منبع پایان نامه با موضوع جرم سیاسی، افساد فی الارض، قرآن کریم، مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مردم را دارد، اگر قصد جان یا مال یا ناموس مردم را داشته باشد، به طریق اولی محارب است و از این طریق نیز قطعا امنیت و آسایش عمومی سلب می‌شود.
در باب قول غیرمشهور فقها باید گفت ، ماده 279 قانون جدید مجازات اسلامی حکم جدیدی را در تعریف جرم محاربه ذکر نکرده است. مشهور فقها نیز در اقوال خود، به تشهیر یا تجهیز سلاح محارب به قصد جان، مال و ارعاب مردم اشاره کرده‌اند؛ بنابراین در این‌باره قول غیرمشهوری وجود ندارد.
اما در خصوص محور دوم بحث – مطلق یا مقید بودن محاربه – برخلاف قول مشهور، نظر برخی از فقها بر مقید بودن جرم محاربه به حصول نتیجه مجرمانه است؛ با این توضیح که عمل محارب باید موجب سلب امنیت و ایجاد رعب و هراس در میان مردم شود.
از جمله فقهایی که نظر به مقید بودن محاربه داشته‌اند، صاحب جواهر است. از منظر وی، اگر محارب یک نفر باشد و یک نفر را بترساند، به گونه‌ای که در نتیجه اقدام وی فساد فی‌الارض تحقق یابد، چنین شخصی محارب است. وی در جای دیگری به صراحت بیان می‌کند همان گونه که وقوع ترس در میان مردم بدون داشتن قصد اخافه از جانب کسی، موجب تحقق محاربه نمی‌شود، داشتن قصد اخافه و عدم وقوع رعب و هراس و اخذ مال نیز، محاربه محسوب نمی‌شود. ( نجفی ، 1262ق : 571 ) برخی از مراجع نیز بر تقید جرم محاربه بر حصول نتیجه اعتقاد دارند. در بیان دلیل مقید بودن محاربه بیان شده است که حرمت محاربه به دلیل ایجاد خوف ناشی از اقدام محارب است، نه صرف اخافه. قانون‌گذار نیز در تعریف محاربه در ماده 279 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، نظریه مقید بودن را پذیرفته است و به صراحت بیان داشته که اقدامات محارب باید به نحوی موجب ناامنی در محیط شود.
1-2-2- جرم سیاسی
هر فعل یا ترک فعل که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تامینی و تربیت باشد جرم محسوب است. هیچ امری را نمی توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تامینی و تربیتی تعیین شده باشد. تعریف روشنی که می توان برای جرم سیاسی پیدا کرد این است که اولا جرم ناشی از فکر سیاسی باشد یا از یک موسسه و دستگاه سیاسی . دوما به معنی اخص جرمی است که مخالف نظم سیاسی خارجی یا داخلی کشور باشد؛ مانند توطئه برای تغییر شکل حکومت. ( جعفری لنگرودی، 1378-190)
علی رغم تفاوت هایی که جرم سیاسی با جرم عمومی در مقام برخورد با متهم یا مجرم سیاسی دارد و با وجود این که سیاسی شمرده شدن یک جرم نوع خاصی از رفتار با مرتکب آن را موجب می شود و آثار و توابع قابل توجهی دارد تعریف آن واضح و روشن نیست و اینکه قانون اساسی به این نکته تصریح کرده است که تعریف جرم سیاسی را قانون معین می کند در هیچ یک از متون قانونی نمی توان تعریفی برای جرم سیاسی یافت یا با تمسک به قوانین جزایی جاری، جرم سیاسی را از جرم عمومی تمیز داد.
جرم سیاسی به هر عمل مجرمانه ای اطلاق می شود که انگیزه ارتکاب آن سرنگونی نظام سیاسی و اجتماعی و اختلال در مدیریت سیاسی و صدمه به زمام داری کشور باشد این جرم ممکن است به تنهایی و یا همراه جرایم عمومی، اجتماعی و امنیتی ارتکاب یابد در اصل 168 قانون اساسی از جرم سیاسی اسم برده شده ولی تعریف آن بر عهده قوانین عادی گذاشته شده است.
دراصطلاح فقهی جرم سیاسی یا بغی به عملی گویند که گروهی از مسلمانان که تشکیلات قوی دارند و از فرمان و اطاعت ولی امر مسلمین در اثر شبهاتی بی‌اساس که برای آنان بوجود آمده، خارج گردیده با قصد و اختیار اقداماتی را انجام دهند خواه عمل از راه فساد فی الارض و محاربه و یا از راه جاسوسی برای دولت‌های اجنبی و یا جنگ مسلحانه با حکومت اسلامی و یا امور دیگر صورت گیرد.
جرایم سیاسی اصولاً به عنوان جرایم ضد امنیت کشور به شمار می‌آیند و با ارتکاب آن امنیت کشور مورد تهدید قرار می‌گیرد و در برخی از موارد هدف مرتکبین تغییر نهادها و سازمان‌های متشکل کشور است و مرتکبین این جرایم با توجه به اعتقادات خویش دارای انگیزه‌های آرمانی می‌باشند و عمل خویش را نوعی عمل قهرمانانه می‌دانند. این اعمال بر علیه امنیت کشور با دارا بودن دو شرط اساسی ذیل جرم تلقی نمی‌شوند:
الف ) عدم مشروعیت نظام حاکم ازدیدگاه واعتقاد مردم.
ب ) همراهی اکثریت مردم جامعه با مرتکبین این اعمال ( نجف ‌پور ، بي تا:1 )
1-2-3- مفسد فی الارض
در فارسی فساد به معنای تباه شدن، نابود شدن، از بین رفتن، متلاشی شدن و نیز به معنای تباهی و خرابی و فتنه و آشوب و شرارت و بدکاری آمده است.( معین ، 1387: 511 ) چنین نيز آمده است: الفسادُ نقیضٌ الصلاح بن عباد ( بي تا:288 ) همچنين فساد یعنی تباهی، که در لغت آنرا را ضد صلاح گفته اند. ( قرشی ، 1374 : 174 )
در جهت روشن تر شدن این موضوع به تبیین لغوی افساد فی الارض می پردازیم :
1-2-3-1- فساد
در ۴۹ آیه از آیات قرآن کریم مشتقات واژه »فسد« استعمال شده است که نشانة اهمیت این موضوع است. فساد به معنای نقیض صلاح و ضد صلاح به کار رفته است .( فراهیدی، ۱۴۰۹: ۲۳۱ ) همچنین واژة« فسد » و « فساد » به معنای زوال صورت از ماده، تغییر، بطلان و اضمحلال ، قحط و خشکی و گرفتن مال به صورت ظالمانه (فیروزآبادی، 1424: ۲۷۷) به کار رفته است که همگی این معانی را می توان از مصادیق معنای نخست (ضد صلاح) برشمرد. راغب، فساد را به معنای خارج شدن شیء از حالت اعتدال دانسته و می نویسد:
الفساد خروج الشی عن الاعتدال، قلیلاً کان الخروج عنه او کثیراً و یضاده الصلاح و یستعمل ذلک فی النفس و البدن و الاشیاء الخارجة عن الاستقامة (راغب، 1424: ۶۳۶)
تعریفی که راغب از فساد ارائه می دهد، به نظر می رسد تعریف جامعی است که مصادیق دیگر فساد را نیز در خود جای می دهد. تتبع در آیات قرآن نیز مؤید کلام راغب است؛ زیرا به رغم آنکه معنای فساد درسوره روم آیه 41 « ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس » به مفهوم قحطی وخشکی و در سوره قصص آیه 83 « للذین لا یریدون علواً فی الارض و لا فساداً» به معنای گرفتن مال دیگری به قهر و غلبه و به صورت ظالمانه و در سوره انبیاء آیه 121 « لو کان فیهما الهة الا الله لفسدتا » به معنای بطلان و اضمحلال به کار رفته است، لیکن قدر جامع همگی آنها تحقق امری بر ضد صلاح و خارج شدن امر از حالت اعتدال است.
با توجه به معنای لغوی فساد می توان قتل، ظلم، کفر، جنگ، تضییع حقوق دیگران و اخلال در احکام الهی، قوانین ومقررات اسلامی را که همگی ضد اصلاح اند، از مصادیق افساد برشمرد.
1-2-3-2- سعی
واژه سعی و مشتقات آن در قرآن کریم در ۲۶ مورد به کار رفته است. سعی در لغت به معنای راه رفتن ( فیروزآبادی، 1424: ۱۱۶۵ ) عمل، کسب و تصرف در چیزی، دویدن آهسته یا راه رفتنی که بین دویدن ورفتن عادی باشد (جوهری، 1420: ۳۴۵ )
جدیت در انجام کار ، تلاش، کوشش و جهد و معانی دیگری به کار رفته است.
سعی راه رفتن سریع و تند است که در حد دویدن است. این کلمه برای نشان دادن جدیت در انجام کاری استعمال می شود، خواه آن کار بد باشد یا خوب .
یکی از محققان نیز پس از بیان معانی مختلف سعی می نویسد: اصل در ماده سعی عبارت است از مرتبه ای از جهد و کوشش… این معنا در هر موردی به حسب خودش به کار می رود . با تأمل در معانی سعی مانند عمل، کسب، جهد، راه رفتن سریع و همچنین با توجه به فهم عرف از واژه سعی، این احتمال تقویت می شود که هرگاه قرینه ای در بین نباشد، باید سعی را به همان معنای جدیت در انجام کار و جهد و کوشش گرفت. در هر حال واژه سعی اگر معنای دیگری نیز داشته باشد، در آیه افساد « مائده، ۳۳ » به همان معنای جدیت در امر به کار رفته است. ( راغب، 411:1424 )
1-2-3-3- فی الارض
با وجود روشن بودن معنای این عبارت، در مورد اینکه مقصود از « فی الارض » چیست، دو احتمال وجود دارد؛ احتمال نخست آن است که محل حلول فساد و ظرف ارتکاب این گناه کره خاکی زمین است. به این ترتیب افساد فی الارض بر هر گناهی که در روی زمین صورت گرفته باشد، صادق خواهد بود؛ هر چند گناهی کوچک و در محلی دور از چشم دیگران ـ مثلاً خانه ای ـ بوده و اثر تخریبی آن از همان محدوده کوچک فراتر نرود. احتمال دیگر آن است که قید « فی الارض » کنایه از گستردگی عمل مرتکب وگویای بر پا کردن فساد در منطقه یا ناحیه‌ای از زمین باشد. این احتمال با برداشت مفسران و فقها و نیز فهم عرفی از این عبارت مناسب تر است.
در چگونگی جمع بین دو آیه ۳۲ و ۳۳ سوره مائده دو قول وجود دارد. بر اساس قول نخست « فساد فی الارض» که در آیه ۳۲ آمده است، با « یسعون فی الارض فساداً » که در آیه ۳۳ آمده است، به یک معنا بوده و عبارت «‌یسعون فی الارض فساداً» به معنای « یفسدون فی الارض فساداً » می باشد. بر اساس قول دیگر که به احتیاط نزدیک تر است، عبارت آیه ۳۳، بیان شرط « افساد فی الارض » است؛ این گونه که علاوه بر تحقق « فساد فی الارض » در خارج، باید مرتکب در بر پا کردن فساد سعی و تلاش و جدیت نیز داشته باشد. البته در بسیاری از موارد صرف آثار گسترده نامطلوب عمل مرتکب می تواند حاکی از سعی او در افساد تلقی گردد.
با توجه به این مقدمه، معنای افساد فی الارض مطابق قول نخست بر پا کردن فساد در منطقه و یا ناحیه ای از زمین است. تحقق چنین فسادی به آثار تخریبی گسترده و وسیع است. بر اساس قول دوم، معنای « فساد فی الارض » نیز عبارت است از کوشش و تلاش مستمر برای بر پا کردن فساد و آلوده سازی ناحیه و منطقه ای از زمین. قید تلاش و کوشش از عبارت (یسعون) و قید بر پا کردن فساد در ناحیه ای از زمین از عبارت( فی الارض) و قید تداوم و استمرار عمل و اصرار بر آن از هیأت مضارع ( یسعون) به دست می آید.
1-2-4- بغی
بغی در لغت دارای معنای متعددی است به معنی تعدى ، یعنی هر چیزی که از حد خود تجاوز کند؛ یعنی افراط کردن بر مقداری که حد آن حد شیء است آمده است . همچنین به معنی طلب توأم با تجاوز از حد آمده است . این معنا با مطلق تجاوز قابل جمع است؛ زیرا تجاوز، از طلب جدا نیست. هر جا که تجاوز هست، طلب نیز هست (قرشى،207:1374 ) واژه « بغی » در لغت « زنا » کردن، از حد خارج شدن و تعدی نمودن است و اسم فاعل آن « باغی » است. بغی به معنای فاسد کردن نیز به کار رفته است و گفته اند در اصل حسد ورزیدن است و ستمگر را باغی دانسته اند چون که حسادت ورزیدن نهایتا به ستمگری و ظلم دست می آلاید. « بغی علی الناس، یعنی به مردم تعدی و ستم کردن». ( اصغری ، 1390 : ۴۱ )
همچنین بغی به زن زناکار نیز اطلاق گردیده است چراکه از حد عفاف و پاکدامنی تجاوز کرده است. (پیوندی ،1388: ۱۱۶ ) . فقیه عظیم الشأن و بزرگ تشیع حسن بن یوسف بن مطهر معروف به علامه ی حلی از فقهای قرن هفتم هجری، اهل بغی و بغات را چنین تعریف کرده است: « باغی و اهل بغی » هر کسی است که بر امام و پیشوای عادل خروج کند و مسلحانه بشورد. جهاد این فرقه با دعوت و درخواست آن امام و یا کسی که آن را امام تعیین و منصوب کرده باشد بر مسلمانان واجب است به طور کفایی، مگر آن که توبه نمایند و… . ابوالقاسم، نجم الدین، جعفر بن حسن، معروف به محقق حلی نیز « بغات » را به همین تعریف کرده است. ( شکوری، 15:1377)
پس تا این جا هم معنای لغوی و هم معنای اصطلاحی و فقهی بغی و باغی معلوم شد. فقها، جنگ جمل، نهروان و صفین را نمونه ی تاریخی جنگ با اهل بغی معرفی کرده اند.
1-3- مستندات جرم بغی
جرم بغی در منابع اسلامی آمده است و این مستندات شامل قرآن و سنت می باشد که به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد :

1-3-1- قرآن کریم
در قرآن آیات بسیاری موجود است که کلمه بغی در آنها به کار رفته است و هر کدام دارای اشتقاقاتی از ریشه بغی می باشند. اما در آیه ۹ سوره حجرات واژه ( بغی و بغت) به معنای مورد نظر ما به کار رفته است. در این آیه خداوند می فرماید: « و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا، فاصلحوا بینهما، فان بغت احدیهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفئی الی امر الله فان فائت فاصلحوا بینهما بالعدل و اقسطوا، ان الله یحب المقسطین »
خداوند متعال در آیه 9 سوره حجرات میفرماید: « هرگاه دو گروه از مؤمنان با

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، نیازهای فردی، علامه طباطبایی، زین العابدین (ع) Next Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، نظام اخلاقی، رفتار اخلاقی، نظریه پردازی