منبع پایان نامه با موضوع رضایت شغلی، رضایت شغل، عوامل فردی

دانلود پایان نامه ارشد

فردي تغيير مي كند. بنابراين، هيچ فرمول واحدي نمي تواند رضايت افراد را در اثر دستمزد تعيين كند
امنيت شغلي، ابهام نقش، ساختار سازماني، شرايط فيزيكي كار، عوامل محيطي مانند دسترسي به امكانات تفريحي، ورزشي و رفاهي در محيط كار، روابط با همكاران، الگوهاي مديريتي حاكم بر سازمان و ميزان مشاركت كاركنان در فرآيندهاي كاري، از مهمترين عوامل بيروني در رضايت شغلي است.
ج: ويژگيهاي فردي. اين ويژگيها شامل موارد زيراست:
سن: همزمان با افزايش سن كاركنان، گرايش به رضايت شغلي آنان بيشتر مي شود دلايلي براي اين موضوع وجود دارد. به عنوان مثال با اندوختن تجربه دركار توقعات آنان پايين تر مي آيد و سازگاري بهتري با موقعيت كاري خود پيدا مي كنند.
سطح مهارت: آنان كه از سطح مهارت بالايي برخوردارند بطور قابل ملاحظه اي راضي تر از كاركنان
بي مهارت هستند.
جنسيت: شولر نشان داد كه زنان بيش از مردان به داشتن همكاران خود بها مي دهند در حالي كه مردان بيش از زنان براي فرصت مشورت با ديگران و مشاركت در تصميم گيري هاي مهم ارزش قايلند. بنابراين، انواع مختلف شغلها مي تواند به درجات متفاوت هر دو جنس را راضي كند.
هوش و استعداد: اشخاصي كه ميزان هوش آنها زيادتر است و از استعداد بالايي برخوردارند نسبت به ساير همكاران در يك كار مشابه، تمايل بيشتري دارند كه كار خود را به خاطر مشاغل سطح بالاتر ترك كنند و احتمالاً كساني كه داراي هوش و استعداد پايين تري هستند، فشارهاي شغل را بيشتر تحمل مي كنند.
سلامت جسمي و رواني: از آنجايي كه نارضايتي از شغل مي تواند يكي از منبع تنيدگي باشد و تنيدگي موجب بيماريهاي متعدد رواني جسمي مي شود، بنابراين، اين پيوند منطقي به نظر مي رسد. (محمدمهدي هزاو ه اي، علي صمدي،1386)
محققان مدت هاست در جست وجوی تعیین علل اساسی رضایت از شغل در سازمان و اداره هستند. تاکنون آن ها توانسته اند به رشته ای از عوامل ثابت و مرتبط با رضایت شغلی دست یابند، اما دست یابی به یک الگوی جامع تجربی تحقق نیافته است. می توان به اختصار به چند عامل که در این زمینه از اهمیت بیش تری برخوردارند، اشاره کرد.
پورتر و استیرز18 به چهار عامل ذیل اشاره کرده اند:
1) عوامل سراسری سازمان؛ یعنی متغیرهایی که به طور وسیع در مورد بیش تر کارکنان صدق می کند؛ مثل حقوق و فرصت های ارتقا؛
2) عوامل بلافصل محیط شغلی؛ متغیرهایی که گروه های شغلی را تشکیل می دهد؛ همانند شیوه سرپرستی و کیفیت روابط با همکاران، شرایط کار و محل کار؛
3) عوامل محتوایی یا فعالیت های بالفعل شغلی؛ مانند قلمرو شغل (میزان تنوع،استقلال ومسؤولیت)و وضوح نقش؛
4) عوامل فردی؛ ویژگی هایی که یک فرد را از دیگری متمایز می سازد؛ همچون سن، سنوات خدمت و شخصیت (اعتماد به نفس، عزم و بلوغ). (عباس محمدزاده و آرمین مهروژان ،1375،ص 375 / ص 279).

به جدول 2-1 توجه کنید:

عوامل سراسری سازمان
عوامل بلافصل محیط شغلی
عوامل محتوایی شغل
عوامل فردی
نظام حقوق و مزایا
فرصت های ارتقا
خط مشی و شیوه های سازمان
ساختار سازمانی
الگوی سرپرستی
مشارکت در تصمیم گیری
اندازه گروه کار
روابط همکاران
شرایط کار
قلمرو کار
وضوح نقش و تعارض
سن
سنوات خدمت
شخصیت
منبع: عباس محمدزاده و آرمن مهروژان، 1375، ص 274 تا 279
جدول 2-1عوامل اولیه موثر بر رضایت شغلی

لاک 19 مهم ترین عوامل مؤثر بر رضایت شغلی را چنین خلاصه می کند:
1) کار پر مخاطره ذهنی که فرد می تواند با موفقیت با آن سازگار شود (موفقیت در سازگاری با کار)؛
2) علاقه فردی به خود شغل که هر قدر علاقه فرد به شغل بیش تر باشد میزان رضایت او بیش تر خواهد بود؛
3) کاری که از نظر جسمانی بیش از حد خسته کننده نباشد (هر قدر فرد بیش تر خسته شود، رضایتش کم تر خواهد بود و هر قدر کم تر خسته شود میزان رضایتش بیش تر خواهد بود)؛
4) پاداش برای علمکرد، منصفانه، آموزنده و منطبق با خواست فرد باشد؛
5) شرایط کار که با نیازهای فیزیکی سازگار باشد و به اهداف شغلی کمک کند؛
6) احساس احترام به نفس از سوی شاغل؛ او هر قدر از سوی دیگران نسبت به خود بیش تر احساس احترام کند، میزان رضایتش بیش تر خواهد بود؛
7) عواملی که در محیط کار، نیاز به ارزش های شغلی را تسهیل می کند؛ از قبیل افزایش حقوق و ترفیع.( عباس محمدزاده و آرمین مهروژان،1375،ص 375 / ص 279)
انصاف و عدالت در پرداخت نیز با رضایت شغلی ارتباط دارد. هر قدر انصاف و عدالت در پرداخت بیش تر و بهتر رعایت شود، میزان رضایت شغلی بالاتر است و هر قدر میزان رضایت بیش تر باشد، عملکرد کارگر و کارمند نیز بالاتر می رود. همچنین رضایت شغلی به وسیله پرداخت پاداش و تشویق کردن نیز بالا می رود. نگرش های فرهنگی، خدمات درمانی و تسهیلات رفاهی در بالا بردن میزان رضایت شغلی دخالت دارند. ( جورچ وجونز ،1999،ص 78)
جورج و جونز چهار عامل اساسی را در میزان و سطح رضایت شغلی مؤثر می دانند:
1) شخصیت و صفات شخصیتی؛
2) ارزش ها؛
3) موقعیت کار و شغل؛
4) تأثیر اجتماعی.( جورجوجونز ،1999،ص 78)
هر یک از این عوامل اساسی چهارگانه، با زیرمجموعه های آن در شکل2-1 منعکس شده است.

منبع: میردرکوندی،1379، نشریه علوم انسانی
شکل 2-1:عوامل اساسی موثر در میزان و سطح رضایت شغلی

برخی دیگر نیز برای رضایت شغلی ده عامل را ذکر کرده اند: ایمنی و بهداشت کار، ساعات کار و نوبت کاری، امنیت شغلی و پیشرفت کار، برخورد عادلانه در محل کار و میزان جذب کارکنان در سازمان، مشارکت کارکنان و کارمندان در تصمیم گیری، محتوای کار و تحقّق ظرفیت های کاری کارمندان و کارکنان، تغییرات در سازمان کار، پاداش کافی و عادلانه، مسؤولیت اجتماعی، کار و خانواده و فراغت. ( غلامعباس توسلی، 1375، ص 166 ـ 170)
وودمن (W. Woodman) و هل ریجل (Don Hellriegel)در کتاب خود، در بحث عوامل مؤثر بر رضایت شغلی، به این عوامل اشاره می کنند: صفات کارگر و کارمند، نوع کار، محیط کار، و روابط انسانی کار. ( وودمن و هل ریجل، ص 53)
شرتزر 20 عوامل ذیل را در رضایت مندی شغلی مؤثر می داند: حقوق، امنیت کاری و ثبات شغلی، شرایط کاری خوب، امکان پیشرفت و ترقی، و روابط انسانی ( بروس ای. شرتزر، 1369،ص 209)
کورمن این عوامل مؤثر را به دو دسته تقسیم می کند:
1) عوامل محیطی؛ مثل سطح شغل، محتوای شغل، رهبری ملاحظه کار، دست مزد و فرصت های ترفیع؛
2) عوامل شخصی؛ مثل سن، سطح تحصیلات و جنسیت.
هر قدر شغل از لحاظ سطح، مسؤولیت، استقلال و تنوع بالاتر باشد، مطلوب تر است، هر چند به نسبتی که فرد در سطح بالاتری قرار داشته باشد (بر حسب تحصیلات، توانایی ها و مانند آن)، سطح لازم این خصوصیات برای کسب خشنودی باید بالاتر باشد .) آبراهام. ک. کورمن، 1370،ص 236 – 332 (
برای این که شخص کارش را خوب انجام دهد، موفق شود و از کارش لذت ببرد باید رضایت شغلی پیدا کند. پس باید دید در چه صورت رضایت شغلی به دست می‌آید.
  مردم علاوه بر احتیاج‌های فیزیولوژیک، دارای یک عده نیازهای اجتماعی نیز هستند که ارضای آن‌ها گاهی به اندازه ارضای احتیاجات فیزیولوژیک اهمیت دارد. سازگاری شغلی در صورتی ممکن خواهد بود که این نیازهای اجتماعی نیز ارضاء شوند و آن‌ها عبارتند از:
1) پول: هر کارگر يا کارمند بايد در مقابل کاري که انجام مي‌دهد پول بگيرد و ميزان آن بايد در حدودي باشد که هر کس آن کار را انجام بدهد مي‌گيرد. ولي هرگز نبايد اين پول، شخصيت او را پايين بياورد زيرا پول در عين حال که از عوامل اساسي زندگي به شمار مي‌رود اما شخصيت کارمند مهم‌تر و با ارزش‌تر از پولي است که به او پرداخت مي‌شود.
2) امنيت: امنيت شغلي يعني اين که شخص بداند کاري را که در دست دارد سال‌ها ادامه خواهد داد. همچنين کارکنان نيازمندند که کار سالم انجام بدهند. امنيت شغلي، گاهي از عامل پول هم مهم‌تر است زيرا شخص علاقمند است کارش دايمي باشد هر چند مزدي که مي‌گيرد چندان زياد نيست. همين احتياج به امنيت شغلي است که بعضي از مردم را به سوي کارهاي دولتي و دست کشيدن از کار آزاد وادار مي‌کند.
3) شرايط مساعد کار: مردم دوست دارند در يک محيط تميز و آراسته کار کنند. هر قدر محيط کار جالب و خوشايند باشد، بازده کار بيشتر خواهد شد.
4) فرصت پيشرفت: عامل مؤثر ديگر در رضايت شغلي اين است که هر کارمند يا کارگر اطمينان داشته باشد که فرصت پيشرفت هميشه برايش وجود دارد و او مي‌تواند با ايجاد شرايط لازم و روشن در خود از قبيل مهارت بيشتر و … به درجات بالا ارتقاء يابد و از حقوق و پاداش زياد بهره‌مند باشد.
5) روابط شخصي: مردم علاقمندند با افرادي کار کنند که ميان ايشان محبت متقابل حکمفرماست. هر کارگر يا کارمند علاقمند است که همکارانش دوستان مهربان او باشند و نيز مورد محبت مديرش قرار بگيرد و همواره نظر او را درباره خودش بداند. همچنين، مدير به پيشرفت کارمند يا کارگرش توجه کند و حتي اين توجه خود را به او بگويد.
6) هماهنگي با استعداد شخص: شخص وقتي از کارش لذت خواهد برد و راضي خواهد شد که با استعدادهاي بدني و عقلي وي متناسب باشد. در صورتي که کار از لحاظ استعداد ذهني لازم در حد افراد عادي باشد، اگر شخص هوشمند يا تيزهوش را به آن کار بگمارند به زودي احساس ملالت و خستگي و سرانجام نفرت خواهد کرد و شخصي که از لحاظ سطح هوش در درجات پايين است نيز نخواهد توانست از عهده آن کار برآيد و از رضايت شغلي لازم محروم خواهد شد.
7) هماهنگي با رغبت: فرد از انجام کاري که دوست دارد لذت مي‌برد و موفقيت بيشتري به دست مي‌آورد. البته ممکن است شخص ابتدا کاري را که مورد علاقه‌اش نيست به ناچار به عهده بگيرد ولي به تدريج در اثر کسب مهارت و احساس موفقيت، احتمال زياد هست که نسبت به آن شغل رغبت پيدا کند.
8) مهارت: مهارت در يک حرفه نيز در تأمين رضايت شغلي بسيار مؤثر است و اگر گروهي از معلمان از شغل معلمي ناراضي هستند غالبا به علت ضعف مهارت ايشان است زيرا چنان‌که بايد و شايد با فنون و روش‌هاي خاص اين شغل آشنا نشده‌اند.
9) خستگي: همه مردم مدتي بعد از انجام کار احساس خستگي مي‌کنند و اين خستگي بر بازده شخص اثر مي‌گذارد از اينرو بايد در هر کار مساله خستگي و تأثير آن را در شخص و کارش در نظر گرفت. علاوه بر اين‌ها شرايط و خصايص محيطي کار و وسايل آن نيز در فردي که آن کار را انجام مي‌دهد مؤثرند. مثلا روشنايي زياد يا ضعف نور باعث خستگي شخص مي‌شود. اتاق يا ساختمان کثيف نيز نفرت کارمند را برمي‌انگيزد و بازده کارش را کاهش مي‌دهد. سر و صدا نيز به خصوص براي کارهاي فکري مضرند و علاوه بر افزايش خستگي اثر بسيار نامطلوبي در فعاليت‌هاي ذهني و بازده آن‌ها مي‌گذارند (شعاري نژاد، 1370 ص 756- 755)
همان گونه که ملاحظه می شود، صاحب نظران بسیاری به ذکر عوامل مؤثر در رضایت شغلی پرداخته اند. با نظری اجمالی به نوشته های اینان، چنین به نظر می رسد که بسیاری از این عوامل مشترک می باشد. بنابراین، در جمع بندی، این عوامل را می توان چنین ذکر کرد:
1) عامل اجتماعی (ناشی از جامعه و محیطی که فرد در آن زندگی می کند و نشانگر سطح فرهنگ و دیدگاه های مورد قبول جامعه اوست؛ مانند میزان ارزش و مقام اجتماعی کارگر و کارمند)؛
2) نفس کار (عامل محتوایی کار که مربوط به ذات کار می باشد و از احساس علاقه به شغل مورد نظر ناشی می شود)؛
3) محیط کار (هر عاملی که با محیط کاری و فضای کاری سر و کار دارد؛ مثل ساختمان فیزیکی محل کار و آب و هوا. (میردریکوندی،1379)
عوامل موثر بر رضایت شغلی کارکنان، به طور کلی در 2 دسته اصلی طبقه بندی شده اند:
نخست: عوامل محیطی شغل و مرتبط با شغل که مهم ترین تاثیر را بر رضایت شغلی دارند و شامل چگونگی رفتار افراد، ماهیت و وظایف شغلی، ارتباط با سایر افراددر محیط کار و پاداش ها می باشد.
دوم: عوامل فردی که افراد با خود به شغلشان منتقل می نمایند، مانند تجارب قبلی فرد و شخصیت.
هر دو دسته عوامل در مبحث رضایت شغلی از یکدیگر تاثیر پذیرند. تناسب میان شغل و شاغل در رضایت شغلی کارکنان عاملی مهم به شمار می

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع رضایت شغل، رضایت شغلی، تعهد سازمانی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع رضایت شغل، رضایت شغلی، سلامت روانی