منبع پایان نامه ارشد درمورد پیش انگاشت، زندگی روزمره، باورهای مذهبی، ایالات متحده

دانلود پایان نامه ارشد

وحشی در یک اقلیم، زندگی، مدارا و دوستی کند. این اثر نیز از سلسله اجراهایی بود که با عنوان مجسمه‌های اجتماعی ارائه شد.)) (ضیایی، 1392، ۱۲)
((به نظر بویس، این دگردیسی به عنوان سرنخی در نمایش‌های او باقی ماند. نظر او در باب «تندیس اجتماعی» دربردارنده بحث‌های طولانی با گردهمایی‌های بزرگ مردمی در موقعیت‌های گوناگون، ابزاری بود که عمدتا برای بسط تعریف هنر فراتر از فعالیت متخصصان به کار گرفته شد. «مجسمه اجتماعی» دربردارنده بحث‌های طولانی با گردهمایی‌های بزرگ مردمی در موقعیت‌های گوناگون ، ابزاری بود که عمدتا برای بسط تعریف هنر فراتر از فعالیت متخصصان به کار گرفته شد. «مجسمه اجتماعی» که هنرمندان آن را به سرانجام خواهند رساند. بعد خلاقیت فردی را فرا می‌خواند، تا نهایتا جامعه آینده را شکل دهد. بویس دانشگاه آزاد را شبکه‌ای چند رشته‌ای و بین‌المللی در پیوند با هنرمندان، اقتصاددانان، روانشناسان و … دایر کرد که این شبکه بر همین پیش انگاشت‌ها استوار شده است.)) (گلدنبرگ، رزلی، 1388، 210)
4-5-3-7 هنر پرفورمنس یا تولید رسانه‌ای از سال 1965 تا 2000
((سال 1968 معرف زودهنگام دهه هفتاد بود. در آن سال، در سراسر اروپا و ایالات متحده رویدادهای سیاسی به شدت زندگی فرهنگی و اجتماعی را برآشفت. حال و هوای حاکم خشم و آزردگی نسبت به ساختارها و ارزش‌های رایج بود. در حالی که دانشجویان و کارگران در اعتراض به (قدرت مداران) شعار می‌دادند ودر خیابان‌ها سنگر برپا می‌کردند، بسیاری از هنرمندان جوان‌تر با نهاد هنر، البته با خشونتی کمتر، اما با انزجاری در همان حد، برخورد کردند. آنها پیش انگاشته‌های پذیرفته شده در باب هنر را به پرسش کشیدند و بر آن شدند تا معنا و کارکد هنر را تعریف نمایند.سطح فردی زمان آن فرا رسیده بود که هر هنرمند نیّات خویش را برای ایجاد هنر دوباره ارزشیابی کند که هر کاری هنری به عنوان بخشی از بررسی کلی فرایند هنر دیده شود و نه به عنوان درخواست پذیرش همگانی.))(همان، ۲۱۱)
4-5-4تندیس های زنده یا مجسمه های اجتماعی
((در دو سال آخر دهه ۶۰ و اوایل دهه هفتاد، نپذیرفتن مواد سنتی بوم، قلم‌مو یا اسکنه و روی آوردن اجراگران به بدن‌ها خود به عنوان مواد سازنده اثر هنری معرف اجرا در حوزه هنر مفهومی بود، همانگونه که یکن و مانزو در سال‌های پیشین چنین کرده بودند.))(همان، ۲۱۲)
((از زمانی که نگاه‌ها از محصول نهایی در هنر برگرفته شد و به سوی فرایند تولید روی آورد، تصدیق حضور فیزیکی هنرمند، به عنوان عاملی سرنوشت ساز در آن پروسه، تقریبا اجتناب‌ناپذیر گردید. هنر اجرا، تایید همین نکته بود. ادراینهارت در مصاحبه‌ای در همان سال مرگش اعلام کرد. (هرجا می‌روم، به عنوان یک هنرمند می‌روم) مصداق این گفته گیلبرت و جرج بودند که تمام زندگی‌شان به هنر اختصاص یافته بود: “با تمام شدن کالج، وقتی حتی یک پنی هم پول نداشتیم…. ، خود را به رنگ متالیک درآورده و خود مجسمه شدیم، دو مجسمه برنزی. و اکنون هم پیکره‌های سخنگو هستیم، کل زندگی ما یک مجسمه واحد است.” این اولین اجرای آنها در سال 1969 بود که در چنین قیافه‌ای بین مردم ظاهر شدند.هنوز یکسان و همزمان این دو در کنار هم، ویژگی اصلی اجرا بود)) (آرچر، مایکل، ۱۳۹۲، ۱۰۹)
((شمار بسیاری از هنرمندان و فیلسوفان، نظیر ژوزف بویز، مارینا آبراموریچ، ژیل دولوز، آنتوان آرتو، بر این باورند که «بدن اجتماعی»، بدن زخم خورده و مریض است.322 البته منظور آنها، هیچگاه پیشنهاد یک نمونه‌ی (غیرمریض) و همیشگی نیست، بلکه رسیدن و کارکردن با فرم‌های کامل نشده است. اینان به دنبال رسیدن به نوعی (محصول کامل نشده‌ی خلاقیتی هستند که به طور مستمر در جستجو تکامل است)323 و از فرمی به فرم دیگر تغییر شکل می‌یابد. هر هنرمند روش و زبان خود را برای بیان این موضوع می‌یابد.))(هاشمی، سیدامید، 1392، ۵۱)
((برخی از هنرمندان تا اندازه‌ای از کاوش‌های مادی‌گرایانه در باب بدن اظهار ناخوشنودی می‌کردند، حالاتی اتخاذ کردند و تن‌پوش‌هایی پوشیدند (در اجرا و همچنین در زندگی روزمره) و تندیس زنده324 آفریدند. این تمرکز به شخصیت و ظاهر هنرمند بی‌درنگ به آفرینش کارهای بسیاری منتهی شد که زندگینامه شخصی‌وار325 خوانده می‌شد، چرا که محتوای این اجراها از وجوهی از شرح حال شخصی اجراگر بهره‌برداری می‌کرد. بازسازی این چنینی حافظه خصوصی در کارهای بسیاری از اجراگران که رو به «حافظه جمعی» آوردند، مکمل خود را یافت. مطالعه آیین‌ها و مراسم ـ برای سرچشمه کارهای‌شان: آیین‌های مشرکان، مسیحیت یا سرخپوستان آمریکایی غالبا چهارچوب رویدادهای زنده را به ذهن متبادر می‌کرد. سررشته دیگر سبک و محتوای بسیاری از اجراها، راه و روش بدیع بسیاری از هنرمندان چه در شعر، موسیقی، رقص، نقاشی، مجسمه‌سازی یا تئاتر بود.
اما خط‌مشی دیگر اجرا برحضور هنرمند در میان همگان به عنوان یک هم سخن استوار بود، مانند نشست‌های پیشین، پرسش و پاسخ بویز. برخی هنرمندان به بینندگان دستورالعمل‌هایی ارائه کردند، به آنها پیشنهاد کردن که اجرای خود را بازی کنند. فراتر از همه تماشاگران نسبت به آنچه که مرزهای و حدود هنر بود برانگیخته شدند. جایی که برای نمونه، کندوکاو علمی یا فلسفی خاتمه می‌یابد و هنر آغاز می‌شود. یا خط باریکی که هنر را از زندگی متمایز می‌کند.» (گلدنبرگ، رزلی، ۱۳۸۸، ۲۱۴)
4-5-5 دستورالعمل‌ها و پرسش‌ها
((برخی(کُنش‌ها) مفهومی بیشتر دستورالعمل‌های نوشته شده بود تا اجرای واقعی، مجموعه‌ای پیشنهادهایی که خواننده می‌توانست بنابه اراده خویش آنها را اجرا کند یا احراز نکند. برای نمونه یوکواونو326 در همکاری خود با نمایشگاه «اطلاعات»، در موزه هنرمدرن، نیویورک تابستان سال 1970 بر خواننده دستور داد که “نقشه‌ای خیالی رسم کن…. روی خیابان اصلی بر طبق این نقشه قدم بزن”))(گلدنبرگ، رزلی، ۱۳۸۸، ۲۱۵)
((هنرمند آمریکایی جمیزلی بیارز327 برآن شد تا از طریق روبرو کردن فردی تماشاگران و تبادل پرسش و پاسخی درک آنان را دگرگون کند. پرسش‌ها غالبا متناقض و مبهم بود و بسته به بردباری فرد منتصب می‌توانست تا هر زمانی به طول بیانجامد. وی حتی یک مرکز جهانی پرسش به عنوان بخشی از نمایشگاه «هنر و فناوری» (۱۹۶۹) در موزه لس‌آنجلس تاسیس کرد.)) (همان،‌۲۱۶)
4-5-6بدن هنرمند در اجرا
((بدن به عنوان فضای کشف و به عنوان ضامن واقعیت، نقش بسیار مهمی در خلاقیت هنرمندان بادی آرت بازی می‌کند. در این باره، نگاه ژیل دولور نسبت به مفهوم (بدن بدون ارگان) به نگاه هنرمندان بادی آرت بسیار نزدیک می‌شود. طبق نظر دولوز، بدن، همواره باید ارگانیسم (نظام سازماندهی شده‌ی) اعضایش را تحمل کند و با این به این هم معناست که ارگانیسم بدن، نوعی منطق و آیین مخصوص به خود را تحمیل می‌کند. بزن، باید برای اصطلاح (خوب کار کردن اعضایش) خود را تحت سلطه‌ای دستورات این ارگانیسم قرار دهد. برای هر عمل روزمره، ارگانیسمی وجود دارد تا به نیازها پاسخ داده شود و کمبودها جبران شود. و از آنجا که نیازها و کمبودهای زیادی وجود دارد، وظایف و طبقه‌بندی هر کدام از آنها «بدن را زیر بار خود له،‌فشرده، مغلوب، انباشته و خراب می‌کند.»))(هاشمی، سیدامید، 1392، 61).
((بدن بدون ارگان، تجربه‌ای صرفا رادیوفونیک نیست، بلکه در عین حال، تجربه‌ای بیولوژیک و اجتماعی است که سرکوب و سانسور را مورد هدف قرار می‌دهد. بدنی و اجتماعی، متعهد و تجربی. آنها نمی‌گذارد که شما در خلوت خود تجربه کنید.328))(همان، ۶۲)
((بدن بدون ارگان بدن خلاقی است، بدنی است که دست به خلق می‌زند و قوانین از پیش تعیین شده را نمی‌پذیرد. بدن جدید نگاه جدیدی نیز می‌یابد که در آن تجربه، جای تفسیر را می‌گیرد، نگاهی که دنیای شوره را با درک ظریف از موقعیت‌های مختلف جایگیزین می‌کند: (شدن‌ها، شدن‌های حیوانی، شدن‌های ملوکولی، جایگیزین تاریخ فردی یا عمومی می‌شود.))329(همان،‌۶۴)
((درمیان هنرمندان، کسانی هستند که پیکر خود را برای شکستن تندیسی از تابوهای کهنه و سنتی، درخدمت نوعی رفتارهای خود آزاد قرار می‌دهند. گروه اکسپرسیونیست‌ها تصویر پیکر مقدس را از ارزش ساقط کردند. هنرمندی همچون میشل ژورانیاک330 فرانسوی، در اجرای مشهورش، نماز برای یک پیکر331، پیکر خود را به وجودی مقدس بدل می‌کند، در اجرایی نمادین از خون خود سوسیس درست می‌کند و به مخاطب می‌خوراند. در این تقدیس، بدن به قطب دوسویه‌ای از پذیرش و طرد، قدسی و کُفرآمیز، آرکاییک و اسطورۀ مدرن تعدیل می‌شود. در عین حال، نمایش آدم خواری او نقدی است بر شرایط سیاسی اجتماعی آن دوره.
جنیا پان332 در رابطه با نظریه‌های هویت خواه و فیمنیسیم موج دوم پیکر خود را آماج سلسله‌ای از کنش‌های خودآزار قرار می‌دهد. این امر به قصد نشان دادن آزاری است که در جامعه مردسالار بر زن تحمیل می‌شود. او قصد تسخیر (دیگری)333 را دارد ومعتقد است وقتی برای تسخیر ذهن، از هنر سخن می‌گوید، دو مفهوم مدنظر است: اول، تصویر ابرانسان یا قدرتی مافوق طبیعی است که از آن، مفهوم دلالت قدرت برتر استنباط می‌شود و مفهومی است که در باورهای مذهبی نهفته است و دوم، تصاحب انسان توسط انسان دیگر در دو سوی این امر، پدیده تسخیر مطرح است که بر نوعی تجاوز از محدودۀ آزادی فردی استوار است.))(ضیایی، م.ب، ۱۳۹۲، ۱۲)
((فرانسوا پلوشار نظریه‌پرداز گروه هنر پیکر، اظهار می‌دارد: “پیکر هنرمند بدل به تکیه‌گاه اصلی، مجموعه‌ای از اجراهای بصری و وسیله بیانی جدیدی تبدیل می‌شود.” اودرباره اجراهای اکسیون جیناپان می‌گوید: “آیا جینا پان از پیش احساس کرده بود به هنجاری این چنین خشن نیاز دارد تا مردم را تسخیر کند؟”)) (همان، ۱۲)
برای مثال هنرمند کالیفرنیایی کریس بردن334 مسیری مشابه آکونچی و اوپنهایم را طی کرد. وی با اجراهایی که جهد و تلاش سخت بدنی و تمرکزی فراتر از بردباری حد طبیعی را می‌طلبید، شروع کرد پس از چند سال از به مبارزه طلبیدن مرگ در قالب اجرا دست کشید. نخستین اجرای وی در زمانی که هنوز یک دانشجو بود برپا شد، در رختکن دانشجویان دانشگاه کالیفرنیا، اجرای وی در زمانی که هنوز یک دانشجو بود برپا شد، در رختکن دانشگاه کالیفرنیا ایروین ۱۹۷۱. بردن در رختکنی ۶۰×۶۰ سانتی‌متر در یک متر به مدت ۵ روز مستقر شد. تنها تهیه و تدارک وی برای اقامت در این فضای تنگ بطری بزرگ آب بود که محتویاتش از بالای رختکن با لوله‌ای برایش فرستاده می‌شد. در همان سال در ونیز کالیفرنیا335، در کاری با عنوان (قطعه شلیک کردن)336 از دوستی خواست تا به بازویش چپش شلیک کند. گلوله که از فاصله ۴ متر و نیمی شلیک شد. می‌بایست تنها بازویش را زخمی کند اما در عوض تکه‌ای بزرگ از گوشت بازویش را با انفجار را از جا کند.
بادی آرت و اینگونه اجراها، درواقع به سمت یکی از این دو متمایز بودند: بسیاری از آنها حول یک ایده و تفکر اولیه شکل گرفته بودند و تعدادی از آنها مردم فقط مهیج بودند: اجراگرهایی که در یکی از کارهای کارلی اشینمان در سال 1964 در رنگ خیسانده می‌شدند، با صحنه‌های نیچ رقابت می‌کردند، کریس بوردن، بر روی زمین پوشیده از خرده شیشه می‌خزید، به خود شلیک می‌کرد و برروی یک ماشین به صلیب کشیده شد، برای لوّ آنقدر خود را به دیوار می‌زد تا از نفس می‌افتاد واز حال می‌رفت. دنیس اپونهایم به خود سنگ پرت می‌کرد وخود را به دشت با آفتاب می‌سوزاند.
هنرمند صربستانی، مارینا آبرامویچ به عنوان راهی برای دستیابی به یک تجربه اغلب «ریتم» نامیده می‌شدند و وی در آنها تا وقتی که دیگر صدایی از او برنمی‌آمد فریاد می‌زد یا آنقدر می‌رقصید که از حال می‌رفت. در اثر ضربات باد ماشینهای بادبزن بزرگ غش می‌کرد، خود را شلاق می‌زد، مقدار زیادی مواد مخدر مصرف می‌کرد و اعمال مخاطرآمیز دیگر وی در ریتم ۵ (1974) در میان شعله‌های آتش دراز کشید تا اینکه بر اثر کمبود اکسیژن از حال رفت وتوسط تماشاگران نجات یافت در آخرین اجرا از این مجموعه ریتم صفر (1974) وی در استودیو منا گالری در سکوت کامل کنار میزی نشست که ۷۲ شئ مختلف روی آن میز بود واز تماشاگران خواسته می‌شد که از آن اشیاء در رابطه با او استفاده

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ناخودآگاه، جنگ جهانی دوم، ایالات متحده، رابطه نامشروع Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد هنر معاصر، اجتماعی و سیاسی، زیبایی شناسی، مصرف کننده