منبع پایان نامه با موضوع زنجیره تأمین، حمل و نقل، خرده فروشی، مصرف کننده

دانلود پایان نامه ارشد

؛ بنابراین ارتباطات می‌تواند درسرتاسر مسافت های گسترده ی زمانی و مکانی رخ دهد. ارتباطات نیازمند آن است که بخش های ارتباط، ناحیه ای از مشترکات ارتباطی را به اشتراک بگذارند. و‍‍‌‍‌ واژه کیفیت دارای چند معنای متفاوت است: چگونگی یک چیز، شایستگی، صلاحیت، لیاقت، مرغوبیت و مطلوبیت. صفت نسبی این واژه «کیفی» و جمع آن «کیفیت‌ها» و گهگاه «کیفیات» است. به اصطلاح «کیفیت و کمیت» در فارسی «چند و چون» نیز گفته می‌شود. کیفیت در مقابل کمیت نیز قرار دارد. چگونگی و ماهیت یک پدیده یا شئی را کیفیت شئی یا پدیده می نامند و همچنین محتوا نیز شامل کیفیت می‌باشد.(ویکی پدیا) کیفیت ارتباط شامل رضایت، اعتماد و تعهد می باشد.(صادقی فیضی و همکارش، 1391)
1-10-1-7-درک پیچیدگی فرآیند زنجیره تأمین:
درک پیچیدگی فرایند به عنوان میزان باور کارکنان موجود در فرایندهای SCM بر این امر تعریف می‌شود که درک عناصر فرایندهای کار خود دشوار می‌باشد. پیچیدگی فرایند از لحاظ مفهومی مشابه با تحلیل‌پذیری وظیفه از چشم‌انداز پرو در مورد ابعاد تکنولوژی می‌باشد. پرو استدلال کرد که زمانی که کار غیرقابل تحلیل است، هیچ گونه روند عینی را نمی‌توان دنبال کرد. در چنین موردی، کارکنان بایستی زمانی را صرف تفکر در مورد چگونگی اجرای وظایف کنند و بایستی به صورت فعال روندهای به سهولت موجود را جستجو کنند. در مورد SCM، اجرای موفقیت‌آمیز فرایند نیازمند تلاش کلی توسط کارکنان، همکاران و ناظران آنها می‌باشد. اگر شناخت سیستم SCM جدید و استفاده از عناصر مختلف فرایندهای کار آنها دشوار باشد، آنها احتمالاً فرایندهای کار خود را پیچیده‌تر از قبل از اجرای این سیستم می‌یابند.
1-10-1-7-1-پیچیدگی جزء:
پیچیدگی جزء به عنوان میزان باور کارکنان SCM از این امر تعریف می‌شود که فرایندهای کاری آنها چه تعداد اجزاء یا عناصرمتمایز دارد که باید برای انجام این فرایندها بکار روند.
1-10-1-7-2-پیچیدگی هماهنگ:
پیچیدگی هماهنگی به ماهیت روابط متقابل میان عناصر مختلف فرایندهای کاری کارکنان SCM اشاره می‌کند. شکل و قدرت روابط میان فعالیت‌ها، اطلاعات و نیازمندی‌های منابع و همچنین ترتیب‌بندی این عناصر، همه جنبه‌هایی از پیچیدگی هماهنگی می‌باشند.
1-10-1-7-3-پیچیدگی پویا:
پیچیدگی پویا، پیش‌بینی‌ناپذیری و ابهام مرتبط با اجزاء مختلف فرایندهای کاری کارکنان را ثبت می‌کند. فرایندهای کاری کارکنان SCM در صورتی از لحاظ دینامیکی پیچیده است که رابطه میان عناصرمختلف این فرایندها غیرثابت باشد و کارکنان پیش‌بینی عناصری که برای اجرای موثر این فرایندها نیاز دارند را دشوار می‌یابند. (هیلول، 2013)
1-10-1-8-درک ثبات فرآیند زنجیره تأمین:
ثبات فرایند ادراک شده به عنوان میزان باور کارمند از این امر تعریف می‌شود که عناصر فرایندهای کاری خود را نمی‌توان به سادگی در طول دوره اجرای فرایندهای کاری، تغییر داد.(هیلول، 2013)
1-10-1-9-درک تغییرات ریشه ای:
درک تغییرات ریشه ای ، به عنوان حدی که کارمند احساس می کند که فرایندهای کاری جدید پس از اجرای یک سیستم SCM متفاوت از فرآیندهای کار قدیمی خود می باشد تعریف شده است.(ونکاتش و بالا 2013) تغییرات رادیکالیسم به درجه ای از تازگی، فقدان تجربه، و یا خروج از دانش و شیوه های موجود اشاره دارد(آیمن اسمیت و گرین 2002)
1-10-2-تعاریف عملیاتی
1-10-2-1-عملکرد شغلی:
انجام دادن وظایفی که برای شغل مورد نظر اختصاص یافته است.
تأمین نیازهای عملکرد رسمی کار
به عهده گرفتن مسئولیتهای مورد نیاز کار
انجام دادن وظایف ضروری کار به طور موفقیت آمیز.
1-10-2-2-رضایت شغلی:
احساس دستیابی به تجربیات مثبت با داشتن شغل مورد نظر
احساس داشتن ارزش در جامعه با داشتن شغل مورد نظر
احساس داشتن پایان موفقیت آمیز در زندگی
ملاحظه بودن همه چیز در شغل، راضی بودن از شغل.
با داشتن شغل مورد نظر فرد احساس کند که می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
با داشتن شغل مورد نظر فرد احساس می کند که می تواند به دیگران کمک کند.
1-10-2-3-اضطراب شغلی:
کار کردن تحت شرایطی با فشار و اضطراب زیاد.
احساس داشتن بیقراری و ناآرامی نسبت به شغل.
ترس از ایجاد تغییر و نوآوری در شغل
وجود اثرات منفی و روحی و فیزیکی هنگام استفاده از کامپیوتر در شغل
فرد احساس کند که شغلش منبع ایجاد ناامیدی و دلسردی برایش است.
1-10-2-4-امنیت شغلی:
اطمینان داشتن از اینکه فرد تا زمانی که بخواهد می تواند برای شرکت کار کند.
اظهار نظر در مورد مسائل کاری در حضور مافوق بدون ترس.
برنامه ریزی کردن برای سال های آینده با داشتن شغل مورد نظر.
1-10-2-5-عملکرد فرآیند:
انجام دادن وظایف فرآیند کار با حداقل هزینه
انجام دادن وظایف فرآیند کار با کمترین زمان
انجام دادن وظایف فرآیند کار با کمترین خطا
انجام دادن وظایف فرآیند کار به طور شایسته و با کفایت
تأمین نیازهای وظایف فرآیند کار که برای فرد تعیین شده است.
1-10-2-6-کیفیت ارتباط:
رضایت از همکاری با کارکنان شرکت در مورد هماهنگی فعالیت های فرآیند کار.
رضایت از شرکت در ارتباط با مدیریت فعالیت های فرآیند کار.
داشتن تعهد نسبت به همکاری با کارکنان شرکت.
داشتن اعتماد نسبت به همکاران.
1-10-2-7-درک پیچیدگی فرآیند زنجیره تأمین:
پیچیدگی فرآیند زنجیره تأمین دربرگیرنده سه نوع پیچیدگی است که عبارتند از: پیچیدگی جزء، پیچیدگی هماهنگ، پیچیدگی پویا. که در ادامه هر کدام را جداگانه تعریف می کنیم.
1-10-2-7-1-پیچیدگی جزء:
نبودن ترتیب قابل فهم از مراحل کار که فرد بتواند از آنها پیروی کند.
دشوار بودن درک اینکه چه اطلاعاتی برای فرآیند کار نیاز هست.
دشوار بودن درک اینکه چه منابعی برای فرآیند کار نیاز هست.
1-10-2-7-2-پیچیدگی هماهنگ:
نیاز داشتن فرآیند اصلی کار به هماهنگی های مکرر وظایف با دیگران.
نیاز داشتن فرآیند اصلی کار به اشتراک گذاری مکرر اطلاعات با دیگران.
نیاز داشتن فرآیند اصلی کار به اشتراک گذاری مکرر منابع با دیگران.
1-10-2-7-3-پیچیدگی پویا:
دشوار بودن پیش بینی مراحل فرآیند اصلی کار به صورت پویا و پیوسته.
دشوار بودن پیش بینی اینکه چه اطلاعاتی برای انجام فرآیند اصلی کار نیاز هست به صورت پویا.
دشوار بودن پیش بینی اینکه چه منابعی برای انجام فرآیندهای اصلی کار نیاز هست به صورت پویا.
1-10-2-8-درک ثبات فرآیند زنجیره تأمین:
غیر قابل انعطاف بودن فرآیند اصلی کار که فرد ناچار است تنها از مجموعه ی ثابتی از مراحل پیروی کند.
عدم وجود تنوع در توالی وظایف فرآیند کار.
به طور کلی فرآیند اصلی کار قابل انعطاف نیستند.
1-10-2-9-درک تغییرات ریشه ای:
فرد درک کند که وظایف موجود در فرآیند کار متفاوت تر از آنچه است که قبلاً انجام داده است.
فرد درک کند که اکنون به اطلاعاتی برای انجام وظایف نیاز دارد که قبلاً هرگز استفاده نکرده است.
فرد درک کند که اکنون به منابعی برای انجام وظایف نیاز دارد که قبلاً هرگز استفاده نکرده است
به طور کل فرد درک کند که فرآیند اصلی کارش متفاوت از قبل شده است.

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق

2-1-مقدمه
مدیریت زنجیره تأمین، به ارتباط نزدیک و هماهنگی فعالیت های خرید، ساخت و انتقال محصول اشاره دارد. این زنجیره، فرآیندهای کسب و کار را با اطلاعات سریع، واحد تولید و جریان سرمایه تلفیق می کند تا زمان صرف شده و هزینه های تمام شده کالا را کاهش دهد. مدیریت زنجیره تأمین، شامل فرآیندهای زیادی برای تسریع جریان اطلاعات و مواد سازمان می باشد. این فرآیندها به شرکت ها در شناخت بهتر مسائل مدیریت زنجیره تأمین و تدوین اهدافی برای بهبود آن کمک می کنند. فرآیندهای اصلی زنجیره تأمین عبارتند از: برنامه ریزی، منبع یابی، تولید، تحویل و ارجاع. تدارکات نقش مهمی را در این فرآیندها بازی می کند و برنامه ریزی و کنترل کلیه عوامل مؤثر بر حمل و نقل به موقع کالا یا خدمات به مکان مورد نظر با حداقل هزینه را بر عهده دارد. مدیریت زنجیره تأمین، فرصتی را فراهم می آورد تا حرکت مواد و کالاها در میان اعضای مختلف زنجیره تأمین بهینه شود. با استفاده از مدیریت زنجیره تأمین، یک سازمان تلاش می کند تا مراحل اضافی و تأخیرها در طول راه را از میان بردارد.(سی لاودن، 1389)
چگونه یك مدیر می تواند محدوده گسترده اي براي تصميم گيري داشته باشد؟ یك استراتژي موفق زنجيره تأمين در نتيجه ي نگاه به زنجيره تأمين به عنوان یك كل به هم پيوسته حاصل می شود و نه فقط نگاه به تك تك به مراحل آن. لذا با توجه به ابعاد جهانی در سراسر زنجيره تأمين یك مدیر می تواند با كمك فناوری اطلاعات، استراتژي خود را بر اساس تمام فاكتورها و عوامل اثرگذار بر زنجيره تأمين تعيين كند. استفاده از سيستم هاي فناوري اطلاعات براي گرفتن و تجزیه و تحليل اطلاعات می تواند اثرات روشنی بر عملكرد شركت داشته باشد. اطلاعات یك محرك كليدي زنجيره تأمين است زیرا می تواند به عنوان چسباننده تمام محرك هاي زنجيره تأمين را براي كار با یكدیگر هماهنگ كند. اطلاعات بر روي عملكرد زنجيره تأمين اثر زیادي دارد زیرا پایه و اساسی را فراهم می كند كه در آن فرایندهاي زنجيره تأمين اجرایی می شود و مدیران بر اساس آن تصميم گيري می كنند. (چُپرا،2000)
سیستم های اطلاعاتی، مدیریت زنجیره تأمین را از طریق فراهم آوردن اطلاعات لازم کارآمدتر می سازند و از این طریق به سازمان ها در هماهنگ کردن، کنترل تولید، مدیریت موجودی و تحویل محصولات و خدمات کمک می کنند.(سی لاودن، 1389)

2-2-زنجیره تأمین چیست؟
یک زنجیره تأمین شامل همه مراحلی2 (اعضای زنجیره) است که چه مستقیم و چه غیرمستقیم، در برآورده سازی درخواست یک مشتری نقش دارند. در یک زنجیره تأمین معمولی، مواد خام از تأمین کنندگان به کارخانه ها ارسال می شوند، سپس محصولات تولید شده در کارخانه ها به انبارهای میانی و انبارهای توزیع کننده ها ارسال می شوند و از آنجا به سمت خرده فروش ها و در نهایت به دست مشتری نهایی یا همان مصرف کننده برسد. پس یک کالا مراحل مختلف زنجبره را طی می کند تا به دست مصرف کننده برسد. در بعضی از این مراحل، کالا انبارش می شود و در بعضی دیگر حمل می شود، یعنی یک زنجیره تأمین مجموعه ای از انبارش ها و حمل و نقل ها است. اعضای یک زنجیره تأمین معمولی عبارتند از: تأمین کنندگان، انبارهای مواد اولیه، مراکز تولید، توزیع کنندگان، خرده فروشی ها و مشتری نهایی.(تیموری و همکاران، 1388)
2-2-1-مدیریت زنجیره تأمین چیست؟
مدیریت زنجیره تأمین مجموعه ای است از راهکارها جهت یکپارچه سازی اعضای زنجیره (تأمین کنندگان، تولید کنندگان، توزیع کنندگان، خرده فروشی ها و مشتری نهایی) که هدف آن کاهش هزینه های سیستم و نیز افزایش سطح خدمت دهی به مشتریان است.
از این تعریف دو نکته روشن می شود:
زنجیره تأمین هزینه های خود را کاهش داده و درآمد خود را افزایش می دهند.
نخست اینکه مدیریت زنجیره تأمین به هر راهکاری که باعث کاهش هزینه ها می شود و نقشی در برآورده کردن نیاز مشتری ایفا می کند- از تأمین کننده و امکانات تولید گرفته تا انبارهای مواد اولیه و مراکز توزیع و نیز خرده فروشی ها و انبارهای محصولات- توجه می کند. در واقع در بعضی از تحلیل های زنجیره تأمین ضروری است که توجه خود را به تأمین کنندگان و مشتریان معطوف کنیم زیرا آنها در شکل گیری زنجیره تأمین تأثیر بسیار زیادی دارند.
دوم اینکه منظور از مدیریت زنجیره تأمین افزایش کارایی و کاهش هزینه در کل سیستم است. با به کارگیری رویکردهای مطرح در مدیریت زنجیره تأمین، هزینه کل سیستم که شامل هزینه های حمل و نقل، موجودی، جابجایی مواد و غیره است کاهش می یابد. ولی تأکید بر این نیست که صرفاً هزینه حمل و نقل و موجودی ها یا… کاهش یابد، بلکه مدیریت زنجیره تأمین با استفاده از یک رویکرد سیستمی سعی دارد که کارایی کل زنجیره را بهبود داده و سطح خدمت به مشتری را نیز افزایش دهد.
چون مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه سازی کارایی تأمین

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع زنجیره تأمین، فناوری اطلاعات، امنیت شغلی، رضایت شغلی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع زنجیره تأمین، حمل و نقل، مدیریت تولید، تأمین کننده