منبع پایان نامه با موضوع حرکت جوهری، جوادی آملی، حکمت متعالیه، عالم ماده

دانلود پایان نامه ارشد

و به حسب این وجود فرقی در ما بین واجب و جوهر و عرض نیست، زیرا که مراد از این وجود وجود فی نفسه است. و از برای هر یک حاصل است. اما وجود رابطی عبارت است از وجود لغیره که آن را وجود «مقیّد» نامند و دیگری وجود عرض از برای موضوع، که آن را وجود رابطی نامند. وجود رابط عبارت است از رابطه‌ی اتحّادیه که فی ما بین موضوع و محمول است، و از سنخ معانی و مفاهیم است، و اطلاق وجود بر او باشتراک لفظی است و آن امری است نسبی، و معنائیست بین، معنای آلی و حرفی. و مادام به بر حقیقت خود باقی است، غیر ملحوظ است بالذات و بالاستقلال، و به تبعیّت موضوع و محمول ملحوظ است بالعرض؛ و هرگاه استقلالی ملاحظه شود، از حقیقت خویش منسلخ است (ملاصدرا، 1363: 118).
همچنین به مقتضای فقرِ ذاتی و نیاز ذاتیِ معلول به علت، وجود معلول نسبت به علتش یک وجود رابط است، از طرفی دیگر تمام موجودات خارجی معلولِ خدای سبحان هستند، پس همه‌ی آنها رابط اند. اما در عین حال ما از آنها ماهیات گوناگون انتزاع میکنیم، و این نشان میدهدکه می توان وجود رابط را مستقلاً لحاظ نمود و از آن مفهوم مستقل به دست آورد. در صورتی که با مبدأ نخستین سنجیده شوند، یک سری روابط وجودی هستند. (طباطبایی، 1388: 171-172).
وجودرابطی خود عین اضافه و مدبّر بدن است، نه به لحاظ ماهیت خود. از این رو وجود نفس بر اثر حرکت اشتدادی جوهری لحظه به لحظه از کمالات وجودی شدیدتری بر خوردارمی شود و نفس انسانی در فرآیند حرکت تکاملی، با اعمال و رفتارهای حیاتی، خود به جایی می رسدکه از نحوه وجود استقلالی برخوردار شده و این وجود رابطی را از دست می دهد (ملاصدرا،1383: 9/ 2 -3).
بنابراین آدمی خود حقیقی را هنگامی می شناسد که به درک وحدت وجود نائل آید.که با در نظر گرفتن «ربط محض» بودن وجود معلول و «وحدت شخصی» وجود، قابل تبیین است.در حکمت متعالیه، به وجودیکه فقر محض و وابستگی صرف است، « وجود رابط» گویند.
انسان در نگاه قرآن نیز، در مقابل اسم خدا و فعل خدا، «موجودی رابطی» و حرفی است که هیچ موجودیت، حقیقت و هویتی از خود ندارد و تنها با وجود خدا و فعل او وجود می یابد و معنی می شود. پس انسان و هر موجود ممکن دیگر، به لحاظ وجود رابطی و هویت حرفی اش، تا به اسم و فعل الهی تکیه نکند، نه معنی و مفهومی و نه وجود تأثیری خواهد داشت.(جوادی آملی،1392: 164).
بنابراین براساس تحلیلیکه ملاصدرا از وجود رابط ارائه میدهد. انسان و تمامی ماسوی الله وجودهای رابطی هستندکه عین نیاز و وابسته به وجود مستقل و حقیقی هستند. وجود رابط بودن انسان و همچنین فقری وجودی او خود مبنایی برای تحّول در عرصه های معرفتی و ساحتهای سلوکی انسان سالک قرارگرفته و در سیر و سلوک انسان به سوی خدا برای کسب کمال و غایت قصوی نقش آفرینی میکنند.
2-6. وجود سیّال
حرکت جوهری ملاصدرا با دید متافیزیکی وی درباره‌ی وجود همبسته است. نفس دارای واقعیت واحد و سیّالی است که پیوسته، مراتب و اجزای فرضی آن حادث شده و حدوث هرکدام متوقف بر زوال قبلی و پدید آمدن جزءکمال یافته تر از آن است. بدین ترتیب جزء دومکامل، جزء سوم کامل تر و هر جزء بعدی از درجه وجودی بیشترکمال بالاتری برخوردار است. بنابراین میتوانگفتکه حرکت اشتدادی جوهری یعنی حالتی که هر جزء مفروضی از آن کامل تر از جزء سابق است.
انسان در سفر معنوی و سیر استکمالی خود بسوی خداوند از مرتبه پست به بالاترین مراتب و مقامات در ترّقی است. تکاملی که صدرا از انسان به تصویر میکشد روی دیگر حرکت جوهری اوست؛ در واقع، ملاصدرا به حرکت استکمالی و عروجی عمودی موجودات و انسان معتقد است.
انسانکه در اصل ذاتش تحّول می پذیرد، از طریق اشتداد جوهری به آن حد از تکامل میرسد که از ظلمت ماده فاصله میگیرد و میتواند به صوری که در ذهن دارد، وجود عینی ببخشد. بیان ملاصدرا در این زمینه چنین است:
نفوس انسانی در نخستین مرحله از پیدایش در نهایت نقص و ناتمامیاند،به طوریکه نزدیک است از جمله نیستها و امکانات باشند. سپسآهسته آهسته درجاتکمال را پیموده و در مراتب گوناگون سیر نموده، تاآنکه بعد از سیرکردنطبقات و گذشتن ازآسمان های هفت گانه بالا رفته و به پایان و جایگاه ابدی خویش برسد. (ملاصدرا،1377: 27).(22)

وی نیز در کتاب المبدأ و المعاد تأکید و تصریح می کند که:
دنیا منزلی از منازل سیرصعودی نفس است و انسان مسافر بهسویخداوند و در راه سیر وسلوکبه سوی اوست و برای نفس انسان، منازل و مراحلی استکه مرحلهی هیولانی آغاز و به مرتبه جسمانی، جمادی، نباتی، حیوانی و مرتبهشهوی و غضبی و مرتبه احساس، تخیّل، توهّم تا به انسانیت و در مرتبه انسانیت نیز درجاتو مراحلی را طی میکند تا به مرتبه ملکوتیوقرب الهینایلآید(ملاصدرا،1381: 2/ 835).
همچنین در اسفار مینویسد:
روح (جوهر) انسانی دارای سرچشمههایی است؛ بعضی از آنها مقدم و بعضی مؤخر هستند. مقدم مانند نشئه ی انسانی، حیوانی، نباتی(گیاهی)، جسمی، سرشت و فطرت خالص، و نشئات لاحق مانند: عقل منفعلکه بعد از آن عقل بالفعل و عقل فعال و بالاتر از آن قرار دارد. (ملاصدرا،1383: 8/387).(23)
به عقیده ملاصدرا آیات شریفه ذیل دلالت بر این روند تکاملی تدریجی دارد: انسان از امر عدمیکه همان قوه هیولانی است به وجود میآید «هَلآتی عَلَیالاِنسانِ حینٌمِنَالدّهرِلَم یَکِن شَیئاً مَذکُوراً»(انسان/1) و جمادی مرده ای میشود «کَیفَ تَکفُرُونَ بِاللهِ وَکُنتُم اَمواتاً فَاحیاکُم ثُمَّ یُمیتُکُم ثُمَّ …»(بقره/28) و بعد نبات نامی«وَاللهُ جَعَلَ لَکُمُ الارضَبِساطاً»(نوح/17) وسپس حیوان میگردد «اِنا خَلَقنَا الاِنسانَمِننُطفَةٍ…»(دهر/2) پس ازآن انسان، بشری دارای فکر می شود تا در کارها تصرف کند. و نیز« بِالّذیخَلَقَکَ مِنتُرابًثُمّ مِن نُطفةٍ ثُّمَ سَوَّئکَ رَجُلاً»(کهف/37) بعد از آن انسان معنوی دارای نفس ناطقه است «ثُمَ خَلَقنَا النُّطفَةَ عَلَقَةً… فَتَبارَکاللهَاَحسَنُالخالِقینَ»(مومنون/14) درنهایت اگرتوفیق وعنایات الهی شاملششود جوهری قدسی و روحی معنوی میگردد(ملاصدرا، 1363: 251).
به سخن دیگر، با طرح ابتکاری صدرا می توان برای نخستین بار به چگونگی مراحل تکامل انسان و جهان مادی پاسخ داد و نشئههایسهگانه‌ی انسان را متناسب با نشئه های سهگانه جهان پاسخ گفت؛ انسان با حرکت اشتدادی خود این شایستگی را می یابدکه از عالم ماده و صور طبیعی خود مجرد شود، و با همّت و اراده‌ی خود به سوی کمال وجودیکه غایت نهایی اوست، پیشرود. صدرا معتقد است که:
هر حرکتی بالطبع غایتی، و غایت آن نیز غایتی دارد، تا اینکه به غایتی عقلی منتهیشود؛ پس هر ناقصیدارای شوق و عشقی نسبت به مافوق خود است که باری تعالی آن را در ذاتش به ودیعه نهاده است. تا با عشق،کمال اوّل خود را حفظ کند و با شوق، کمال ثانی خود را طلب کند تا بدین ترتیب عالم با شوق وطلب سافل به عالی و رشحه و عنایت عالی بر سافل انتظام یابد (ملاصدرا،1391: 111).
وی همچنین در بارهی شوق انسان به تکامل را درکتاب مشاعر میگوید:
تنزل وجود از مقام تجرّد و بعد از طی مراحل و قطع منازل تا وصول به عالم ماده در نفس ذات و حقیقت وجود است و این تطوّر ذاتی وجود است. همین طور، سیر آنها در قوس صعود به طرف مبدأ اعلی به حسب نفس ذات و حقیقت می باشد و این حرکت در نهاد و باطن موجودات نهاده شده است، و این عشق و شوقی است که امری ذاتی و عین وجود خارجی آنهاست، نه امر عارضی؛این جنبش به طرف مبدأ، ذاتی و فطری است برای موجودات نه عارضی و زائل (ملاصدرا، 1376: 227).
باید دانست انسان «ثابتِ سیّال» است؛ در طبیعتِ خود سیّال و در گوهر روح خود ثابت است. روح انسان با حرکت جوهری دائم در ترقّی و تکامل است و به واسطه این حرکت میتواند از مرتبه‌ی طبیعت به تجرّد برزخی (مثالی) و سپس به تجرّد عقلی و در نهایت به مقام فوق تجرّد، یعنی مقام الهیکه هیچ حدّ و محدودیت و ماهیّتی ندارد، نایل شود:
نفس انسانی را در هویت، مقام معلومی نیست و در وجود، درجه ی معینی، مانند دیگر موجودات طبیعی و نفسی و عقلیکه همگی مقام معلومی دارند، ندارد، بلکه نفس انسانی دارای مقامات و درجاتی متفاوت است و دارای نشاتی پیشین و پسین، ودر هر مقام و عالمی صورتی دیگر دارد. (ملاصدرا،1383: 8/343)(24)
وی با استفاده از حرکت جوهری بر این مطلب برهان اقامه می‌کندکه:
انسان در آغاز خلقت، جسم است و مانند بقیه‌ی اجسام از ماده و صورت ترکیب یافته است. اجسام دائماٌ در حرکت جوهری هستند و به سوی غایات خویش روان اند. انسان در آغاز کودکی تا زمانی که به سن رشد و بلوغ صوری برسد، انسان بشری و انسان طبیعی است و به عبارت دیگر، انسان اوّل است؛ سپس در این مرحله از وجود به تدریج تصفیه و تلطیف وتهذیب میشود و هر لحظهگامی به سویکمال بر می دارد تا وارد نشئه و مرحله‌ی دیگری به نام نشئه نفسانی و اخرویگردد. و اینچنین انسانی بر حسب این نشئه اخروی «انسان نفسانی» و انسان ثانی است و دارای اعضائی نفسانی استکه در این مرحله از وجود، محتاج به موانع متفرقه و منفصل از یکدیگر نیستند؛ در وجود نفسانی، حواس پنچ گانه در این نشئه از وجود، با وجود جمعی وحدانی موجود می باشند و وحدت و جامعیت آنها در این مرحله از وجود بیشتر و شدیدتر است به طوری که همگی در حس مشترک جمع میشوند. و چون انسان از وجود نفسانی گامی فراتر نهاد و وارد نشئه‌ی عقلانی و عقل بالفعل گردید این چنین انسانی برحسب این وجود «انسان عقلی» و اعضای او همگی اعضای عقلی اند که ما آن را انسان ثالث می خوانیم (ملاصدرا، 1383: 9/96 – 97).
تحّول جوهری همه‌ی سالکان یکسان نیست، زیرا هر متحرکی به اندازه‌ی سعه‌ی هستی خود حرکت می‌کند. سیر جوهری انسان جامع از آن جهت که هستی وی کامل تر از وجود دیگران است، جامع تر خواهد بود.کسی که قائل به حرکت جوهری نیست هرگز پی به تحّول درونی خود نمی برد، چه اینکه غافل از تجرد روح، راهی برای پی بردن به اسرار ماوراء طبیعت ندارد، زیرا کسی که خود را نشناخته از شناخت حقیقت خارج از خود سهمی ندارد. (جوادی آملی،1389: 15).
عمر حقیقی هر انسانی را همان حرکت جوهری او تشکیل می دهد نه حرکت های دیگر که یا راجع به بدن وی می باشد نه راجع به روح او، و یا اگر به روح وی بر میگردد به عنوان لازم یا عرض مفارق او محسوب می شود، نه جوهر هستی وی. و از جهتی که جهان هستی در سه قسم حس و مثال و عقل تقسیم می شود و قوای ادراکی انسان نیز از این سه قسم بیرون نیست و قوای عملی وی تابع نیرو های علمی اوست، بنابراین انسان ها سه صنف اند. بعضی اهل حس و دنیایند و بعضی اهل مثال و آخرت اند و برخی اهل عقل و اهلالله‌اند … و حرکت جوهری هر کسی برابر شناخت وگرایشاوست (جوادی آملی، 1389 : 26).

2-7. جمع بندی و مرور
مبانیمتافیزیکی فلسفهی ملاصدرا همچون، « اصالت وجود»؛ «امکانفقری»؛ «وجود سیال» بستر مناسبی برای فهم وتفسیر هستی انسان سالک در حکمت متعالیه فراهم آورده است.
نکته اساسی این است که ملاصدرا همواره در آثار خود بر لزوم شناخت «وجود» تأکید می ورزد و شناخت وجود راه گشایشی برای فهم و حل مسائل گوناگون انسانشناختی و از جمله مسئله «انسان سالک» محسوب میکند. براساس یافتههایی از مبانی ملاصدرا واستنباط از اصالتوجود و اعتباریت ماهیت، ملاصدرا بر این باور است، آن چیزی که در انسان اصیل است، وجودش است. این وجود انسان است که حقیقت خارجی را پر کرده، و به ماهیتش تحصل و تشخص می‌بخشد.
براساس نظام صدرایی، این وجود اصیل در عین حال مشکک است.هر مرتبه‌ی وجودی آن، نسبت به مرتبه‌ی قبلی اکمل و نسبت به مرحله‌ی بعدی ناقص‌ است. همچنین، انسان بر اساس اصل تشکیک در وجود دارای سه عالم وجودی است: وجود طبیعی، وجود نفسانی و وجود عقلانی.که از نظر صدرا بالاترین مرتبه‌ی وجودی انسان وجود عقلانیاست،که کمالات پایین‌تر خود را داراست.
بنابر نظام معرفت شناسی وی، انسان با مشاهده‌ی حقیقت فقری و رابطی خویش به خدا به ربوبیت او و عبودیت خویش اقرار نموده و بر وجود رابط بودن خود اذعان می‌کند. وجود انسان به دلیل ممکن بودن و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع اصالت وجود، تشکیک وجود، مفهوم وجود، علم النفس Next Entries منبع پایان نامه با موضوع حقیقت وجود، سیر و سلوک، جهان شناسی، فلسفه مشاء