منبع پایان نامه با موضوع اصالت وجود، تشکیک وجود، مفهوم وجود، علم النفس

دانلود پایان نامه ارشد

ویژگی های وجودی تعبیر کرد. فصل مشترک همه این ویژگیها اصلِ موجود بودن و یا از سنخ وجود بودن آنهاست. ویژگیهای علم، ایمان، اختیار، اراده و عشق مهمترین ویژگی های وجودی انسان سالک به شمار می رود.

فصل دوم

مبانی متافیزیکی نظریه‌ی «انسان سالک صدرایی»

2-1. بیان مسأله
نظریه‌ی خاص ملاصدرا درباره‌ی وجود در نسبت با انسان، قوام‌بخش نظام انسان‌شناختی حکمت متعالیه است. در حکمت متعالیه مفهوم وجود، مفهومی بنیادی است که تمام مفاهیم دیگر در نهایت بر آن استوار می شوند.
مفاهیم و اصول متافیزیک صدرایی آیینه‌وار در انسان‌شناسی وی بازتاب یافته است. ملاصدرا سلوک عقلی خود را در متافیزیک بر مبنای چهار سفر معنوی انسان (سالک الی الله) مرتب کرده است و در «کتاب اسفار» به بیان فلسفی سیر تحوّلات و تکامل انسان از ابتدا تا انتها به رشته تحریر کشیده است. از این نظر، انسان‌شناسی در فلسفه ملاصدرا جایگاه و نقشی بنیادین دارد و در مقایسه با انسان‌شناسی پیشینیان می تواند تصویریجامع‌تر و متمایز را از «انسان سالک»ترسیم کند.
موضوع این فصل، چنانکه از عنوانش پیداست، بحث در بنیادها و مبانیمتافیزیکی نظریه‌ی«انسان سالک» صدرائی است. نیاز به گفتن ندارد که برای دست‌یابی به این هدف، راه همواری در پیش نیست. زیرا مبانی صدراییآن‌گونه که در اینجا مدّ نظر است، پیشینه‌ای در فلسفه‌های قبل از او ندارد. بنابراین دریافت و فهم حلقه‌ی پیوند این مبانی از جهت ارتباطش با انسانشناسی صدرایی و نتایج مبتنی بر آن کاری بس دشوار است.
دلیل واضح این مدعا به این برمی‌گردد که قبل از ملاصدرا فیلسوفی که بیشترین مسائل علم النفس را مطرح می‌کند ابن سیناست. اما به دلیل عدم آگاهی و غفلت او از مبانی همچون اصالت وجود، تشکیک در وجود، حرکت جوهری اشتدادی، علم النفس او را باکاستیهایی روبه رو شده که بعدها ملاصدرا با بیان و بررسی آن مسائل و همچنین پاسخ گویی به اشکالات وارده طرح جدیدی از برخی مسائل علم النفس را در فلسفه اسلامی به میان آورد.
ابتکارات ملاصدرا در فلسفه اش همچون اصیل بودن وجود و مبانی دیگری که بنیاد آن به اصالت وجود بر می گردد، باعث شد که تبیین بهتری از مسائل انسان‌شناختی ارائه دهد. اهمیت و بهای این مبانی زمانی آشکار می شود که ملاصدرا در بحث انسان شناسیاش رشد وتحّول را به معنای تحّول ذاتی و جوهر می داند، نه تحّول ظاهری. او اثبات می‌کند که انسان در عمق و در باطن خود روبه جهتی سیرمی‌کند و این سیر عین وجود یافتن انسان است. بنابراین در این مبانی اصلی ترین چیزی که به چشم میآید بحث اصالت وجود و وجود سیّال انسان سالک است. همچنین، اهمیت مسأله زمانی بیشتر آشکار میشودکه ملاصدرا با استفاده از مبانی خاص فلسفی اشمیخواهد تفسیری فلسفی از حقیقت انسان ارائه دهد. بنابراین، مبانی اصالت وجود، حرکت جوهری، تشکیک وجود می تواند تصویری مناسب از سیمای انسانِ در حال سلوک ترسیم کند.
2-2. اصالت وجود و وجود انسانی
مطابق اصل «اصالت وجود»، آنچه در عالم خارج از ما مصداق حقیقی دارد چیزی جز وجود نیست و ماهیت امری انتزاعی و اعتباری است. در فلسفه‌ی صدرایی اصل موجودیت هر چیزی وجود است.این، پایه و بنمایهی فلسفه‌ی صدرائی و وجه تمایزش از نظامهای فلسفی دیگراست.
ملاصدرا بنابراصالت وجود اثبات می‌کندکه همه آثار و خواص از وجود نشأت میگیرد. وجود دارای صورتی در اعیان است و مفهومی مصدری و انتزاعی نیست. به یقین حقیقت هرشیء همان وجودش است که آثار ویژه ای بر آن مترتب میشود. زیرا موجود بودن و دارای حقیقت بودن شیء معنی و مفاد واحدی دارد که تنها اختلافشان در لفظ است. با این حال می بایست در اعیان چیزی باشدکه معنی حقیقت بر آن صدق کند. مصداق آن چیز نفس ماهیت من حیث هی هی نیست، بلکه یا وجود ماهیت است و یا ماهیتهمراه وجودش است. پس وجود از غیر خود، اولی تر است به این‌که دارای حقیقت باشد. زیرا غیرِ وجود، با وجود دارای حقیقتمی شود. به عبارت دیگر مفهوم حقیقت ایجاب می‌کند که مصداق برای حمل این مفهوم به وجود در واقع و خارج باشد. پس وجود، واجب است که به نفس خود در واقع و خارج باشد. ملاصدرا در مشاعر این‌گونه استدلال می‌کند:
حقیقت هرشیء عبارت است از چیزی که منشأ آثار و احکام وی است، و آن به جز وجود نیست، زیرا که ماهیّات، را بدون وجود آثار و احکامی نیست. پس وجود فی نفسه، حقیقت هر شیء است. (و هر گاه همه اشیاء به واسطه‌ی وجود دارای حقیقت باشند، پس وجود نیز دارای حقیقت است و به روشنی بالذات است. پس وجود از همه چیز أولیتر و واجد حقیقت است.) پس اوست حقیقت هر ذی حقیقتی؛ و در حقیقت، بودن محتاج به حقیقت دیگر نیست، بلکه بنفسه در خارج حقیقت دارد. و سایر ماهیّات به نفسه دارای حقیقت نیستند. و به واسطه وجود واجد حقیقت میشوند. پس روشن میشود که مفهوم وجود در خارج حقیقت دارد و همچنین دارای مصداقی در خارج که مفهوم وجود برآن صدق میکند. (ملاصدرا، 1363: 10).(17)

همچنین وی ادامه میدهد:
انیّت وجود، یعنی تحقق وی، ازهمه چیز اجلی و اظهر است، زیراکه بر همه کس مکشوف و ظاهر استکه تمام اشیا به وجود متحققند، پس وجود متحقق است بنفسه. معلوم است که اشیاء قبل از وجود در حال عدم مخفی و مستورند و به وجود، ظاهر و هویدا میشوند. سپس وجود ظاهر بنفسه است و اشیاء ظاهر به او؛ و ظاهر بنفسه اجلی و اظهر است از ظاهر به غیر؛ پس وجود از جهت انیّتِ خود اظهر از همه چیز است( ملاصدرا، 1363: 6).
مطابق اصالت وجود می شودگفتکه حقیقت انسان عبارت است از چیزی که منشأ آثار و احکام وی باشد، و آن، چیزی جز وجود نیست. زیرا که ماهیّتانسان را بدون وجود، آثار و احکامی نیست. پس وجود در حقیقت، منشأ حقیقت انسان است. از این روی، وجود انسان از آن جهت که انسان است در خارج تشخّص خارجیدارد. به بیان بهتر، هستی انسان مقدم بر ماهیتاوست. ملاصدرا درجلد اوّل اسفار میگوید:
وجود انسان از آن جهت که انسان است در خارج، همو به عین تشخص خارجی اوستکه مستلزم مقداری از کم، کیف و امثال میباشد، نه اینکه این امور زائد بر وجود مادی اویند. ولی چون دیدهاند این امورتبّدل پذیراند و انسانیت باقی است، پنداشتندکه وجود او غیر وجود ماهیت است (ملاصدرا،1383 /1 : 94).
به بیان دیگر، انسان در مرتبه ای از وجود قرار دارد که چه خود بداند و چه نداند به مراتب بالاتر واقعیّت متصل است. وجود انسان در فلسفه اسلامی، وجودی است برای حیات ابدی و وصال به مراتب عالیتر هستی و عین حضور و شهود است.(اکبریان،1388: 17 – 19).
وجود، حقیقت واحد مشکک ذومراتب است و صفاتی چون حیات، علم، اراده، قدرت، فعل و تاثیر اوصافی هستند که منشأ آنها حقیقت وجود است و چون وجود از لحاظ شدت و ضعف دارای مراتب مختلف است از لحاظ این آثار نیز مراتب مختلف خواهد داشت. بنابراین هر نوعی از انواع مختلف جهان هستی بر اساس میزان بهره مندی اش از کمالات وجودی از لوازم و آثار آن نیز بهرمنده خواهدبود (ملاصدرا، 1376: 12).
براساس یافته هایی از مبانی ملاصدرا و استنباط از اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، ملاصدرا بر این باور است، آن چیزی که در انسان اصیل است، وجودش است. این وجود انسان است که حقیقت خارجی را پر کرده، و به ماهیتش تحصل و تشخص می‌بخشد.
2-3. امکان فقری و وجود انسانی
فهم نظریه فقر وجودیکه منتج از اصالت وجود صدرائی است، زیر بنای حکمت متعالیه صدرایی است. مطابق این دیدگاه معلول/ ممکن عین ربط به علت/ واجب است. ملاصدرا از امکانکه ناظر به تساوی نسبت شیء به وجود و عدم نبوده است،بلکه عین وجودِتعلّقیاست، بهامکان فقرییاد میکند.
امکان وجودی،به معنای عدم ضرورت طرفین و تساوی نسبت نیست، بلکه به معنای همان نیاز و فقری استکه در ذات آنها نسبت به علت نهفته است، بنابراین نفس صدور وجودات و انیّات خارجیه،یعنی صرفاً حیثیت تعلیلی آنها موجب انتزاع موجودیت از آنها میشود. پس موجودات امکانیعین ربط به واجباند، و هرگز نمیتوان آنها را بدون نظر به واجب که علت مُوجِد آنهاست، مشاهده کرد (جوادی آملی،1389 :195). عبارت ملاصدرا در توضیح امکان فقریچنین است:
موجودیت ممکن محقق نمیگردد مگر به وسیلهی اتحاد ممکن با حقیقت وجود و نیز مناط امکانی بودن وجود ممکن چیزی جز متعلَّق به غیر بودن و نیازمند به غیر بودن وجود او نمی باشد، همانگونهکه مناط واجب بودن، چیزی جز بی نیازی از غیر نمی باشد. (ملاصدرا،1383: 1/70).(18)
ملاصدرا در کنار دیدگاه فلسفی- عرفانی اش برای امکان فقری به شواهدی قرآنی استناد میکند. بر همین اساس، حتی می توان مدعی شد نظریه‌ی فقر وجودی که فوق نظریه‌ی فقر ماهوی و فقر حدوثی است و بر عین الربط بودن و ظهور هستی از ذات الهی دلالت دارد، ره آورد سلوک قرآنی است. ازجمله اینکه خدای متعال در قرآن فرموده است: «وَ لله المَشرِق وَالمغرِبُ فأَینمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وجهُ اللهِ»(بقره/115) یعنی همه عالم وجه الهی است و هستی مستقل و اصیل ندارد بلکه عین نیاز و ربط به حضرت حق و اعتباری محض است.یا آنگاه که می فرماید: «یا أیها الناس أنتم الفقرا الی الله والله هو الغنی الحمید»(فاطر/15) اگر انسان در اثر فهم والای قرآنی به مقام فقر باوری خویشتن نایل آمد سالک کوی حق و مسافر کوی کمال مطلق خواهد شد. چنانکه حافظ سروده است:
ظلمت از هستی است ورنه رهنوردان عدم شمع جان خاموش ساختند و راهی شدند(حافظ،1386 :153).
استاد مطهری در بیانی دیگر فقروجودی انسان را اینگونه بیان میکند:
خداوند از این مطلب خبر می دهد که مردم، فقرای مطلق اند نسبت به او و فقر از آنان پدید میآید «یا ایها الناسانتم الفقرا الی الله» (فاطر/15) به نظر میرسد، تبیین این تلازم و ارتباط وجودی چنین است که اگر انسان، نفس خویش را به فقر و تعلق بشناسد. خدای خویش را به غنی و استقلال خواهد شناخت به دیگر سخن، چون انسان فی حد ذاته فقیر حادث. و عاجز و جاهل است، با آگاهی بر این امور، حق تعالی را به بی نیازی، قدم، و قدرت و علم می شناسد. اینگونه معرفت به خدا عین خود یافتگی و دستیابی به حقیقت راستین خویش است.
هان تا سر رشته خرد گم نکنی خود را از برای نیک و بد گم نکنی رهرو توئی و راه توئی منزل تو هشدار که راه خود به خود گم نکنی (مطهری 1373، 292)
از این روی، فقر، صفت وجودی و ذاتی انسان استکه همه‌ی انسان ها را در برگرفته است. انسان سالک و مسافرکوی جمال و وصال، زمانی به مقصد اسنی و غایت قصوای خویش، یعنی دیدار با خدا نایل و واصل میگردد که به فقر باوری رسیده باشد.
2-4. تشکیک وجود و عوالم وجودیانسانی
تردیدی نیست کثرت خارجی امری حقیقی است. اشیاء و وجوداتگوناگونی در خارج هستند و کثرت آن امری بدیهی و انکارناپذیر است. ملاصدرا ازکثرت موجودات به تشکیک تعبیرمی‌کند. و از آنجاکه وجود در خارج اصیل است و تشکیک در ماهیات محال، پس این تشکیک، تشکیک در وجود نامیده میشود. در حکمت صدراییگاه از «وحدت تشکیکی» و گاه از «وحدت شخصی»سخنگفته شده است. بنابر وحدت تشکیکی، هر مرتبه‌ای از مراتب وجود نسبت به مرتبه‌ی پایین‌ترکامل است و علت آن است؛ در حالیکه نسبت به مرتبه‌ی بالاتر از خود ناقص بوده، معلول و عین ربط بهآن محسوب می‌شود. بالاترین مرتبه هستی، واجب‌الوجود استکه وجودی مستقل و غنی است و در واقع، علت حقیقی تمامیکائنات است. اما بنابر وحدت شخصی، وجود منحصر در خداوند است و کائنات جلوه‌هایگوناگون آن وجود واحد هستند؛ یعنی در مظاهر وجود حقیقی، تشکیک جاری است (شجاری، 1388: 87).
وجود حقیقتی واحد و در عین حال ذومراتب و تشکیکی بر حسب کمال و نقص است بهگونهایکه هر مرتبه نسبت به مرتبهی مافوق خود ضعیف تر بوده است و تنها بخشی ازکمالات وجودی آن را دارد. نسبت به مادون خود قوی تر است و تمامکمالات وجودی آن را فراتر و قوی تر را دارا است. بنابراین، ملاصدرا با پذیرش اصالت وجود بسهولت توانست نظریه تشکیک وجود را مدلّل سازد و آنگاه از

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع انسان کامل، کمال مطلق، زیبایی شناسی، علامه طباطبایی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع حرکت جوهری، جوادی آملی، حکمت متعالیه، عالم ماده