منبع پایان نامه با موضوع انسان کامل، تشکیک وجود، اسفار اربعه، اصالت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

این نظریه جهت تبیینکثرت جهان استفاده کند.
نظریه تشکیک وجود بیان میکندکه تفاوت موجودات مانند شباهت آنها به اصل وجود باز میگردد هر مرتبه وجود، متفاوت از مرتبه دیگری از وجود است و این تفاوت، به اصل وجود باز میگردد، همچنانکه وجه مشترک هر مرتبه وجود با دیگر مراتب وجود به اصل وجود، باز میگردد. ملاصدرا بر مبنای تشکیک، به تحلیل مراتب نفس نیز میپردازد:
نفس نیز در هر مرتبه و مقطع فرضی خود تمامکمالات مادون و کامل تر از آن را به دست میآورد؛ یعنی وجودی واحد و در عین حال متکثر دارد. یک حقیقت است اما در ذات خود مراتب مختلفی دارد. بهتعبیردیگر، وحدت در عینکثرت دارد. مراتب مختلف وجود از ضعیف ترین مرتبه یا قویترینآن، در اصل وجود از هم فاصله دارندکه این فاصله تا بی نهایت پیش میرود. پس مراتب وجودی انسان نیز بنابر عقیده ملاصدرا دارای تشکیک است و به شدت و ضعف متصف میشود: مراتب وجودی انسان از مرتبه اخّس آن بدن تا مراتب اشرف و اعلای آن، دارای نقص وکمال است (ملاصدرا،1376 :9).
ویدرکتاب اسفار این مطلب را چنین توضیح میدهد:
وجود نفس انسان نیز در هر مقطع فرضیخویش تمامکمالات مادون را کاملتر از آن به دست میآورد؛ همانگونهکه مراتب وجود به طور یکنواخت از پایین به بالا شدید و شدیدتر میشود. وجود نفسآدمی هم در این سیر تشکیکی با قوا و صورت های ادراکی خود اتحاد مییابد و شدیدتر می شود. و شدیدترشدن نفس به معنای سعه وجودی یافتن آن است (ملاصدرا،1383: 9/ 2-7).
ملاصدرا در کتاب المبدأ و المعاد هم به این مسئله تصریح میکند:
انسان مراتب و درجات متعددی داردکه خداوند متعال آنها را به ترتیب طولی خلق کرده که یکی بالاتر از دیگری است. پس همانگونه که مرتبهی وهم بالاتر از مرتبهی حس است و مرتبهی عقل بالاتر از مرتبهی وهم، و همانگونه که کودک در دوران طفولیت، محسوسات را درک می کند، ولی معقولات را درک نمی نماید؛ زیرا به آن مرتبه هنوز دست نیافته است همین طور برخی از کسانی که به کمال حقیقی رسیده اند با نور ایمان حقیقی چیز هایی را درک میکنند که صاحبان عقل های عادی آنها را درک نمیکنند؛ زیرا به این مشرب شیرین و مقام شریف نرسیده اند (ملاصدرا، 1381: 2 / 422-423).
با توجه به سخنان پیشین ملاصدرا، مسئلهی «عوالم وجودی» را نیز بر بنیاد اصالت وجود و تشکیک وجود باید استوارکرد.عبارت ملاصدرا در مورد عوالم وجودی چنین است:
موجودات را مراتبی است و وجود را نشآت و عوالم متفاوت وگوناگونی است که برخی از آنها تمامتر و برتراند و برخی دیگر ناتمام و پست تر، مانند نشئه الهی و عقلی و نفسی و طبیعی، و هر نشئه را احکامی و لوازمی است که مناسب با آن نشئه است. (ملاصدرا ،1383: 6 / 277)
از دیدگاه او، همانطورکه هستی دارای سه مرتبه مادی، مثالی، عقلی است، نفس انسان نیز حقیقتی است که بالقوه مشتمل بر این مرتبه است، در عین حال که وحدت شخصیاش را حفظ می کند (ملاصدرا، 1383 :9 / 194).
به نظر صدرا، عوالم وجودی انسان به این صورت است که مرتبه اول:
انسان ازآغاز کودکیاش تا بلوغ صوری طبیعی اش( بشر طبیعی) انسان بشری یا انسان اوّل است، سپس در این وجود به تدریج ترقی می‌کند وصفا و لطافت پیدا می‌کند تا آنکه مراتب نفسانی بر وی آشکار میگردد (ملاصدرا،1383 :1/ 95-97).
دربارهی مرتبه وجودی دوم برای نفس می گوید:
انسان نفسانی، یا انسان دوم ، او را اعضائی نفسانی است که در وجود نفسانیش نیازی به مواضع متفرقه، آنگونهکه هنگام وجود طبیعیش در مادهّ بدنی ظاهر شد ندارد، زیرا حواس در این وجود متفرق اند و نیازمند به مواضع مختلف هستند. (ملاصدرا،1383: 1/ 95-97). این انسان نفسانی در وجود، جوهری است متوسطبین انسان عقلی و انسان طبیعی. (ملاصدرا، 1391: 157)(19)
مرتبه سوم نفس، مرحله عقلی است و مظهر و نماد آن قوه عاقله از انسان است آنگاهکه عقل بالفعل میگردد و این مرتبه از وجود خیر محض و نور صرف است ملاصدرا چنین میگوید:
انسان عقلی، شی واحد مبسوطی است بدین علتکه دارای ذاتکاملی است،که در وجودکمالیِ خود و وجود بقاییِ خود، به تفصیل و ترکیب نیروها و جوارح نیازی ندارد؛ ازاین رو مادامکه امر عقلی باشد، هرآنچه متعلق، به او، و مستحق آن است با خود دارد، وآغاز و غایتش یک چیز است. و علتآغازش هم علتی تامه است، و در واقع ماهو و لم هوی آن چیز می باشد. واگر از مقام خود تنزل پیداکند، و ذاتش امتدادیافته و مراتبش بسط پیدا کند، نیروهایش در مواضع گوناگون مختلف می شود؛ زیرا نقص و قصور، علت تکثر است. در نتیجه علت آغازش، غیر از علت تمامش خواهد بود، زیرا دارای مراتب متفاوتی است؛ ولی همگی دارای غایتییکسان هستند و رو به غایتی واحد دارند (ملاصدرا،1383: 356) (20)
بنابراین، انسان عقلی حقیقت کلیه و مظهر اسم الله و کلمه او و روح اوست. «وَکلمتُهُ اَلقاها اِلی … وَروُح مِنه»(نسا/171) و«فَاذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَختُ فیه مِن رُوحی فَقَعُوالِه ساجدینَ»(حجر/29) افراد و اشخاص انسان مثال های این اصلیه اند و مشاعرو تصاویر ذهنی او مظاهراین حقیقت می باشند
( ملاصدرا،1383 :9/ 17).
تعبیر ملاصدرا دربارهی مراتب تشکیکی نفس انسان در تفسیرکبیر خود چنین است:
انسان عقلی همان انسان تام کاملی است که همه ملائکه به سجده در برابر او و اطاعت از او بودند؛ وانسان نفسانی همان انسانی است که پیش از هبوطش به عالم ماده و طبیعت درجنّت جای دارد و انسان طبیعی یا جسمانیکه مربوط به عالم سفلی است مخلوطی از خاک می باشد و منزلگاه مرگ و فساد و شر و دشمنی و خصومت است چنانکه خداوند سبحان می فرماید: «اهبِطوُابَعضُکُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ وَ لَکم فی الارَضِ مُستَقَرّ وَمَتاعٌ اِلی حینٍ»(بقره/36) (ملاصدرا، 1364 : 3 / 107).
ملاصدرا این عوالم وجودی انسان رادر جلد هفتم اسفار توضیح میدهد و میگوید:
به این نحوکه نفس انسان درآغازش تکونش وجود طبیعی و مادی دارد که مبتنی بر حدوث جسمانی اوست. این مرتبه ادنی نفس است. سپس بر اساس حرکت جوهری، مراتبی از کمال را طی میکند تا به تدریج وجودش الطف و اقوی شود و به مرتبه نفس برسد. در این مرتبه است که نفس انسانی به مرتبه تجرد مثالی صعود میکند و صاحب قوه تخیّل میگردد.آنگاه قلیلی از افراد می توانند از این نشئه وجودی یا به دست آوردن کمالات عقلی به مرتبه انسان عقلی منتقل شوند. (ملاصدرا،1383 :9/ 194) در این مرتبه، نفس انسان در جانب علم، عقل مستفاد می شود و به عقل فعال اتصّال می یابد و در جانب عمل بعد از تخلیه و تجلیه و تحلیه و طی اسفار اربعه الی الله به مقام انسان کامل و خلیفه خداوند بر روی زمین نایل میگردد. این چنین انسان کاملی، مظهر مجموع اسماء الهی است که مشمول اسم اعظم الله است بصرش مرتبط با حقیقت اسم بصر، سمعش با حقیقت اسم سمیع و…تولدش مرتبط با اسم «اِنّی الجاعِلٌ فِی الاَرضِ خَلیفَهً»(بقره/15) است (ملاصدرا، 1383 :7/ 182).
با توجه به توضیحات ملاصدرا ، وی برای عوالم وجودی، نوعی عینیت قائل است وعوالم وجود را به سه بخش عالم طبیعی و مثالی و عقلی تقسیم می‌کندکه این سه عالم در طول یکدیگر و بلکه در بطن یکدیگر هستند اما ازجهتی دیگر این سه مرتبه وجودی عینی عالم، سه مرتبه ادراکی نفس انسانی نیز محسوب می شوند. بنابراین عوالم سه گانه وجودی متناظر با مراحل سه گانه ادراکی انسان – یعنی ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک عقلی، هستند. ملاصدرا نتیجه میگیرد شأن نفس آدمی به گونه ای استکه می تواند به مرحله ای برسدکه جمیع موجودات عالم وجود، اجزای ذات شوند. اگرآدمی جامع عوالم وجودی اوست و همه عوالم و موجودات می توانند از اجزای ذات آدمی محسوب شوند می توانگفت بنابراین هر چیزی را که در ذات خودش می بیند و چیزی را خارج از ذاتش و عالم نفسش نمی بیند و بنابراین عالم انسان، همان ذاتش است پس چرا که او جامع عوالم وجودی است و جمیع عوالم جزو اجزاء ذات او یا مراتب وجودی حقیقت و هویّت او محسوب می شوند ( اسدی، 1386: 462).
براساس آنچه بیان گردید، ملاصدرا در برخی از عبارات خود، بدن انسان را انسان جسمانی یا انسان طبیعی می نامد. و نفس انسان را انسان نفسانی و عقل انسان را انسان عقلی می خواند از نظر او در هر انسانی سه انسان وجود داردکه در اصل ذات و حقیقت انسانیت متحدند، از حیث شدت و ضعف وجودی متغایر؛ انسان حسی فاسد، دیگری انسان عقلانی جاوید، سوم انسان نفسانی که از حیث وجودی در مرتبه‌ی بین انسان حسی و انسان عقلی است. به نظر ملاصدرا تعداد اندکی از انسانها میتوانند انسان عقلانی شوند (اکبریان،1388: 63). انسان عقلی روحانی است وهمه اعضای او عقلی اند و وجود آنها در انسان از حیث ذات، واحد و از لحاظ معنی و حقیقت کثیر است پس او دارای صورت عقلی، چشم عقلی و … است که همه آنها در جایگاه واحدیکه هیچ اختلافی درآن نیست قرار دارد (اکبریان،1388: 65-67). بنابراین، هر انسانی در حقیقت سه انسان است: انسان طبیعی که دارای اعضا و بدن محسوس فساد و فنا پذیراست، انسان نفسی و انسان عقلی که فنا ناپذیر است. کمال مرتبه بالا در مرتبهی پایین تر به طور ضعیف وجود دارد. وکمال پایین در مرتبهی بالا به طور اعلی و افضل هست(برقعی، 1389: 147). در نتیجه، ملاصدرا انسان را حقیقت واحد ذو مراتبی می داندکه درگوهر خود دائما در تحّول و سیلان است و به واسطه این حرکت می تواند از مرتبه طبیعت به تجرد مثالی و سپس به تجرد عقلی و در نهایت به مقام فوق تجرد یعنی مقام الهیکه هیچ حد و محدودیت و ماهیتی ندارد نایلآید.
2-5. وجود رابط
وجود رابط اساس نظام عالم به شمار میآید. ساختمان جهان هستی مطابق آنچه در اندیشهی انسان جلوهگر میگردد بدون وجود رابط دارای معنی معقول نمیباشد. وجود رابط در نوع ارتباط عالم خلق با خالق نیز معنی خود را آشکار میسازد در حکمت متعالیه صدرالمتألهین، کلیهی موجودات عالم امکان از ملک وملکوت عین ربط و صرف وابستگی به حق تبارک وتعالی شناخته شده اند.( دینانی، 1383 : 167) این فیلسوف بزرگ از یک سوی، وجود رابط را عین ربط و تعلق دانسته و خصلت رابط بودن را از وجود رابط جدایی ناپذیر میداند. ازسوی دیگر، همهی موجودات عالم امکان را ضمن اینکه نسبت به وجود عین ربط و تعلق میداند نسبت به خود آنها و در مقام مقایسه با یکدیگر سلسله ای از موجودات مستقل به شمار میآورد( دینانی، 1383: 289).
در فلسفه‌ی ملاصدرا، وجود حقیقی تنها از آن خداوند است و ماسوی الله همگی وجودهای رابط هستند. وجود به دو قسم مستقل و رابط تقسیم میشود. وجود رابط(فی غیره) مانند معنای حرفی هیچ استقلالی ندارد؛ قائم به غیر و عین رابط است و دارای ماهیّت نیست. ملاصدرا معلول را نحوه ای خاص از تعیّنات علت و مرتبه ای معیّن از تجلّیات آن میداند. زیرا علیّت و معلولیّت در وجود است و وجود معلول، عیِن ربط به علت است. عبارت ملاصدرا در اسفار اربعه این چنین است:
معلول جز گونه ای خاص از تعیینات علت و مرتبه‌ی معینی از تجلیّات او نمی باشد، پس هر کسکه حقیقت علت را شناخت، شئون و اطوار آن را هم خواهد شناخت، برعکس آن کس که معلول را شناخت، علت آن را جز بدینگونهی خاص نخواهد شناخت. (ملاصدرا ، 1383: 2/ 363).(21)
به تعبیردیگر، ملاصدرا تحت تأثیر ابن عربی علیّت را نه به آن معناییکه در فلسفه‌ی مشائی است بلکه به معنای تجلّی و ظهور بهکار می برد. و وقتی وجودهای معلول عینِ ربط به علت حقیقی و جلوههای او هستند، تمام موجودات تجّلی صفات اوهستند.
در فلسفه‌ی اصالت وجود ملاصدرا، ماهیّت اعتباری است و لذا جعل به آن تعلق نمیگیرد، یعنی نه علت واقع میشود و نه معلول. از طرفی وقتی وجودهای محدود عینِ ربط به علت حقیقی و جلوه های او هستند، تمام موجودات تجلّی صفات او میشوند و از آن جاکه نفس انسان به صورت حق تعالیآفریده شده است، قوای نفس از مظاهر و شئون نفس هستند.(شجاری، 1388: 183). ملاصدرا با تمهید این مقدمات در تبیین وجود رابط اظهار میدارد:
وجود بر دو قسم است: وجود «محمولی» و وجود «رابطی». اما وجود محمولی عبارت است از وجود مطلقکه حمل شود بر اشیاء مانند: واجب الوجود، الجوهر موجود و العرض موجود.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع اصالت وجود، تشکیک وجود، مفهوم وجود، علم النفس Next Entries منبع پایان نامه با موضوع حقیقت وجود، سیر و سلوک، جهان شناسی، فلسفه مشاء