پدیده های اجتماعی اغلب با هم ارتباط متقابل دارند و گاه یکدیگر را تقویت می کنند. این پدیده ها باعث تضعیف دولت می شوند و این امر، شرایط سیاسی را برای بروز منازعات قومی، کودتا و منازعات ناشی از محرومیت مهیا می سازد. برای مثال، جا به جایی جمعیت از کاهش در تولید کشاورزی منتج می شود که ممکن است اختلال بیشتری در تولیدات کشاورزی بوجود بیاورد. یا افول اقتصادی ممکن است منجر به مبارزه یا کشمکش افراد ثروتمند و تحصیل کرده شود، که به نوبه خود می تواند منجر به خالی شدن دانشگاه ها و مؤسسات مدیریت اقتصادی شود، که همگی برای یک اقتصاد سالم مورد نیاز می باشند (Homer–Dixon,1991:99) که در اینجا با توجه به مطالبی که اشاره شد در نتیجه این آثار اجتماعی، شاهد مشکل محرومیت و مشکل گروه های هویتی، در جوامع در حال توسعه هستیم که می توانند امنیت ملی را به مخاطره اندازند.

2-2-1-2- مشکل محرومیت
چنانکه هومرـ دیکسون اظهار داشته، ملاحظات زیست محیطی از طریق دامن زدن به کمبود های اقتصادی، زمینه را برای شکل گیری احساس محرومیت نزد شهروندان مساعد ساخته و به این ترتیب به بروز منازعه و درگیری کمک میکند(Terrif, 2004: 330). به عبارت دیگر، به گفته هومرـ دیکسون(کمبود زیست محیطی شدید درعین حال باعث افزایش محرومیت اقتصادی و بروز اختلال در نهادهای اجتماعی عمده می گردد و این نیز به بروز منازعات ناشی از محرومیت مانند شورش و کشمکش داخلی می انجامد). وقتی که تخریب محیط زیست و کمبود زمین باعث افول اقتصادی گردد، اقداماتی که برای رفع این وضعیت انجام می گیرد ممکن است تاثیر سوئی بر توانایی دولت برای انجام اقدامی موثر گذارد و محرومیت و نارضایی مردم را تشدید کند که این نیز باعث افزایش نارضایی مردم و نخبگان، تشدید رقابت بین جناح های نخبگان و کاهش مشروعیت دولت خواهد شد. اگر هیچ راهی برای ابراز مخالفت و نارضایی به گونه ای رضایت بخش وجود نداشته باشد، ممکن است مردم به خشونت متوسل شوند(تریف و دیگران، 1383: 246). درگیری های پیوسته در فیلیپین، خیزش اعتراض آمیز (سندرو لومینسو) در پرو و درگیری های رخ داده بین ایالات مختلف چین از جمله مصادیق موید این مدعا هستند( تریف و دیگران، 1381: 350).

2-2-1-3- مشکل گروه های هویتی
نخست دیکسون معتقد است که، جا به جایی گسترده جمعیت در اثر فشار زیست محیطی باعث بروز منازعات مربوط به (هویت گروهی) به ویژه به شکل برخوردهای قومی خواهد شد. وقتی که تخریب محیط زیست، زندگی مردم را به مخاطره اندازد یا به کیفیت زندگی آن ها لطمه ای جدی زند مردم، منطقه خود را ترک می کنند(تریف و دیگران، 1383: 244). شایان ذکر است که فشارهای ناشی از محیط می تواند جنبش ها و تحرکات جمعیتی بزرگی را ایجاد نماید که این تحرکات به نوبت خود به شکل گیری گروهای هویتی منجر می شوند؛ گروه هایی که عمدتا نزاع بر می انگیزند و نمونه های آن برخوردهای قومی است که پیوسته در اطراف و اکناف جهان حادث می شود. مقوله( شرایط مناسب برای ادامه زندگی) بحث مهمی در آمایش جمعیتی و سیاست های مربوط به آن می باشد که پیوسته به صورت مهاجرت یا کوچانیدن، درگیری ها و مشکلاتی را برای جوامع مختلف به دنبال داشته است(Myers, 2009: 67). جودی جاکوبسن به سه نوع پناهنده زیست محیطی اشاره کرده است: کسانی که در اثر حوادث محلی مانند بهمن یا زلزله به طور موقتی دست به مهاجرت می زنند؛ کسانی که به دلیل مختل شدن امرار معاش خود یا به خطر افتادن جدی سلامت خود در اثر تخریب زیست محیطی دست به مهاجرت میزنند؛ و کسانی که به دلیل گسترش کویر در اثر فرسایش زمین و یا به دلیل بروز سایر دگرگونی های دایمی غیرقابل تحمل در محیط طبیعی زندگی خود دست به مهاجرت می زنند (تریف و دیگران ، 1383: 244). این پناهندگان زیست محیطی ممکن است در داخل کشور خود جابه جا شوند یا اصلا کشور خود را ترک کنند. اسکان این پناهندگان در مناطق جدید با تشدید رقابت محلی بر سر منابع طبیعی(که می تواند واکنش مردم بومی را در پی داشته باشد) فشار شدیدی را بر آن کشور وارد می سازد. به ویژه وقتی که پیوسته با ابراز خشونت همراه باشد(همان :245).
حال این سئوال مطرح می شود که آیا کشورهای در حال توسعه می توانند به این اثرات منفی واکنش نشان دهند؟ و قابلیت مهار این مشکلات را دارند؟ پاسخ های مناسب می تواند تخریب محیط زیست و تاثیر آن را تعدیل کند، ولی پاسخ های نامناسب می تواند فشار بر محیط زیست را دو چندان سازد. در اکثر موارد، تحولات زیست محیطی احتمالا تنها یکی از عناصر پر شمار و حتی فقط یکی از عناصر کم اهمیت تر شبکه درهم تنیده عوامل سیاسی، اقتصادی و فیزیکی لازم برای بروز منازعه خواهد بود. پاسخ جامعه به تحولات زیست محیطی به عوامل فیزیکی و اجتماعی بسیاری مانند منابع قابل دسترسی، نهادهای سیاسی و روابط اجتماعی ـ که در کشورها و مناطق مختلف فرق می کنندـ بستگی خواهد داشت. بنابراین تاثیر تحولات زیست محیطی در وضعیت های مختلف یکسان نخواهد بود.کشورهای در حال توسعه در مقابل آثار اجتماعی تخریب محیط زیست معمولا آسیب پذیری بیشتری دارند. این کشورها فاقد منابع مادی، مالی و فنی لازم برای مدیریت مسائل زیست محیطی هستندو نهادهای سیاسی و اجتماعی آنها اغلب جلوی اقدام هماهنگ در مقابل این مسائل و آثار آنها ر می گیرد. بسیاری از کشورهای در حال توسعه با کمبود فزاینده زمین و در نتیجه کاهش تولید کشاورزی، افول اقتصادی، جابه جایی جمعیت و اختلال در نهادهای اجتماعی روبه رو هستند(همان :247).

نتیجه گیری
در دوره فرامدرن (حاضر) امنیت تحت تأثیر تغییرات گسترده در نظام بین الملل، توسعه ارتباطات، پیشرفت های تکنولوژیک و نزدیکی بی سابقه جوامع به یکدیگر قرار گرفته است. رابطه امنیت ومحیط زیست، یک رابطه دو سویه و مکمل هم می باشد. محیط زیست به عنوان عرصه و مکان زندگی، امکان رشد و بالندگی انسان را فراهم می کند. در دهه های اخیر تغییرات زیست محیطی مانند تغییرات آب و هوا، چالش های اساسی را برای امنیت انسانی در سراسر جهان ایجاد کرده است که مهمترین تأثیرآن را می توان بحران کمیابی منابع زیستی نام برد، هر چند که این مسئله، عامل فوری در شکل گیری جنگ نیست، اما فشارهایی را پدید می آورد که موجب تشدید احساسات و برانگیختن برخوردهای قومی، اضطراب ها، آشوب ها و شورش ها می شود.
با توجه به این که کشور ایران نیز در دهه های اخیر روند تخریب زیست محیطی بی سابقه ای داشته است که در آینده کشور را با مشکلات و چالش های زیادی روبه رو خواهد ساخت که در اینجا از تئوری هومر- دیکسون برای توضیح این مسئله استفاده شده است. هومر- دیکسون تنها کسی نیست که به بررسی ارتباط تخریب محیط زیست و منازعه پرداخته است. همچنین تنها کسی نیست که چارچوبی، مفهومی در این زمینه ارائه داده است. ولی به دلیل نقش محوری کار او و مطلوبیت کلی چارچوب کارش، همچنین جامعیت نگرش وی، تمرکز بر آن در اینجا سودمند است.

فصل سوم

عوامل زیست محیطی تهدید کننده امنیت ملی ایران

رابطه انسان و محیط زیست، عمری به درازای تاریخ حیات بشری دارد، انسان اولیه، بدون موهبت های اولیه نه می توانست به زندگی خود ادامه دهد و نه می توانست پله های ترقی و تمدن را پشت سر بگذارد. توازن و پایداری طبیعت، یک اصل بدیهی است و تنها ورود عوامل برون زا و مداخله گر در عرصه طبیعت می تواند این توازن و تعادل زیست محیطی را به هم بزند.
موضوعات و عوامل زیست محیطی را که امنیت انسان و به خصوص امنیت ملی را با تهدید و چالش مواجه می کنند، می توان در دو بعد طبیعی و انسانی قرار داد. در واقع منظور از این دو بعد ( طبیعی و انسانی)، نقش غالب هر کدام از این ابعاد می باشد. از تهدیدات زیست محیطی طبیعی می توان به امنیت انرژی،کمبود آب شیرین، کمبود خاک مرغوب، بیابان زایی و جنگل زدایی، تغییرات و آلودگی آب و هوا و از عوامل تهدید کننده زیست محیطی در ابعاد انسانی می توان افزایش جمعیت و مهاجرت را نام برد.

3-1- تهدیدات زیست محیطی در بعد طبیعی
3-1-1- امنیت انرژی (تولید و مصرف انرژی های نفت،گاز)
انرژی در زندگی بشر اهمیت فوق العاده ای دارد. ادامه زندگی بدون انرژی بسیار مشکل است. صنعت، کشاورزی، خدمات، گرمایش و سرمایش، تولید غذا، محیط خانوادگی، حمل و نقل، نظامی گری، فعالیت های پزشکی و درمانی، پژوهش های علمی و غیر از آن همگی به انرژی وابسته هستند. به لحاظ ارتباط تنگاتنگ انرژی با زندگی روزمره مردم و جوامع و نیز حیات کشورها و دولت هاست که دولت های متقاضی و دولت های تولید کننده را دائما نگران کرده و از همین روست که انرژی در سیاست های ملی و بین المللی نقش تعیین کننده ای پیدا نموده و الگوهایی از رقابت، همکاری، کشمکش، تجاوز، تعامل، همگرایی و واگرایی را در عرصه بین المللی و روابط بین کشورها و دولت ها شکل داده است. اهمیت انرژی بدان حد است که دولت های مصرف کننده ، دولت های تولید کننده، مکان های تولید انرژی و مکان های مصرف انرژی، مسیرهای انتقال و تکنولوژی های مربوط به انرژی را جزو اهداف ملی و امنیت ملی خود محسوب می کنند(جاجرومی و دیگران، 1392: 207).
امروزه محیط زیست انسان بدون دسترسی به انرژی قابلیت استفاده مطلوبی نخواهد داشت. انرژی نقش و جایگاه بالایی در تولید ناخالص ملی و داخلی برای کشورها پیدا کرده است. هر چند که سوخت های فسیلی عاملی در تخریب محیط زیست قلمداد می شوند، اما زندگی بشر امروز، بدون آن مختل و دچار چالش خواهد شد؛ مگر این که بتوان سوخت های جایگزین مانند استفاده از انرژی باد و خورشید را جایگزین آن کرد. مهم تر این که، مداخله دولت ها در زمینه تولید و تأمین انرژی باید فعال تر شود. علاوه بر این، بسیاری از کشورها با استفاده های سیاسی و نفوذ برای به دست آوردن و دسترسی به منابع انرژی، تلاش می کنند. البته تمرکز تولید در برخی از کشور ها نیز باعث خطراتی می شود. بحران مؤثر بر تولید در بخش خاصی از جهان و یا تولید قابل توجه برخی کشورها که در حال حاضر جایگزین برای تولید، در آن ها کمتر قابل توجه است ، بیشترین تأثیر جهانی را در بر دارد. در حال حاضر افزایش سهم منابع انرژی جهان از طریق گره های استراتژیک و بحرانی حمل و نقل، مانند تنگه هرمز، تنگه مالاکا و کانال سوئز تأمین خواهد شد. کولین اس.گری، نویسنده کتاب ژئوپلیتیک عصر هسته ای، امنیت را با ژئوپلیتیک برابر می بیند و با اشاره به اهمیت تنگه هرمز در رابطه با تأمین نفت می گوید: جغرافیا انرژی است، انرژی اقتصاد است، اقتصاد امنیت است و امنیت ژئوپلیتیک (همان).

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، منابع طبیعی، محیط زیست Next Entries منبع پایان نامه با موضوع خلیج فارس، بخش کشاورزی، نفت و گاز