منبع پایان نامه با موضوع جغرافیای سیاسی، جغرافیای انسانی، نظام جهانی

دانلود پایان نامه ارشد

. بنابراين ما نظريه پردازي در جغرافيا و ارتباط آن با علوم انساني را براساس اين وجه مشترك كه از جغرافيا ارائه شده است و اتفاق نظر بر آن وجود دارد عرضه مي‌كنيم.بعضي انديشمندان اضافاتي مانند مديريت،تكنولوژي و فضا بر اين تعريف افزودند.چنين تعريف هايي را بايد به صورت خاص بررسي كرد‌. ‌حتي از تعريف خود مبني بر اينکه جغرافيا رابطه بين انسان,محيط و زمان است به دليل نقدي که بر «زمان» مي گيرند و هنوز مقبوليت عام نيافته است صرفنظر مي کنيم هرچند بر آن باور داريم. جغرافی‌دانان به گونه‌ای سنتی، عده‌ای نقشه‌نگار که به بررسی نام مکان‌ها و تعدادشان می‌پردازند، به نظر می‌رسند. اگر چه بسیاری از جغرافی‌دانان در مکان‌نامی(ذکر نام‌های نواحی) و نقشه‌نگاری آموزش دیده‌اند، ولی‌این کار پیشهٔ اصلی‌شان نیست. جغرافی‌دانان به بررسی پراکندگی مکانی و زمانی پدیده‌ها، فرایندها، ویژگی‌ها و هم‌چنین برهم‌کنش انسان و محیط زیست او به عنوان اثر فضا و مکانِ تحت تأثیر موضوعات مختلف از جمله اقتصاد، بهداشت، آب و هوا، گیاهان و جانوران، می‌پردازند؛ از این رو جغرافیا دانشی میان‌رشته‌ای و فرارشته‌ای است.جغرافیا در یک چینش می‌تواند به طور گسترده به دو شعبهٔ اصلی تقسیم شود: جغرافیای انسانی و جغرافیای طبیعی. اولی تا حد زیادی بر معماری و چگونگی‌ایجاد فضا متمرکز است -که با انسان مشاهده و مدیریت می‌شود و نیز نفوذ او فضا و مکان به خاطر به‌کارگیری و چنگ‌اندازی‌اش به آن می‌فرساید. دومی به بررسی محیط زیست طبیعی و چگونگی به وجود آمدن و تداخل آب‌وهوا، پوشش گیاهی و چرخهٔ زیستی، خاک، آب، و ژئومورفولوژی می‌پردازد. به عنوان برآیندی از این دو زیرحوزه و با استفاده از روش‌های متفاوت، حوزهٔ سومی پدید آمده‌است که جغرافیای زیست‌محیطی نام دارد. به عبارت دیگر:تصورات بسیار گوناگون و گاه غلطی از جغرافیا وجود دارد. جغرافیا فقط حفظ کردن نام مکانها و نقشه برداری نیست هر چند که هر دوی آنها بسیار مهم هستند. جغرافیا علم مطالعه و توصیف چشم اندازهای طبیعی، کوه ها، آب و هوا، رودخانه ها و انسانها در ارتباط با یکدیگر است. علم جغرافیا یکی از بهترین راه ها برای مطالعه جهان است. www.geography-of-iran.blogfa.com))
3-2مفاهیم اصلی در جغرافیا
1-3-2 وسعت
وسعت از عوامل تاثير گذار در ساماندهي سياسي فضا است از آنجاييکه در سرزمين هاي وسيع جمعيت انسان های زيادي زندگي مي كنند و اداره كشورهاي وسيع به صورت متمركز دشوار و عملاً غير ممكن است بنابراين نياز به يك سازماندهي سياسي بسيار پيشرفته است.
2-3-2توپوگرافي
توپوگرافي ، شكل و ارتفاع زمين در توزيع جمعيت تاثير دارد معمولاً نواحي كوهستاني تراكم جمعيتي كمي دارند زيرا آب و هوا به خشونت متمايل است زمين‌هاي كمي براي كشاورزي وجود دارد و حمل و نقل در آن سخت است. از آنجا كه براي نواحي پست آب و هوا معمولاً مساعد است كشاورزي ، سكونت و حمل و نقل در آن راحت تر است و براي تراكم جمعيت بسيار مساعد هستند. ( احمدي پور ، 1390: 148)

3-3-2اقليم
در حالیکه اقلیم و آب و هوا در قلمرو جو و فضای فوق بستر سطح زمین معنا پیدا می کند و آب و هوا از متغیرهای مختلف درجه حرارت ، نم و رطوبت ، جریان هوا و باد ، ریزشهای جوی و.. تشکیل می شود ترکیب متغیرهای مزبور شرایط گوناگونی برای زندگی انسانها فراهم می کند و الگوهای اقلیمی تولید کننده فرصتها و محدودیتهایی برای زندگی انسانها و فعالیتهای اقتصادی ، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می باشد. (کشور دوست، 1389 : 9)
آب و هوا بر توزيع جمعيت تاثير دارد اگر چه مردم مي توانند در مكان هاي سرد و خشك زندگي كنند، اين نواحي تراكم كمي را پوشش مي دهند، چون غذا و آب كافي وجود ندارد. به عبارت ديگر تراكم زياد جمعيت در جايي ايجاد مي شود كه رطوبت و گرماي كافي براي زندگي يك سال يك يا دو گروه انساني وجود داشته باشد. .( احمدي پور ، 1390 :148)

4-3-2منابع آب
آب محور اساسی حیات انسان است آب مطلوب انسانها برای آشامیدن ،کشاورزی ، صنعت ، خدمات بهداشت و.. است. هرچند دو سوم از فضای سطح زمین را آب فرا گرفته است اما آب قابل استفاده برای نیازهای انسان آب شیرین است که درصد بسیار کمی از سطح آبها را شامل می شود و به دلیل افزایش جمعیت ، تغییر الگوی زیست و زندگی ، توسعه بهداشت ، توسعه فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی نیاز به آب شیرین دائما درحال افزایش می باشد و دائما انسانها دچار کمبود آب می شوند. (کشور دوست،1389: 9)
4-2فضای جغرافیایی
فضای جغرافیایی، بازتابی از آگاهیهای اساسی انسان از جهان، تجربیات او از زندگی و وابستگیهای ارادی او با محیط خود می باشد. فضای جغرافیایی، فضای منحصر به فرد برای فرهنگ خاص می باشد. در واقع فضای انسان زده است که تجربیات فرهنگهای خاصی را از زندگی به نمایش می گذارد(حافظ نیا و دیگران، 1389: 81).هر فضای جغرافیایی، ضمن منحصر به فرد بودن، نام خود را دارد، مثل ناحیه مدیترانه، کپنهاک، لندن، صحرا و… فضای جغرافیایی، با تصمیمات انسانی، فردی یا جمعی، اختیاری یا اجباری، آگاهانه یا ناآگاهانه، به طور مرتب تغییر می یابد. اگر بخواهیم پدیده های فضای جغرافیایی را عمیقا مطالعه کنیم، لازم است عوامل و سازمانهای تصمیم گیرنده ای را که این پدیده های فضایی را سامان داده اند بشناسیم و با هدفهای آنها آشنا شویم. این عوامل و تصمیم گیرندگان عبارتند از: نظامهای حکومتی، سازمانهای دولتی، سازمانهای برنامه ریزی، صاحبان صنایع، زمین داران و … در سطوح پایین تر، افرادی که فضای جغرافیایی را جهت زندگی خود انتخاب کرده اند. بدین سان فضای جغرافیایی در بستر محیط طبیعی، در سیر زمان، در گذشته و حال و با تصمیم گیری انسانی عینیت می یابد. (شکوئی، 1382: 300-286)فضای جغرافیایی از عرصه ای سه بعدی و دارای هویت، ساختار، سیستم ها و مرزهای مشخص، و همچنین دارای مقیاس های مختلف و چشم اندازی پویا و دینامیک، که قلمرو زندگی، تحرک، احساس، آرمان و فعالیت انسان ها را تشکیل شده است(حافظ نیا و دیگران، 1389: 82).
بر این اساس فضای جغرافیایی دارای ویژگی هایی بدین شرح است:
هر فضای جغرافیایی دارای مکان و موقعیت، طول و عرض و ارتفاع، محدوده و مرزهای خاص و مشخص است.
هر فضای جغرافیایی براساس عناصر و خصیصه های ساختاری یا کارکردی- و یا ترکیبی از آنها- دارای هویت ویژه است و از سایر فضاها متمایز می شود.
یکی از ارکان اساسی فضای جغرافیایی، جمعیت انسانی است که از آن به عنوان زیستگاه خود استفاده می کند و با عناصر ساختاری آن کنش متقابل دارد.
فضای جغرافیایی دارای عناصر ساختاری است که به طور منطقی با یکدیگر جفت و جور می شوند و فضا از ترکیب آنها آمایش و انتظام می یابد، و در واقع به مثابه جسم و کالبد فضا عمل می کند.
فضای جغرافیایی دارای شبکه ای از سیستم هاست که جریان داده و ستانده را بین عناصر ساختاری (روابط درون سیستمی) و نیز با سایر فضاها (روابط برون سیستمی) تسهیل می کند و به همراه جمعیت به مثابه روح فضا عمل می کند.(حافظ نیا و دیگران، 1388: 127 ).

5-2جغرافیا و سیاست
براي شناخت سياست در يك سرزمين ناچاريم دسته‌اي از واقعيت‌هاي جغرافيايي مربوط به آن سرزمين را كه مي‌توانند بر مسائل سياسي تأثير نهند و يا عملاً تأثير مي‌نهند مورد توجه قرار دهيم. به عبارت ديگر، شناخت جغرافيا يكي از پايه‌هاي شناخت سياست در يك سرزمين است. در عين حال براي شناخت دقيق مسايل و جريان‌هاي سياسي در يك سرزمين به جز توجه به واقعيت‌هاي جغرافيايي بايد به عوامل فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، روانشناختي، حقوقي و سياسي و نظريه‌هاي علم سياست نيز توجه كنيم. توجه به اين مسائل در بسياري از موارد اهميتي بالاتر دارد و صرف توجه به عوامل جغرافيايي نمي‌تواند گرهي از حقايق علمي باز نمايد.. (www.geo-hadadpour.blogfa.com)جغرافیا دانشی است کهن و از علوم پایه به شمار می آید که پیشینه تاریخی مطالعاتش به پیدایش تاریخ نوشته شده تمدن بشری باز می گردد،حال آنکه شاخه سیاسی آن به دانشی کاملا نوین است که همراه با پیدایش مفهوم ملت و حکومت ملتی در قرن نوزدهم پدید آمد.(مجتهدزاده،19:1386) سیاست عبارت است از هرنوع تدبیر و تلاش و فعالیت تعمق و تفکر به اقدام فردی و جمعی در جهت کسب قدرت و به عهده گرفتن اداره امور کشور به نحوی که جامعه و افراد آن در مسیر تحقق آمال و خواسته های خویش قرار گیرند.(مدنی،13:1372)تا قرون وسطای اروپایی،سیاست در خدمت دین بود و بخشی از آن شمرده می شد.به گفته دیگر تا قرن هجدهم،سیاست در خدمت ایدئولوژی انسان بود.با پدیدآمدن مفاهیمی چون “ملت”،”حکومت ملی”،”اقتصاد جهانی” و”روابط بین الملل” در دوران مدر،سیاست رفته رفته در خدمت اقتصاد و رسیدن به اهداف اقتصادی قرار گرفت.در دوران پست مدرن که فروپاشی نظام دو قطبی در جهان آغاز شد ،زیر بنای شکل گرفته نظام جهانی بر اساس تفاوت ایدئولوژیک”شرق” و”غرب” دگرگون شده و بتا جهانی شدن اقتصاد بازارآزاد،نظام جهانی جنبه ای اقتصادی پیداکرد.بدین ترتیب نقش سیاست در خدمت اقتصاد،ژرفتر از گذشته شده و سیاست در رابطه با جغرافیا دوران کاملا تازه ای را در مطالعات علمی منطقه ای و جهانی بشر آغار کرده است.( مجتهدزاده،20:1386) سیاست به عنوان مهم ترین فعالیت نوع بشر و متأثر از ایدئولوژی های گوناگون، تأثیرات عمیقی را بر فضای جغرافیایی به جا می گذارد. و عبارت است از: مفاهیم و نهادهای سیاسی، بازیگران، فرآیندها و مکانیسم های تصمیم ساز که بر پایه یک نظام ارزشی پدید آمده و با پشتیبانی عامل قدرت و جوهر حاکمیت مستتر در آن، بر فضای جغرافیایی تأثیر گذاشته و از آن تأثیر می پذیرد. در واقع سیاست به منزله یک نوع تصمیم گیری می باشد که به وسیله قدرت مشروع حمایت، تنظیم، تصویب و اجرا می شود؛ در این پروسه به سه دسته عوامل مانند بازیگران، فرآیند ها، و مستندات سیاسی تأثیرات عمیقی را بر فضای جغرافیایی می گذارند(حافظ نیا و دیگران، 1389: 74).
6-2جغرافیای سیاسی
جغرافياي سياسي در معناي عام، به بررسي اين موضوع مي‌پردازد كه چگونه علوم سياسي به وسيله جغرافيا گسترش مي‌يابد. در ابتدا، جغرافياي سياسي، تأثير ویژگی‌های طبيعي زمين، پراكندگي قاره‌ها، اقيانوس‌ها، رشته كوه‌ها و رودخانه‌ها برجايي كه انسانها به واحدهاي سياسي نظيرامپراطوري‌ها و كشورها تقسيم كرده بودند و همچنين رقابتي كه ميان اين واحدها براي كسب قدرت و برتري وجود داشت را مطالعه مي‌كرد. اما امروزه، اين مفهوم به طور قابل ملاحظه‌اي تغيير كرده است. جغرافياي سياسي بر اساس تأثير گذاري طبيعت بر تصميم گيري انسان‌ها و اثر تصميم گيري آن‌ها بر محيط طبيعي مورد مطالعه مي‌باشد. بنابراين جغرافياي سياسي، يك مجموعه از ايده‌هاي فلسفي و سياسي درباره رابطه جغرافياي با سياست و بالعكس مي‌باشد كه از مطالعات جامعه‌شناسي، انسان شناسي و بررسی‌های نژادی و روابط بین‌الملل و حتي در بعضي مواقع از علم حقوق نيز بهره مي‌گيرد (زین‌العابدین ،1386، 9 )در جغرافياي سياسي هدف مطالعه‌ي جغرافيايي است و منظور از آن بررسي جغرافيايي يك واحد متشكل سياسي است كه در اين راه ارتباط بين پديده‌هاي جغرافيايي اعم از طبيعي، اقتصادي، سياسي و انساني مورد بررسي قرار می‌گیرد. از اين رو، جغرافياي سياسي بيشتر به تصميمات و فرآيندهايي كه الگو هاي جغرافيايي را تغيير مي‌دهد نظر دارد. (زين العابدين ،1389، 116)
1-6-2ماهیت و قلمرو جغرافیای سیاسی
ظهور جغرافیای سیاسی به صورت یک شاخه منسجم جغرافیای انسانی از پدیده های قرن بیستم است.جغرافیای سیاسی به عنوان شاخه ای از جغرافیای انسانی طی دو دهه اخیر با توجه به مکتب های جدید فکری و بهره گیری از روش های علمی جایگاهی مهم در میان علوم اجتماعی یافته است.کمک جغرافیدانان سیاسی به پیشبرد مطالعات علوم اجتماعی ،به ویژه رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل،از دو جهت قابل توجه است:یکی با بررسی تاثیرات عوامل متغییر فضایی،نظیر مکان،موقعیت،چهره زمین،فرهنگ و شیوه های فرهنگی و ادراک و تصمیم گیری بر استقرار حکومت ها و روابط میان آنها و دیگری با بررسی نحوه اثر گذاری

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع جغرافیای سیاسی، شهرستان رودبار، هویت دینی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع جغرافیای سیاسی، افغانستان، نیروی دریایی