منبع پایان نامه با موضوع دوران اسلامی، شاهنامه فردوسی، فره ایزدی، ابوریحان بیرونی

دانلود پایان نامه ارشد

ماه فروردین روز خرداد و اَوگمدَیچا و یادگار جاماسبی هم این داستان آمده است.
در اوستا و متون پهلوی دربارة نجات يافتن تهمورث از دست اهريمن چيزي نوشته نشده است. در “داراب هرمزدیار” اين داستان آمده است. در “آثارالباقیه” این داستان آمده است ولي به كیومرث نسبت داده شده، همچنين در تاریخ طبری و التاریخ مقدسی. در “روایت مرغنی” نوشته شده است اين داستان در ایرانیان مشهور بوده و در كتاب‏ها و كاخ‌ها تهمورث را سوار بر اهرمن نقاشی می‏کردند. در ترجمه‏ی سنسکریت اَوگمدَیچا و غررالسیرو البدء اين داستان کنایه از تسلط تهمورث بر اهرمن نوشته‌اند. طبري، مرغني، ابن بلخي و فردوسي خط و نوشتن را به تهمورث نسبت داده‏اند.
فره به سوی تهمورث آمد. به وسیله‏ی آن دیو و مردم بد و جادوگر و پری را شکست دهد و بت‏پرستی را برافكند و پرستش خداوند را رواج دهد و اهريمن سي سال اسب او شد.
در اوستا زياد از تهمورث نام برده نشده. فره به سوي تهمورث آمد و ديو مردم بد و جادوگر و پري را شكست داد و پرستش دادار را رواج داد و اهريمن سي سال اسب او شد.
“شاهنامه دینداری طهمورث را به ویژه یاد می‏کند و آن را به وزیر پارسایش به نام «شهرسپ» منسوب می‏دارد
شاهنامه:
چنان شاه پالوده گشت از بدی
برفت اهرمن را به افسون ببست

که تا بید از او فره ایزدی
چو بر تیزرو بارگی بر نشست
(همان: 212).

نام او را نیرومند هم معنا كرده‌اند. در متن‌هاي پهلوي آمده است: در زمان پادشاهي تهمورث مردم از خونيرس به كشورهاي ديگر رفتند (آموزگار، 1386، 52).
پسر بْد مر او را یکی هوشمند
بیامد به تخت پدر بر نشست

گرانمایه تهمورث دیوبند
به شاهی کمر بر میان بر ببست
(شاهنامه فردوسی، 26).
چنان شاه پالوده گشت از بدی
برفت اهرمن را به افسون ببست

که تابید از و فره ایزدی
چو بر تیزرو بارگی بر نشست
(همان: 27).
“به گزارش یاقوت حموی (ج1، ص417)، تیره‏ای از اقوام ایرانی او را نخستین انسان می‏دانستند. ابن قتیبه (ص652) و ثعالبی مرغنی (همان جا) به او سلطنت هزار ساله نسبت داده‏اند. نسبت دادن فرمانروایی هزار ساله به طهمورث ظاهراً حاکی از پایگاه بسیار مهم او در پاره‏ای از روایات کهن‏تر است؛ به ویژه نام او، در کتاب شاهان مندایی، موسوم به “سدراربّا” (sidr¦ Rabb¦) به صورت “زاردانایاطا طاهموَرها” (Zadanayata T¦hmªr¦t) بلافاصله بعد از نام کیومرث، آمده و مدت شهریاری‏اش ششصد سال ذکر شده است (نک. کریستنسن، ج1، ص 237-238؛ مینورسکی، جVII، ص 616، یارشاطر، ج3، ص 532) (فردوسی وشاهنامه سرایی،1390: 325-326). طهمورث نیز مانند هوشنگ معادلی در اساطیر هندی ندارد، اما ذکر اخبار روایاتش، در یشت‏های اوستا، قدمت اسطوره‏ی او را نشان می‏دهد. نام این پادشاه در متن‏های اوستایی (یشت 15، بند 11؛ یشت 19، بند 28) به صورت Urupi- آمده است. در متن‏های دوران اسلامی، طهمورث ملقب به “زیناوند” (پهلوی z§n¦wand)، “زین‏آوند” است که در برخی از متون به صورت مصحف “زیباوند” (حمزه اصفهانی، ص31؛ ابوریحان بیرونی، ص103) و “ریناوند” (مجمل‏التواریخ و القصص، ص 24، حاشیه‏ی 3 و “دیناوند” (همان،ص 417) ضبط شده است. مؤلفان این دسته از متون، بر مبنای نوعی فقه‏اللّغه‏ی عامیانه، لقب اخیر را ظاهراً با لفظ “زین” به معنی “افزار جنگ” ربط داده و زیناوند را “تمام سلاح”، (ابن بلخی، ص 28)، “تمام زین‏افزار” (بلعمی، ص126) و “مرد با سلاح تمام” (حمزه اصفهانی، همان جا؛ مجمل التواریخ و القصص، ص24) و “سلاح پوشیده” (خوارزمی، ص99) معنی کردند. لقب زیناوند در شاهنامه فردوسی نیامده است، مینورکسی (همان جا) تصور می‏کند که فردوسی، به گزارش روایت مربوط به زین نهادن طهمورث بر اهریمن و به کار گرفتن آن پتیاره‏ی آفرینش به سان بارگی، تلویحاً به این صفت اشاره کرده است. لقبی که در شاهنامه فردوسی (همان، ج1، ص35، بیت1) و برخی دیگر از منابع (ابن بلخی، ص 10؛ مجمل‏التواریخ و القصص، همان جا، نوروزنامه، ص8) برای طهمورث آمده “دیوبند” است که ظاهراً این لقب نیز تصحیفی از “زیناوند” است (نک. کریستنسن، ج1، ص 247؛ بهار، ص24، حاشیه3)؛ می‏توان احتمال داد که این لقب در ادوار بعدی به سبب غلبه او بر اهریمن و توفیق او در مقهور ساختن دیوان به او داده شده است (نک. مینورسکی، جVII، ص 617؛ پورداوود، ج2، ص139-140؛ صفا، ص420، قس: ابریشمی، ص203-204 که می‏کوشد تا بین جزء اول ترکیب “دیوبند” و واژه‏ی dipi- به معنی “خط و نوشته” در کتیبه‏های فارسی باستان رابطه‏ی ریشه‏شناختی بیابد و “دیوبند” را صورت دیگری از “دیپی‏وند” به معنی “صاحب خط و دبیری”، بداند) در متن‏های موجود اوستایی اطلاعاتی درباره‏ی تبارنامه‏ی طهمورث دیده نمی‏شود. مطابق گزارشی که در بندهش (دستنویس TD2، ص228، ستون V) آمده، “تهمورث پسر ویونگهان، پسر ینگهت (در متن با املای پازند به صورت iia¥hat) پسر هوشنگ است. این نسب‏نامه با جزئی اختلاف تقریباً در همه‏ی منابع دوران اسلامی، به استثنای فردوسی که طهمورث را پسر هوشنگ می‏داند، ذکر شده است. اطلاعات حاصل از یشت‏ها (یشت15، بند 11-13؛ یشت 19، بند 27-29) در مورد طهمورث حاکی از ارتباط این شهریار با هوشنگ است، چه هردو قهرمان بر دیوان و مردمان فرمانروایی می‏کنند و هردو مأموریت یکسانی دارند و آن غلبه بر دیوان و به خدمت درآوردن آنان است. از سوی دیگر هوشنگ و تهمورث، در فهرست قهرمانان افسانه‏ای، میان کیومرث که در اصل غول آغازین پیش از خلقت بوده و نمونه‏ی نوع انسان شده و جم که نمونه‏ی اولیه نوع انسان در میان اقوام هند و ایرانی بوده، جای گرفته‏اند. از این موضوع کریستنسن (ج1، ص167) نتیجه گرفته است که “هوشنگ و طهمورث در اصل نمونه‏های نخستین انسان و نخستین شاه بوده‏اند که بعد از جدایی هندیان و ایرانیان در دنیای افسانه‏ای ایرانیان وارد شده و جم را از نخستین پایگاه خود بیرون رانده و خود آنان نیز در دوره‏ی جدیدتری جای خویش را به کیومرث داده‏اند”. در آثارالباقیه‏ی ابوریحان بیرونی (ص99) مشابه همین داستان آمده: لیکن به کیومرث نسبت داده شده است. فردوسی خط و کتابت را جزو دانش‏های دیوان به شمار آورده و گفته است که چون طهمورث بر دیوان متمرّد چیره شد و آنان را مقهور ساخت، دیوان از شاه خواستند تا جانشان را بر آنان ببخشاید و در عوض آنان هنر خط و کتابت را به او بیاموزند. با اینکه فردوسی از تعلیم نزدیک سی خط به طهمورث سخن می‏گوید، اما فقط از شش خط رومی، تازی، فارسي، سغدی، چینی و پهلوی یاد می‏کند. مجمل‏التواریخ و القصص (ص39) نیز، در ذکر پادشاهی طهمورث آورده است که “دیوان را مسخّر کرد و در عمارت بیافزود… و اول نوشتن و خواندن در عهد او بود؛ دیوان تعلیم کردند”. در منابع دوران اسلامی، بنای برخی از شهرها را به طهمورث منتسب کرده‏اند. بر اساس روایت طبری (ج1، ص 117، قس: ابن بلخی، ص 63-142) شاپور فارس را طهمورث بنیاد کرد و در آنجا مستقر شد (قس: مسعودی، مروج الذّهب، همان جا)؛ ثعالبی مرغنی (ص9) می‏گوید که غالب بلاد فارس را طهمورث بنیان کرد (قس: ابن بلخی، ص145 که، مطابق گزارش او، کازرون نیز از جمله شهرهایی است که طهمورث ساخته است.). در منابع دوران اسلامی، علاوه بر اختراع خط و فن نویسندگی، احداث بناها و بنیان نهادن شهرها، فهرستی از کارهای مدنی دیگر برشمرده شده که مبدع آنها طهمورث بوده است. به روایت فردوسی (به کوشش خالقی مطلق، ج1، ص35-36، بیت 8-17)، به راهنمایی او مردم موی و پشم میش و برّه را بریدند و به رشتن آنها روی نهادند و به کوشش از آن جامه و گستردنی ساختند. ابداع طنبور، استحصال ابریشم و انگبین از دیگر مواردی است که، به روایت گردیزی (ص66، قس نوروزنامه، همان جا)، در عهد طهمورث به دست دیوان اتفاق افتاده است.
طهمورث زیناونديعني مرد با سلاح تمام (30، پيامبران)، (24، مجمل) در شاهنامه كي‌نامور خوانده شده است (38، شاهنامه (1)). طهمورث يكي از اعقاب هوشنگ بود (4، ثعالبي). طهمورث پسر ايونگهان پسر انكهد پسر اسكهد پسر اوشهنگ (114، طبري (1)). از حسن صورت و علوّ طبع كه ايرانيان آن را فرّ ايزدي گويند، به جدّ خود كيومرث شباهت تمام داشت. او پاكي فرشتگان و ابهت ملكوت را با هم داشت (4، ثعالبي). در شاهنامه در وصف منوچهر آمده است كه او چون طهمورث بلند قامت همچون زاد سرو بود (116، شاهنامه (1)). راه و رسم مسلك و آيين تهمورثي شهره بود و اخلاف او آنرا دنبال مي‌كردند (105، شاهنامه (8)). او مردم را به راه يزدان خواند (37، شاهنامه (1)). اول نبشتن و خواندن در عهد او بود و ديوان تعليم كردند (39، مجمل). گفته‌اند اول كس كه خط پهلوي را به كار برد طهمورث بود (5، ثعالبي). از سگ براي نگهداري حيوانات اهلي استفاده كرد (4، ثعالبي)، (14، اخبار). در زمان طهمورث بت‌پرستي رواج داشت (14، اخبار). طهمورث اول كسي است كه روزه گرفتن بر پاي داشت (31، پيامبران)، (14، اخبار)، (29، فارس). بي‌شاپور از شهرهاي فارس به دست طهمورث ساخته شد و به دست اسكندر ويران گرديد (47، پيامبران). طهمورث از طبقه‌ي پيشداديان دادگر و دومين آنهاست (146، آثار). طهمورث پادشاهي همه‌ي جهان بگرفت (10، فارس)، (129، بلعمي). طهمورث چهل سال پادشاهي كرد (114، طبري (1)). پس از مرگ هوشنگ سيصد سال عالم بدون شاه ماند تا يكي از اعقاب او به نام طهمورث ظهور كرده به سلطنت رسيد (4، ثعالبي)، (120، آفرينش (3)). پس از جنگ با ديوان، طهمورث سي سال ديگر در جهان بماند و سپس از جهان برفت (38، شاهنامه (1)). طهمورث پيش از آنكه شاه شود، پيوسته در جنگ متمردان و ديوان بود و بدين سبب او را ديوبند گفتندي (10، فارس)” (دوستخواه، 1383: 213؛ تفضلی،1354: 118؛ بهار، 1375، 190؛ راشدمحصل، 1389: 200؛ صديقيان، 1386: 58).

8-2 Ahreman [اهريمن]: آفرينش آغازين بدين صورت بود كه هرمزد در نهايت آگاهي قرار داشت و اهريمن در عمق ناداني به سر مي‌برد و از وجود هرمزد بي‌خبر بود و به اين خاطر كه وجودش سراسر رشك بود براي نابودي آفريدگان نيك به جهان يورش آورد و در برابر آفريده‌هاي هرمزد، ديوها آفريد. هرمزد گفت آفريدگان مرا بستاي اما او سر باز زد و گفت خواهان نابودي آفريده‌هاي تو هستم. هرمزد بدو گفت كه تو قادر به انجام هر كاري نيستي و زمان نُه هزار سال براي ارزار بين هرمزد و اهريمن تعيين شد و هرمزد در همان ابتدا نابودي اهريمن را به وي نشان داد و او وقتي نابودي خود را ديد گيج و بي حس شد. سه هزار سال نخست به كام هرمزد سپري شد. سه هزار سال دوم آميختگي آفريدگان نيك و بد. اهريمن در روز هرمزد از ماه فروردين به گيتي تازش كرد در آن روز باران بر همة زمين مي‌باريد و باد همه جا مي‌وزيد و خورشيد بر همه جاي زمين مي‌تابيد. زماني بايد اهريمن نابود شود كه در اوج ستمكاري باشد. در زمان پادشاهي اژدهاك و افراسياب مردم داراي زندگي بهتري بودند. رستاخيز زماني صورت مي‌گيرد كه اهريمن و ديوان نابود شوند و جهان پاك شود. برتري اورمزد بر اهريمن به خاطر آگاهي است كه اهريمن ندارد. در دوران پادشاهي گشتاسپ اهريمن و ديوان به تارترين نقطه دوزخ هجوم برند. در دين زردشتي شمال جايي است كه اهريمن از آنجا هجوم مي‌آورد و به همين خاطر همة اتفاقات بد از آنجا شروع مي‌شود. اژدهاك پليدترين نيرويي است كه اهريمن براي نابود جهان فرستاده است. طبق متون پهلوي در هزارة دوم اهريمن فرمانروايي را به ضحاك مي‌بخشد. در دين مي‌گويند چهار چيز از بدترين كارهايي است كه اهريمن كرده است: نپرداختن مزد كار نيك، عقوبت گناه را انجام ندادن و با اين كارها باعث به وجود آمدن آيين‌هاي نادرست بسيار شد و مردم به اين خاطر كه كار نيك را نمي‌شناختند به سمت آن آييني مي‌رفتند كه در آن آموزش بيشتر بود. اهريمن و ديوان كساني كه خرد كمتري دارند را بيشتر مي‌دهند. اهريمن به زردشت وعده داده بود كه اگر از اين دين دست بكشي به تو سلطنت هزارساله مي‌دهم. و زردشت به خاطر بهره‌بردن از خرد فراوان فريب او نخورد. و گفت به وسيله ستايش از اين دين تو را شكست مي‌دهم. سرانجام اورمزد اهريمن را با همة آفريده‌هاي بدش از آسمان بيرون مي‌كند طوري كه ديگر نتواند

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع شاهنامه فردوسی، خسرو انوشیروان، خسرو پرویز، تاریخ سنتی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع مینوی خرد، فره ایزدی