منبع پایان نامه با موضوع دین زردشتی، اسکندر مقدونی، داریوش اول، تاریخ سنتی

دانلود پایان نامه ارشد

ترتیب این لغت را “بینش” ترجمه کرده است. نگارنده واژه‏ی “دیدار” را برای این مناسب‏تر دانسته است.

26-1 kay-wiøt¦sp-ø¦ [كي‌ويشتاسپ شاه]: كي‌گشتاسپ با نيروي اشه و سرودهايِ منش نيك به دانشي دست يافت كه مزدااهوره پاك در پرتو اَشه بر نهاده است و [با آن] ما را به بهروزي رهنمون خواهد شد. ديري نپاييد كه هْوُوَه‌ها به داراييِ فراوان، توانگر شدند. ديري نپاييد كه نوذَريان كامرَوا شدند و گُشتاسپ در اين سرزمين‌ها بر اسبانِ تيزْتَك دست يافت.
زردشت از وي خواستار شد:
اي اَرِدْوي سورَ اناهيتا! اي نيك! اي تواناترين!
مرا اين كاميابي ارزاني دار كه من كي گشتاسپ دلير پسرِ لُهراسپ را بر آن دارم كه ديني بينديشد، ديني سخن بگويد و ديني رفتار كند.
83- فرّ كيانيِ نيرومندِ مزدا آفريده را مي‌ستاييم؛ [آن فرِّ بسيار ستوده، زَبَردست، پرهيزگار، كارآمد و چالاك را كه برتر از ديگرْ آفريدگان است…
84- … فرّي كه از آن گشتاسپ بود كه ديني انديشيد، ديني سخن گفت؛ ديني رفتار كرد. بدان سان كه او اين دين را بستود، ديوانِ دشمن را از اَشَوَنان براند.
87- كي‌گشتاسپ دلير بر تَثْريَه وَنْتِ دُژدين و پِشَنَه‌ي ديوپرست و اَرْجاسپِ دُرُوند و ديگر خَيون‌هايِ تباهكار چيره شد.
واپسين كساني از مردمان ميرا كه فرّ بدان‌ها مي‌پيوندد، گشتاسپِ شهريار و زرتشتِ پيامبرند.
در فروردين‌يشت آمده: كه گشتاسب دين زردشتي را كه در بند بود، از بند رهانيد، پايدار ساخت. در زامياديشت، كي‌گشتاسب بازو و پناه دين اهورايي زردشت خوانده شده است.
در كتاب يادگار زريران چنين آمده: كي‌گشتاسب گفت اگر تمام دليران و برادران و بزرگان من، و نيز زن من هوتوس- از كسي كه براي من سي پسر و دختر متولد شدند- كشته شوند، باز من پيرو اين دين پاك خواهم ماند، و آنچه از اهورامزدا يافتم از دست نخواهم داد.
در مينوي خرد آمده: “كي‌گشتاسب پس از پذيرفتن دين نيك مزديسنا با يك اهونوركه گفتار دادار هرمزد است ديوها و شياطين و دروغ را در هم شكست. دقيقي در شاهنامه در گرويدن كي‌گشتاسب به زردشت گفته:
سرِ نامداران ايران سپاه

گرانمايه فرزند لهراسب شاه

كه گشتاسب خوانند ايرانيان

ببستش يكي كشتي او برميان

در بندهش درباره‌ي فرنبغ آمده: “جمشيد فرنبغ را در دادگاهي [پرستشگاه] در كوه خوارزم فرو نهاد فرجمشيد اين آتش را از دست ضحاك برهانيد. در زمان پادشاهي كي‌گشتاسب اين آتش را از خوارزم برگرفته در كابلستان فرو نهادند”. در آفرين دهمان از كي‌گشتاسب ياد شده و فروشي او ستوده شده است. در آخرين پيغمبر زردشت به كي‌گشتاسب كه در راه دين كوشا بود دعا شده است. آخرين پيغمبر زردشت را فصلي از گشتاسب‌يشت و بقايايي از دهمين نسك مفقود شده دانند.
كي‌گشتاسپ تا آمدن دين سي سال (شاهي كرد). زردشت اسپتمان به پيامبري از دادار هرمزد به گشتاسپ شاه آمد. گشتاسپ‌شاه، پس (از) پذيرفتن دين، نود سال (شاهي كرد).
آن که زرین است پادشاهی گشتاسپ شاه است، هنگامی استکه من تو را «برای» دین دیدار کنم و گشتاسپ شاه دین بپذیرد. اورمزد به زردشت سپیتمان گفت که: “در آن زمان شگفت، برترین مردان آن باشد که کستی بر میان دارد و دین را با برسم بستاید «گرچه» نه چنان «باشد» که در پادشاهی گشتاسپ شاه بود. کسی که در آن زمان شگفت “ایثاآت یزمئیده” و “اشم وهو” بگوید یا از بر کرده باشد، چنان است که در پادشاهی گشتاسپ شاه دوازده هماستی بازو هریشت کرده باشد و کسی که یشت کرده باشد و گاهان سروده باشد، چنان است که در پادشاهیِ گشتاسپ شاه آب را یشته و گاهان را سروده باشد. و دوم هنگامی که توای زردشت سپیتمان دین پذیرفتی و تو همپرسی (=دیدار) «کردی و» گشتاسپ شاه وارجاسپِ خشم زاده در کارزارِ دین، در سپید بیشه با هم جنگیدند. “فرگرد هفتم تاوِرَت درباره‏ی نشان دادن چگونگی چهار زمان به زردشت در هزاره‏ی زردشتان، سیمین آن «زمان» که در آن گشتاسپ دین را از زردشت پذیرفت. ارجاسپ بر مبنای آنچه در یادگار زریران آمده است “پادشاه هیونان” بوده و با گشتاسپ در نبردی سخت بر سر پذیرفتن دین زردشتی درگیر می‏شود و شکست می‏خورد. پادشاهی گشتاسپ دوران طلایی دین زردشتی است. زمانی است که پیامبر دین، همه دستورها را چنان که اورمزد مقرر داشته است به اجرا در می‏آورد. زردشت دین بهی را می‏گستراند و در این راه گشتاسپ شاه او را صمیمانه پشتیبانی می‏کند. در شهرستان‏های ایران (متن‏های پهلوی ص 22) آمده است: “شهرستان بُست بَستور فرزند زریرساخت. بدان گاه که گشتاسپ شاه برای ستایش دین در فرزدان بود و بنه گشتاسپ و دیگر شاهزادگان را «آن جا» نشانید (=مستقر کرد).
به جز (در) یکتا حکومت و پادشاهی گشتاسپ شاهنشاه که برای این که دین درست و راست مطابق گفتار آفریدگار اورمزد را با بیگمانی و اطمینان بداند، آن را از زردشت سپیتمان یکتا پذیرفت. پرسید دانا از مینوی خرد که چرا مردمی که در زمان گیومرث و هوشنگ پیشداد فرمانروایان و حکمرانان بودند تا زمان گشتاسپ شاهنشاه چنین کامکار بودند. کی‏گشتاسپ دین پذیرنده از تن لهراسب آفریده شد. و از گشتاسپ این سودها بود مانند پذیرفتن و پرستش بهدین مزدیسنان، بنا به گفتار بغان، اهونور، سخت آفریدگار اورمزد. و هر انسانی که از خرد بهره‏وری بیشتری دارد، بهره‏اش از بهشت بیشتر است. و نیز گشتاسب و زردشت و گیومرث و دیگر کسانی که بهره‏شان از بهشت بیشتر است به سبب آن است که خرد به آنان بیشتر رسیده است.
و آورد همان بار به فرمان دادار دین مزدیسنان را به سوی کی‏گشتاسپ شاه و به وسیله‏ی آن روشنی مه (=دین مزدیسنان) روشن گردانید فرزانگان را «که» اندر آن کشور برترین دهبد یزدان (کی گشتاسپ) «بودند».
83- یکی «دیگر اینکه اگرچه» باور داشتن گشتاسپ به دین با رسیدن گفتار امشاسپندان «روی داد» با این همه‏ی، اندیشیدن (=بیم) از سر خدایان (=فرمانروایان بزرگ) و خونریزی ارجاسپ هیون، بدین سبب از پذیرفتن دین سرد «شد» آشکار برای نمودنِ آگاهی و پیروزی گشتاسپ بر ارجاسپ هیون.
84- و نیز جایگاه برین و خدایی جاودان ورای و فرّه «او را»، اندر همان زمان دادار اورمزد ایزد نریوسنگ را به پیام‏آوری به خانه‏ی گشتاسپ نزد اردیبهشت امشاسپند فرستاد «برای» خورانیدن آن خورشِ روشنگرِ چشمِ جان گشتاسپ برای دیدار جهان مینویان، بدین گونه گشتاسپ آن فرّه وراز بزرگ را بدید.
85- چنانکه در این باره در دین گوید که: آن دادار اورمزد به ایزد نریوسنگ گفت که: “برو! حرکت کن این نریوسنگ انجمنی (=سخنگو) به سوی خانه‏ی گشتاسپ نیرومند گوسپندِ دور فرازنامی، بگوی به اردیبهشت که: این اردیبهشتِ پادشاه (=مسلط، فرمانروا) بگیر تشتی نیک، نیک‏تر از دیگر تشت‏های ساخته شده جامی ایدون نیک که در خدایی (=فرمانروایی) توان ساختن و از سوی ما به سوی گشتاسپ هوم و منگ ببر، و از آن به گشتاسپ دهبد بخوران، چون اردیبهشت فرمانده، آن گفتار پذیرفت.
86- تشت نیک برگرفت و از آن گشتاسپ دهبدِ برز آوند را فراز خورانید.
87- و فرود آرمید (=بخوابید) گشتاسپ دهبد برز آوند هنگامی که از بستر برخاست.
كهن‌ترين اشاره را به گُشتاسپ در گاهان اوستا مي‌توان يافت. در آنجا او “كَوي” و “هم پيمان راستين” زردشت خوانده شده است (يسن 46، بند 14؛ هومباخ، ج I، ص 172). به نظر مي‌رسد كه سلسله‌ي كَوي‌ها يا كيانيان با كي‌گُشتاسپ به پايان رسيده است (بويس، تاريخ دين زردشتي، ج 1، ص 249) (فردوسی و شاهنامه سرایی،640:1390). در آبان‌يَشت، گُشتاسپ (بند 98) از خاندان “نَوتَره”/ نوذر و پسر “اَوروَت اَسپه”/ لُهراسپ (بند 105) معرفي شده است (همچنين نك. بندهش، فصل 35، بند 26، 35؛ پاكزاد، ص 397-398). در فروردين‌يشت (بند 99-100)، ضمن ستايش فرَوَشي/ فرَوَهركي‌گُشتاسپ، از او با عناويني چون “پارسا”، “تهم”، “متحد با كلام مقدس” و دارنده‌ي گرز نيرومند اَهورايي” ياد شده كه به سان “بازو و ياور” دينِ زردشتي، دين را از بندها رهايي بخشيد و آن را استوار كرد (نك. مولايي: ص 105)، در زامياد يشت (بند 84)، كي‌گُشتاسپ از جمله كساني دانسته شده است كه فرّ كياني آنان را همراهي مي‌كند و از آن رو مطابق دين مي‌انديشد و سخن مي‌گويد و رفتار مي‌كند. همچنين مي‌پذيرد كه بازو و ياور دين زردشتي باشد (همان، بند 85) و دين را از زنجيرها مي‌رهاند (همان، ص 56، بند 86). به علاوه، در زامياديشت (ص 57، بند 87) “تانثر ياونت”، “پِشَنه” و “اَرِجَت اَسپه”/ اَرجاسپ از جمله نابكاراني معرفي شده‌اند كه گُشتاسپ بر آنان پيروز شده است (نك. هومباخ وايجاپُريا، ص 57). موضوع يكي از 21 نَسك (=كتاب) اوستاي دوره‌ي ساساني چگونگي گرويدن گشتاسپ به زردشت و حوادث پس از آن بوده است. اين نَسك اكنون از ميان رفته است، اما خلاصه‌ي آن را كه در فارسي ميانه “ويشتاسپ ساسْت”: “تعليم گشتاسپ” ناميده مي‌شده، در فصل يازدهم كتاب هشتم دينكرد مي‌توان يافت (ص 6). بعلاوه دو قطعه‌ي كوچك و بسيار متأخر اوستايي به نام‌هاي “آخرين پيغامبر زردشت” و “وِشتاسپ‌يَشت” وجود دارد كه اولي شامل دعاي زردشت براي گشتاسپ و دومي، علاوه بر دعاي زردشت براي گشتاسپ، شامل برخي از پندها و اندرزهاي زردشت به گشتاسپ است (تفضلي، ص 64؛ پورداوود، ج 2، ص 271). درباره‌ي زمان فرمانروايي گُشتاسپ اختلاف نظر وجود دارد، چرا كه به زمان زندگي زردشت وابسته است. برخی به پیروی از تاریخ سنتی، که زمان زندگی زرتشت را 258 سال پیش از حمله‏ی اسکندر مقدونی می‏داند، این زمان را اواخر سده‏ی هفتم یا اوایل سده‏ی ششم ق‏م می‏دانند. آمّیانوس مارکِلّینوس، مورخ رومی، نخستین کسی است که کی‏گشتاسپ را همان گشتاسپ، پدر داریوش اول هخامنشی، دانسته است (شاپور شهبازی، ص 172). شایان ذکر است که طبری (ج 2، ص 647-648) آزادی اسیران بنی اسرائیل را از بابل و برگرداندشان را به فلسطین برای بازسازی بیت‏المقدس، که در واقع از کارهای کوروش بزرگ بوده به گشتاسپ نسبت داده است. با وجود این، بسیاری از دانشمندان با دلایل متعدد نشان داده‏اند که زمان زندگی زردشت و دوران فرمانروایی کی‏گشتاسپ اواخر هزاره‏ی دوم یا اوایل هزاره نخست قبل ازم بوده است. بویس (زردشتیان: باورها و اعمال دینی آنها، ص 18) تاریخ حدود 1700 یا 1500ق‏م را پیشنهاد کرده است (در این باره نک. رضایی باغ‏بیدی، تاریخ زبان‏های ایرانی، ص 26-27). بر پایه‏ی افسانه‏ای کهن که به پیش از روزگار ساسانیان می‏رسد، مرکز فرمانروایی گُشتاسپ شهر بلخ بود (نک. بویس، تاریخ دین زردتشی، ج 1، ص 275-276). به روایت بندهش، زردشت در سی‏امین سال پادشاهی گشتاسپ ظهور کرد (فصل 33، بند 15-17؛ فصل 36، بند 7) و پس از آن گشتاسپ نود سال (فصل 36، بند 9)، یعنی جمعاً صد و بیست سال، پادشاهی کرد (نک. فردوسی، ج 5، ص 466، بیت 335: “نشستم به شاهی صد و بیست سال ندیدم به گیتی کسی را همال”؛ همچنین نک. پاکزاد، ص 365-366، 413). طبری (ج 2، ص 683) نیز ظهور زردشت را در سی‏امین سال پادشاهی گشتاسپ دانسته، اما دوران پادشاهی او را به روایتی صد و بیست و به روایتی دیگر صد و پنجاه سال ذکر کرده است. گردیزی (ص 51) ظهور زردشت را در دومین روز پادشاهی گشتاسپ دانسته است. برخی از مورخان نوشته‏اند که گُشتاسپ پیش از گرویدن به زردشت، بر دین صائبین بود (مثلاً ابن بلخی، ص 49؛ طبری، همان جا؛ گردیزی، همان جا). به گزارش روایت پهلوی (فصل 47، بند 7)، دو سال طول کشید تا زردشت بتواند گشتاسپ را به دین خود درآورد (نک. ویلیامز، ص 169). گشتاسپ در گزارش‏های دینی زردشتی جایگاهی بس والا دارد. کتاب پنجم دینکرد (فصل 2، بند 8) او را “رام‏شاه””شاهی که رامش می‏آورد” (کتاب پنجم دینکرد، ص 32) و کتاب نهم دینکرد (فصل 24، بند 5) او را “دلیر آزاده‏ی جنگجو” نامیده است (همچنین نک. آموزگار و تفضلی، اسطوره‏ی زندگی زردشت، ص 120). به روایت کتاب هفتم دینکرد، فَرَوَشی/ فَرَوَهر جنگجویی به نام سریت (اوستایی: “ثریته”) از بهشت به سوی گشتاسپ آمد و گردونه‏ای به او بخشید که نیازی به گردونه‏ران نداشت (نک. بویس، تاریخ دین زردشتی، ج 1، ص 98، حاشیه‏ی 89). جایگاه برجسته‏ی گُشتاسپ را به خصوص در یادگار زریران می‏توان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع آرش، تير، لهراسب، جا) Next Entries منبع پایان نامه با موضوع اردشیر بابکان، دستور زبان