منبع پایان نامه با موضوع رنگین کمان، تصویرسازی، پدیده های طبیعی، ادب تعلیمی

دانلود پایان نامه ارشد

نپرداخته است.
تشخیص در شعر او طبیعی و حسی است.نمـونـه هایی از این صورت خیال که با تازگی و نوعی دید هنری همراه است،آورده می شود :
کند پشت ،خم،دست بر سینه سوسن کـه گـوید بـه بـاد صبـا خیـر مقـدم
بـه سـاز صبـا همچـو رقـاص ماهـر گهی شاخ گل راست گردد گهی خم
ســراپـا شـود گــوش در بـاغ،لالـه چـو بلبل سـرایـد نـواهــای ملهـم
نهد شاخه بر سر کله از شکوفه سپر گیـرد از گل به سر بـر سپرغم
یکی تـاج الماس بنهـاده بر سر یکی عقـد یاقـوت بنـدد بـه معصم
گل از بهـر ایثار در پـای بلبـل ز کف زر فشاند چو از دست حاتم
چـو حجام پروانه با بال رنگین مکد خون گل را پیاپی به محجم(دیوان :135)
اسنادهای مجازی و خطاب های او به طبیعت غیر تکراری است.مانندابیاتی که خطاب به دریای خزر می گوید و در بخش های دیگری از همین فصل آورده شده است.
اضافه ی استعاری در شعر بقایی کم است.استعـاره های وی محدود بـه ترکیبات اضافی که از ترکیب دو کلمه به وجود آمده و معمولا قدرت القایی وحرکت ندارد ،نیست.مانند :
بــازوی جور هر آن کس که توانـا باشد
بــه سر و پیکر من سنگ ستم می بارد(دیوان :66)
از این نظر تصویـرهای شعری او بیشتر تفصیلی و دقیـق است و از حیـات و حـرکت بیشتری برخوردار است.مانند نمونه هایی که در بررسی صورخیال و تصویرسازی های شعری او در همین فصل آورده شده است.
استعاره هـای او بیشتر به صورت اسم و ترکیبات اسمی است.شاعر تصرف در حوزه ی معانی فعلی کمتری دارد.مانند :
آفریننده ی مرگند نه عالم که چنین داغ بر ناصیه ی علم و هنر افکندنــد(دیوان :79)
یا:نکرده جنگ در اقطار، حفره ها ایجاد زمین ز خشم درافکنــده بر جبین،آژنگ(دیوان :10)
در شعر بقایی استعاره های مبتذل و کلیشه ای به ندرت دیده می شود. مانند این خاکدان در بیت های زیر:
شکر خدا کـه زندگیم پایــدار نیست خواهند برد زود از این خاکدان مرا (دیوان :118)
یا:اگرچه در اثر ضایعات جسم و روان کسی نمــاند در این کهنــه خاکدان،جاویــد
سرای مرگ خدایا چه جای مرموزی است که کس برای در بسته اش نیافت کلید(دیوان :118)
بقـایی در برخی از صورت هـای خیالی استعاره ی کلیشه ای تصرفی می کنـد و به این ترتیب آن را از ابتذال دور می کند.نظیر دست طبیعت که با افزودن صفتی به آن ،تصرفی در تصویر کرده است.
هر روز و شبی که آمـد و رفت این دفتر عمـر مـا ورق خـورد
چــون دست ورق زن طبیـعت انگشت بــه آخــرین ورق برد
از ما چه اثر جز این کـه گویند کی زاد فلان و کی فلان مرد(دیوان :111)
صورت های خیالی بدیعی دارد .نظیر «رنگین کمان» در بیت زیر :
از زمین رنگین کمان افراشت سر بر آسمان اعتدال فصل را گویی شعار آمد پدید(دیوان :104)
یا « سفینه ی بی بادبان »در بیت زیر :
یک باره غرق گشتن و مردن نکوتر است صدبار از این سفینه ی بی بادبان مرا(دیوان :118)

فصل چهارم

بررسی مضامین شعری
بقـــایی

4-1-اشعــار غنــایی :
«غنا در لغت به معنای سرود ،آواز خوش که طرب انگیزد ،نغمه و سرود خوانی است.شعر غنـایی شعـری است که بیـان احساسـات انسانی را در بـر می گیرد از عشق و دوستی و نامرادی و هر آن چه روح آدمـی را متأثـر می کند.این گـونه شعر مربوط به احساسات و عوالم روحانی است .شامل موضوعاتی از قبیل عشق،پیری، وطـن خواهی،انسان دوستی، سرنوشت،توصیف طبیعت،مـرگ،خدا،وطن دوستی ،ایمان مذهبی ،خمریّه،حبسیه ،مفاخره ،هجو ،مدح ،عرفان ،مرثیه،خمریه ،شکایت و … می شود.»(ده.)
4-1-1-تغـــزّل :
با وجود آن کـه مهم تـرین ویـژگی شعری بقایی و سبب اشتهـار وی ایـن است کـه وی مسائل اجتماعی و انتقـادات سیاسی و ناهنجاری های رایج فکری و اداری زمان خود را به صورت قطعات بسیار دلپذیری خلق کرده ،اما وی در جـوانی با کمال استادی و رقّـت و دقّت معنی غزل هایی نیز سروده است.نظیر :
“عجب نبود اگر چشمان او مستانه می خوابـد
حریف تازه کار آری به یک پیمانه می خوابد
ز بس افسانه ی عشقش سرودم خواب بربودش
که طفل نازپرورد است و با افسانه می خوابد
به خواب انـدر توان دزدانـه بوسیـدن سراپایش
که دزد آنگه برد کالا که صاحب خانه می خوابد
ز بس سیلابه ی خون در دلم افشاند ویران شـد
که چون سیل آید اول کلبه ی ویرانه می خوابد
من و دل قصـه ها داریم از شب زنـده داری ها
بلی دیوانـه بیدار است چون فرزانه می خوابد
من آن رندم که گر رانند از میخانه صد بـارش
به هر حیلت که باشد باز در میخانه می خوابد
پی خــال لبش رفتم بــه دام زلفــش افتــادم
چه داند مرغ وحشی دام پیش دانه می خوابد؟
بقایی شانه را از بار عشقش چون کنــد خالی؟
چو روی شانه اش زلف سیه با شانه می خوابد”
او تغـزّل های زیبایی هم در دیوان خود دارد.نظیر : بهــار(دیوان : 103)،سخت کمــانی (دیوان : 107)، شکار کبک (دیوان : 129) ،کلبه ی دهقــان(دیوان : 127)، محفل انــس (دیوان : 109)‌،غدیـریّه(دیوان : 135) و آثـار جنون(دیوان : 121).
بقایی بیشترین احساسات خود را در بیان نابسامانی ها و پلشتی های جامعه و جهان نشان می دهد و علت این امر، عشق او به انسانیت و اخلاق و صلح و آرامش است که در فصل ادب تعلیمی به آن ها پرداخته شده است.
در حوزه ی ادب غنایی موضوعاتی که در اشعار بقایی مطرح می شود عبارت است از : تغزّلات ،بثّ الشّکوی، وطن دوستی ،توصیف طبیعت ،پیری، ایمان مذهبی ،انسان دوستی و …. .
4-1-2-توصیف طبیـعت :
بقـایی شاعری است که به عـالم درون و بیرون هر دو تـوجه دارد.وی در وصف طبیعت منظومـه های نغز و درخشانی دارد. بیـان شاعر در وصف طبیعت آن چنان ساده است که گویی به زبان عادی سخن می گوید ؛ از جمله در چارپاره ی چهل بیتی شکار کبک(دیوان : 129) و ترکیب بند چهل و چهار بیتی کلبه ی دهقان(دیوان : 127) . شعر” شکار کبک ” ملودی روان و ملایمی است؛همچو رودی که آرام پیش می رود ؛طبیعی و زلال است و در دل خود،اسرار را می نماید. شعر چنین آغاز می شود :
در دل دره ی یــک کــوه بلنـــد سنگـری ســاخته دارم از سنـگ
وندر آن جای چو دزدان یک چنـد صامت و بی حرکت کـرده درنگ
در بـرم ساکی و یک قبضــه تفنگ هست پـرگشتـه و آمـاده ی کـار
راستی بـا چـه کســی دارم جنـگ بـا کـه دارم سـر رزم و پیــکار؟
شاعـر جزئیات را دقیقا توصیف می کند. بیان روایی وی خواننـده را مجذوب می کند.او چون قصه گوی زبردستی ،شنونده را با خود همراه می سازد.
مـی چـکد قطـره ی آبـی کم کم از شکــاف کمــری در دل کــوه
در یکی برکــه ی سنگی نـم نـم می شـود جمع کــه گــردد انبـوه
رســد از شاخ درختــی وحشـی نغمـه ی مرغک خواننده به گوش
می کنـد زمزمه اش جـان بخشی می بـرد نغمـه اش از سرها هوش
بقایی آن چنـان ماهرانه یک روز شکار خـود را توصیف می کند که خواننده را با خود به آن جا می برد و دقیقا همان صحنه ها را جزء به جزء برایش مجسم می سازد.
از سـر صخـره، نــواخـوان ناگاه شـد عیـان کبکـی و کـم کم آمـد
مـوشی از رخنـه ی سنگی کـوتاه جست و خیـزی زد و او هم آمـد
شاعر همچون نقاشی دقیـق از طبیعت و عناصر دنیـای بیرون نسخه برداری می کند.البته توصیفات وی با عـاطفه تـؤام است.دراین وصف قصـه وار اگرچـه تنـوع کمتر دیـده می شود،اما حرکت و حیات بیشتر است.
جا به جا گشته نشستم خاموش حبس کـردم به دل خـویش نفس
آن چنـانی کـه شنیدم در گوش بــانـگ طیّــاره ز آوای مگــس
دست ها رفتــه به قنـداق تفنگ چشم ها دوختـه بر یـک سوراخ
تا چــو گردد هدفم مرغ قشنگ غرق در خون کنمش چون سلاخ
پیکـرش با هـدفم تـا شـد جور مگسـی جست به روی مگـسک
دست بــردم کـه کنـم او را دور مـرغ هشیار درافتــاد بــه شـک
گرچـه آن کبک مـرا هیچ نـدید از دل خـویـش بــرآورد صفیـر
بـال بـرهم زد و از جـای پـرید پیش از آنـی کـه رهـا گردد تیـر
بار دیگر بـه سـر کــوه نشست بخـرامیـــد همــی قهـقهـه زن
ز انکه از دام خطر بیرون جست بـود آن قهقهـه اش طعنه به من
تصویـرهای این توصیفات بسیار ساده هستند.عناصر خیـالی که صورخیال آن را تشکیل می دهد به طور طبیعی از اجـزای دیگر طبیعت و دنیای مـاده است کـه نتیجه ی طبیعی موضوع شعر است.
غــرشی کرد تفنگ از پس سنگ او هـدف گشتــه و غلتیـد به خون
صلح جویی که نبودش سر جنگ جـان شیـرین ز تنـش رفـت برون
سر ببـریـده اش افتــاد بــه پیش پــر و بـالی زد و بـالی جنبــانــد
بهر تودیع جگرگوشه ی خـویش پـای هـا را عـوض دسـت تکانـد
چـو مـن البتــه فراوان هستنــد این جنـایت نه همین یک بار است
جوجــه ها هم همگان دانستنــد کـه بشـر سخت جنـایتــکار است
بقـایی در این شعر و ترکیب بند سی و دو بیتی شور رستاخیز(دیوان : 125 ) گذشتـه از وصف هایی که از طبیعت می کند،در حـوزه ی معانی تجریـدی یا تصاویـری که از انسـان و خصـایص اوسـت از طبیعت و عنـاصر آن کمک می گیـرد.او در همین منظـومه ضمن توصیف دقیق و جزئی وقوع حادثه ی سیل به بیان عشق مادری می پردازد ، همان طور که در شعر شکار کبک نیز به این موضوع پرداخته بود :
با چنــان مهــر کــه مـادر دارد چیـزی ارزنـده تر از مـادر نیست
آنکـه مــادر ز کفش رفتـه به در نیک دانـد کـه غم مـادر چیست
در شعر شور رستاخیز با انبـوه تشبیهات و استعـاره ها مواجه هستیم که در پاره ای از آن ها تـازگی به چشم می خورد.نظیر:حلّه ی آفتاب و زره پوش نحس سربی رنگ (ابر). خیال های کلیشه ای در خلق تصاویر شعری او کم است. صـور خیال او را اغلب در هر دو جانب امـور حسی و مادی تشکیل می دهد و خیـال های انتزاعی در شعـر او نیست. تصویرسازی های او از پدیده های طبیعی ،دلیلی بر قدرت تخیل اوست.
بــه سـوی قلـه ی تنـاور کـوه رفت چون گـوی آتشین،خـورشید
قــد عـلـم کـرد در بـرابـر آن پـاره ابــری بـه سـان دیـو سپید
بـا هیـولای کـوه پیکر خویش بــه سـوی آسمـان تنـوره کشیــد
او در شعر خـود بـه خلق و ابداع تصاویر در شکل های مختلف تشبیه،استعاره و تمثیل کوشیـده است.تصاویـری ندارد که غرابت داشته باشد.تصـویرهای بقایی بسیـار زنده و پـویـاست؛یعنی حیات و جنبش زنـدگی در تصویـرها و صورخیال او بـه خوبی دیـده می شود.
به زمین گسترانـد فرش کبود حلّـه ی آفتــاب

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع "، بقایی، ایــن، تــاریخ Next Entries منبع پایان نامه با موضوع ایرانی بودن، آثار تاریخی، حقوق بشر