منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، منابع طبیعی، محیط زیست

دانلود پایان نامه ارشد

ر حفظ آزادی راحت تر از کشورهای قاره ای است، چرا که از فشارهای خارجی به دورند (دوئرتی، 1376: 104-103).
نظریه پردازان جدید را نیز می توان به جمع گذشتگان اضافه کرد، از جمله: هنری توماس باکل: این مورخ بریتانیایی معتقد است که آب و هوا، غذا و خاک پیوند نزدیکی با یکدیگر دارند. آب و هوا روی تنوع محصولات کشاورزی تاثیر می گذارد و کیفیت مواد غذایی به خاک بستگی دارد. او با توضیحات زیاد به اینجا می رسد که در تمدن های سرزمین های گرمسیر، و در نتیجه با پایین بودن سطح دستمزدها، طبقات کارگری وسیع و افسرده ای بوجود می آید که این امر عواقب اجتماعی و اقتصادی خاصی را نیز به همراه دارد. به اعتقاد وی، نابرابری شدید در زمینه توزیع ثروت، قدرت سیاسی و نفوذ اجتماعی، بسیاری از تمدن های کهن را به سوی « مرحله معینی از تکامل و سپس به سوی افول» سوق داده است. الزورت هانتینگتون: جغرافی دان و کاشف آمریکایی(1947ـ 1876)، آب و هوا را نه تنها برای سلامتی، فعالیت، سطح تولید مواد غذایی، و امکان دسترسی به سایر منابع طبیعی، بلکه برای مهاجرت اقوام و اختلاط نژادها نیز علل تعیین کننده ای می دانست. او نتیجه می گیرد که اکثر تمدن های عمده دنیا در سرزمین هایی بوجود آمده اند که میانگین سالانه درجه حرارت آنها تقریبا در مطلوب ترین حد برای تولید حداکثر انسان(70ـ 65 درجه فارنهایت) بوده است(دویچ،1375: 194ـ 193). همچنین نازلی شکری و رابرت نورث در مطالعه معاصر خود این فرضیه را مطرح کردند که بین رشد جمعیت و میزان تقاضا برای منابع طبیعی رابطه ای ناگسستنی وجود دارد و هر چه سطح تکنولوژی پیشرفته تر باشد، نیاز به منابع طبیعی نیز بیشتر خواهد بود. به نظر آنها، در مقابل هر یک درصد افزایش جمعیت، صرفا برای حفظ سطح زندگی موجود، درآمد ملی باید چهار درصد افزایش یابد. با پیشرفت تکنولوژی و رشد جمعیت، تلاش جوامع برای دستیابی به منابع طبیعی تشدید می گردد. هنگامی که جوامع به خاطر نیازشان به منابع طبیعی، به خارج معطوف می شوند، احتمال بروز منازعه نیز تقویت می گردد(دوئرتی، 1376: 105). همینطور اندیشمندان و نظریه پردازان دیگری نیز در این باره به بحث پرداخته اند.که در اینجا مجال پرداختن به آنها نیست و چارچوب تحلیلی توماس هومرـ دیکسون را برای این پژوهش مبنا قرار می دهیم.

2-2-1- تئوری توماس هومرـ دیکسون
تعدادی از محققان اثبات کرده اندکه مقیاس وسیعی از فشارهای محیطی القاء شده توسط انسان، به طور جدی بر امنیت بین المللی و امنیت ملی تأثیرگذار است. متاسفانه، امنیت زیست محیطی بطور کنترل ناپذیری بسیاری از موضوعات را احاطه می کند. خصوصا اگر ما تعریف موسعی از امنیت داشته باشیم، رفاه اقتصادی و اجتماعی و فیزیکی انسان را هم شامل می شود (Homer-Dixon,1991: 76). آن چه که از دیرباز دولت مردان را به خود معطوف داشته، اثر ناشی از کمبود منابع طبیعی است که با برافروختن آتش منازعه، امنیت را به مخاطره می افکند. گاه این تضادها برآیند فزون خواهی بیشتر برای دسترسی به منابع طبیعی تجدیدپذیر همانند آب، جنگل و ماهیگیری است و گاه نتیجه کمبود عرضه، (فشار جمعیت و افزایش مصرف سرانه)، نابرابری در توزیع و گاهی نیز ترکیبی از این سه مورد می باشد(کاویانی راد، 1389: 93). از این منظر فرسایش لایه قابل کشاورزی، قطع درختان جنگلی و نابودی آن ها، و استفاده بیشتر از آب و مواردی از این قبیل، جنگ افروز ارزیابی می شود. علت این امر نیز آن است که همین منابع نیز، اولا: نادر و کمیابند، ثانیا: قابلیت کنترل فیزیکی را دارند(احمدی و دیگران، 1390: 203). معروف ترین و موثرترین تحقیق در این زمینه کار توماس هومر- دیکسون است. کار او به دو دلیل تاثیر گذار بوده است. نخست اینکه، او چارچوبی تحلیلی در باره تخریب محیط زیست و منازعه ارائه کرد که همکاران او در(طرح محیط زیست، جمعیت و امنیت) در دانشگاه تورنتو کوشیدند آن را با شواهد تجربی آزمایش کنند. او یافته های خود را در سال 1994 منتشر کرد. شاید مهمتر از آن، مقاله 1994 رابرت کاپلان با عنوان( آنارشی ای که در راه است) بود که تصویر فاجعه آمیزی از آشفتگی دنیای آینده در اثر تخریب محیط زیست ارائه می داد و با معرفی محیط زیست به عنوان( مسئله امنیت ملی در اوایل قرن بیست و یکم)، هومرـ دیکسون را پیشگام تحقیقات مربوطه نشان می داد. مقاله کاپلان توجه محافل سیاستگذاری آمریکا را به سوی خود جلب کرد و باعث شد که هومرـ دیکسون را برای ارائه گزارش به مقامات عالی رتبه به واشینگتن دعوت کنند.
هومرـ دیکسون تنها کسی نیست که به بررسی ارتباط تخریب محیط زیست و منازعه پرداخته است. همچنین تنها کسی نیست که چارچوبی، مفهومی در این زمینه ارائه داده است. ولی به دلیل نقش محوری کار او و مطلوبیت کلی چارچوب کارش، تمرکز بر آن در اینجا سودمند است. مدارک جمع آوری شده، بیانگراین نکته بود که کمبود منابع قابل تجدید در اختلافات خشونت بار در بسیاری از مناطق در حال توسعه جهان نقش دارد. این اختلافات در دهه های آینده، بخصوص در کشورهای فقیری که از نظر آب، جنگل ها و زمین های کشاورزی در مضیقه و دارای رشد بالای جمعیت هستند، موجی از خشونت به راه می اندازد و مشکلات بزرگی برای آن ها در پی دارد (هومر- دیکسون و دیگران، 1373: 60).
آن چه از مجموع مطالب بیان شده در این ارتباط بر می آید، این است که: تأثیرات زیست محیطی بر امنیت ملی، به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم ارزیابی گردد. در تأثیر گذاری مستقیم رابطه این گونه است که: متعاقب بروز تحولاتی در عرصه محیط زیست، دولت ها برای دست یابی و یا استمرار سلطه شان بر منابع طبیعی-که دارای ارزشی دو چندان هستند- با یکدیگر وارد رقابت و چالش می شوند. اما در روش غیر مستقیم، تغییرات پدید آمده در حوزه محیط زیست آثار سیاسی- اجتماعی پدید می آورد که آن ها به نوبه خود، زمینه بروز نزاع را فراهم می سازند( تریف و دیگران، 1381: 347). هومرـ دیکسون بر این اساس سه نوع ارتباط را فرضیه بندی نموده است:
1.منازعات بین دولت ها که ریشه در کمبود منابع طبیعی غیر قابل تجدید دارند و از حیث تاریخی برای ما کاملاً شناخته شده می باشند.
2.منازعات بین دولت ها که ریشه در کمبود منابع طبیعی تجدیدپذیر دارند.
3.منازعات غیرمستقیمی که متاثراز تغییرات زیست محیطی به وقوع پیوسته است (Homer-Dixon,1991:106-108).
با این حال، احتمال بروز منازعاتی که به طور غیر مستقیم از تحولات زیست محیطی ریشه می گیرند به مراتب بیش از احتمال بروز منازعاتی است که به طور مستقیم از کمبود منابع سرچشمه میگیرند(تریف و دیگران،1383: 244). به طور مستقیم تحولات زیست محیطی می تواند یک دولت را به سوی درگیری با دیگران برای تصاحب یا دستیابی به منابع کمیاب سوق دهد، و به طور غیر مستقیم، تخریب محیط زیست می تواند آثاری اجتماعی را در پی داشته باشد که این آثار به دو صورت مسئله ساز می شوند و منجر به منازعات و کشمکش هایی خواهد شد که در نهایت بر امنیت ملی تأثیر گذارند.

2-2-1-1-آثار عمده اجتماعی
این اثرات اجتماعی ناشی از تغییر و تحولات زیست محیطی که عمدتا تحت تاثیر گسترش شهرها، کاهش مزارع، فرسایش خاک، کاهش تغذیه زمین، شور شدن خاک ، زیر آب رفتن زمین ها و . . . بوجود می آیند، عبارتند از:

2-2-1-1-1-کاهش تولیدات کشاورزی
کاهش یافتن تولیدات کشاورزی اغلب به عنوان بیشترین عواقب نگران کننده دستاورد تغییر زیست محیطی یاد آوری شده است. فلیپینی ها یک مثال خوب از تاثیر قطع درختان دارند. بعد از جنگ جهانی دوم، قطع درختان جنگلی و دست اندازی به زمین های زراعی، جنگل های انبوه و بکر فیلیپین را از حدود 16 میلیون هکتار به 9/7 – 8/6 میلیون هکتار کاهش داد.( Homer-Dixon, 1991:90) به طور متداول، مقدار کل زمین های کشاورزی جهانی در حدود 5/1 بیلیون هکتار است. تخمین خوش بینانه کل زمین های زراعی زیر کاشت، که شامل زمین ها کشاورزی دارای استعداد و معمولی می شوند، دامنه ای از 2/3 تا 4/3 بیلیون هکتار می باشد، اما تقریبا تمام زمین های مرغوب تا کنون مورد بهره برداری قرار گرفته اند. آنچه که باقی مانده به اندازه ی کافی باران خور یا به آسانی قابل آبیاری نیستند و مورد هجوم آفت قرار گرفته و یا به سختی پاکسازی و آماده به کار می شوند.
در مورد کشورهای در حال توسعه، طی دهه 1980 زمین های زراعی فقط حدود 26% در سال رشد کرده که کمتر از نصف آن در دهه 1970 می باشد. به طور عمده، در این کشورها زمین های زراعی تا 9/1 درصد در سال افت داشته است. در فقدان افزایش زمین های زراعی درکشورهای در حال توسعه، کارشناسان پیش بینی می کنند که میانگین 28/0 هکتار از زمین های کشاورزی تا حدود 17/0 هکتار تا سال 2025، با توجه به نرخ رشد جمعیت، کاهش خواهد یافت. حدود زیادی از اراضی سالانه با تخطی شهری، فرسایش، تغذیه زمین، شور شدن، زیر آب رفتن، اسیدی شدن و بهم فشردگی از دست می رود .(Ibid: 93)

2-2-1-1-2- افول اقتصادی
شاید بیشترین شدت تاثیرات اجتماعی از تخریب زیست محیطی در جوامع در حال توسعه اتفاق بیفتد. تعداد متفاوتی از فاکتورها ممکن است بر تولید ثروت اثر بگذارند. برای مثال، افزایش پرتوهای فرا بنفش توسط لایه ازن احتمالا در بالا بردن بیماری در انسان و دام تاثیرگذار می باشد، که می تواند نتایج اقتصادی جدی را به همراه داشته باشد. دست اندازی به بازارهای صادراتی ممکن است در کوتاه مدت سود اقتصادی را برای نخبگان کشور تولید کند، اما افزایش آن می تواند به جاده ها، برج ها و دیگر زیر ساخت های ارزشمند آسیب رساند، در حالی که گل و لای اضافی ظرفیت حمل و نقل و هیدروالکتریک رودخانه ها را کاهش می دهد. همچنان که جنگل تخریب می شود، چوب نایاب تر و گران تر می شود واین مسئله باعث افزایش سهم بودجه داخلی برای خانواده های فقیر که از چوب به عنوان سوخت استفاده می کنند، می شود .(Ibid: 95)
« وایلا واسمیل» از دانشگاه (مانی توبا) با نگاهی به چین آثار مشترک مسایل زیست محیطی بر تولید را برآورد کرده است. اصلی ترین مشکلات اقتصادی که او شناسایی کرده عبارت است از کاهش محصولات ناشی از آلودگی آب، خاک و هوا؛ از بین رفتن مزارع بر اثر فرسایش و تغییر ساختار خاک؛ شیوع بیماری ها در نتیجه آلودگی هوا؛ عدم قوت خاک و سیل ناشی از فرسایش مراتع و جنگل زدایی؛ و نابودی درختان به خاطر بریدن بی رویه آنها.
« اسمیل» برآورد می کند که هزینه سالانه پدیدههای فوق الذکرحداقل برابر با 15% تولید ناخالص ملی چین است. او معتقد است که در خلال دهه های آینده، اینگونه ضایعات در چین به شدت افزایش خواهد یافت. همچنین عنوان می کند که دهها میلیون چینی مناطق فقر زده داخلی و شمال کشور را که در آنها غالبا آب و سوخت زغالی کمیاب و زمین به سختی تخریب شده ترک خواهند گفت و به شهرهای ساحلی که رو به ترقی است کوچ خواهند کرد. او منازعات تلخی را در این مناطق بر سر آب پیش بینی می کند. این فشارهای اقتصادی و سیاسی در کنار هم ممکن است شدیدا دولت چین را تضعیف کند.(Homer-Dixon,1994:25) در مجموع، تغییراتی که بر حوزه اقتصادی دارد، منجر به کاهش تولید ناخالص داخلی می شود. چون منطق توسعه یک منطق رئالیستی و معتقد به این است که حداکثر بهره را از امکانات موجود داشته باشد، بنابر این نگاه با ظرفیت بالا در دراز مدت اثرات فوق العاده زیادی بر توسعه اقتصادی داشته است.

2-2-1-1-3- جابه جایی جمعیت
برخی نظریه پردازان اظهار می کنند که تخریب زیست محیطی ممکن است تعداد وسیعی از پناهندگان زیست محیطی را به وجود آورد. عبارت؛( پناهندگان زیست محیطی) تا حدودی گمراه کننده است، با این حال، اشاره می کند که گسیختگی زیست محیطی به طور واضح می تواند، دلیلی از جریانات پناهندگی باشد. بطور معمول، اگرچه، یکی از متغییرات فیزیکی و اجتماعی گسیختگی زیست محیطی را، افول اقتصادی و کشاورزی شامل می شود،که نهایتا افراد را مجبور به ترک سرزمینشان میکند(Homer-Dixon,

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، امنیت زیست محیطی، محیط زیست Next Entries منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، محیط زیست، امنیت ملی