منبع پایان نامه با موضوع اجتماعی و سیاسی، فضای مجازی

دانلود پایان نامه ارشد

از ایــن اوضـاع و احــوال عجیبــه از ایــن اعمــال و افعــال غـــریبــــه
شــده ایــن ملت مـاتــم رسیـــده همــه مبهــوت و رنگ از رخ پـریــده
سراسـر قلبشـان دریـای خون است که آیــا سرنــوشت ملک چون است؟
چه شــد آن کهنه سربـاز سلحشور که می شــد از نهیبش شیر نـر ،مور؟…
مگــر باینـــدر و نقــدی نبودنــد که جــان را بـرخی کشــور نمودنــد؟
از آن هـا تا ابــد باید شــود یــاد دو صد رحمت بر آنان،روحشان شاد(دیوان : 171 )
عواقب تحولات سیاسی بعـد از شهریـور 1320 ،رفتن رضا شاه و آمـدن محمدرضا شاه ؛ تشکیل کابینـه های متعدد؛ انتصـاب و عزل وزرای مختلف ؛همـه ی این تحـولات باعث هرج و مرج و آشفتگی اقتصادی می شـود و از مستشاران خارجی استمـداد می جویند؛در زمینه ی فرهنگی نیز نابسامانی به وجود می آید وشیرازه ی تعلیم ازهم گسیخته می شود . شاعر ضمن بیان این تحولات،تنفر خود را از حضور نیروهای بیگانه در وطن بیان می کند.
مصیبت بــود کم در کشــور مــا ؟ کـــه آمـــد مستشـــار از آمــریـــکا
چه ها کـردنـــد خیـل مستشــاران که شــد یک درد ما زان هــا هزاران…
اگــر ایـن اسـت معنــای تمـــدن برافتــد ایــن تمـــدن کــاش از بــن
ببین یک عده سگ یک عـده نـازی چــه ها کردند با ایـن حــزب،بـــازی
گروهی بی شرف بی عقل و ایمــان طــرفــدار اجــانــب خصـم ایـــران
چه سان دست خیــانت برگشـادند به تقسیم مناطق رأی دادند(دیوان : 172 )
نابسامانی اوضـاع اداری و اجتماعی و سیاسی کشور او را مأیوس کرده و راه حل تمام این نابسامانی ها را انقلاب می داند.
ببــایــد جنبشــی از روی ایمـــان که صــد در صــد بــود بر نفع ایــران
نــه آن طوری که با جهل و ضلالت نمــایــــد اجنبــی در آن دخــالــت
بلــی از انقـلاب اســت ای بــرادر کــه گـردد سرنــگون کــاخ ستمــگر
دهــد فــرّ نــوین ایــران زمین را ز کشــور طــرد ســازد خــائنیــن را
سپــارد کــارها بــر کــاردان هـا مــدد جــویـد ز نیــروی جــوان ها…
در ایــران انقلاب از واجبــاتست همین راه است و این راه نجاتست(دیوان : 178 )
4-1-2- اختلاط بقایی با شیخ بهـایی در شعری که در فضای مجازی رواج یافته است :
همه روز روزه بودن همـه شب نماز کـردن همـه ساله ازپی حج، سفــر حجاز کــردن
به مساجــد و معابـد همــه اعتکاف جستن ز ملاهـی و منــاهی همــه احتــراز کـردن شب جمعــه ها نخفتن به خـدای راز گفتن ز وجــود بی نیــازش طلب نیــاز کــردن
پی طاعـت و زیـارت به نجف مقیـم گشتن بـه مضاجع و مراقــد، سفــر دراز کــردن
به حضــور قلب، ذکر خفی و جلی گـرفتن طلـب گشـایـش کــار ز کارسـاز کـــردن به مبــانی طریقت بــه خلوص راه جسـتن به مبــادی حقیقت ،گــذر از مجـاز کردن
به خــدا قسم کسی را ثمر آن قـدر نبخشد
که به روی مستمندی در بسته باز کردن(دیوان : 37 )
شعر یـاد شده ،شعر مشهوری است که با نام بهـایی بر سر زبان ها افتاده است،در صورتی که شاعرش بقایی است و منسوب کردنش به شیخ بهایی دلالت بر ارزش درونی شعر دارد.البتّه در گذر زمان ابیاتی بدان افزوده یا از آن کاسته اند.
دلایلی که اثبات می کنــد شعر مزبور از بقـایی است نه بهـایی :
الف- مشــابهت این دو نام؛یعنی “بهــایی و بقــایی” شاید سبب این اشتباه گشته است.
ب- برای اثبــات این امر آثاری که به نام شیخ بهایی چـاپ شده بود ،بررسی شد ؛ کلیات اشعار بهایی و دیــوان کامل اشعار، احوال واشعار فارسی وی با مقدمه ی سعید نفیسی،نیز به کوشش و ویــرایش کاظم عابدینی مطلق؛ کلیات اشعــار و آثار فــارسی شیخ بهایی به کوشش غلامحسین جـواهری و دیوان شیخ بهایی به اهتمام سید جواد معصومی. با بررسی معلوم شد که هیچ اثـری از این شعر در آثار بهـایی نیست.ضمنا در هیچ تذکره ای هم این شعر را به بهایی نسبت نداده اند.تنها در سایت های اینترنتی نظیر : دانشنامه ی آزاد” ویکی پدیا ” و دانشنـامه ی رشد پنج بیت آن آمـده است که غالبا همین پنج بیت به قرار ذیل در بین مردم رواج یافته است :
همه روز روزه بودن همه شب نماز خواندن همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن به مسـاجد و معـابد همـه اعتکاف جستن ز ملاهـی و منـاهی همه احتراز کردن
شب جمعــه ها نخفتن به خــدای راز گفتن ز وجــود بی نیــازش طلب نیاز کردن
به خدا که هیچ کس را ثمر آن قـدر نباشد که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

البته بیتی هم بـه شعر الحاق کرده اند که در شعر بقـایی نیست و اکثــرا در بیت دوم شعـر جای داده اند :
ز مدینــه تا به کعـبه سر و پـا برهـنه رفتن دو لب از برای لبیک بـه وظیفه باز کردن
ج-شعر فوق الذّکر بقـایی با عنوان «در بسته »قبل از این که گزیده ی دیوانش در سال 1366 چاپ شود ،در مجله ی آینده؛ سال 26؛ شماره ی اول؛ فروردین 1352؛ص 413 چاپ شده است. «آینده» مجله ای نبوده است که ندانـد شعر بهـایی را به نام جلال بقایی نایینی چاپ می کنـد.از سال انتشار شعر تا آخرین شماره ی مجله ی آینده (سال 1372) کسی نسبت به این شعر، نقد و تقریظی ننوشتــه است که سراینده ی آن را شیخ بهــایی بداند.
د-بقایی شعر دیگری هم به شیوه ی در بسته دارد که تمامی ابیات موقوف المعانی هستند ؛همه ی جمله ها در وجه مصدری به کار رفتــه اند و شاعر در بیت آخــر مقصود اصلی خود را بیــان می کند .شعر« منت کشیدن »(123 ) :
بــه رغبــت تلــخی حنــظل چشـیدن اجـل را در کنــار خــویش دیــدن
به حــال مــرگ گــرد بستــر خویش غــریـــو شــادی یــاران شنیــدن
بــه پــاهــای فلــج از قعـــر دریــا بــه بـــام گنبـــد گــردون پریدن
ز کــوه قــاف بالا رفتـــن از پشــت بــه رو در آتــش دوزخ جهیـــدن
برهنــه تن کشیــده خــار بــر دوش درون چشمــه ی ســوزن تپیــدن
به ســان گرد بــاد ،آشفتــه و گیــج به کــوه و بحر و بـر، با سر دویدن
گــواراتر بــود بر من دو صــد بـار کــه بــار منـت نــاکس کشیــدن
و نیز شعر «سنگر تسلیم »(دیوان : 28 ) :
بهــر ستم پیشه لب به مـدح گشـادن سجـده کنـان در برش به خاک فتادن
هـر عمــلش را بـــلا دلیـل ستــودن دست بــه سینه بــرش به پای ستادن
ســر ز حقــارت بر آستـــانش سودن گــوهــر آزادگـی ز دسـت نهـــادن
سنــگر تسلیــم راســت زینــت دادن خنجــر دژخیم راسـت صیـقل دادن
2-4-1-3- دیدگاه بقــایی در مورد فرهنگ و ادب و هنـر :
بقـایی در برخی از اشعـار خود دیدگاه خود را در مورد شعـر و فرهنگ و هنر بیـان کرده است که در این بخش به مواردی از این دست اشاره می شود .
به نظر بقـایی تحوّل در ادبیّات و نـوگرایی با تجـدید نظر در مضـامین و موضـوع حاصل می شود. وی به هیچ وجـه مـوافق بـه هم ریختن قـالب و وزن عروضی و قـافیه نیست :
نکردم انتخاب سبک مخصوصی که تـا گویم مطیع سبک هنـدی یا عراقی یا خراسانم
ولی از شعر نوپرداز هم دل خوش نمی دارم اگرچه در همه نوعی بود طبعم به فرمانم
سخن را خارج از نظم و قواعد، طفل می گـوید
چنین کس از چه گوید اهل نظم و شعر و عرفانم(دیوان : 114 )
مخالفت عمـده ی او در زمینـه ی شعر، مخالفت با نـوپردازان است،حتی قطعـه ای نیز با عنوان نوپردازان(دیوان : 100) سروده است.وی معتقد است شعر شاعران سنتی ،پایه ی علمی دارد و برای دست یـافتن به هنر شاعری بایـد بی وقفه تلاش کرد،اما شعر نو را بی پایـه و مایه می داند :
اختــــرانی در آسـمـــان ادب پرتــو افکن به ســان خورشیدند
که نکردنــد پـای همت سست سخت در راه فضـل کوشیــدنـد
همه روز ازپـی هنـــر رفتنــد همــه شب تــا سحر نخوابیدند
آبش از چشمــه ی جگر دادند چـو به دل، بـذر علم پاشیدند…
لیک ایــن نورسـان سرســامی کـه به جــز نام شعـر نشنیـدند
زیـــر نــام تجــــدد ادبـــی یــاوه گفتنــد و شعــر نامیدند
تا کــدامین کتــاب را خواندند یــا کــدام اوستــاد را دیـدند
بقــایی شعر نــو گفتن برخی از ادبای متجدّد را مثل صحبت کـردن مردم بــدوی،ســاده می دانــد.آن را نوعی گیاه هرزه در بوستان شعر و ادب قلمداد می کند.او شعر سنتی را از افتخارات ملی ایران می داند.
حــرف معمـولی همــه مــردم گاه باشــد دراز و گــه کــوتــــاه
پس توان گفتن این که نـوپـرداز شـــــده پیگیـــر ارتجــاع سیـــاه
شعر نــو چیست نثــر نامـأنوس در گلسـتان نظـــم،هــرزه گیـــــاه
شعـر مــا افتخــار ملی مــاست شهرت آن به عالم است گواه(دیوان : 100 )
او در قطعه ی “شعر نــو”(دیوان : 109-108) سرسختانه مخالفت خود را در مـورد شعر نو ابـراز می کند.به نظر وی شاعری که به شعر نو روی می آورد،بی استعـداد است و شاعری که با اصول علمی قادر به سرایندگی است،از موهبت الهی برخوردار است :
گفت یک نــوگرا که شعر کهـن هیـچ بـا شعــر نــو برابــر نیست
زان که در قید وزن و قافیه است زان اداء ســخـن میســـر نیــست
گفتــم آن را کــه نیست استعداد بــه از این عــذر،عذر دیگر نیست
آن چــه را نــام ،شعـر نـو دادند غیــر نثری سخیف و ابتر نیست…
ماکیان عــاجز اسـت از پـــرواز که چــو بــازش بلند شهپر نیست
زان که این موهبت خداداد اسـت از بــرای همــــه مقـــدر نیسـت
علم می خواهد و عروض و بدیع ورنه اش هیچ زیب و زیور نیست…
می تــوان گفت بــا طریق کهن سخنـانی کــه زان فــراتر نیـست
این طرفداری از شعر سنتی به هیچ وجه مطلق پنداشتن تمام سروده های آن سبک نیست، بلکه به رسـالت اخلاقی و عملی و علمی شـاعران تأکید دارد.نمونه ی آن را می توان در قطعه ی “حیف از ایرج”(دیوان : 59) مشاهده کرد :
حیف از ایرج که با آن طبع گوهـرزای خویش
پیـرو افکار ناهنـجار و زشت ســوزنی است
شعـر او چــون سوزنی دور از قــوانین ادب
پرده ی ناموس و تقوی از نظر یک سوزنی است
کی توان گفتن ادیب آن را که مضمون سخن
با زبان شعر یک سو امردی یک سو زنی است
بقایی گاهی از هنرمنــدان و از ایستایی هنرشان شکوه می کنــد که خلاقیتی از خود نشان نمی دهند.نظیر شعر«شاعران»(دیوان : 147 ).او در این منظــومه از بی محتـوایی شعر بــرخی از شاعران و از مضامین تکراری آن ها گله می کنــد و معتقد است کـه شعر باید در خدمت فرد و جامعه باشـد.بقایی برای هنر شاعری تعهّد و رسالتی قائل است :
شاعـران تا چند نقل لیلی و مجنــون کنند؟
این خیالات کهن را کی ز سر بیــرون کنند؟
گه چنان گریند کز یک گوشه چشم خود روان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع دوران کودکی، ادبیات معاصر، ویژگی های اخلاقی، فساد اداری Next Entries منبع پایان نامه با موضوع ضرب المثل، غرب ایران، باستان گرایی، نظامی گنجوی