منبع پایان نامه با موضوع استرس شغلی، هوش هیجانی، رهبری تحولگرا

دانلود پایان نامه ارشد

رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان را میانجیگری میکند.

جدول 4-26) آزمون رگرسیون فرضیه فرعی هشتم در بین پرستاران
پرستار
مقدار R
مربع R
مقدار B استاندارد نشده
بتا
آماره t
سطح معنی داری
مقدار ثابت
0.366-
0.134
2.467

17.529
0.000
هوش هيجاني مديران

0.168-
0.245-
3.019-
0.003
توجه فردي

0.068-
0.15-
1.845-
0.006

با توجه به جدول 4-26 مشاهده می شود از دیدگاه پرستاران تاثیر هر دو متغیر هوش هيجاني مديران و توجه فردی منفی و معنی دار بوده است. تاثیر متغیر هوش هيجاني مديران برابر 0.245- و تاثیر توجه فردی نیز برابر 0.15 – می باشد. میزان رابطه دو متغیر هوش هيجاني مديران و توجه فردی بر استرس شغلی کارمندان برابر 36.6- درصد می باشد، ضریب تعیین نیز برابر 0.134 می باشد که بیانگر آنست که از دیدگاه پرستاران متغیرهای توضیحی در حدود 13.5 درصد متغیر استرس شغلی کارمندان را تبیین میکند، بنابراین از دیدگاه پرستاران توجه فردی رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان را میانجیگری میکند.

فرضیه فرعی نهم: تحریک فکری رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان را میانجیگری میکند.
جدول 4-27) آزمون رگرسیون فرضیه فرعی نهم در بین مدیران
مدير
مقدار R
مربع R
مقدار B استاندارد نشده
بتا
آماره t
سطح معنی داری
مقدار ثابت
0.366-
0.134
2.789

2.288
0.031
هوش هيجاني مديران

0.178 –
0.114 –
0.554 –
0.005
تحريک فکري

0.359-
0.394-
1.92-
0.007

با توجه به جدول 4-27 مشاهده می شود از دیدگاه مدیران تاثیر هر دو متغیر هوش هيجاني مديران و تحریک فکری منفی و معنی دار بوده است. تاثیر متغیر هوش هيجاني مديران برابر 0.114- و تاثیر انگیزش الهام بخش نیز برابر 0.394 – می باشد. میزان رابطه دو متغیر هوش هيجاني مديران و تحریک فکری بر استرس شغلی کارمندان برابر 36.6 – درصد می باشد، ضریب تعیین نیز برابر 0.134 می باشد که بیانگر آنست که از دیدگاه مدیران متغیرهای توضیحی در حدود 13.5 درصد متغیر استرس شغلی کارمندان را تبیین میکند، بنابراین از دیدگاه مدیران تحریک فکری رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان را میانجیگری میکند.
.

جدول 4-28) آزمون رگرسیون فرضیه فرعی نهم در بین پرستاران
پرستار
مقدار R
مربع R
مقدار B استاندارد نشده
بتا
آماره t
سطح معنی داری
مقدار ثابت
0.366-
0.134
2.452

17.488
0.000
هوش هيجاني مديران

0.168-
0.245-
3.031-
0.003
تحريک فکري

0.074-
0.15-
1.855-
0.015

با توجه به جدول 4-28 مشاهده می شود از دیدگاه پرستاران تاثیر هر دو متغیر هوش هيجاني مديران و تحریک فکری منفی و معنی دار بوده است. تاثیر متغیر هوش هيجاني مديران برابر 0.245- و تاثیر تحریک فکری نیز برابر 0.15 – می باشد. میزان رابطه دو متغیر هوش هيجاني مديران و تحریک فکری بر استرس شغلی کارمندان برابر 36.6- درصد می باشد، ضریب تعیین نیز برابر 0.158 می باشد که بیانگر آنست که از دیدگاه پرستاران متغیرهای توضیحی در حدود 13.5 درصد متغیر استرس شغلی کارمندان را تبیین میکند، بنابراین از دیدگاه پرستاران تحریک فکری رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان را میانجیگری میکند.

بررسی وضعیت استرس شغلي کارکنان از دو دیدگاه مدیران و پرستاران

جدول4-29) آزمون تی تست متغیر استرس شغلي کارکنان با توجه به گروه شغلی

تعداد
میانگین
آماره t
درجه آزادی
سطح معنی داری
اختلاف میانگین
استرس شغلي کارکنان
مدير
27
3.5833
3.57
282
0.000
0.3152

پرستار
257
3.2681

با توجه به جدول 4-29 مشاهده می شود که استرس شغلي کارکنان از نظر مدیران بیشتر از نظر پرستاران میباشد. در حالی که سطح معني‌داری به دست آمده برای متغیر استرس شغلی پایین تر از 05/0 می باشد در نتیجه تفاوت های مشاهده شده معنادار می باشد، یعنی میانگین متغیر استرس شغلي کارکنان در بین مدیران و پرستاران تفاوت معناداری با هم دارد.

5-1) مقدمه
در این فصل به منظور بررسی دقیقتر به توصیف نتایج به دست آمده میپردازیم. اصولا هدف از هر تحقیقی دسترسی به نتایجی است که این نتایج منجربه روشن شدن حقایقی برای محقق میگردد و وی میتواند در راستای آن پیشنهاداتی را مطرح نماید. لذا این فصل شامل بخشهای نتایج آمار توصیفی، نتایج آزمون فرضیهها، پیشنهادهاو محدودیتهای تحقیق است.
5-2) نتایج آمار توصیفی
توصیف پاسخ دهندگان
با توجه به آمار به دست آمده از میان 27 سوپروایزر (8/77 درصد) و 257 پرستار (77 درصد)، اکثر پاسخ دهندگان زن میباشند. بنابراین از آنجایی که پرستاری شغل حساسی است و شاخصه آن مهربانی و مراقبت میباشد و این خصوصیات در زنان پررنگتر است میتوان بیان کرد با توجه به نوع شغل، افراد جذب شدهاند. مدیران از نظر تحصیلات لیسانس و یا فوق لیسانس هستند که بیشتر آنان دارای مدرک لیسانس میباشند (8/77 درصد). بنابراین برای سمت مدیریت در بیمارستانها مدرک تحصیلی یکی از موارد احراز میباشد. در میان پرستاران 7/93 درصد دارای مدرک دانشگاهی هستند و بیشترین مدرک تحصیلی در میان آنها لیسانس (4/84 درصد) است. درنتیجه میتوان ادعا کرد داشتن علم آکادمیک یکی از ویژگیهای جذب پرستاران محسوب میگردد. در نهایت همان طور که آمار نشان میدهد تقریبا نیروی کار جوان مشغول بکار هستند و جوانگرایی مدنظر قرار گرفته است (میانگین سنی مدیران 5/45 سال و پرستاران 5/34 سال).
5-2-2) توصیف متغیر استرس شغلي کارکنان
میانگین متغیر استرس شغلی کارکنان از دیدگاه مدیران 58/3 و از دیدگاه پرستاران 26/3 میباشد بنابراین نمره استرس شغلی کارکنان کمی بیش از حد متوسط مورد انتظار طیف (3) است. از آنجایی که میانگین بدست آمده تقریبا در حد متوسط است و کارکنان استرس شغلی را احساس میکنند بنابراین برای رسیدن به حد مطلوب یعنی رسیدن به حداقل استرس شغلی در میان کارکنان باید تلاشهایی صورت گیرد.
5-2-3) توصیف متغیر هوش هيجاني مديران
میانگین متغیر هوش هیجانی مدیران از دیدگاه مدیران 97/3 و از دیدگاه پرستاران 45/3 میباشد (بالاترین میانگین در بین ابعاد هوش هيجاني مدیران از دید مدیران، مربوط به بعد روابط بين فردي با مقدار 41/4 و از دید پرستاران بعد عزت نفس با مقدار 60/3 و کمترین میانگین از دید مدیران و پرستاران مربوط به بعد تحمل فشار رواني با مقدار 13/3 و 14/3 می باشد). بنابراین اولا هوش هیجانی مدیران از دیدگاه خودشان بیشتر بوده است تا از دید پرستاران. دوما نمره هوش هیجانی مدیران تاحدودی بیشتر از حد متوسط مورد انتظار طیف (3) است. اما با این وجود هنوز با حد ایدهآل فاصله دارد و مدیران باید برای کنترل احساسات و عواطف خود و دیگران تلاش کنند.
5-2-4) توصیف متغیر رهبری تحولگرا
میانگین متغیر رهبری تحولگرا از دیدگاه مدیران 15/4 و از دیدگاه پرستاران 22/3 میباشد (بالاترین میانگین در بین ابعاد رهبری تحولگرا از دید مدیران، مربوط به بعد نفوذ ایده آل با مقدار 45/4 و از دید پرستاران بعد توجه فردی با مقدار 27/3 و کمترین میانگین از دید مدیران مربوط به بعد انگیزش الهام بخش با مقدار 4 و پرستاران مربوط به بعد تحریک فکری با مقدار 20/3 می باشد). بنابراین اولا مدیران نسبت به پرستاران به این موضوع اعتقاد بیشتری دارند که نوع رهبری آنها تحولگرا است. دوما نمره رهبری تحولگرا بیشتر از حد متوسط مورد انتظار طیف (3) است اما با این وجود هنوز با حد ایدهآل فاصله دارد و مدیران باید گرایش بیشتری به رهبری تحولگرا داشته و سعی کنند ویژگیهای یک رهبر تحولگرا را بهتر و کاملتر اجرایی نمایند.
5-3) نتایج آزمون فرضیهها
فرضیه اصلی اول: بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان رابطه معناداری وجود دارد.
از دیدگاه مدیران بین دو متغیر هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان در سطح 95% رابطه معنیداری وجود دارد، شدت این رابطه 28- درصد بوده و جهت این رابطه معکوس و منفی است. همچنین ضریب تعیین در این فرضیه برابر با 001/0 است یعنی هوش هیجانی مدیران میتواند 1/0 درصد استرس شغلی کارمندان را پیش بینی کند. از سوی دیگر از دیدگاه پرستاران بین دو متغیر هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان در سطح 95% رابطه معنیداری وجود دارد، شدت این رابطه 35- درصد بوده و جهت این رابطه معکوس و منفی است. همچنین ضریب تعیین در این فرضیه برابر با 123/0 است یعنی هوش هیجانی مدیران میتواند حدود 12 درصد استرس شغلی کارمندان را پیش بینی کند. بنابراین از آنجایی که این رابطه منفی و معکوس است، هرچه مدیران در ارزیابی، بیان و تنظیم عاطفه خود و دیگران و استفاده کارآمد از آن توانایی بیشتری داشته باشند کارکنان استرس شغلی کمتری را درک میکنند. تحقیقات زیادی در این رابطه انجام شده است از جمله جانگ و جورج (2014) تحقیقی را میان کارکنان صنعت رستورانداری در ناحیه مرکزی ایالات متحده انجام دادهاند. نتایج تحقیق آنان نشان داد که هوش هیجانی، استرس شغلی را تحت تاثیر قرار میدهد. همچنین بولیک (2013) تحقیقی را بر 330 نفر از پزشکان، پرستاران، معلمان، افسران و مدیران انجام داده است. نتایج رابطه منفی بین هوش هیجانی و استرس را تایید میکند. بنابراین نتایج با نتایج تحقیق حاضر همراستا هستند.
فرضیه اصلی دوم: رهبری تحولگرا رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان را میانجیگری میکند.
از دیدگاه مدیران و نیز از دیدگاه پرستاران تاثیر هر دو متغیر هوش هيجاني مديران و رهبري تحولگرا منفی و معنی دار بوده است و اما از نظر مدیران در حدود 10 درصد و از نظر پرستاران در حدود 15 درصد متغیرهای توضیحی متغیر استرس شغلی کارمندان را تبیین میکنند، بنابراین چه از دیدگاه مدیران و چه از دیدگاه پرستاران رهبری تحولگرا رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارمندان را میانجیگری میکند. در نتیجه هرچه مدیرانی که از عواطف خود به طور هوشمندانه استفاده میکنند گرایش بیشتری به تقویت پیروان و پیگیری تغییرات سازمانی و رسمی سیستم‌ها، فرآیندها و ارزش‌های جدید داشته باشند میتوانند منجر به کاهش استرس شغلی در کارکنان شوند. لم و اُهیگینز (2012) تحقیقی را در دو سازمان بزرگ در شانگهای چین انجام دادهاند. نتایج نشان داد که سبک رهبری تحولگرا به طور کامل رابطه بین هوش هیجانی مدیران و استرس شغلی کارکنان را میانجی گری میکند. این با نتایج تحقیق حاضر همراستا است.
فرضیه فرعی اول: بین عزت نفس مدیران و استرس شغلی کارمندان رابطه معناداری وجود دارد.
از دیدگاه مدیران بین دو متغیر عزت نفس مدیران و استرس شغلی کارمندان در سطح 95% رابطه معنیداری وجود دارد، شدت این رابطه 5/8 – درصد بوده و جهت این رابطه معکوس و منفی است. همچنین ضریب تعیین در این فرضیه برابر با 007/0 است یعنی عزت نفس مدیران میتواند 7/0 درصد استرس شغلی کارمندان را پیش بینی کند. از سوی دیگر از دیدگاه پرستاران بین دو متغیر عزت نفس مدیران و استرس شغلی کارمندان در سطح 95% رابطه معنیداری وجود دارد، شدت این رابطه 9/25- درصد بوده و جهت این رابطه معکوس و منفی است. همچنین ضریب تعیین در این فرضیه برابر با 067/0 است یعنی عزت نفس مدیران میتواند 7/6 درصد استرس شغلی کارمندان را پیش بینی کند. بنابراین از آنجایی که این رابطه منفی و معکوس است، هرچه مدیران احترام بیشتری برای خودشان قائل شوند و نقاط قوت و ضعف خود را بپذيرند کارکنان نیز استرس شغلی کمتری را تحمل میکنند. کینگ و گاردنر30 (2011) تحقیقی را میان کارکنان متخصص از جمله کارکنان حقوق بگیر، مدیران عملیاتی، مدیران ارشد، مدیران اجرایی و مسئول در نیوزلند انجام دادهاند. نتایج نشان داد بین عزت نفس و استرس شغلی رابطه معناداری وجود دارد. علاوه براین دهشیری (1392) تحقیقی را بین معلمان مقطع متوسطه شهرستان یزد انجام داده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه هوش هیجانی و

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع استرس شغلی، سطح معنی داری، ضریب همبستگی Next Entries منبع پایان نامه با موضوع استرس شغلی، هوش هیجانی، میانجیگری