منبع پایان نامه با موضوع استان هرمزگان، آداب و رسوم، علوم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

علاوهبر اینکه ریشه در فرهنگ و تمدن ما ایرانیها دارد، به نوعی سنتی سفارش شده از دین اسلام نیز است، که رو به فراموشی میرود.
آیینهای حنابندان به عنوان یکی از رفتارهای مذهبی و اجتماعی در بسیاری از تمدّنهای کهن بیانگر بسیاری از پیامها و عقاید مذهبی و فرهنگی بودهاست، که برخی از این نمونه آیینها تا امروزه نیز در برخی از نقاط ایران بالاخص شهر بندرعبّاس اجرا میشود، و برخی نیز به طور کامل منسوخ شدهاست. در حالیکه معانی و عقاید مذهبی و فرهنگی این آیینها یا فراموش شدهاند و یا در معرض فراموشی هستند، نیاز به احیا شدن آنها در جامعه امروزی در راستای حفظ اصالت و فرهنگ صحیح این گونه از آیینها وجود دارد.
بررسی محتوای این آیینهای اجتماعی و مذهبی و تامل در دلالتهای ضمنی و پنهان این آیینها و کارکرد آنها در جامعه و نقوش آنها میتواند بسیاری از مسائل، باورها و اعتقادات نهفته در فرهنگ گذشتگان را روشنمیسازد.
همچنین نقوش سنتی که در گذشته رایج بوده، و ریشه در فرهنگهای بسیار کهن داشته است، امروزه رو به فراموشی میرود. این امر اهمیت پرداختن به شناخت و ثبت آیینها و نقوش سنّتی اصیل ایرانی و بندرعبّاسی را بیشتر روشن میسازد.
1-6- سوالات پژوهش
1. آیینهای حنابندان در بندرعبّاس چه دلالتهای فرهنگی و کارکردی دارند؟
2. نحوه برگزاری آیینهای حنابندان در شهر بندرعبّاس چگونه است؟
3. کنشگران انسانی در آیینهای حنابندان در شهر بندرعبّاس چهکسانی هستند؟
4. چه رابطهای میان نقوش مورد استفاده در آیینهای حنابندان در بندرعباس وکارکردها و دلالتهای فرهنگی آنها وجود دارد؟
1-7- فرضیههای پژوهش
1. آیینهای حنابندان در بندرعبّاس برپایه سنتهای اسلامی شکل گرفتهاند.
2. در هر اتفاقی که به نوعی به خون آلوده مربوط شود، آیین حنابندان برگزار میشود.
3. عوامل انسانی در آیینهای حنابندان علاوه بر جشن و شادی و زیبایی و … به نوعی در پی عمل به سنتهای آیینی خود هستند.

1-8- اهداف پژوهش
1. شناخت دلالتهای فرهنگی و کارکردهای آیینهای حنابندان در بندرعبّاس
2. شناخت گستره آیینهای حنابندان در فرهنگ مردم بندرعبّاس
3. شناسایی ذهنیت کنشگران انسانی در آیینهای حنابندان در شهر بندرعباس
4. شناسایی نقوش مورد استفاده در آیینهای حنابندان در شهر بندرعباس
1-9- کاربرد نتایج و کاربران پژوهش
لزوم احیا آیینهای حنابندان و نقوش سنتی مرتبط با این آیینها که پیشینهای گسترده دارد، ولی اکنون ازبین رفته یا در حال از بین رفتن است، و یا اجرای اینگونه آیینها بدون آنکه معنا و مفهوم آن را بدانند. این تحقیق برای حفظ سنّت و فرهنگ و نقوش مورد استفاده در آیینهای حنابندان است.
این پژوهش در سازمانهای میراث فرهنگی و گردشگری، حوزه هنری استان هرمزگان و انجمن شبیهخوانی و تعزیه استان هرمزگان کاربرد دارد.
1- 10 – محدودیّتهای پژوهش
در تحقیقات کتابخانهای محدودیتهایی مانند کمبود کتاب و یا مقاله فارسی با موضوع آیینهای حنابندان، کمبود زمان برای ترجمه مقالات و کتب لاتین؛ و همچنین در تحقیقات میدانی محدودیتهایی مانند فراموش شدن بسیاری از نقوش سنّتی و برخی از اعتقادات و تفکرات سنتی درباره آیینهای سنتی حنابندان و در نتیجه منسوخ شدن اینگونه آیینها به دلیل گرایش به مدرنیته شدن، و همچنین وفات بسیاری از حناریزان قدیمی برای توصیف اعتقادات مذهبی و باورها و عقاید نسلهای گذشته در بندرعبّاس و ترسیم نقوشی که در گذشته رایج بودهاست، و ثبت نشدن این گونه اطلاعات، مشکلاتی را در مسیر روند تحقیق بوجودآوردهاست.

فصل دوم
مبانی نظری
2-1- فرهنگ
«فرهنگ مجموعهای به هم پیوسته از دانشها، آگاهیها، باورها، ارزشها، هنجارها و مهارتهای لازم و ضروری برای زندگی اعضای جامعه است. بدون فرهنگ امکان ادامه زیست جامعه بشری وجود نخواهد داشت. با نگاهی ساختارمند به جوامع بشری و با توجه به تفاوتها میتوان تعریف دیگری از فرهنگ به دست آورد: فرهنگ مجموعه کامل ممیزهای روحی، مادی، فکری و عاطفی است، که یک جامعه یا گروه اجتماعی را مشخص میکند، و نه تنها شامل هنرها بلکه شامل اشکال زندگی، حقوق اساسی انسانی، نظامهای ارزشی، سنتها و اعتقادها نیز میشوند.» (فرهنگ نام، ذیل واژه فرهنگ)
«مقوله فرهنگ یکی از پیچیده‌ترین مقولات بشری در جوامع مختلف است.]…[ فرهنگ در معنای علوم اجتماعی به طور عام و در انسانشناسی به طور خاص، به مجموع مختصات مادی و غیر مادی عمدتا اکتسابی و  تا اندازهای انتسابی در یک جامعه در یک مقطع زمانی مکانی خاص اطلاق میشود، که به آن جامعه  هویت و انسجام درونی و بیرونی داده و آن جامعه برای حفظ خود، آن را به صورت نسلی و از طریق  ابزارهای آموزشی در محور زمانی از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند.» (حسین نژاد 1389)
«هر فرهنگ فقط زمانی درک میشود، که در بازه تاریخی وسیعی مورد بررسی قرار گیرد، و این بازه با محدوده اجتماعی و جغرافیایی تعیین میشود، که ساکنانش عناصر فرهنگی خود را، چه به عاریت گرفته از سایر فرهنگها و چه زاییده خلاقیت خود، توسعه دهند.» (بوآس1391، 48)
1-2-1-تغییر فرهنگ و سبکهای هنری
«کلمه فرهنگ، در شنیدار نخست برای هرکسی معانی خاصی همچون اصلیت و ریشه‌های تاریخی را تعبیر می‌کند، و این مفهوم در ذهن مخاطب ماهیتی منسجم و خللناپذیر می‌نماید. اما با پذیرش سیر صعودی و رو به پیشرفت جریان‌های اجتماعی در گذر زمان، قبول تغییر و تحول فرهنگ برای شنونده پذیرفتنی می‌شود.» (حسین نژاد1389)
«بسیار مشاهده شده که بعضی از شاخصهای فرهنگی ثبات بسیار زیادی دارند و ویژگیهای احترام برانگیز آنها به گذشتههای دور باز میگردد، که تا امروز زنده و فعال ماندهاند. این مساله این ذهنیت را ایجاد میکند، که فرهنگ ابتدایی تقریبا همیشه ثابت و از قرنهای پیش بدون تغیر باقی مانده است. ولی واقعیتها چیز دیگری میگویند. در هر جا که اطلاعات دقیقی داریم، شکل اشیا و آداب و رسوم در حال تغییر دائمی به نظر میرسند. حتی اگر در دوره معینی بدون تغییر باقی مانده باشند، پس از آن با تغییر سریعی روبرو میشوند. این جریان باعث میشود عناصری که در مقطعی زمانی و در داخل ساختاری فرهنگی با یکدیگر مرتبط بودهاند از هم بپاشند، برخی باقی بمانند و برخی دیگر از صحنه خارج میشوند.» (بوآس 1391، 51)
یکی از دلایل این تغییرات «دور شدن تدریجی دو یا سه نسل پیاپی از یکدیگر از حیث جغرافیایی، عاطفی، فکری، و ارزشی است، که وضعیت جدیدی را ایجاد میکند که اصطلاحا گسست نسلها نامیده میشود. انقطاع بین نسلها به معنای گسست پارادایم معرفتی و ارزش بین نسلها و گروههای اجتماعی یک جامعه است، که در حقیقت باید حیات پیوستهای را تشکیل دهند. انقطاع و شکاف نسلها، وقتی رخ میدهد که پارادایمهای ارزشی و معرفتی نسلهای یک جامعه گسسته شود.» (طبسی و رازانی 1386،144)
میتوان دلیل دیگر این تغییرات را تبادل فرهنگی نیز دانست، زیرا «همه فرهنگها در درجههای مختلف به یکدیگر پیوند خورده، و با یکدیگر آمیخته و در حال تبادل فرهنگی با یکدیگر هستند. فرهنگی که این تبادل با محیط را به هر شکلی قطع کند خود را محکوم به نابودی دیر یا زود خواهد کرد. این نکتهای است که بسیاری از انسانشناسان تا گذشتههای بسیار دور نیز تعمیم میدهند.»(حسیننژاد 1389)
«گونهی فرهنگی ممکن است به تصویری ملون از ویژگیهای متنوعی تبدیل شود، که مطابق با تغییر فضای معنوی جامعه دگرگون میشوند، تغییراتی که بر روی فرهنگ تاثیر مستقیم میگذارند و همچون موزاییکی در تمام طرح قرار میگیرند. هرچه یکپارچگی عناصر بهتر انجام شود فرهنگ ارزش بیشتری برایمان پیدا میکند.» (بوآس 1391، 51)
پدیده فراگیر تغییرات فرهنگی وجوه متنوع و متفاوتی دارد، که باید به آنها توجه شود؛]…. [آیینها و هنرها از وجوه چندگانهای هستند که باید به آنها توجه شود.
درباره آیینها میتوان گفت: «شرط تداوم یک آیین یا آداب و رسوم تغییر آن است، و یک آیین باید بتواند همگام با تغییر شرایط زندگی مردم تحول یابد. ]…[ یک رسم برای این‌که خود را نگه دارد مجبور است تغییر کند. برای این‌که آیینی بماند باید تغییر کند؛ تحول آیین‌ها منطقی است. اگر آیینی در جریان تحولات خود را به همان شکل اولیه نگه‌ دارد و خود را با شرایط مطابقت ندهد، از بین خواهد رفت.» (شرط بقای یک آیین چیست؟ 1392)
در شرایط تغییرات هنری نیز این مورد صدق میکند، «هنرها دگرگونی میپذیرند، هرچند که برخی از صورتهای هنری چند هزار سال دوام آوردهاند.» (کتاک 1386، 719) «حفاریهای باستان شناختی در اماکن باستانی پیش از تاریخ اروپا و آسیا و پس از آن، در آمریکا نشان داده همانطورکه پدیدههای فرهنگی دایما در حال تغییراند، سبکهای هنری نیز تغییر میکنند، و گسیختگی زندگی هنری اقوام در اغلب موارد به سرعت اتفاق میافتد.» (بوآس 1391، 52)
همه هنرها و آثار هنری در یک بستر اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و… شکل می‌گیرد، که این بستر در طول زمان یک فرایند تاریخی را طی می‌کند، به این معنا که با تحول و تغییر تاریخی بستر، سبک‌ها و محتواهای آثار هنری یعنی مضامین و فرم‌ها دستخوش دگرگونی‌هایی می‌شوند، به همین دلیل وقتی که آثار هنری را به طور تاریخی مشاهده می‌کنیم، می‌بینیم که یک فرایند و تحول تاریخی اتفاق افتاده است، که هنرها در آن بستر شکل گرفته‌اند. ( فاضلی بیتا، 16)
یکی از دلایل تحولات آثار هنری در گذر زمان میتواند تاثیرات فرهنگهای اقوام مجاور باشد؛ بوآس در جای جای کتابش به محدود بودن خلاقیت و تاثیر فرهنگ اقوام مجاور اشاره می‌کند و می‌نویسد: «هنر مردمان ابتدایی را میتوان با توجه به شرایط تاریخی تحلیل کرد. بیشک هیچ سبک هنری نیست که بتوان آن را تولید خاص قبیلهای منزوی معرفی کرد، که تصویری از زندگی فرهنگی آنها را به نمایش بگذارد و قابل تحلیل باشد.» (بوآس 1391، 270)
در درون آثار هنری می‌توان ویژگی‌های تاریخی جوامع را نیز دید. «مقوله هنر و زمان بسیار به هم آمیخته هستند، به طوری که بدون در نظر گرفتن عنصر زمان نمی‌توان به فهم درستی از اثر هنری دست یافت. یعنی نه تنها در شرایط تولید و تکوین اثر هنری، بلکه در شرایط درک و فهم اثر هنری نیز تاریخ دخالت دارد.» ( فاضلی بیتا، 16)
2-2 – مفهوم و کارکرد آیین
«آیین به معنای روش، رسم، ادب و آن چه که مرسوم، متداول و معمول است.» (معین1363، واژهآیین) «برداشت مرسوم و متداول از آیین این است که آیین امور را در جایگاه خود قرار میدهد، اما نظر و سخن درست این است که آیین، حاوی نقشها و منزلتهای سنتی‌ای است که وضع اجتماعی ـ ساختاری موجود متکی بر آن است.» (فدایی 1389)
کاترین بل8 میگوید: مفهوم” آیین” در قرن نوزدهم به عنوان “یک نمونه جهانی از تجربه بشری” که به فرهنگ یا جامعهای خاص محدود نمیشود، در ادبیات علوم اجتماعی آشکار شد. این مفهوم کاربرد گستردهای در تحلیل تجربههای دینی پیدا کرد. ساختارگرایان تاثیر گرفته از دورکیم آیین را به عنوان “ابزاری برای تحلیل ذات پدیدههای اجتماعی” بر مبنای تفکیک روح و جسم و اندیشه و کُنش بهکار بردند،و «آیین به منزله اجرای مقولات ذهنی، تفکر، عقاید و اسطوره متمایز تلقی شد.»(گیویان 1385، 181) به عقیده او آیین، توصیفی به عنوان اقدام فکری ویژه، همیشگی و مرسوم، تقلیدی، دستخوش یک فکر یا میل قوی است، در نتیجه کاملا رسمی و بیان فیزیکی محض از ایدههای منطقی گذشته است. (Bell 1992,19)
در واقع «آیین به معنای‌ مراسم و شعائر مذهبی‌، و یا کُنش اجتماعی با‌ شیوه‌ی رسمی در زمان و مکان خاصی‌ برگزار می‌شود. آیین اساسا نمایش یک فعل است.»(فدایی 1389) «آیینها ابزارهای قدرتمندیاند برای واشکافی لایههای تودرتوی نمایش اجتماعی چراکه عمیقترین و درونیترین ارزشهای فرهنگی را که این نمایش اجتماعی در آن تعبیه شده است و در آن به اجرا در میآید، آشکار میکند.»(گیویان 1385، 183)
همانطور که زبان یک مجموعه از سمبولها است که بر قوانین قرار دادی و مطلق مبتنی شده، آیین نیز ممکن است به عنوان یک سیستم از اعمال نمادین که مبتنی بر

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره جداسازي، سي‌سي، آزمايش Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره آزمايش، جداسازي، سي‌سي