منبع پایان نامه با موضوع افراد مبتلا، سطح معنادار، بیماران سرطانی، روان رنجورخویی

دانلود پایان نامه ارشد

تبیین کند. (070/0= R²).
جدول 14-4 جدول رگرسیون چندگانه متغیرهای پژوهش
مدل
متغیرها
B
خطای انحراف استاندارد

β
t
معناداری

1

توافق پذیری
229/0-
109/0
265/0-
096/2-
040/0p ≤
070/0
مؤلفه اخلاق مذهبی (R2) (متغیر وابسته)

سؤال شماره سه پژوهشگر: « آیا تفاوتی در نمره های مؤلفه های رشد پس از ضربه، ویژگی های پنج گانه شخصیت و مؤلفه های اعتقادات مذهبی بیماران سرطانی برای زنان و مردان وجود دارد؟» براي بررسی تفاوت معنی دار هر یک از متغیرهاي مذکور بین دو گروه مردان و زنان، از روش آزمون t گروه های مستقل و روش تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شده است.

در جداول 15– 4 و 16– 4 نتایج آزمون t گروه های مستقل براي مقایسه تفاوت میانگین نمره هاي متغیرهاي پژوهش در زنان و مردان آمده است.

جدول15-4- آزمون t در نمونه های مستقل برای مقایسه تفاوت متغیرهای پژوهش بر حسب جنسیت

متغیر
جنس
تفاوت میانگین ها
t
معناداری
ارتباط با دیگران
مرد
459/0-
350/0-
006/0

زن
459/0-

فرصت های تازه
مرد
081/0
099/0
070/0

زن
081/0

قدرت شخصی
مرد
715/0
038/1
780/0

زن
715/0

تغییر معنوی
مرد
136/0
475/0
512/0

زن
136/0

ارزش زندگی
مرد
294/0
601/0
520/0

زن
294/0

روان رنجورخویی
مرد
060/1-
775/0-
05/0

زن
060/1-

برون گرایی
مرد
565/0-
521/0-
173/0

زن
565/0-

باز بودن به تجربه
مرد
352/0
312/0
735/0

زن
352/0

توافق پذیری
مرد
904/1-
287/1-
476/0

زن
904/1-

وجدانی بودن
مرد
761/2-
921/1-
029/0

زن
761/2-

عقاید و مناسک مذهبی
مرد
579/2
389/1
145/0

زن
579/2

اخلاق مذهبی
مرد
854/1-
456/1-
370/0

زن
854/1-

جدول 16 – 4- آزمون t در نمونه های مستقل برای بررسی تفاوت متغیرهای پژوهش بر حسب جنسیت
متغیر
جنس
میانگین
انحراف معیار
خطای انحراف معیار
ارتباط با دیگران
مرد
13/24
527/5
897/0

زن
59/24
554/3
757/0
فرصت های تازه
مرد
26/18
318/3
538/0

زن
18/18
519/2
537/0
قدرت شخصی
مرد
08/16
715/2
440/0

زن
36/15
300/2
490/0
تغییر معنوی
مرد
50/8
059/1
172/0

زن
36/8
093/1
233/0
ارزش زندگی
مرد
16/12
896/1
348/0

زن
86/11
699/1
398/0
روان رنجورخویی
مرد
89/38
279/4
694/0

زن
95/38
298/6
343/1
برون گرایی
مرد
53/39
278/3
532/0

زن
09/40
127/5
093/1
باز بودن به تجربه
مرد
08/33
955/3
642/0

زن
73/32
621/4
985/0
توافق پذیری
مرد
87/36
189/5
842/0

زن
77/38
063/6
293/1
وجدانی بودن
مرد
42/40
259/4
691/0

زن
18/43
891/6
469/1
عقاید و مناسک مذهبی
مرد
08/51
495/6
054/1

زن
50/48
633/7
627/1
اخلاق مذهبی
مرد
737/31
401/5
876/0

زن
591/33
319/3
708/0

همان طور که در جدول های15– 4 و 16– 4 دیده می شود، گروه زنان و مردان در چهار متغیر توافق پذیری، وجدانی بودن، عقاید و مناسک مذهبی، اخلاق مذهبی، با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. در متغیر توافق پذیری، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 476/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین توافق پذیری، در گروه زنان بیش از مردان بود. در متغیر وجدانی بودن، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 029/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین وجدانی بودن، در گروه زنان بیش از مردان بود. در متغیر عقاید و مناسک مذهبی، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 145/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین عقاید و مناسک مذهبی، در گروه مردان بیش از زنان بود. در متغیر اخلاق مذهبی، دو گروه مردان و زنان، در سطح معناداری 370/0 p ≤ با یکدیگر تفاوت معنادار نشان داده اند. به گونه اي که میانگین اخلاق مذهبی، در گروه زنان بیش از مردان بود.

فصل پنجم :

بحث و نتیجه گیری

1-5. مقدمه

ابتلا به بیماری سرطان رویدادی مهم و تحولی حائز اهمیت برای بیماران و خانواده آنها محسوب می شود. بیماری می تواند پیامدهای زیادی در زندگی آنان داشته باشد. شروع ناگهانی و غیر منتظره بیماری باعث مشکلات روان شناختی مانند، اضطراب، افسردگی و ترس از ناتوانی جسمی می گردد. بعضی از بیماران مبتلا به سرطان نه تنها به طور موفقیت آمیز از بیماری بهبود می یابند، بلکه بیماری گاهی اوقات باعث تغییرات مثبت در زندگی آنها می شود که فرایند سازگاری با بیماری را تسهیل می نماید.
بیماری های تهدید کننده حیات علاوه بر اختلالات روان شناختی، ممکن است با تغییرات و اثرات مثبت نیز همراه باشند. به تغییرات مثبت ناشی از رویدادهای آسیب زا مانند بیماری، رشد پس از رویداد، رشد مرتبط با استرس320و یا منفعت یابی321می گویند. در دهه های گذشته اثرات مثبت ناشی از بیماری و تأثیر آنها بر تطابق با بیماری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. به عنوان مثال، سیگل و اسکریم شاو (2001) اثرات مثبت بیماری را در زنان مبتلا به ویروس ایدز مطالعه کردند. نتایج پژوهش نشان داد که بیماری با وجود اثرات منفی، پیامدهای مثبتی مانند، تغییر در رفتار، توجه بیشتر به مذهب و معنویت، تغییرات در خود، زندگی و اهداف داشته است. همچنین مطالعه تومیچ و هلگسون(2006) نشان داد که ابتلا به سرطان باعث ارزشمند شدن زندگی روزانه، افزایش نیروی درونی و خود اطمینانی در زنان مبتلا به سرطان پستان شده است.
یک مطالعه مروری نشان می دهد اثرات مثبت بیماری عمدتاً در بیماریهایی مانند سرطان، آسیبهای طناب نخاعی، مولتیپل اسکلروز و بیماریهای روماتیسمی مورد مطالعه قرار گرفته اند، اما در زمینه بیماریهای قلبی از جمله سکته قلبی پژوهشهای اندکی صورت گرفته است. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهند حوادث و رویدادهای استرس زا می توانند پیامدهای روانی و جسمی مثبت داشته باشند (تدیسکی و کالهون،1996). یافته ها نشان می دهند که افراد مواجه شده با حوادث استرس آمیز ممکن است در اثر مبارزه با حادثه به رشد دست یابند (تدیسکی و کالهون،1996). تاکنون تحقیقات زیادی در مورد انواع تغییرات مثبتی که یک فرد ممکن است بر اثر روبرو شدن با یک ضربه روانی تجربه کند، انجام شده، اما عواملی که ممکن است رشد را افزایش دهد یا تسهیل کند کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است.

2-5-بررسی یافته های مربوط به فرضیه هاي پژوهش

بررسی فرضيه های تحقیق نشان داد که فرضیه های یک، دو و چهار رد می شوند.
در بررسی فرضيه ی شماره سه مبنی بر اینکه، «ویژگی های پنج گانه شخصیت توانایی پيش بيني رشد قدرت شخصی پس از ضربه در افراد مبتلا به بیماری سرطان را دارند»، نتایج این تحقیق نشان داد که از میان ویژگی های پنج گانه شخصیت، فقط عامل وجدانی بودن (C) توانایی پیش بینی مؤلفه رشد قدرت شخصی (T3) پس از ضربه در افراد مبتلا به بیماری سرطان را دارد. عامل وجدانی بودن توانست 8/8 درصد از واریانس قدرت شخصی (T3) پس از ضربه را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کند (088/0= R²). بنابراین فرضیه سه تأیید می شود. در تبیین این یافته که عامل وجدانی بودن توانست واریانس قدرت شخصی پس از ضربه در افراد مبتلا به بیماری سرطان را تبیین کند، می توان بیان داشت که صفت وجدانی بودن، شامل وظیفه‌شناسی، پشتکار، محتاط بودن است(کاستا و مک ری،1989؛ حق شناس،1378).
اين افراد با نظارت وجدانشان به انجام اعمال فردي مي پردازند. با وجدان بودن از جهتی به معنای«اداره کردن آگاهانه» است و این جنبه از باوجدان بودن به عنوان وظیفه شناسی، قلمداد شده است. افرادی که در این مقیاس نمرۀ بالایی می گیرند، به اصول اخلاقی شان پایبند هستند و تعهدات اخلاقی شان را به طور دقیق، انجام می دهند. افرادی که در این مقیاس نمرۀ پایین می گیرند، با مسایل اخلاقی به طور اتفاقی برخورد می کنند و ممکن است در دیگران احساس عدم استقلال و بی اعتمادی ایجاد نمایند (ساعتچی و همکاران،1382). به یک معنا باوجدان بودن، یعنی «نظارت وجدان بر کنش های فردی» و این جنبه با مقیاس وظیفه شناسی مورد ارزیابی قرار می گیرد. افراد با نمرات بالا به اصول اخلاقی خود پایبند بوده و تعهدات اخلاقیشان را به طور دقیق انجام می دهند و افراد با نمرات پایین با مسایل اخلاقی آسان تر از دیگران برخورد می کنند و ممکن است تا حدی غیر مسئول و بی ثبات باشند(فتحی آشتیانی،1391). بنابراین افراد دارای این صفات از قدرت شخصی بالایی برخوردار هستند. فرد با وجدان دارای هدف و خواستهای قوی و از پیش تعیین شده است.
در بررسی فرضيه ی شماره پنج مبنی بر اینکه، « ویژگی های پنج گانه شخصیت توانایی پيش بيني رشد ارزش زندگی پس از ضربه در افراد مبتلا به بیماری سرطان را دارند» نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در مدل 1، عامل وجدانی بودن(C) به تنهایی توانست 7/6 درصد از واریانس رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کند (067/0= R²). در مدل 2، عامل وجدانی بودن(C) و عامل باز بودن به تجربه (O)، توانستند 3/19 درصد از واریانس رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کنند. (193/0= R²). در مدل 3، عامل وجدانی بودن(C)، عامل باز بودن به تجربه (O) و عامل روان رنجورخویی (N)، توانستند 1/26 درصد از واریانس رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در افراد مبتلا به بیماری سرطان تبیین کنند. (261/0= R²). بنابراین فرضیه پنج تأیید می شود.
در تبیین این یافته که عامل وجدانی بودن(C)، می تواند مؤلفه رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در بیماران سرطانی را پیش بینی کند، می توان بیان داشت که هر چه عامل وجدانی بودن در فرد بیشتر باشد فرد از ویژگی های وظیفه‌شناسی، پشتکار، محتاط بودن بیشتری برخوردار خواهد بود(کاستا و مک ری،1989؛ حق شناس، 1378). بنابراین افراد دارای این صفات از قدرت شخصی بالایی برخوردار هستند. فرد با وجدان دارای هدف و خواست های قوی و از پیش تعیین شده است (ساعتچی و همکاران،1382؛ فتحی آشتیانی، 1391).
در تبیین این یافته که عامل وجدانی بودن، می تواند مؤلفه رشد ارزش زندگی پس از ضربه را در بیماران سرطانی را پیش بینی کند، می توان بیان داشت که هر چه فرد عامل وجدانی بودن را در خود بیشتر تقویت نماید، در واقع می تواند تاب آوری خود را تقویت نماید.
چنان که كامپفر (1999) باور داشت كه تاب آوري، سازگاري موفق در زندگي را برای فرد فراهم مي كند. سازگاري مثبت با زندگي، هم مي تواند پيامد تاب آوري به شمار رود و هم به عنوان پيش آيند، سطح بالاتري از تاب آوري را سبب شود (كامپفر،1999). سرسختي را تركيبي از باورها در باره خويشتن و جهان تعريف مي كنند (كوباسا و همکاران،1983). باور به تغيير، دگرگوني و پويايي زندگي و اين نگرش كه هر رويدادي لزوماً به معناي تهديدي براي امنيت و سلامت انسان نيست،  انعطاف پذيري شناختي و بردباري در برابر رويدادهاي سخت استرس زا و موقعيت هاي مبهم را به دنبال دارد (مدي، ودها و هير،  1996).
كوباسا و پوكتي(1983) باور دارند كه ويژگي هاي روان شناختي سرسختي از جمله حس كنجكاوي قابل توجه،  گرايش به داشتن تجارب جالب و معني دار، ابراز وجود، پرانرژي بودن و اين كه تغيير در زندگي،  امري طبيعي است، مي تواند در سازش فرد با رويدادهاي تنيدگي زاي زندگي سودمند باشند.
در بنيادي ترين سطح، تاب آوري، رشد دروني انسان را مورد تأكيد قرار مي دهد. مفهوم تاب آوري بر رشد زيست شناختي(فطري) براي پرورش و ارتقاء كه در انسان به عنوان يك ارگانيسم وجود دارد و بخشي از تركيب ژنتيكي فرد را شكل مي دهد و قادر است بطور طبيعي در شرايط معين محيطي بارز و هويدا گردد، تأكيد مي ورزد. به عبارت دیگر، در اين مفهوم بر اين نكته تكيه مي شود كه انسان هایی که تاب آوري

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع افراد مبتلا، رگرسیون، سطح معنادار، متغیرهای جمعیت شناختی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع بیماران مبتلا، بیماران سرطانی، محدودیت ها، عوامل شخصی