منبع پایان نامه با موضوع خلیفه الهی، واجب الوجود، کمال انسانی، حقیقت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

تعالی بحث میشود (جوادی آملی، 1389: 16/17).
سالک عقلی در این مرتبه از همان آغاز امر برای درستی راه خود به اثبات علل و وجود مطلق پرداخته و بعد از آن به صفات واجب الوجود و افعالش و آنگاه رابطه افعال با عالَم و موجودات ممکن می پردازد. به بیان دیگر، فیلسوفان در وجود نظر میکنند و در نفس حقیقت آن تأمل می نمایند. پس بر ایشان آشکار میگردد که او واجب بذاته و لذاته است و با وجوب ذاتی او بر بساطت و وحدانیت و علم ، قدرت، حیات، اراده، سمع، بصر وکلام و سایر اوصاف کمالی او استدلال میکند (نصر، 1387: 97). بر این اساس، در این مرحله سالک عقلی با اشرافکامل بر معرفت وجود واجبی و تأمل در صفات و افعال او به اندازه‌ی ادراکش به حدی از کمالات می رسدکه خداوند در آیات خود از آن به «خلیفة الله» تعبیر میکند. (نصر، 1387: 97)
نتیجه اینکه در این سفر، سالک عقلی با بحث از وجوب واجب و صفات و افعال او، همچنین بحث از مشیّت و اراده الهیکه در جهان چگونه عمل میکند و به مسئله‌ی خیر و شر می رسد، سفر را طی میکند و آنگاه نسبت میان انسان و خدا را مطرح می سازد و به این نحو این سفر را با یک ارتباط منطقی انسان با خداوند، مقدمه‌ای برای سفر آخرکه «خود شناسی و معاد شناسی» انسان است، قرار میدهد.

3-3-4. سفر چهارم: خود شناسی
سالک عقلی در سفر آخر به مباحث علم النفس و معاد و رستاخیز انسان می پردازد. و با برگشت به سمت دنیا به کمال سفر خود می اندیشد. صدرا در این رابطه اظهار می نماید:
فیلسوف و حکیم الهی در این مرحله آفاق و انفس را آیات الهی می بیند و از این آثار بر وجوب وجود و ذات الهی استدلال می نماید چنین انسانی در سفر من الحق الی الخلق یک انسان استثنایی است که از نظر طبیعی و فطری و ملکات و هیئات ارادی مراتب کمال را با موفقیت به پایان برده و از فیوضات الهی بهره مند گردیده است و در حد مشترک و واسطه بین عالم امر و عالم خلق شده و پذیرای حق و خلق است؛ چهره ای بسوی حق دارد و چهره ای بسوی خلق؛ هم خلیفه خداوند است و هم رهبری و ریاست انسانها را برعهده دارد (ملاصدرا، 1360: 480).
در واقع، سفر چهارم سفری است که سالک از خلق به خلق با حق آغاز میکند. در این سفر خلایق و آثار و لوازم آنها را مشاهده میکند و به سود و زیان دنیوی و اُخروی انسانآگاه میشود و از رجوع وکیفیت رجوع آنان به سوی حق و نیز از عوامل و انگیزه ها و مدافع و عوایق این رجوع آگاه میگردد. صاحب این مقام دارای مرتبه‌ی نبّوت تشریع شده و نبی نامیده می شود که از مضار و اسباب سعادت و شقاوت خلایق خبر میدهد و سالک در همه اینها، با حق است. زیرا که وجودش حقانی است و التفاتش به خلایق او را از توجه به حق باز نمیدارد (اسدی، 1386: 425 -427).
بنابراین، این سفرکه پایان سفرهای انسان است با گذر از مراتب سلوک و رسیدن به کمال مطلوب و غایت محبوب، آنگاه با حق به سوی خلق برای شرح آنچه که بر وی گذشته و به ارائه نتایج این مراتب عالی پرداخت.

3-3-5. سلوک عقلانی و سعادت انسانی
در فلسفه‌ی صدرایی هدف خلقت اساساً رفتن به سوی کمال است و هر موجودی رو به سوی کمال دارد. در دنیایی خلقت برای هر نقصی کمالی وجود دارد و برای هر قوهی فعلی است. مسیر استکمالی موجودات ادامه پیدا میکند تا نقص‌ها و نارسایی‌ها از بین بروند و هر موجودی به نهایت کمالیکه برای او متصوّر است، برسد.
از دیدگاه وی، خود وجود و ادراک آن خير و سعادت است. هر چه وجود کامل‌تر و خالصتر باشد خير و سعادت آن بيش تر است و هر چه نقص آن بيش تر، شرّ و شقاوتِ فزون تري درآن يافت مي شود. ملاصدرا دربارهی لذت حقیقی درکتاب المبدأ و المعاد میگوید:
لذت و سعادت حقیقی در خود وجود قراردارد خصوصاً در وجود عقلی و نوری. از این رو، در وجود حقیقی و در کمال مطلق ، لذت و سعادت واقعی معنا پیدا میکند. چراکه بهترین، لذت و شوق وجودی و سعادت حقیقی برای انسان است وبرترین لذت‌ها و آرام بخش ترین آرامش هاست، بلکه (باید گفت)تنها به معشوق حقیقی نفسآرام میگیرد. چرا که در آنجا هیچ درد و رنجی وکاستی و سختی وجود ندارد. بنابراین نفوسیکه در سیر استکمالی خود به عقل بالفعل و وجود نوری محض تبدیل شده در آرامشی قرار میگیرند که هیچ درد و رنجی ندارند و به وصالی می رسند که هیچ حرمان و هجرانی ندارند. این معانی بلند و وصول به مقام قرب الهی و محو در جمال و جلال معشوق حقیقی، در وهم نمیگنجد و بسیاری از عوام تنها الفاظی از این عالم معنا وعباراتی از این عشق حقیقی را می شنوند. (ملاصدرا،1381 :2/603)(27)
نظر دیگرملاصدرا چنین استکه سعادت همان وجود است و شعور و معرفت به آن نیز سعادت وکمال است. موجودات دارای مراتب برتر از یکدیگر و متفاوتندکه افضل، اکمل آنها مرتبه وجود حق تعالی است. پایین ترین و پست ترین آنها وجود هیولا، زمان، حرکت و نظایرآن‌هاست. وجود هر چیز برای خودش لذت بخش است.زیرا هر موجود، هم شعور و هم علاقه به خود دارد. (ملاصدرا،1381: 2/ 601)(28)
البته بر اساس تفاوت در مراتب وجود، سعادت حاصل از درک و مشاهده مراتب برتر و اشرف وجود نیز دارای مراتب است. پس همان طورکه هر موجود، وجودش برای خودش لذت بخش است، اگراز وجود علتشکه همه چیزش قائم به اوست، درک واقعی و حقیقی داشته باشد، مشاهده آن و شعور به آن نیز برای او لذت بخشتر از مشاهده‌ی خودش است. چون علت قوام بخش ذات و محقق کمالات و حافظ هویّت اوست. لذا علاقه و شیفتگی به علت بیشتر خواهد بود. وچون موجودات درمراتب وجودی متفاوتند پس سعادت که عبارت از شعور به وجود نیز متفاوت و متفاضل است و همچنانکه وجود قوای عقلی کاملتر و قویتر و اشرف از قوایی حیوانی، شهوی، غضبی و اشرف از قوایی است که جان چهار پایان و دیگر حیوانات را شکل میدهد،
همچنین سعادت در موجودات عقلانی برتر نسبت به سعادت در موجودات مادی و دنیوی لذت بخشتر وکاملتراست (ملاصدرا، 1381: 2/ 601) ملاصدرا در کتاب اسفار در این خصوص با بیان کاملتر می نویسد:
وجود، عبارت از خیر و سعادت و شعورِ به وجود نیز خیر و سعادت است، ولی وجودات به واسطهی کمال ونقص با هم متفاوت و بر هم فزونی و برتری دارند، بنابراین هرچه وجود، تمامتر باشد،آمیزشش به شرّ و شقاوت بیشتر است؛ کاملترین وجودات و برترینشان حق اوّل متعال است و پس ازآن، مفارقات عقلی و سپس نفوس، و پایینترین موجودات، هیولای نخستین و زمان و حرکت است و بعد از آن صورت های جسمی. (ملاصدرا، 1383: 9/121).(29)

همچنین وی در جای دیگر این مطلب را ادامه میدهد:
لذتحقیقی، وجود است، به ویژه وجود عقلی، به واسطهی خلوص و رهائیش از آمیزش با عدم، و به خصوص معشوق حقیقی و کمال واجبی، چون او حقیقت وجود است که متضمن همهی جهات وجودی می باشد، پس لذت بردن از او، برترین لذات و بالاترین آرامش هاست، بلکه خود راحت و آرامشی است که هیچ درد و رنجی با او نیست. (ملاصدرا،1383: 9/ 159) (30)
بر این اساس، از نگاه ملاصدرا کمال و تحقق در انسان امری یکباره نیست. بلکه انسان باید ضمن داشتن استعداد کسب کمالات گوناگون تا بالاترینش را به تدریج و با تمرین نظری و عملی، افزایش معلومات و اتصال به عقل فعال و عقل الهی و زدودن نفس از زشتی‌ها و منوّرگرداندن آن به زیبایی‌ها و در نهایت تهیکردن درون از هر چه غیر الهی است، حاصلکند که این نشان می دهد طی مراتب کمال برای انسان های عادی که به زندگی دنیایی خوگرفته اند، چقدر سخت و طاقت فرساست؛ از این رو، انسان‌های معدودی توان تمرین و تجربه آن را دارند و تنها همین تعداد اندک، شیرینی و حلاوت آن را به جان و دل می چشند. یا به قول خود ملاصدرا:
نفس هر چه کاملتر و از بدن مادّي بيش تر قطع علاقه کند و رجوع بيشتري به ذات حقيقي خود و ذات مبدأ داشته باشد داراي بهجت و سعادت شديدتر و عميقتري مي شود؛ سعادتي که قابل قياس با لذّات دنيوي نيست؛ زيرا اوّلاً در ادراکات عقلي، هم مدرِک و هم مدرَک قوي تر از ادراکات حسّي اند و ثانياً مدرَکات عقلي بيشترند، زيرا کلّ اشيا را شامل مي شوند و ثالثاً صور عقلي، متّحد با ذات نفس هستند و باعث کمال آن مي شوند؛ لذا صور عقلي بيشتر از صور حسّي، ملازم با ذات نفس هستند (ملاصدرا، 1391: 158).
بر اساس این استدلال است که ملاصدرا درباره‌ی کمال نفس می گوید:
کمال ویژهی نفس ناطقه این است که با عقل کلّی متحد شود، و در آن صورت، نظام کامل و تام و خیر افاضه شده از مبدأ کل که ساری در عقل ها، نفس ها، طبیعت ها، و جرم عنصری است، تا آخرین مراتب وجود تقرر می یابد. در نتیجه به جوهر خود، عالم عقلی شودکه در آن، هیأت همه‌ی وجودها قرار دارد: «وَ ینقَلب إلی اَهلِهِ مَسُرُوراً»(انشقاق/9) شادمان، به شأن و رتبه و اهل خود روی آورد (ملاصدرا،1360: 250).(31)

همچنین ملاصدرا معتقد است بهترین نیرو و کمال انسانی قوه عقلی اوست که او را شایسته‌ی مقام خلیفه الهی میکند. بیان او در کتاب اسرار الآیات چنین است:
برترین و بالاترین نیرو که در انسان است و نیروی شایستگی خلافت الهی را در عالم پیدا می کند قوه و نیروی عقلی است، و بالاترین صفاتی که بدان بر تمام فرشتگان برتری پیدا میکند صفت علم است و حکمت. همان طورکه خداوند نبات را خلاصه و برگزیده عناصر و حیوان را خلاصه و برگزیده نباتات قرار داد، همان طور انسان را خلاصه و برگزیده عالم قرار داد، و او را چنا نکه می فرماید بسیارگرامی داشت: «وَلَقَد کَرَّمنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلنا فِی البَّرِ وَ البَحرِ وَ رَزَقناهُم مِن الطَّیِباتِ وَ فَضَّلناهُم عَلی کَثیرٍ مِمن خَلَقنا تَفضیلاً»(اسراء/70) پس نیروی عقل و معرفت را نهایت وجود انسان و مقصود از خلقت او قرار داد، زیرا برتری انسان به نیروی جسم نیست (ملاصدرا، 1381: 220).
ملاصدرا سعادت حقیقی وکمال نهایی را نزدیکی به خداوند و رسیدن به سعادت عالم آخرت، همان کسب علم و معرفت، می داند نه عمل و طاعتِ تنها؛ اگر چه عمل نیک وسیله ای است برای رسیدن به آن، و علم و معرفت عبارت است از میوه‌ی آن که آخرین حد ترقّی و کمال است (ملاصدرا، 1380: 12) کمال آدمی در نزد ملاصدرا هنگامی صورت می پذیردکه بتواند توسط به کارگیری عقل فعّال خود را به کمال برساند چنین کمالی در نزد ملاصدرا توسط عقل نظری صورت می پذیرد در واقع یک جریان اندیشگی است نه حاصل ریاضت های عملی صرف. بیان او درکتاب مفاتیح الغیب به این صورت آمده است:
کمال انسان در ره پیمودن و سلوکش به سوی حق تعالی موکول به کارگرفتن دو قوه می باشد: یا علمی است که به حسب به یقین رسیدن در نظریات دقیق علمی که باریک تر از مو است، و یا عملی است که به واسطه در کار گرفتن قوای سه گانه شهوی و غضبی و فکری، برای تحصیل اخلاق عالی و ملکه علامت صورت می گیرد (ملاصدرا، 1384: 826).
البته باید دانست که ملاصدرا بر این باور است برای رسیدن به کمال موانعی وجود داردیا به بیان دیگر،موانعیاست که باعث عدم رسیدن به کمال در نفس انسان می شود:
علّت عدم تمايل انسان به آن کمال و سعادت برتر از چند چيز است: يکي زمانیکه متعلق بدن و تعلّق خاطر به علایق دنيوي دارد در نتيجه، تخدير از آن حاصل است ناشی از ناحیهی تعلق به دنیا … عامل ديگر، عدم درک معقولات عيني و قناعت به درک وجود ذهني آنهاست. به عبارت ديگر، صرفاً با گردآوري و حفظ صور عقلي، نمي توان به آن لذّات دست يافت، بلکه بايد آنها را مشاهده نمود. (ملاصدرا، 1360: 251)(32)
شاید بر این اساس استکه ملاصدرا میگوید اگر موانع داخلی و خارجی از چهره نفس ناطقه انسانی زدوده شود و انسان به کمال برسد، صورت عالم ملک و ملکوت و شکل و هندسه واقعی عالم وجود بدانگونهکه است در وی تجلی میکند. در نهایت، درجه ای که انسان عقلی در سلوک عقلی خود در جست وجوی آن است و سیر وجودی او به آن ختم می شود در بیان وی در اینگونه آمده است:
بدان که وصول و رسیدن به حق تعالی از تمام نعمت ها و سعادت ها برتر و بهتر است زیرا هر خیر و کمال و هر نعمت و سعادت در دنیا و آخرت قطره ای از دریای بخشش او و پرتوای از نور و شهود اوست. واصل و ریشه هر سعادت و نیک بختی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع حقیقت وجود، سیر و سلوک، جهان شناسی، فلسفه مشاء Next Entries منبع پایان نامه با موضوع واجب الوجود، وحدت وجود، صدرالمتألهین، مبانی فلسفی