منبع پایان نامه ارشد درمورد کاروانسرا، دوره سلجوقیان، دوره سلجوقی

دانلود پایان نامه ارشد

میدان گنجعلیخان واقع شده که سمت راست این بازار حمام تاریخی و زیبای گنجعلیخان و مغازه ها وجود دارند،‌ سمت چپ این بازار 16 طاق نما طراحی شده که منظره زیبایی دارند. امروزه ستونهای بازار تا حدودی بر اثر فشار سقفها به طرف برون متمایل شده و به قول معماران قدیم دل داده است اما در مجموع این بازار از بهترین بازارهای ایران محسوب می شود.
در محل تقاطع بازار اصلی و بازار گنجعلیخان،‌ چهار سوق قرار دارد که جزئی از مجموعه گنجعلیخان است و در گذشته از مهمترین نقاط بازار محسوب می شده. نمای داخلی گنبد این چهار سوق با گچبریهای جالب و نقاشیهای زیبای عصر صفوی همراه با چهره شهروندان مهم آن دوره به تصویر در آمده است. نقاشیهای مذکور با رنگ و روغن ترسیم گردیده و علیرغم گذشت بیش از 400 سال هنوز زیبایی خود را حفظ کرده اند. (شكل3-12)
گنبد چهار سوق در زمان ساخت مرتفع ترین گنبد شهر به شمار می آمده و نورگیریهایی که در اطراف گنبد تعبیه شده روشنایی لازم را تامین می کنند و باعث می شود که این چهار سوق در گرمای تابستان،‌ هوای خنک و مطبوعی داشته باشد. در کنار بازار مسگری یکی از میدانهای تاریخی ایران،‌ میدان گنجعلیخان وجود دارد،‌ محوطه ای مستطیل شکل به طول صد وعرض پنجاه متر که بازار، حمام آب انبار،‌ ضرابخانه،‌ مدرسه (کاروانسرا) و مسجد در اطراف آن قرار گرفته است. طاق نماهای آجری،‌ کاشیکاری متنوع،‌ فضای سبز و حوض آب وسط آن بر زیبایی این مکان افزوده اند. این میدان از میدانهای مهم شهر کرمان محسوب می شده که وقایع بزرگ را بخود دیده و سالها مراکز اقتصاد شهر کرمان بوده است. «میدان گنجعلیخان دارای 4 سر در اصلی است.»
که بجز سر در کاروانسرا که با نقوش گیاهی و حیوانی کاشیکاری تزئین یافته،‌ بقیه سردرها دارای نقوش گیاهی می باشند. این کاشیها از نوع معرق بوده و پیچشهای اسلیمی با رنگ حنایی و شاخه ختایی با رنگ فیروزه ای و گلهای سفید در زمینه ای لاجوردی رنگ استفاده شده است. ستونهایی که در کنار سردرها واقع شده دارای کاشیکاری معقلی می باشند که روی آنها با رنگهای مختلف، اسما متبرکه خداوند و ائمه اطهار نوشته شده است.
سردر اطاقهای کاروانسرا که در میدان واقع شده نیز با ترکیب معقلی به رنگهای لاجورد،‌ فیروزه ای، سیاه ونخودی تزئین یافته و داخل طاقها نیز کاربندی هندسی شده است. قابهای محراب مانند با کاشیکاری معقلی که در گوشه ها جهت تنوع از حرکتهای اسلیمی و ختایی استفاده شده با ترکیب هندسی هشت، طبل و چلیپا به رنگهای متنوع نمای بسیار زیبایی به میدان داده است. میدان گنجعلیخان کرمان از میادین بسیار زیبای دوران صفویه محسوب می شود که بدلیل تزئینات بسیار زیبا، کاشیکاری معقلی و معرق،‌ کاربندیهای هندسی و مقرنس کاری فوق العاده می توان آنرا همردیف میدان نقش اصفهان دانست .

3-2- بررسی نقوش مجموعه گنجعلیخان
3-2-1- نماد های طبیعت و زندگی
3-2-1-1- درخت
درخت را می توان یکی از نگاره ها و آرایه هایی دانست که در طول هزاران سال تا به امروز به روشهای گوناگون و زیبایی زینت بخش آثار هنری ایران، سوزن دوزی ها، قالی،‌ اشیاء و … بوده است این نقش جاودان در طول استفاده چندین هزار ساله اش در تزئینات بقدری تحول یافته که هنرشناسان در چگونگی پیدایش، ماهیت، رمزپردازی و نمادین بودن آن اختلاف نظر دارند، شاید یکی از بیشترین نمونه های استفاده از درخت، بکارگیری نقش سرو باشد سرو نماد اهورامزدا، نشان خورشید (مظهر عظمت) در ایران باستان است. و بهمین دلیل به صورت تزئین درهنر معماری سنتی ایران بسیار دیده می شود از جمله در پلکان تخت جمشید و در هنر دوره ساسانی به کرات از اشکالی که به تعبیر نویسندگان معتبر بال و به نظر نگارنده برگ و حتی سرو خمیده می باشد استفاده شده است.
در دوران اسلامی این طرح به صورت سرو خمیده (بته جقه) بکار گرفته شد. «در بین النهرین درخت زندگی ترکیبی از رشته های گوناگون است که به علت عمر، زیبایی و سودمندیش، مقدس شمرده می شوند از قبیل درخت سرو که چوبش گرانبهاست. نخل که خرما می دهد،‌ تاک با بار خوشه های انگور و درخت انار‌،‌(رمز باروری) که میوه اش آبستن صدها دانه است.» (پور عبدالله،96،1377).
درخت زندگی که معمولاً در تصاویر و نقوش میان دو راهب و کاهن یا دو جانور افسانه ای،‌ شیر دال، بز وحشی، شیر و …) قرار دارد که نگاهبانش به شمار می رود. رمز نیروی مقدس و بیمناک محسوب می شود برای چیدن میوه هایش که از آن اکسیر ملکوتی طول عمر به دست می آید باید به هیولای نگاهبانش در آویخت و هر که در این نبرد پیروز شود به مرتبه ای فوق انسانی ارتقاء می یابد.
«زیبا پسندی وعلاقه ایرانیان باستان به درخت تا به آن جا کشید که پیامبرش سروری از بهشت به ارمغان آورد و در کاشمر کاشت، داستان سرو کاشمر و نقوش آن معروف است و در شاهنامه فردوسی و بسیاری از کتابهای تاریخی ذکر آن رفته است.» (دوبوکور،20،1373).
در آئین میترا نیز درخت سرو، وقف خورشید است و از دورترین ایام تصویر مثالی درخت به مثابه آئینه تمام نمای انسان و ژرف ترین خواستهای اوست این تصویر مثالی، زاینده انبوهی رمز است که در شاخه های بیشمار گسترش می یابد و خرمن در بستر اساطیر، دیانات، هنرها و ادبیات و تمدنهای گوناگون می ریزد درخت سرو پس از اسلام نیز با اندک تغییراتی در هنرهای تزئینی و سنتی ایران بجا ماند سرو خمیده یا همان بته جقه زیور لباس ها و قالیها گشت و سرو ایستاده در کاشیها و بناها مورد استفاده قرار گرفت اینکه سرو بجای قرار گرفتن در بین دو نگهبان درشکلی محراب مانند جا گرفت گویی که محراب وظیفه حفاظت از سرو را بعهده داشت به عقیده عده ای از پژوهشگران قرار گرفتن درخت وسط محراب در نقاشیها و نگاره ها نشان از تقدش و پاکی آن را دارد گویی که فردی محبوب، پاکدامن و از فرستادگان خدا در میان محراب قرار گرفته است. در مورد نقش سرو در ادبیات ایران، برای طولانی نشدن کلام به ذکر حکایتی از سعدی اکتفا می کنیم «حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای عزو جل آفریده است و برومند، هیچ را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ای ندارد. در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمره ای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدن آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این صفت آزادگان است.
و نیز شاعر پر آوازه شیراز می فرماید:
«گرت زدست برآید چو نخل باش کریم ورت زدست نیاید چو سرو باش آزاد»‌

3-2-1-2- خورشید (شمسه)
در فرهنگ دهخدا در مورد خورشید آمده است: «خورشید ستاره ای است که جاذبه گردش آن، اجرام منظومه شمسی در مقایسه با سایر ستارگان ستاره زردگونه ای بیش نیست.» از دیرباز در نزد تمامی اقوام،‌خورشید از جایگاه خاصی برخوردار بوده و نامها و افسانه های گوناگون بر حول وحوش آن آمده. خورشید را منبع نور و روشنایی و هستی پاک دانسته اند، تا جایی که پرستش آن پرداخته و آنرا خالق و خدای می نامیدند که به نامهای مختلف و عقاید و آرایی که در این ارتباط موجود می باشد خواهیم پرداخت.
خورشید را چشم جهان و پدید آورنده روز دانسته اند ک هیچ معبودی را یارای برابری با او نیست. اوست منبع زمان سیارات،‌ستاره ها،‌افلاک و سایر عناصر،‌ حیات بقای انسان به او متکی بوده و هست و لذا خورشید که منشا نور، قدرت روحانی قوای فکری است نزدیکترین پدیده به ذات جاودانی الهی شمرده می شود.
«خورشید (خور یا هور) یکی از ایزدانی است که در اوستا آمده، او زمین و آنچه را که در اوست پاکیزه می دارد و اگر اونبود، دیوان جهان را می آلودند. «مهر» نام دیگر خورشید است. یکی از ایزدان کهن هند و ایران است مهر در اوستا و دی کتیبه های کهن پادشاهان هخامنشی یاد شده است میترا یکی از ایزدان زرتشت است و دارای مقام بلندی می باشد و چه بسیار آتشکده هایی در عهد باستان به نام او بوده است، میترا در زبان سانسکریت به معنی دقیق یا همراه خورشید است و به تنهایی به معنای دوستی و دوست آمده است.» (یاحقی،185،1369).
ایزد مهر نظام یا راستی را حفظ می کند،‌ بر دیوان دروغ می تازد و آنان را شکست می دهد در اوستا خورشید به صورت حورشت یا هور دیدهمی شود که در فارسی همان نور است. این نام در جای جای شعر پارسی دیده می شود و در شعر فردوسی نیز به چشم می خورد:
زعکس می زرد و جام بلور سپری شد ایوان پر از ماه ونور
نام دیگری که بر خورشید است کلمه آفتاب می باشد که مرکب از کلمه آب و تاب است. آب به معنای روشنی و درخشندگی و تاب به معنای تابیدن و گرم کردن است بطور کلی اغلب نکات و نمادهای بکار رفته در اساطیر ملتها و قوم ها در مورد خورشید مشترک است از جمله معانی که برای خورشید است: نور، روشنایی، آسمان، آسمان پیما، اسب که تیزتک و راهوار است، نمودار جهان زیرین و راهنمای مردگان و ارواح است. وظیفه اش نگرش در کار مردم است، بیراهان و کجراهان را مجازات می کند و دارای هزاران گوش و چشم است. مظهر قدرت و پند، زایاننده و باور کننده «خورشید نماد حیواناتی چون لاک پشت، مار، سگ،‌ خوک،‌ عقرب و کلاغ، نماد لوازمی چون نیزه، کارد،‌ پیاله، دایره،‌ حلقه و حلقه نور و روشنی که با شعاع های مشخص است و به صورت حلقه نامزدی و نشانه سوگند علامت شهریاری در چرخه زندگی و دایره ای که سکان و کشتی را جهت هدایت به جهان مشخص می کند به خورشید نسبت داده شده است.» (هال،205،1380).
خورشید در هزاره چهارم در فلات ایران بزرگترین نقش شمرده می شد کاوشهای انجام شده در تپه حصار دامغان و غیره نشان دهنده این مطلب است که در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد مردگان را به سوی شرق یعنی سمت طلوع خورشید خوابانده اند به علاوه استنباط مردمانی که در این دوران در نواحی مختلف زندگی می کرده اند این بود که خورشید از زمین بیرون آمده، پس از طی خط سیری معین در آسمان به نقطه دیگری در زمین فرو می رفته و تمام شب را در دالان هایی زیرزمینی با خدایان به سر می برده است و برای آنها شکی وجود نداشت که زیرزمین خدایان دیگری زندگی می کنند. ضمناً‌ چون خورشید به زندگی آنها رنگ و رونق می بخشید، هست و نیست خود را از وجود خورشید می دانستند و به ستایش آن می پرداختند. ظروف سفال دسته داری که با نقش خورشید ساده شد و به شکل صلیب درآمد. چنانکه نقش خورشید به صورت صلیب و صلیب شکسته روی ظروف بسیار دیده می شود و خود نشان خورشید به صورت صلیب و صلیب شکسته روی ظروف بسیار دیده می شود و خود نشان دهنده اهمیت خاص خورشید نزد ایرانیان است. شاید از آن زمان که بشر به زندگی کشاورزی گرایش پیدا کرد و دریافت که خورشید سبب باروری زمین و پرورش گیاهان و موجب گرم کردن و نیرو بخشیدن به انسان می شود، مورد ستایش واقع شد و همواره مظهر عمر جاویدان، شکوه و جلال و سلطنت شمرده می شد تا آن جا که تاج پادشاهان دارای کنگره یا شعاع نوری و یا بال بوده است.
«بز کوهی را نیز حیوان خورشید می نامند و علامتی که شبیه به ستاره چند پریا گلی که دارای برگهای بسیار است ومعمولاً در سفالینه ها در روی تصویر بز کوهی دیده شده علامت خورشید است و احتمال می رود تصویر شیرها و حیوانات شاخدار منسوب به خدای خورشید باشد.»
نیلوفر آبی (گل لوتوس) نماد خورشید است از مرکز این گیاه اشعه می تابد و نمایانده می شود. نیلوفر هم در مصر و هم در ایران نماد مقام و سلطنت است.
گل آفتابگردان،‌نشانه و مظهری از خورشید است که در دوران باستان محترم شمرده می شده است از گیاهان دیگر،‌ نخل هم منسوب به خورشید است و از فلزات، طلا و از اشکال هندسی،‌ دایره و اگر تجسم انسانی یابد به جوانی زیبا آنرا نسبت می دهند.

3-2-1-3- شیر وخورشید
در آثار هنری بر جای مانده از دوره های اسلامی نقش شیر به تنهایی یا به صورت ترکیبی با دیگر نقوش مثل خورشید و یا گاو خصوصاً در دوره سلجوقیان و بعد از آن به وفور دیده می شود این نقوش بیشتر به دلیل مفاهیم نجومی آنها بر روی ظروف و سردر دروازه های شهر نقش گردیده است. نقش شیر به تنهایی و یا به همراه خورشید با مفهومی مذهبی بیشتر از آثار هنری اواخر دوره سلجوقیان (قرن پنجم و ششم هجری) و بعد از آن دیده می شود.
نام

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد کاروانسرا، رضا عباسی، معماری اسلامی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد هنر اسلامی، فرهنگ اسلامی، عرفان اسلامی