منبع پایان نامه با موضوع افراد مبتلا، سطح معنادار، تاب آوری، بیماران سرطانی

دانلود پایان نامه ارشد

ذاتي و يا ظرفيت هايي براي بهبود زندگی دارند بطور عمده دارای  نيمرخ تاب آور هستند که ویژگی های آنها  عبارتند از، 1) توانش اجتماعي(مانند تفاهم، انعطاف پذيري فرهنگي، همدلي، مهرباني، مهارت هاي ارتباطي و شوخ طبعي)، 2) حل مسأله (مانند برنامه ريزي، ياري جوئي، تفكر انتقادي و خلاق)، 3) خود گرداني (مانند احساس هويت، خودكارآمدي، خودآگاهي، تسلط بر وظايف و كناره گيري سازگارانه از مفاهيم و شرايط منفي يا ناسازگار)، 4) احساس هدفمندي و باور به آينده اي روشن(هدف گيري، آرمان هاي تحصيلي، خوش بيني، اعتقاد ديني و روابط معنوي) (ماستن و همكاران، 1990). بر خلاف تصورهاي قبلي كه تاب آوري را جزو خصيصه هاي افراد فوق العاده محسوب مي كرد، پژوهش هاي اخير نشان دادند كه تاب آوري در انحصار افراد فوق العاده نيست و در افراد و سطوح مختلف تحولي‌(كودکي تا بزرگسالي) مشاهده مي شود(كسلر322 و همکاران،  1995).
در تبیین این یافته که عامل باز بودن به تجربه، می تواند مؤلفه رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در بیماران سرطانی را پیش بینی کند، می توان بیان داشت که هر چه فرد عامل باز بودن به تجربه را در خود بیشتر کند، در واقع می تواند تاب آوری خود را تقویت نماید و به تعادل زندگی نزدیک شود. كامپفر323 (1999) باور داشت كه تاب آوري،  بازگشت به تعادل اوليه  يا رسيدن به تعادل سطح بالاتر (در شرايط تهديد كننده) است و از اين رو سازگاري موفق در زندگي را فراهم مي كند. در عين حال كامپفر به اين نكته نيز اشاره مي نمايد كه سازگاري مثبت با زندگي، هم مي تواند پيامد تاب آوري به شمار رود و هم به عنوان پيش آيند، سطح بالاتري از تاب آوري را سبب شود. وي اين مسأله را ناشي از پيچيدگي تعريف و نگاه به تاب آوري مي داند.
كوباسا324، مدي325 و زولا326 (1983) سرسختي را تركيبي از باورها در باره خويشتن و جهان تعريف مي كنند كه از سه مولفه تعهد، كنترل و مبارزه جويي تشكيل شده است. باور به تغيير،  دگرگوني و پويايي زندگي و اين نگرش كه هر رويدادي لزوماً به معناي تهديدي براي امنيت و سلامت انسان نيست،  انعطاف پذيري شناختي و بردباري در برابر رويدادهاي سخت استرس زا و موقعيت هاي مبهم را به دنبال دارد (مدي، ودها327 و هير328،  1996).
كوباسا و پوكتي329 () باور دارند كه ويژگي هاي روان شناختي سرسختي از جمله حس كنجكاوي قابل توجه،  گرايش به داشتن تجارب جالب و معني دار، ابراز وجود، پرانرژي بودن و اين كه تغيير در زندگي،  امري طبيعي است، مي تواند در سازش فرد با رويدادهاي تنيدگي زاي زندگي سودمند باشند. بررسي ها گوياي آن هستند كه سرسختي با سلامت بدني و رواني از بروز بيماري  جسمي و رواني پيش گيري مي كند (كوباسا، ؛ فلورين330، ميكولينسر331و يابمن332، ؛ بروكز333،). برخي از پژوهش ها نيز،  بين تاب آوري و سرسختي با اضطراب و افسردگي رابطه دارند چرا كه افراد تاب آور مي توانند بر انواع اثرات ناگوار چيره شوند (انزليچت334، ارنسون335،  گود336 و مك كي337،).
در تبیین این یافته که عامل روان رنجورخویی (N)، می تواند مؤلفه رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در بیماران سرطانی را پیش بینی کند، می توان بیان داشت که هر چه فرد عامل روان رنجورخویی کمتری را در خود داشته باشد، فرد دارای ثبات روانی بیشتری خواهد بود(کاستا و مک ری،1989؛ حق شناس،1378). بنابراین افراد دارای این صفات از قدرت شخصی بالایی برخوردار هستند. (ساعتچی و همکاران،1382؛ فتحی آشتیانی،1391). هر چه فرد عامل روان رنجورخویی را در خود کمتر نماید، در واقع می تواند تاب آوری خود را تقویت نماید. تاب آوري، سازگاري موفق در زندگي را برای فرد فراهم مي كند؛ سازگاري مثبت با زندگي، هم مي تواند پيامد تاب آوري به شمار رود و هم به عنوان پيش آيند، سطح بالاتري از تاب آوري را سبب شود (كامپفر،1999).  انعطاف پذيري شناختي و بردباري در برابر رويدادهاي سخت استرس زا و موقعيتهاي مبهم را به دنبال دارد (مدي، ودها و هير،1996). انعطاف پذيري شناختي و بردباري، مي تواند در سازش فرد با رويدادهاي تنيدگي زاي زندگي سودمند باشند (كوباسا و پوكتي، ).
روان شناسان باليني اخيراً مدل هايي از تاب آوري را تحت شرايط فقدان مصيبت افسردگي و درد، بررسي كرده اند. نتايج هماهنگ اين تحقيقات مؤيد تأثيرات مثبت سازنده و محافظ كننده تاب آوري در مقاومت و مقابله موفق و انطباق رشد يافته با شرايط خطير و استرس زاي فوق الذكر است و سطوح پايين وضعيت تاب آوري با آسيب پذيري و اختلال هاي روان شناختي مرتبط است(كمپل338 و همكاران، 2006). نظريات نخستين در مورد تاب آوري بر ويژگي هاي مرتبط با پيامد مثبت در مواجهه با مصائب و ناملايمات زندگي تأكيد داشتند. اين دسته از پژوهش ها بعد ها عوامل حفاظتي بيروني مثل محيط آرام خانه و مدرسه،  خانواده حمايت گر و… را نيز در بروز تاب آوري موثر دانستند (لاتر339 و همكاران،2000).
بررسی فرضيه های تحقیق نشان داد که فرضیه های شش، هفت، هشت، و نه رد می شوند.
در بررسی فرضيه ی شماره ده مبنی بر اینکه، «مؤلفه های اعتقادات مذهبی توانایی پيش بيني رشد ارزش زندگی پس از ضربه در افراد مبتلا به بیماری سرطان را دارند.»، نتایج تحقیق حاضر نشان داد که مؤلفه عقاید و مناسک مذهبی(R1)، توانست 8/9 درصد از واریانس رشد ارزش زندگی (T5) پس از ضربه را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کند. (098/0= R²). بنابراین، فرضیه ده تأیید می شود.
در تبیین این یافته که مؤلفه عقاید و مناسک مذهبی، می تواند مؤلفه رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در بیماران سرطانی را پیش بینی کند، می توان بیان داشت که هر چه فرد مؤلفه عقاید و مناسک مذهبی را در خود بیشتر تقویت نماید، در واقع می تواند تاب آوری خود را تقویت نماید.
نتایج تحقیقات تدیسکی و کالهون (2004)، در افراد آسیب دیده از سوانح و ضربه ها، که معتقد به باورهای مذهبی و معنوی هستند، مؤلفه رشد ارزش زندگی پس از ضربه رشد بیشتری دارد. مذهب و معنويت مجموعه اي از كلمات و چارچوبها را ارايه مي دهند كه از راه آنها، انسان مي تواند معنا و مفهوم و ارزشهای زندگي خود را درك كند (وست،2001). دان (1993)، معنویت به وسیله اعمال و عقايد پذيرفته شده هر فرهنگ مشخصي بيان شده و شكل مي گيرد. اين رويكرد به معنويت، در اصل اشاره به نيازهاي معنوي دارد، که به گونه ای ذاتي، در قلمرو مذهب رسمي، داراي رابطه عميق با عقيده به خداوند يا هر الوهيتي مي باشد. به نظر مي رسد كه نيازهاي معنوي يك ارزش و معناي دروني و يك ارزش و معناي خارجي داشته باشد (فلاهی خوش ناب و مظاهری،2008).
کارکرد اصلی دین در زندگی افراد، آرامش‌بخشی، تولید شادابی، معنادادن به زندگی و رضایت درونی و اصیل است. نقش اصلی دین در تأمین نیازهای آدمی، کاهش رنج و درد با معنابخشی به این رنج‌ها و دردها است. شاید علم توانایی کاهش رنج‌های بشری را داشته باشد، اما قادر به معنابخشی به آلام و مصیبت‌های بشر نیست (حاتمی و همکاران،2009). مطالعات متعدد محققان مسلمان نشان داده است برخورداری از باورهای دینی و به جا آوردن اعمال و مناسک مذهبی نقش مهمی در کاهش اختلالات روانی، بزهکاری، گرایش به خودکشی و سوء‌ مصرف مواد دارد (قدرتی میرکوهی و همکاران،2009؛ خدایاری فرد و همکاران،2008؛ دلازار و همکاران،2008). جهت‌گیری مذهبی به معنای روی‌آورد کلی شخص در ارتباط با موجودی متعالی است و عبارت از مجموعه‌ای از اعتقادات، اعمال و تشریفات خاص در زندگی روزمره است. افراد دارای جهت گیری مذهبی بر اساس اسلام دارای اعتقادات و باورهایی هستند که بر نگرش و رفتارهای آنان تأثیر گذاشته و در نتیجه سبک‌زندگی و رفتار آنان متأثر از دین‌ورزی و جهت‌گیری مذهبی آنان است (آذربایجانی،2009).
به طور خلاصه، معنويت يكي از ابعاد زندگي انساني است و هنگامي كه افراد به ضربه یا رویدادی آسیب زا وارد مي شود، بعد معنوي خود را از دست نمي دهند، بلكه باورهاي معنوي، اعمال، تجارب، ارزش ها، ارتباطات و چالش هاي معنوي خود را مجدداً بازیابی مي کنند (پارگامنت،2007). رويكردهاي معنوی آسیب دیدگان از ضربه ها، آنها را تشويق مي كند كه در رفع و یا درمان خود، مسايل مهم معنوي را در زمان مناسب مورد خطاب قرار دهند و در راستاي استفاده از قدرت بالقوه ي ايمان و معنويت خود در درمان و بهبودي، از زبان و مداخله هايي استفاده كنند، كه بيانگر احترام و ارزش قائل شدن نسبت به مسايل زندگی و معنوي باشد (ریچاردز، هاردمن و بررت،2007).
بررسی فرضيه های تحقیق نشان داد که فرضیه های یازده، چهارده و پانزده رد می شوند.
در بررسی فرضيه دوازده مبنی بر اینکه،«متغیرهای جمعیت شناختی توانایی پيش بيني رشد فرصت های تازه پس از ضربه در افراد مبتلا به بیماری سرطان را دارند»، نتایج نشان داد که متغیر سن، توانست 4/7 درصد از واریانس مؤلفه فرصتهای تازه (T2) پس از ضربه را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کند. (074/0= R²). بنابراین، فرضیه دوازده تأیید می شود.
در بررسی فرضيه سیزده مبنی بر اینکه، «متغیرهای جمعیت شناختی توانایی پيش بيني رشد قدرت شخصی پس از ضربه در افراد مبتلا به بیماری سرطان را دارند»، نتایج نشان داد که متغیر تحصیلات، توانست 4/7 درصد از واریانس مولفه رشد قدرت شخصی (T3) پس از ضربه را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کند (074/0= R²). بنابراین، فرضیه سیزده تأیید می شود.

3-5- یافته هاي جانبی پژوهش
نتایج همبستگی بین متغیرهای پژوهش حاضر نشان داد که از بین متغیرهای مورد بررسی، مؤلفه رشد ارزش زندگی (T5) پس از ضربه، توانست 8/9 درصد از واریانس مؤلفه عقاید و مناسک مذهبی (R1) را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کند (098/0= R²)؛ و همچنین، عامل توافق پذیری (A)، توانست 7 درصد از واریانس مؤلفه اخلاق مذهبی (R2)، را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کند (070/0= R²).
همان طور که در جدول های 15– 4 و 16– 4 دیده می شود، گروه زنان و مردان در چهار متغیر توافق پذیری، وجدانی بودن، عقاید و مناسک مذهبی، اخلاق مذهبی، با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. در متغیر توافق پذیری، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 476/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین توافق پذیری، در گروه زنان بیش از مردان بود. در متغیر وجدانی بودن، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 029/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین وجدانی بودن، در گروه زنان بیش از مردان بود. در متغیر عقاید و مناسک مذهبی، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 145/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین عقاید و مناسک مذهبی، در گروه مردان بیش از زنان بود. در متغیر اخلاق مذهبی، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 370/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین اخلاق مذهبی، در گروه زنان بیش از مردان بود.

4-5- نتیجه گیری
هدف این تحقیق بررسی پیش بینی رشد پس از ضربه براساس ویژگی های پنج گانه شخصیت و اعتقادات مذهبی در افراد مبتلا به سرطان در شهر بندرعباس بود. در این تحقیق انواع متغیرهای روان شناختی و جمعیت شناختی برای بررسی پیش بینی رشد پس از ضربه در بیماران مبتلا به سرطان استفاده شد. یافته های این تحقیق باعث شد که مفهوم رشد پس از ضربه و رابطه آن با دیگر متغیرها و اثر پیش بینی کننده آنها روشن گردد.
رشد پس از ضربه مي تواند پس از نوعي آسيب شديد رواني يا تروما رخ دهد. ضربه (تروما)، صدمه رواني ناشي از شوك پس از يك حادثه يا واقعه خشونت بار و به طوركلي تجربه اي دشوار در زندگي افراد است. به اين ترتيب رشد پس از ضربه مستلزم تجربه يك زندگي دشوار مثل دست و پنجه نرم كردن با سرطان است. گفته مي شود اين تجربه مي تواند باعث ايجاد تحولي روحي و رواني در فرد شود و چشم انداز مثبت تر هنگام مواجهه با وقايع زندگي در وي ايجاد كند.
آگاهی از ابتلا به بیماری های سرطانی تأثير منفي پايداري در هیجان ها، رفتار و زندگي و افراد مبتلا به این بيماري ها دارد. افراد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع افراد مبتلا، رگرسیون، سطح معنادار، متغیرهای جمعیت شناختی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع بیماران مبتلا، بیماران سرطانی، محدودیت ها، عوامل شخصی