منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، امنیت زیست محیطی، محیط زیست

دانلود پایان نامه ارشد

محیطی، وضعیت اقتصادی، سازمان های جنایی فراملی و چند ملیتی، مهاجرت های گسترده و . . . ـ از اهمیت کمتری برخوردار می باشند( تریف،1381: 341 ). از این رو،کشورها ناگزیر به رویارویی و پاسخگویی به تهدیدات و چالش هایی هستند که پیش از این در ادبیات امنیت نمود و جایگاهی نداشتند. تهدیدات امنیتی غیرسنتی توسعه، بقا و بهزیستی نوع بشر و دولت ها را با تهدیدات و چالش هایی جدی رویاروی می کنند. بر این اساس، تهدیدات امنیتی غیر سنتی ذاتا غیر نظامی هستندو ماهیتی پیچیده دارند. بدین معنا، تهدیدات غیرسنتی خطرناک تر از تهدیدات سنتی هستند(جدول2- 1).
جدول 2-1: مقایسه تفاوت میان دو دیدگاه سنتی و غیرسنتی نسبت به مقوله ی امنیت
امنیت غیر سنتی
امنیت سنتی

امنیت غیر سنتی فرد محور است، کانون توجه اش اشخاص هستند . ابعاد مهم آن معطوف به بهزیسی افرادو پاسخی است به نیازهای معطوف اشخاص درباره منابع تهدید
سیاستگذاری امنیت سنتی برای ارتقاء مطالبات دولت طراحی شده است و مصالح دیگران را زیر مجموعه منافع دولت تعریف می کند. امنیت سنتی ناظر بر محافظت از مرزها، جمعیتها، نهادها و ارزشهای دولت است.
مرجع
علاوه برمحافظت از دولت در برابر تجاوز خارجی، امنیت انسانی قلمرو محافظت را می گستراند که شامل دامنه ای از تهدیدات در قالب آلودگی زیست محیطی، بیماری های واگیر و محرومیت اقتصادی است.
امنیت سنتی دفاع از دولت را در برابر تجاوز خارجی جستجو می کند. امنیت دولت درباره توانایی دولت برای دفاع در برابر حمله است. استفاده از راهبرد بازدار نکی برای حفظ انسجام دولت و محافظت از سرزمین در برابر تهدیدات خارجی است.
قلمرو
درک امنیت انسانی ( غیر سنتی ) مستلزم وجود حکومت ها و مشارکت فراگیر تر کنشگران مختلف در اشکال سازمانهای منطقه ای، بین المللی و سمن ها ( سازمانهای مردم نهاد ) و جوامع محلی است.
دولت کنشگر اصلی تامین بقاء خود است. قدرت تصمیم گیری در حکومت متمرکز است و اجرای راهبردها به ندرت عمومی می شود. مفروض امنیت سنتی این است که باری اجرای قواعد اداره امور بین المللی باید استیلای دولت در محیط هرج و مرج زده بین المللی برقرار باشد .
کنشگر
امنیت انسانی به دنبال محافظت از افراد و جوامع در شکل توانمندسازی آنها به عنوان ابزار امنیت است و از رهگذر تعریف و اجرای امنیت، راهکار مشارکت را طرح می کند.
امنیت سنتی مستهز به تقویت قدرت ملی و دفاع نظامی است. اشکال متعارف آن شامل مسابقه تسلیحاتی، اتحادیه ها، مرزهای راهبردی و … است.
ابزارها

(منبع: کاویانی راد، 1390: 90)

2-1-2 -3-2-1- امنیت زیست محیطی
جدیدترین جنبه امنیت ملی که کمتر از سایر جنبه های این مفهوم مورد توجه بوده است، امنیت منابع و زیست محیطی می باشد. اخیرا ملاحظات مربوط به رشد سریع و بی رویه جمعیت، کاهش منابع طبیعی و گسترش غیر قابل کنترل آلودگی های صنعتی و معدنی وارد صحنه اصلی تفکر روابط بین المللی، پژوهشگران و حتی توده مردم شده است(ربیعی، 1383: 147). امنیت زیست محیطی اصطلاحی است که توسط دانشمندان و عملگرایان برای اثبات پیوستگی میان شرایط زیست محیطی و تهدیدات امنیتی به کار می رود. پس از جنگ جهانی دوم و در طول جنگ سرد تعاریف مختلفی از اصطلاح امنیت به عمل آمد که نوعا بر سیاست واقعگرایی وگفتمان مدرن تمرکز داشت. با فروپاشی شوروی مباحث و حوزه های نوینی از امنیت به طور چشمگیری توسعه یافت. در این میان نفی نظامی گری بخشی از دستور کار امنیت جهانی شد( یزدان پناه درو، 1388: 105). محیط زیست به عنوان کانون اصلی نگرانی ها و علت بالقوه کشمکش های سیاسی، سر برآورد و طیف گسترده ای از تهدیدات علیه صلح بویژه تهدیدات زیست محیطی، بهره کشی از طبیعت و آلودگی منابع زیستی طرح مسئله شدند. تا جایی که لستر براون با ارائه تعریف جدیدی از امنیت ملی کوشید تا محیط زیست را به مسئله ای امنیتی تبدیل کند و عده ای دیگر نیز کوشیدند تا مفهوم امنیت را چنان گسترش دهندکه محیط زیست را هم در برگیرد( تریف و دیگران، 1383 : 321 ). در پایان دهه 1980، محیط زیست به عنوان یک موضوع امنیتی آغاز و به مرور به یک مسئله امنیتی برجسته تبدیل شد. موضوعاتی همچون گازهای گلخانه ای، تهی شدن اتمسفر از ازن، ته نشینی اسیدها، خوردگی خاک، از بین رفتن جنگل ها، کاسته شدن ماهی های موجود و آب های تازه در کنار زوال منابع زیر زمینی از موضوعات مرتبط با امنیت محیط زیست است(ربیعی، 1383: 148).
برخی تحلیل گران از جمله میرز امنیت زیست محیطی را “امنیت بنیادین” نام گذاشته اند. برخی دیگر مثل دیودنی آن را مایه ی مخدوش شدن معنای راستین امنیت می دانند. موضع گیری بقیه نیز به طور عمده در بینابین این دو حد قرار می گیرد(بوزان، 1386: 117). منطق اساسی امنیت زیست محیطی این است که در چشم انداز جهانی، نوع بشر به گونه ای گذران زندگی می کند که از حد تحمل کره زمین خارج است. اغلب این منطق در چارچوب های محلی و منطقه ای نمایان تر است.
همچنین، امنیت زیست محیطی بیانگر یک چرخش قابل ملاحظه از این رویکرد به امنیت ملی است که دو مسئله ی مجزا را بیان می کند: عوامل زیست محیطی احتمالی که در پشت سر برخوردهای خشونت آمیز قرار دارند و نیز تأثیر تخریب محیط زیست جهانی بر سلامتی جوامع و اقتصادها، تخریب محیط زیست هنگامی که به منزله عامل برخوردهای خشونت آمیز تجلی پیدا می کند، یک مسئله امنیتی است. به هر حال طرفداران امنیت زیست محیطی بر این نکته تأکید دارند که تخریب محیط زیست، در نتیجه نیروهای اجتماعی و اقتصادی غیر شخصی بوده و راه حل های مشارکتی را می طلبد. همچنین استدلال می کنند که فشار فزاینده بر سیستم های حافظ زندگی و منابع طبیعی تجدید شونده، دلیل روشنی برای سلامت و رفاه انسان دارند که دست کم به همان اندازه تهدیدهای نظامی سنتی جدی هستند. امنیت زیست محیطی، خواه با تمرکز انحصاری بر امنیت حکومت ملی سازگار باشد و خواه در تقابل با آن، مسئله ای است که طرفداران آن نظریه های مختلفی را ابراز داشته اند. برخی تهدیدهای زیست محیطی را در چارچوب امنیت ملی در نظر می گیرند. اگرچه آن ها هم بر بی کفایتی پاسخ های حکومت ملی سنتی به چالش های زیست محیطی جهانی، مبتنی بر ملاحظات استقلال ملی تأکید می ورزند. دیگران می گویند که امنیت زیست محیطی در ذاتا به لحاظ ویژگی های خاص آن، بیشتر یک پدیده جهانی است تا ملی. از آن جا که تهدید های زیست محیطی همه انسان ها را تحت تأثیر قرار می دهند؛ بنابراین همکاری جمعی در مقیاس جهانی را می طلبد. امنیت زیست محیطی با تهدید هایی سر و کار دارند که نه تنها نتیجه غیر عمدی فعالیت های اجتماعی و اقتصادی است ؛ بلکه در مقیاس با تهدید های نظامی خیلی کند پیش می رود. بنابراین افق های زمانی که برای برنامه ریزی سیاسی لازم است، بی نهایت گسترده است در حالی که یک برنامه ویژه برای برگرداندن تخریب زیست محیطی یک اکوسیستم کامل یا احیای مجدد آن به منظور به دست آوردن نتایج مورد نظر، می تواند دست کم 50 سال طول بکشد. برای تأثیرگذاری سیاست های به اعاده ی لایه ازن تا 10 سال زمان مورد نیاز است و سیاست ایجاد تغییرات اقلیمی حتی بیشتر از آن زمان می خواهد. این افق های زمانی بیان کننده یک مانع بزرگ برای یکپارچه سازی امنیت زیست محیطی در قالب فرایندهای سیاستگذاری است؛ زیرا نظام های سیاسی برای دور اندیشی در ارتباط با موارد پیش روی خود سازمان دهی نشده اند (احمدی و دیگران، 1392: 126). در نهایت می توان چهار رویکرد امنیتی را استخراج کرد که هر کدام از جنبه ای به طبیعت اشاره دارند:
1. کمبودهای زیست محیطی می تواند به مثابه عاملی در ایجاد بی ثباتی و نزاع، نقش آفرینی کند؛
2. تلاش برای آماده ساختن خود برای جنگ یا پرداختن به جنگ، به فرسایش طبیعت و لطمه دیدن آن منجر می شود(Terrif, 2004: 334- 335).
3. افت طبیعت و آسیب دیدن آن به سلامتی انسان و سطح بهره مندی و رفاه انسان آسیب می زند؛
4. بهبود وضعیت و جایگاه طبیعت، به نوعی در تقویت حاکمیت که موضوع اصلی امنیت مطابق رویکرد سنتی است، مؤثر است و این امر حکایت از آن دارد که در قالب گفتمان سنتی نیز، طبیعت دارای اهمیت است (Terrif, 2006: 169 – 171).
رویکردهای چهار گانه فوق هر کدام تلقی خاصی از امنیت دارند، در حالی که رویکردهای اول و چهارم، تلقی واقع بینانه ای از امنیت، به معنای رهایی حکومت از خطر را مد نظر دارند؛ دو رویکرد دیگر بیشتر بر بازیگران غیر حکومتی نظر دارد. بر همین پایه تاکنون از امنیت زیست محیطی تعاریف مختلفی به عمل آمده است که به شماری از آنها اشاره می شود:
1. امنیت زیست محیطی وضعیتی است که یک کشور یا یک منطقه از رهگذر حکمروایی شایسته، مدیریت توانمند و استفاده پایدار از منابع طبیعی و محیط زیست، گام های موثری به سوی ایجاد ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و تضمین رفاه جمعیتش بردارد .
2. امنیت زیست محیطی محافظت از محیط طبیعی، منافع حیاتی شهروندان، جامعه و دولت از تاثیرات داخلی و خارجی (بر خاسته از ) روندها و تهدیدات منفی در توسعه است که سلامت انسان، تنوع زیستی و عملکرد پایدار زیست بوم و بقای نوع بشر را تهدید می کند. بر این پایه، امنیت زیست محیطی بخش جدایی ناپذیر امنیت ملی است.
3. امنیت زیست محیطی، حفاظت از منافع حیاتی فرد، جامعه و محیط زیست طبیعی در برابر تهدیدات برخاسته از برخوردهای انسانی و طبیعی در محیط زیست است.
4. امنیت زیست محیطی، ایمنی عمومی نسبی از خطرات زیست محیطی با خاستگاه فرایندهای طبیعی و انسانی ناشی از جهالت، تصادف، سوء مدیریت یا عمد با منشا درونی و در داخل مرزهای ملی است.
5. امنیت زیست محیطی، پویش انسان- محیط است که شامل بازسازی محیط آسیب دیده از اقدامات نظامی و بهسازی وضعیت کمبود منابع ناشی از فروسایی محیطی و تهدیدات بوم شناسی است که می تواند به نابسامانی های اجتماعی و کشمکش بیانجامد.
6. امنیت زیست محیطی، محافظت از محیط کالبدی(فیزیکی) جامعه در عین تامین نیازهای آن بدون کاهش ذخایر طبیعی است.
7. امنیت زیست محیط رهایی از بی ثباتی اجتماعی ناشی از فروسایی محیط زیست است.
8.. امنیت زیست محیطی چرخه منابع طبیعی در تولید و مواد پسماند برای طبیعت است به شیوه ای که ثبات اجتماعی را ارتقاء دهد.
بر این اساس، عناصر بنیادی امنیت زیست محیطی شامل: بهسازی( وضعیت )کمبود. منابع طبیعی، حفظ سلامت محیط زیست، بهسازی فروسایی محیط طبیعی، پیشگیری از نابسامانی اجتماعی وکشمکش و افزایش ثبات اجتماعی است(کاویانی راد، 1390: 92- 91).

2-2- نظریه های زیست محیطی
محققان و سیاستگذاران خصوصا از دهه 1960 به بعد، به سمت نظریه های زیست محیطی ناظر بر رفتارهای سیاسی روی آورده اند. در واقع، به گفته هارولد و مارگارت اسپراوت (اسپراوت ها) ، بدون توجه به « کلیه عوامل زیست محیطی، اعم از انسانی و غیر انسانی، و یا ملموس و غیر ملموس»، محیط سیاسی بین المللی را به طور کامل نمی توان شناخت. با این همه، این توجه و چرخش به سمت تاثیرگذاری عوامل جغرافیایی و عوامل گسترده تر زیست محیطی بر مسائل سیاسی، چیزی نیست جزادامه گرایشی قدیمی که به جهان باستان بر می گردد. که در ادامه به آن ها اشاره می شود:
ارسطو: معتقد بود که مردم و محیط آنها از یکدیگر جدایی نا پذیرند و آنها هم از شرایط جغرافیایی و هم از نهادهای سیاسی تاثیر می پذیرند. مثلا مجاورت با دریا فعالیت های تجاری را تشویق می کرد، فعالیت هایی که اساس دولت شهرها را تشکیل می داد، آب و هوای معتدل نیز به رشد روحیه ملی و نیرو و اندیشه انسانی کمک می کرد. ژان بدن: وی هم معتقد بود که هم، شرایط اقلیمی بر روحیات ملی و همچنین بر سیاست خارجی کشورها تاثیر می گذارد. منتسکیو: منتسکیو نیز به عوامل متععددی اشاره می کرد که به نظر وی در تقسیمات سیاسی اروپای غربی ـ در مقابل دشت های وسیع آسیا و آروپای شرقی ـ مؤثر بوده و به ایجاد روحیه استقلال طلبی سیاسی کمک کرده اند. به اعتقاد وی، برای جزای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع امنیت ملی، زیست محیطی، امنیت سیاسی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع زیست محیطی، منابع طبیعی، محیط زیست