منبع پایان نامه با موضوع آزاد اندیشی، ادب فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

لایق پیـش چـو من بنـدگی اسـت
همچـو مـن ازپـی خــدمت گلکار نیستش با چـو تـویی ای گـل ،کار
گل صحرایی به سادگی خود می نازد که خودساخته است و هیچ گاه فروخته نخواهد شد، برخلاف گل گلخانه ای که نـوازش و پرورش دیده و مانند دیگر اشیا فروخته خواهد شد. او با صراحت و آرامش می گوید :
من کـه کارم همـه با سادگی است ورقـم ســرخط آزادگــی اســت
این مــرا بس کــه کنـد دلشــادم کــه تــویی بنـــده و مــن آزادم
در مناظره ی شاعرو عارف گوشـه گیر(ص69)، مضمون ستایش از سادگی و ساده زیستی مطرح شده است.به نظر شاعر افرادی که به غنــای روحی و فکری رسیده اند و با قناعت پیشگی آرامش یافتـه اند، بسیار آزاد منش هستند.اگر کسی در پی کسب منافع باشد،روحیّه ی سیری ناپذیری او سبب نیازمندی همیشگی او خواهد شد.
که هرکس پایبند حرص و آز است بـه دسـت دشمنی دائــم اسیـر است
چـرا از ایـن حقیقت دور بــاشیـم کــه دور عمر مــا پـایان پـذیر است
غنـیّ الطّبع شو زان رو که هر کس به قدر خواست های خود فقیر است
شـاعر اثـرات مثبت آزادگی را در منـاظره ی پـازن(قوچ وحشی) و قوچ اهلی(ص61) بیـان می کند. قوچ اهلی زبان به سرزنش پازن باز می کند و زندگی وحشی صفت او را تقبیح می کند :
ز جای می جهی و می پری به کوه و کمر بــه ناگهان بجهد گر ز جای خویش،ملخ
چو نیست جای و پناهگاه امن همچو منت محیط زندگیت موحش است چون دوزخ
گهی ز رعد به رنج اندری و گــه از برق گهـی ز بـرف ستم می بـری و گه از یخ
حکایت از زبان حیوانات(فابل)است اما درحقیقت پیام اصلی آن خطاب به انسان هاست و می گوید گرچه افرادی که با تن پروری به رفاه مادی روی می آورند، اندک زمانی آسوده اند ولی در نهایت دچار زحمت می شـوند.شرافت و آزادگی را که چـون جان،شریف و عزیز است به بهـای بهره وری از رفاهیات می بـازند.مانند قوچ اهلی که از تمامی مواهب بهره منـد است اما بـا پای خود به مسلخ می رود.پازن در این قطعـه نماد آزادگان است.
من ارچه دربـه درم از تعرض آزادم تـو را دو روز دگر می برند در مسلخ
منـاظره ی دیگری کـه بـه قول شاعر یکی از چهار قطعه ای است که باعث معروفیّت او گشته، در تـوصیف آزادگی و آزادمنشی است.گفتگوی ماکیان و شاهباز(ص35) شاهد روشنی از ستایش آزادگی و مشقت بـار بودن سیر زندگی آزاد منشان در جهان است.در مقابل آن ،ضعف و زبـونی اشخاص دون همت که به خـاطر نیازمندی خود و سهل الوصول بـودن امکانـات محقّر زندگی مـادی به هـر شـرایطی راضی بـوده و بـه هر نـوع زنـدگی تن در می دهند.مسلما شیوه ی زندگی آزادگان متفـاوت با دیگر مردم خواهد بود.این مفـاهیم به بیان های دیگر در شعر شعرا نیز بوده اما دقت در نحوه ی دانه برچیدن ماکیان ،الهام بخش شاعر در سرودن قطعه بوده و زیبایی آن را دوچندان کرده است.
وقتی ماکیان با لحنی ملامت بار به شاهباز می گوید :
تا بـدین حد بلنـد پــروازی شیـوه ی مـردم فـروتن نیست
انعکاس طرز فکر مـردم اجتماع است که بـه خواری زنـدگی کردن را فـروتنی می دانند و آزاد منشی را غـرور تعبیر می کنند.شاهبـاز در پاسخ او می گوید :
گفت مـن ماکیــان نیم بازم منّتی از کسم بـــه گــردن نیست
بهــر دانــه ای زمین بوسی درخور توست در خـور من نیست
منـاظره ی دیگری کــه در ستایش آزادگی است بین مـاکیان و مرغــابی(ص44) صورت می گیرد. شاعــر در این قطعـه به صورت تمثیلی به خواننـده می گـوید پاکــدامنی سبب سبکبــاری و آزادگی است.هرکس وارستـه باشــد در دریــای تعلقات دنیــوی گرفتــار نمی شود.مرغابی نماد انسان های وارستــه و آزاد منش است.بط در جــواب ماکیان که از علت غرق نشدن او سؤال می کند می گوید :
گفت زان رو کـه من نمی کاهــم آب یـم را ولــو به قـدر کمی
چون تو در کام خویش می کشدم گر بــدزدد تنـم نمـی ز یمـی
وجود چندین گفت و گو در زمینه ی ستایش از آزادگی نشانه ی اهمیت این معنی در نظر شاعر است.وی در یک حکایت تاریخی مناظره ی دیوجانس و اسکندر(ص38) را در راستای همین موضوع می آورد.
به دیــوجانس شنیدم کــه گفت اسکندر چرا بـه فقر قنـاعت کنی و پیکر عـور؟
ز جاه و ثروت دنیا هر آن چه می خواهی ز مـن بخواه که تأمین کنم تو را منظور
جـواب داد برو ســایه از ســرم بــرگیر کــه آفتاب تــواند به من بتــابد نـور
وی در اشعار و رفتارهای اجتماعی خود،انسانیت را می ستایـد و آزادمنشی را سرلوحه ی زندگی قرار می دهد . (دیوان.115)
نه کس را بی دلیل حق،ثنــا و مدح می گــویم
نه کس را روی طعن و دق،هجا و قدح می خــوانم
میــان عــالی و دانی پسنــدم خــوی انسـانی
نــه مملــوک فـــلان یغمــاگرم نــه عبــد اوثانم
بقایی دنیا و مـافیها را بی ارزش می داند .تذکّر می دهد که ثروت و مقام هرگز نمی تواند باعث افتخار و نیکنامی شود .
ای کــه جویی در پنــاه جاه و ثروت ،نیکنــامی
پختــه شو در دیگ فکرت تا برون آیی ز خامی
از دید بقــایی دستیابی به مقام منیع وارستگی و آزادگی حاصل نمی شـود مگر با شرافت، انسانیت و منزّه بودن از تضییع حقوق دیگران. (دیوان.40)
گر طلب می کنی شــرافت و جاه خـویش را از طمع منــزّه کــن
گــر زبــان را دراز می خــواهی دست از حق غیــر کــوته کـن
هیچ گاه ارزش های ظاهری باعث افتخار و برتری نیست،بلکه تعـالی روح و فکر و انسان دوستی سبب اعتلای ارزش انسان است. (دیوان.10)
جهان بهشت برین است نوع انسان را اگر به صیقل تقوی ز دل زداید زنگ
شاعر در جای جای دیوانش به آزادمنشی و آزاد اندیشی خود افتخار می کند : (دیوان.125)
راه پستی را نمی پویم بقایی گرچه من صاحب فکر بلند و طبع شیوا نیستم
شاعر بی اعتنـا به برخی هنجارهای کذایی و قراردادهای عمومی بی پایه در پی واقعیت و حقیقت و آزادمنشی است.ازجمله اطلاق بنده زاده به فرزند را در معاشرت ها که نشانه ای از ادب شرقی بــه حساب می آمد ،نکوهش می کند.از آن جهت که بنــده معنای غلام و چاکر را می دهد و آزادگی فرد را خدشه دار می کند : (دیوان.155)
سپاس و حمـد بی پـایـان ،خــدا را کــه فرزندی بـه این مخلص نداده
که تا هر ناکسی پرسد که این کیست جــوابش را بگــویم بنــــده زاده
حتی در انتقاد از افـراد چاپلوسی که در موقع معرفی فرزندانشان به صاحبان قدرت ،خود و فرزندانشان را تحقیر می کنند،چنین می سراید : (دیوان.91)
این طالبان جـاه که بـر خویشتن ز آز نام غلام و بنــده و چــاکر نهـاده اند
از راه چـاپلوسی و روبــاه خصلتـی بر روی خویشتن در دولت گشاده اند
اقــرار کرده انــد که فرزنـدهـایشان از نسل چــاکرند یــا بنــده زاده اند
انسانیّت و مردم دوستی از مقوله هایی است که در نظر شاعر اهمیت بسیار دارد و بارها به آن اشاره می کند : (دیوان.110)
بـه رسـم آدمیّـت آشنــا نیـست کـه بر همسایه زحمت می فزاید
وی به راستگویی و مبرّا بودن از دورویی و چاپلوسی مباهات می کند.به بیان شاعر اگر در حق کسی حرف ناروایی گفته و زبان به هجوش گشوده،در حقیقت شرح حال مخاطب را گفته است.به قول شاعر«به هرجا آتش افتد می دهد دود» ؛یعنی بـد سیرتی شخص،محرّک به هجا بوده است. (دیوان.59)
ستایش خــدا را که در شاعری نه خودخواه و نه سودجو بوده ام
اگر هم کسی را هجــا گفته ام بیـان ســاز رفتـــار او بــوده ام
بیان کرده ام هرچه از نیک و بد بــه گفتــار خود راستگو بوده ام
4-2-2-3- پرهیز از خودخـواهی و خـودبینی:
این خوش قلبی که شاعر ستایشگر آن است،منبعث از دوری جستن از خودبینی است.این معنی در گفت و گوی پـدر و پسر به زیبایی بیان شده است.شاعر با مجموعه ی هماهنگی هایی که از رهگذر تشـابه صامت ها و مصوّت ها در کلمات شعر پدید می آورد(مردم در بیت دوم ) موسیقی درونی و معنوی شعر را تقویت می کند : (دیوان.65)
در بــر خلـق عــزّت ار طلــبی هیچ خودبین مبــاش و خویش ستای
مردم دیده بین که خودبین نیست دیــده ی مــردم اسـت او را جــای
4-2-2-4- خـوش قلبـی و بی آزاری :
در مناظره ی شمع و چراغ برق (ص64)که با پیام خوش قلبی و کم آزاری سروده شده است، نوعی سنت شکنی دیــده می شود.در ادب فارسی شمع اغلب نمـاد عاشق حقیقی است ، بـرخلاف این گفت و گو کــه چهره ی مثبتی از آن ارائـه شــده است.شاعــر راز و رمز موفقیت و دوام نیکنامی را در بی آزاری و گشاده دستی می داند ؛ این کـه موجب منفعت برای دیگران باشیم. همچون چراغ برق که برخلاف شمع نه خود می سوزد و نه پروانه را می سوزاند.شمع از چراغ سؤال می کند :
تو را که عمـر بدین پایــه است پاینــده طـریق زیســتن بیشــتر بیــامـــوزم
جواب داد از آن عمرم از تو افـزون است کـه نور بخشم و پروانه را نمی سوزم
مناظـره ی دیگری که اثرات مثبت خـوش قلبی در آن منعکس شده است،قطعه ی« خوش بین »(ص64) است.شـاعر می گـوید انسان های خوش بین و خـوش قلب حتی بـدترین موضوعات و دردناک ترین اتّفاقات را به دیده ی خوش بینی می نگرند :
یکی بـه مفلس آزاده و کـریمی گفت که دوستان تو دل سخت و سست پیمانند
جـواب داد تــو بدبینی و چنین بینـی ولی بــه دیــده ی من بهتــرین یـارانند
به تنگدستی از آن پای می کشند از من کــه از مــذلّت فقــرم خجل نگـردانند
امتیاز انسان بر حیوان ،انسانّیت و نیک فطرتی اوست.آن که در زنده بودنش مردم آزاری را پیشه ی خود کند،عدمش به ز وجود : (دیوان.86)
به نزد خلق بـاشد مردنش از زندگی بهتر اگر بــر مردم آزاری رساند مردم آزاری
بی آزاری زمـانـی تقدّس و کرامـت دارد کـه انسان تـوانایی آزار داشتـه بـاشـد و از آن خودداری کنـد.شاعر در گفت و گویی که با شخصی دارد این معنی را بـه خواننده تعلیم می دهد.وی می گوید کسی که زور مردم آزاری ندارد چون به اجبار طبیعت بی آزار است طبیعتاً این خصلتش فضیلتی ندارد. (دیوان.46)
از من بگوی که این سیره گرچه بهر کسان سعــادت است ولیکن به نحو اجباری
بلنـد مرتبــه آن کس بــود کـه با قـدرت به زیــر دست نــدارد روا ستمـکاری
بلند مرتبـه تر کسی است که نـه تنها ستم نمی کند بلکه با وجـود توانمندی زیـردستان را یاری می کند.
بلند مــرتبه تـر آن توانگری کــه کنــد به جای جور و ستم،نوع خویش را یاری
4-2-2-5- پرهیز از هـوای نفس و حرص و آز :
پرهیز از خـودبینی و حرص و آز معنی دیگری است که بقـایی در مناظرات خود، آن را مطرح کرده است.گفت و گوی شخص حریص و گربه(ص102) یکی از این دستـه است.به نظر شاعر چه بسا کسانی که از شدّت غرق شدن در خودبینی توانایی دیدن عیب خود را ندارند و به همین علت درپی عیب جویی از دیگران هستند :
تـو کــه بینــای عیب دیگــرانی چرا پس چشم خودبین کور داری؟
اگر خواهی شـوی محبوب مردم طمع بـایـد کـه از خـود دور داری
دور بودن از خودبینی و هوی و هوس، گسترش بینش و روشندلی و ثمر بخشی به خود و اجتماع را در پی دارد.این معنی در منـاظره ی محقق و چراغ بـرق (ص38 )بیان شده است.در

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه با موضوع علم و تکنولوژی، آگاهی اجتماعی، فرهنگ ایرانی، پوشش بانوان Next Entries تحقیق رایگان درباره رسانه های اجتماعی، کسب و کار، شبکه های اجتماعی، معادلات ساختاری