منبع پایان نامه با موضوع افغانستان، زاینده رود، منطقه سیستان

دانلود پایان نامه ارشد

کیلومتر مربع در فلات مرکزی ایران در نا حیه خشک و نیمه خشک قرار دارد(خسروی دهکردی و دیگران، 1384: 35). بنابراین یکی از مناطق خشک ایران به حساب می آید. بارش سالانه در این استان بین 200- 100 میلیمتر است و در واقع اگر ارتفاعات غربی و جنوبی استان وجود نمی داشت بارش از این مقدار هم کمتر می شد(کرباسی، 1380: 387). رودخانه زاینده رود نیز با طولی حدود 350 کیلومتر و با جهت غربی- شرقی از زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته و در مسیر خود پس از مشروب کردن روستاها و مزارع اطراف خود به باتلاق گاوخونی می ریزد این رودخانه از میان جلگه اصفهان و شریان حیاتی این جلگه است (همان). استمرار خشکسالی و به دنبال آن کاهش بارندگی در استان اصفهان هم اکنون حجم ذخیره زاینده رود را به کمترین میزان در سال های اخیر رسانده است (نشریه داخلی شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان، 1392: 5). از آنجا که در استان اصفهان،کشاورزی، به شدت به آب های زیر زمینی و آب رودخانه زاینده رود می باشد. در چند سال اخیر بر اثر خشکسالی و کاهش نزولات جوی و افزایش گرمای هوا موجب کاهش میزان آب قابل استحصال برای کشاورزی شده است. که آثار اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن را به دنبال دارد: کاهش سطح زیر کشت، کاهش عملکرد محصولات در واحد سطح، کاهش درآمد کشاورزان و مهاجرت.
یکی از آثار ناشی از خشکسالی، کاهش درآمد کشاورزی می باشد که دلیل این امر کاهش سطح زیر کشت و همچنین تولید در واحد سطح می باشد (کرباسی،1380: 393). همانطورکه می دانیم،کشاورزی در برگیرنده مجموعه ای از فعالیت های اقتصادی است که هدف از آن، تهیه نیازهای غذایی جامعه و تولید مواد اولیه کشاورزی برای دیگر بخش های تولیدی از جمله صنعت است، رشد جمعیت و نیاز به افزایش تولیدات کشاورزی جهت برآوردن نیازهای غذایی و همچنین مواد اولیه مورد نیاز صنعت لزوم توجه روز افزون به بخش کشاورزی و رفع مشکلات آن را بیش از پیش آشکار می نماید. همچنین آب به عنوان عنصر حیاتی ، کار ساز و تعیین کننده می تواند پدیده های دیگر را در عرصه های مختلف زندگی متأثر سازد حتی می تواند حیات و زندگی را با مخاطره جدی مواجه سازد. کاهش تولید و وخامت اوضاع اقتصادی کشاورزان و دامداران، افزایش نرخ محصولات و انتقال اثرات ناخوشایند آن به مصرف کنندگان آن از ملموس ترین نشانه های خشکسالی است(همان). همین نشانه ها بر طبق تئوری هومر- دیکسون، موجب نا امنی در جامعه می شوند؛ چرا که ، خشکسالی وکاهش نزولات جوی در این استان باعث خشکیدن رودخانه زاینده رود( که تأمین کننده اصلی آب برای کشاورزی این استان و حتی استان های همجوار می باشد) شده است، در نتیجه کشاورزی این مناطق به خطر افتاده و سبب دامن زدن به کمبودهای اقتصادی می شود و زمینه را برای شکل گیری احساس محرومیت نزد ساکنان این مناطق مساعد ساخته و به این ترتیب، به بروز منازعه و درگیری کمک می کند.که می توان به نا آرامی های اخیرکشاورزان اصفهانی به عنوان گواهی بر درستی این استدلال، اشاره کرد. خشکی زاینده رود در سال های اخیر عوارض و پیامدهای نامناسبی برای مرکز کشور و اصفهان به دنبال داشته است و استمرار آن باعث توالی تخریبی در منطقه شده و در آینده علاوه بر اصفهان نواحی وسیعتری در کشور تحت تأثیر خشکی زاینده رود قرار خواهند گرفت.

4-3- سیستان و بلوچستان
استان سیستان و بلوچستان با مساحتی در حدود 179500 کیلومتر مربع یکی از پهناورترین استان های کشور بوده و علاوه بر محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، پیوسته از تنگناهای محیطی متعدد نیز رنج برده است. این استان که در منتهی الیه جنوب شرق کشور واقع شده و بر اساس تقسیم بندی طرح جامع آب کشور 11 حوضه آبی مرزهای این استان را در بر گرفته است(منتظری، 1389: 3). البته مهمترین حوضه آبریز این منطقه، هامون هیرمند می باشد .

4-3-1- مسئله هامون و هیرمند
دریاچه هامون یکی از تالاب های مهم دنیا و بزرگترین دریاچه آب شیرین فلات ایران محسوب می شود که با مساحتی حدود 5700 کیلومتر مربع و دامنه عمقی 1 تا 5 متر در ناحیه کویری و بیابانی شرق کشور در منطقه سیستان و در محدوده 60 درجه و 39 دقیقه تا 61 درجه و 35 دقیقه طول شرقی 31 درجه و 15 دقیقه تا 31 درجه و 32 دقیقه عرض شمالی واقع گردیده است. این دریاچه از سه بخش به نام های پوزک در شمال شرقی، هامون صابری در شمال و هامون هیرمند در غرب و جنوب غربی سیستان تشکیل شده است. بخش هایی از هامون پوزک و صابری در خاک افغانستان و بقیه هامون ها در خاک ایران قرار دارد(پالاش، 1388: 130). تالاب هامون یک نعمت خدادادی برای سیستان محسوب می گرددکه تغییرات آب آن در هنگام پر آبی و کم آبی حیات سیستان را به مخاطره می اندازد. اهمیت این موضوع را از شکل شماره(4- 8) می توان دریافت کرد:
شکل(4- 8). فواید و ارزشهای تالاب هامون

(منبع: پالاش، 1388: 133)
رود هیرمند، بزرگ ترین رود واقع در فاصله عرض جغرافیایی رود دجله تا سند است که از حوالی سرچشمه کابل رود در ارتفاعات نزدیک به 3000 متری کوه های مرکزی افغانستان سرچشمه می گیرد و از دل نواحی پر فراز و نشیب هزاره جات به طرف جنوب غرب روان می شود و پس از پیمودن این نواحی کوهستانی به اراضی حاصلخیز زمینداور (یا زمنداور) می رسد. در حوالی ریگستان، بزرگ ترین ریزآبه این رود، یعنی نهر ارغنداب، در آن می ریزد و آن گاه در بیابان های جنوبی کشور به تدریج، راه خود را به سمت غرب می گشاید. این رود در نزدیکی مرز ایران باشیب تندی به طرف شمال جریان پیدا می کند و پیش از آن که به مرداب عظیمی که به هامون هیرمند موسوم است، حدود 65 کیلومتر یا 80 کیلومتر از مرز مشترک افغانستان با ایران را تشکیل می دهد. هیرمند هنگام ورود به مرزهای ایران سه شاخه می شود، یک شاخه آن بر روی مرز ایران و افغانستان در جریان است که (پریان مشترک) نامیده می شود. شاخه دیگر هیرمند، رودخانه سیستان است که وارد مرکز سیستان می شود و به دریاچه هامون هیرمند می ریزد. شاخه دیگر به دهانه آبگیرهای چاه نیمه های اول، دوم و سوم منتهی شده ودر آن جا ذخیره می شود (در واقع، این آب از 5 سال گذشته، آب شرب اهالی زابل را تأمین کرده است). رودخانه (پریان مشترک) که بر روی مرز ایران و افغانستان در جریان است، ابتدا وارد هامون پوزک در افغانستان شده و پس از پر کردن آن، وارد هامون صابری (فصل مشترک برداشت ایران و افغانستان) شده و آن را پر می کند. سر ریز آب ها، پس از پر شدن این دو هامون، وارد خاک ایران شده و هامون هیرمند را پر می کند. کل رود هیرمند بیشتر از 1130 کیلومتر است که هم اکنون به دلیل خشکسالی، این رودخانه بطور کامل خشک شده است (صالح، 1386: 104).
موضوع سهم بندی آب هیرمند و شیوه بهره برداری آن در منطقه دلتا، همیشه، یکی از مهم ترین جنبه های درگیری های مرزی ایران و افغانستان در سیستان بوده است. اگرچه هر دو دولت از سال ها پیش مکان دقیق مرز را پذیرفته اند، ولی، ستیز های مربوط به سهم بندی و دیگر حقوق مربوط به این رود مرزی با وجود کوشش های زیاد در 120 سال گذشته، همچنان باقی مانده است (مجتهد زاده، 1378: 431). بنا بر آخرین قرارداد، یعنی قرارداد 1351 (حق آبه) ایران برابر 26 متر مکعب در ثانیه در نظر گرفته شد و قرار شد تأسیساتی با توافق دو کشور روی رودخانه احداث شود و افغانستان تأمین حق آبه ی ایران را تضمین کند. این قرار داد با یک معاهده در خصوص آب هیرمند و دو پروتکل در تاریخ 22 اسفن 1351 به امضای هر دو طرف رسید. از معاهده 1351 به بعد، بر اثر کودتاهای پی در پی افغانستان، اقداماتی که گویای نظر دولت های بعد افغانستان در این مسئله باشد، مشهود نبوده است. در دوره طالبان مسیر رود هیرمند روی ایران بسته شده و با وجود تغییرات ژئوپلیتیک در منطقه و تغییر حکومت در افغانستان، همچنان بسته نگه داشته شده و این در حالی است که منطقه سیستان ایران برای چند سال پی در پی با کمبود شدید منابع آب و وضعیت خشکسالی روبه رو شد. در سال های گذشته، طی گفتمان هایی که میان مقامات دو کشور صورت گرفته، دولت ایران خواستار اجرای دوباره قرارداد سال 1351 است که به درستی از سوی مقامات کشور افغانستان اجرا نمی شود و در عمل، دولت ایران حتی به حقوق نوشته شده در این معاهده نیز دست نمی یابد؛ در حالی که حجم آب پشت سد کجکی (سدی که روی رود هیرمند در افغانستان بسته شده ) حدود 5/1 تا 5/2 میلیارد متر مکعب تخمین زده می شود. دولت افغانستان طی 50 سال گذشته با یاری شرکت های آمریکایی سدها و کانال هایی را بدون توجه به معاهده های میان دو طرف، روی رود هیرمند و شاخه های آن احداث کرده است که حتی می توان گفت، زیست بوم سیستان را دگرگون کرده، به گونه ای که در 50 سال گذشته 5 تا 6 خشکسالی شدید بر سیستان وارد شده است، بر اثر آن دریاچه هامون خشکیده و زیست و مراتع پیرامون آن با خطر جدی روبه رو شده است (همان: 205).
این نکته قابل توجه است که ویژگی های طبیعی رودخانه مرزی و به طور کلی به هم ریختگی اکوسیستم طبیعی سیستان و تغییر مسیر رودخانه و شاخه های اصلی آن در طی زمان، موجب جابه جایی سکونت گاه های انسانی شده است؛ یعنی شهر ها و آبادی های سیستان با جابه جایی آب رودخانه همیشه جابه جا شده اند. تأثیر این رودخانه در مراکز سکونت گاهی و جمعیتی دشت سیستان به حدی بوده که هرگاه هیرمند از جریان باز می ماند و خشکسالی یا تغییر مسیر رخ می داد، سیستان تبدیل به یک بیابان خشک می شد و نمونه جدید آن در سال 1346- 1351 ه. ش بود که خشکسالی آن باعث مهاجرت مردم سیستان به استان گلستان و دشت گرگان شد.
از سوی دیگر، اقتصاد ساکنان دشت سیستان را بیشتر زراعت، پرورش ماهی و استفاده از نیزارهای هامون در فعالیت حصیر بافی تشکیل می دهد. در این راستا، آب رودخانه هیرمند تنها منبع تأمین کننده ی این فعالیت ها در دشت سیستان است، به طوری که تمام آب مصرفی مردم سیستان و استمرار رودخانه های منشعب از آن، دریاچه ها و مخازن چاه نیمه، همگی بستگی به جریان آب هیرمند دارند؛ زیرا از این مخازن و دریاچه های هامون که از آب هیرمند تأمین می شود، برای زراعت، آبیاری و پرورش ماهی استفاده می کنند. از سوی دیگر، می توان گفت احداث سدهای جدید در بالا دست رودخانه در کشور افغانستان، همچون سد ارغنداب و سلمان، منجر به کاهش آب ورودی رود هیرمند از افغانستان وجود دارد، به طوری که از آن به عنوان شاهرگ حیاتی سیستان یاد می شود. بر این اساس تغییر مسیر این رودخانه مرزی، نه تنها در روابط سیاسی نقش آفرینی می کند، بلکه تحولاتی اساسی در فعالیت های اقتصادی این منطقه به وجود می آورد. وضعیت دریاچه هامون هنگام پر آبی و کم آبی در شکل های (4- 9)، (4-10)، (4- 11)، (4- 12)، (4- 13)، (4- 14) دیده می شود:
شکل(4- 9). دریاچه هامون در سال 1376 شکل(4- 10). دریاچه هامون در سال 1377

شکل(4- 11). دریاچه هامون در سال 1378 شکل(4- 12). دریاچه هامون در سال 1379

شکل(4- 13). دریاچه هامون در سال 1380 شکل(4- 14). دریاچه هامون درسال 1381

(منبع: پالاش، 1388: 138)

4-5-2-اثرات خشکسالی برامنیت منطقه
مرور آمار و اطلاعات گذشته در منطقه سیستان نشان می دهد که به طور متوسط هر 15 سال یک بار، یک خشکسالی و هر 30 سال یک بار، یک خشکسالی بحرانی در این منطقه اتفاق افتاده، که منجر به کم آبی دریاچه هامون شده و اثرات اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی را در پی داشته است . شایان ذکر است، از آن جا که کشاورزی منطقه وابستگی زیادی به منابع آب سطحی و زیرزمینی دارد و این منابع در سال های خشکسالی تا حد زیادی کاهش یافته است، پدیده خشکسالی، اقتصاد منطقه را دچار تنش نموده است. در مورد اثرات زیست محیطی هم می توان به خسارت به گونه های گیاهی و جانوری، زیستگاه حیات وحش و خسارت به تنوع زیستی و همچنین فرسایش خاک اشاره داشت. در ابعاد اجتماعی نیز پیامدهای مختلفی از جمله درگیری بین استفاده کنندگان از آب، کاهش کیفیت زندگی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع دریاچه ارومیه، عوامل انسانی، زیست محیطی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع محصولات زراعی، امنیت ملی، صید و صیادی