منبع پایان نامه با موضوع اسفار اربعه، سیر و سلوک، اصالت وجود، حرکت جوهری

دانلود پایان نامه ارشد

صورت کلی راهی برای فهم و شناخت زمینه ها، محتوی و نتایج مترتب بر نظریهی «انسان سالک صدرایی» باز شود. و سپس به نحو جزئی تر به مفهوم شناسی تحلیلی «انسان سالک» با نظر به مؤلفه های روش شناختی فلسفهی صدرایی، همچنین، باز شناسی نقش آموزه های دینی و عرفانی در شکل گیری نظریهی انسان سالک پرداخته شود. و به صورت خاص نقش ابتکارات ملاصدرا همچون اصالت وجود ، تشکیک وجود، حرکت جوهری، و وجود رابط در شکل گیری نظریهی انسان سالک نیز مطرح گردد.

1-4. سؤالات تحقیق
در این پژوهش سؤالات متعددی در نظر آمده است. از جمله این‌که معنا و مفهوم انسان سالک در فلسفهی ملاصدرا چگونه می توان تحلیل نمود؟ بررسی نقش رهیافت های دینی و عرفانی در شکل گیری نظریه انسان سالک و طی کردن مراحل سلوک چگونه است؟ ویژگی های شخصیتی انسان سالک از نظر باور و رفتار چیست؟ نقش مبانی هستی شناختی ملاصدرا در شکل گیری مضمون انسان سالک چگونه است؟ انسان سالک صدرایی باید در چه بستری حرکت کند تا به غایت و سعادت خود برسد؟ نقش و کارکرد انسان سالک صدرایی در وضعیت معاصر ایرانی- اسلامی چگونه است؟

1-5. پیشینه علمی تحقیق
در مورد عنوان مربوطه، به طور منسجم کار خاصی صورت نگرفته است، اما در عنوان های مشابه برخی فصول این تحقیق، پژوهش هایی صورت گرفته که به اختصار تمام به آن اشاره می شود:

مقاله
اکبری، م.؛ ابتکارات ملاصدرا و نقش آن در عالم صغیر و انسان کبیر، مجلهی خردنامه صدرا، شمارهی 47 ، سال1386؛ صفحات43-53 . در این مقاله، سعی برآن شده که مبانی همچون اصالت وجود و وحدت حقیقی وجود و حرکت جوهری به نحو موجز توضیح داده شود وآنگاه ارتباط انسان با عالم را تبیینکند.
صادقی، مرضیه؛ جانشینی خدا در اندیشه ملاصدرا، مجله مشکات النور، ش 32/33، سال 1385 ؛ صفحات 108-134. در این مقاله نگارنده ابتدا به بیان ساحتهای وجودی انسان و بعد به شرح و توضیحآنها پرداخته وآنگاه با نگاه عرفانی به انسان، سفرهای چهارگانه‌ی انسان سالک به سوی خدا رابه بحثگذاشتهاست؛ همچنین به شرح نحوه انجام این اسفار پرداخته که بیشتر در مورد رهیافت عرفانی میتوان از آن ایده گرفت.
رحمانی، غلام رضا ؛سفر معنوی از فلوطین تا ملاصدرا، مجلهی معرفت شمارهی 159سال 1389؛ صفحات 26-34. در این مقاله به تبار شناسی مفهوم سلوک در نظریات فیلسوفانی چون فلوطین و ملاصدرا می پردازد و به توضیح دیدگاه های شارحان ملاصدرا همچون حکیم الهی قمشه ای در مورد اسفار اربعه پرداخته استکه می تواند در فصل اول و همچنین در فصل سوم بحث ما را پر بارتر نماید.
کتاب
شجاری، مرتضی ؛ انسان شناسی در عرفان ابن عربی و حکمت متعالیه، انتشارات دانشگاه تبریز، سال1388. نویسنده در این اثر، به مباحثی همچون حقیقت نفس انسانی در فلسفه ملاصدرا و عرفان ابن عربی و همچنین تحلیل اسفار اربعه ابن عربی و وام گیری ملاصدرا در استفاده از آن اشارهکرده است.
شایان ذکر است درکتاب و مقاله های فوق یا به بررسی کلّی برخی مبانی متافیزیک صدرایی بدون ارتباط با انسان سالک پرداخته شده و یا اینکه تنها به یکی از مسائل مطرح شده همچون وجود سیّال و ارتباط آن با انسان بسنده شده است.

1-6. روش تحقیق
در این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. پژوهش با مراجعه به کتابخانه و استفاده از منابع مکتوب صورت گرفته است. ابتدا از منابع درجهی اوّل یعنی آثار اصلی ملاصدرا استفاده شده است و در صورت نیاز به منابع درجهی دومکه شرح یا توضیح مرتبط با موضوعاند رجوع شده است. البته سعی شده است تا اغلب مطالب به طور مستقیم به آثار اصلی فیلسوف ارجاع شده است.

ب. معناشناسی
1-7. تبارشناسی تاریخی مفهوم «سلوک»
آدمی از دیرباز مشتاق بلکه محتاج سلوک بوده و همواره برای دستیابی به عالم معنا در تکاپو بوده، و طی طریق کرده است. ابتدا مناسب است معنای لغوی و اصطلاحی سفر و اسفارآورده شود تا ضمن تقریر محل بحث، موضوع برای داوری منصفانه روشن و برجسته گردد. در اینجا «سفر» به معنای قطع مسافت است و جمع آن «اسفار» به معنی قطع مسافت هاتعبیر شده است. و همچنین سلوک به معنای حرکت باطنی به سوی خداوند است و از همین منظر روندهی این راه را سالک میگویند. ملاصدرا در کتاب کسر اصنام الجاهلیهبه تعریف سالک اشاره میکند و میگوید: سالک الصادق و بل الوصول المحق (ملاصدرا، 1381: 5). سالک الی الله از روی صدق و نیت پاک، قدم در راه سیر و سلوک نهاده است (سجادی،1379 :83).
بدیهی است که پیش از ملاصدرا عرفا و حکمای متعددی با مشرب‌های متنوع به بیان و تعریف سیر و سلوک و انواع آن و همچنین انسان سالک پرداخته اند. از جمله در آثار عرفایی چون لاهیجی، عبدالرزاق کاشانی، ابن عربی و غزالی،که در اینجا برای روشن شدن بستری که ملاصدرا از نظر تاریخی بنای خویش را برآن استوار ساخته است، به طور مختصر برخی از این تعاریف را اشارهوار نقلمیکنیم:
1. ابن عربی سیر را به نوعی انتقال تعبیر میکند. او در فتوحات میگوید: سلوک عبارت از انتقال از منزل عبادت به منزل عبادت از جهت معنی می باشد و انتقال دهنده سالک است و همو صاحب مجاهدات بدنی و ریاضات نفسانی میشود. (ابن عربی، 1385 :4). همچنین میگوید:
سالکان در سلوکشان بر چهار قسم اند: قسمی سالکانی اند که به پروردگارشان سلوک میکنند، قسمی دیگر سالکانی اند که به خویش سلوک میکنند، قسم سوم سالکانی اند که به مجموع سلوک میکنند، و آخری سالکی است که سالک نیست، بنابراین سلوک به حسب قصد سالک و رتبه اش در علم به خدا متنوع و گوناگونمیگردد.(ابن عربی،1385: 4 )
2. غزالی در تعریف سفر میگوید: سفر عبارت است وسیله ای برای رهایی از امری که انسان قصد فرار از آن دارد و یا وسیله ای برای رسیدن به چیزی که انسان بدان راغب است و می خواهد به آن نایل گردد. غزالی پس از ارائه تعریفی از سفر به تقسیم آن پرداخته و می گوید:«والسفرسفران:سفر بظاهر بدن و سفر بسیر قلبی(غزالی، 1386: 12)(1)
او در تعریف سفر قلبی و درونی می گوید: سفر قلبی عبارت است از سیر قلب از اسفل سافلین به سوی ملکوت آسمان ها. سالک در سیر و سفر باطنی و معنوی خود ظاهرًا در بدن مادی خویش ساکن است، اما در وطن اصلی خود، یعنی ملکوت اعلی، مستقر و متوّطن می باشد. (غزالی، 1386: 12)
3. به تعبیر عزیز نَسَفی، سلوک رفتن از جهل به علم است و از اخلاق بد به اخلاق نیک و از هستی خود به هستی خدا. پس نزد اهل شریعت سالک محصّل و سلوک تحصیل باشد؛ و به نزداهل طریقت سالک مجاهد و سلوک مجاهده باشد؛ و به نزد اهل حقیقت سالک نافی و مثبت و سلوک نفی و اثبات باشد؛ یعنی نفی وجود خود واثبات حق تعالی (نسفی، 1344: 119).
4. لاهیجی در شرح گلشن راز میگوید: سالک کسی را می نامند که او به طریق سلوک و روش، به مرتبه و مقامی برسدکه از اصل و حقیقت خود، آگاه و باخبر شود و بداند که او همین نقش و صورت که می نماید، نبوده است، و اصل و حقیقت او مرتبه‌ی جامعه‌ی الهیه است که در مراتب تنّزل، متلّبس بدین لباس گشته و ظاهر به این صورت شده است و اولی است عین آخر گشته، و باطنی است عین ظاهر نمود (لاهیجی، 1371: 204).
5. دیدگاه عبدالرزاق کاشانی درباره‌ی سفرهای انسان سالک چنین است: او چهار سفر برای سالکان کوی حقیقت تشخیص میدهد: اول سیر الی الله است سالک از منازل نفس میگذرد تا وصول به افق مبین، که نهایت مقام قلب و مبدأ تجلیات اسمائی است؛ دوم سیر فی الله است به واسطه‌ی اتصاف به صفات او و تحقق به اسمای او تا افق اعلی که نهایت مقام واحدیت است؛ سوم ترقّی به عین الجمع و مقام واحدیت مقام«قاب قوسین» است که دوگانگی از میان می رود و چون دوگانگی برطرف شد، دیگر مقام أو أدنی است و آن نهایت ولایت است؛ چهارم عبارت از سیر بالله عن الله (سیر با خدا از خدا) برای تکمیل(خلایق) و این بقای بعد از فنای و فرق بعد جمع است (کاشانی، 1378: 51).
به نظر وی فرجام سفر اول، برطرف شدن حجاب های کثرت از طرف وحدت است و نهایت سفر دوم، بر طرف شدن حجاب وحدت از کثرت چهره علمی باطنی است و پایان سفر سوم، از بین رفتن تقید به دو ضّد؛ یعنی ظاهر وباطن و آخر سفر چهارم، مقام بقای بعد از فنا (کاشانی، 1387: 79).
2-7. مفهوم «سلوک» در اندیشه صدرایی
در مورد شیوه‌ی ملاصدرا در بیان سیر و سلوک می توانگفت: ملاصدرا از منابع متعدد عقلی و عرفانی و قرآنی در تعریف سالک و بیان اسفار اربعه و همچنین مراتب انسان سالک الی الله استفاده کرده است. سبک نگارش وی ممکن است شباهت به عرفا و متکلمین داشته باشد اما در بیان، شیوه و روشِ خود را به کار بستهاست.
بی شک ملاصدرا مسائل فلسفه را با اعتبار اینکه فکر، نوعی سلوک است مطرح می نماید. وی معتقد استکه سلوک به معنای عقلانی نیز هست. سفر عقلی سیر نظری، علمی، مفهومی و برهانی درکثرات به سوی وحدت است و سیر نظری از حق به اسماء و صفات با مصاحبت حق. و سیر برهانی از سفر از حق به سوی خلق با دید حق، یعنی سفر از وحدت اسماء و صفات الهی به سوی کثرت مخلوقات الهی و سیر مفهومی و برهانی در کثرات و مخلوقات الهی با صحابت حق. سالک به سلوک برهانی و نظری تمام سفرها، مراحل و مواقف را با عقل خود و در محدودهی علم حصولی می پیماید؛ یعنی سالک برهانی در حد توان مشهورات عرفانی خود و دیگران را در قالب براهین عقلی ارائه می دهد (رحمانی، 1389: 29). ملاصدرا در آغاز و مقدمه‌ی کتاب سترگ خود اسفار اربعه، سفر های عقلی انسان سالک را در نمادی عرفانی اینگونه معرفی میکند:
بدانکه سالکان از عارفان و اولیای الهی را چهار سفراست: نخست سفر از خلق به حق،دوم سفر در حق به حق. سوم که مقابل اوّل است از حق به خلق به حق-چهارمکه از وجهی مقابل دوم است سفر در خلق به حق می باشد. (ملاصدرا، 1383: 1/27)(2)
درسفر اوّل ( من الخلق الی حق) امور عامه، طبیعیات، ماده وصورت، جوهر وعرض مورد بررسی قرار گرفته و در انتهای آن سالک به حد فوق محسوس و حقایق الهی ارتقاء یافته است. در سفر دوم، مابعد الطبیعه ترک نمی شود؛ سالک در آن با الهیات و مسائل مربوط به ذات خداوند و اسماء و صفات خداوند آشنا می شود. سفر سوم، شخص در مورد سلسله مراتب عقول و عوالم فوق محسوس، آشنایی و معرفت حاصل میکند. سفر چهارم در مورد شناخت نفس یعنی شناخت خود است (کربن، 1381: 49).
صدرالمتألهين،كتاب اسفار را در قالب اين چهار مرحله سير عقلي نوشته است. سفر اوّل كتاب اسفار از وجودآغاز مي‌شود كه اوّليترين و بديهيترين مفهوم اشياء است، و پس از فراغ از اثبات اصالت و ذومراتب (مشكّك) بودن آنكه خود، به دو دست شهود و استدلال آنرا به دست آورده، به سوي ماهيت كه ظلّ و نماد آن است، مي‌رود و سپس از اوج و تعالي به زير آمده و با حكمت بحثي همراه مي‌شود و به احكام و احوال جوهر اشياء و پلكان قوه و فعل و وجود ناسوتي اشياء وكشف پديده‌ها و حالات اوصاف حقايق موجودات مي‌پردازد تا مقدمه اي براي وصول بهشناخت جواهرآنان باشد و از اين رو به بررسي احوال معروف به خواص ماده و از جمله حركت ـ كه ربطي بين حادث و قديم و ماده و معني و اعراض و ذوات مي‌باشد ـ مي‌پردازد و حركت در جوهر را ثابت مي‌كند و از اين رهگذر به پديدهاي ديگركه در نفس و ذهن مي‌گذرد و از عوارض موجود بما هو موجود است، يعني علم و اتحادآن با عالم و معلومكه اوآن را اتحاد عقل و عاقل و معقول مي‌نامد، مي‌رسد.
سرانجام بخشي از احكام جوهر مي‌ماندكه اغلب مبانی ارسطوئيان محور انديشه آن بوده، آن گره را نيز به آساني مي‌گشايد و با اين شش مرحله، سفر اوّل را پشت سر مي‌گذارد و پشت به مخلوق و روي به خالق و آن وجود حقه حقيقيه مي‌آورد تا سفر في الحق را به ياري حق (بالحق) طيكند، يعني آنچه را به علم اليقين طي سفر اوّل يافته بود، بهعين اليقين ببيند و همچون صدّيقين، وجود و وجوب حق تعاليرا با خود او اثباتكند. در اينجا سفر دوم را نيز به پايان برده و وقت است كه دست انديشه سالكان طريقت معرفت را بگيرد و از سماء ملكوت بسوي مخلوقي بياورد كه در سفر اوّل موجوداتي ايستا و جامد و صامت بودند و اكنون به روح ايزدي جان يافته و نفس نباتي و حيواني و ناطقه را دارا شده ان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع انسان شناسی، اصالت وجود، حکمت متعالیه، تشکیک وجود Next Entries منبع پایان نامه با موضوع صدرالمتألهین، حقیقت وجود، اسفار اربعه، معرفت حقیقی