منبع پایان نامه ارشد درمورد پست مدرنیسم، اصلاح طلبی، زیبایی شناختی، هنر معاصر

دانلود پایان نامه ارشد

شده،از درون مورد حمله قرار گرفته و به تمامی از هم فرو می پاشند، و این مسئله به گونه ای کنایه آمیز، دقیقاً هم زمان به سقوط کمونیسم در اروپای شرقی است. این فرسایش بنیادی به پیدایش بحران معنویتی منجر شده با دگرگونی زیست مردم را نشان دهد. پست مدرنیسم محصول بیداری و بیزاری است که طبقه متوسط را درگیر خود ساخته. به همان اندازه، فرهنگ بورژوا تمامی امکانات خود را بلعید. دشمن دیرین خود، یعنی آوان گارد به کار گرفته است. در کمال تعجب، آوان گارد57، در اوج پیروزیش به پایان رسید. در طول دهه ی 1950، رسانه ها آوان گارد را چنان رواج دادند که طبقه متوسط آن را پذیرفت و اشتیاقی سیری ناپذیر برای ایجاد اصلاح طلبی با میل خودش نشان داد. در دهه ی پس از آن مدرنیسم در حد شیوه ی از بیان، به روش (سرمایه داری) توسط شرکت های بزرگ تنزل کرد، نه فقط در معماری ها بل در نقاشی و مجسمه سازی نیز.))(اف،جنسن، 1386، 48،49)
((پست مدرنیسم مرگ مدرنیسم را جشن گرفته، نه فقط آن را در ادعایش برای جهانی بودن گستاخ دانسته، بل مسئولیت پیامدهای شوم تمدن معاصر را نیز به گردن او می اندازد. دموکراسی، بنا شده بر پایه ی ارزش های روشنفکری بر خلاف، به گونه ی نیرویی مستند، برای انتشار استیلای غرب، در سراسر جهان دانسته می شود. چون اغلب گرایش های آوان گارد پیش از خود (برای مثال اگزیستانسیالیسم58)پست مدرنیسم با اومانیسم59 ضدیت دارد. که انچه را چون بورژوازی60 طرد می کند. منطق، با سلسله مراتب استدلال آن، کناری نهاده می شود، تا بشریت از کسب انتظام رهایی یابد.بدین سان عرصه برای دیدگاه های نامرسوم گشوده می شود، به ویژه برای جهان سوم، با تاکید بر احساسات، شهود، خیال، تعمق ، عرقان، و حتی جادو علم نیز برتر از چیز ی نیست، زیرا آن نیز از پاسخ گویی مشکلات دنیای امروز وامانده. و از آن رو که حقایق عملی با تجربیات بشر هم خوانی ندارند، برای زیست روزمره نیز بی فایده اند. حقیقت نیز مردود می شود، زیرا نه امکان پذیر است و نه مطلوب، که تنها به وسیله آفرینندگانش و برای حفظ منافع و قدرت آنان به کار می رود. تفسیرهای ذهنی و ناسازگاری ممکن است مطرح می شوند، و اینها ممکن است آزادنه بر حسب مفهوم متغیر باشند، نظر به اینکه هیچ مجموعه ای از ارزشها بر دیگری برتری ندارد، همه چیز نسبی خواهد بود. محروم از تمامی راهنمایی های سنتی پست مدرنیست بی هدف به درون دریایی بدون معنی و واقعیت می گریزد، تا اندازه ای که دنیا را چاره ای یابد. آن نیز در مقیاسی محدود و در سطحی بومی، به فهم اصطلاحات بشری نائل می آید.))(جنسن، 1381 ،50)
((پست مدرنیسم البته، برای جایگزینی ارزش هایی که ویران کرده هیچ راه حل جدیدی ارائه نمی کند. در عوض کثرت گرایی61را با نام چند فرهنگی عرضه می کند.پلورالیسم راهی مگر مکتب التقاطی ندارد،جایی که در آن به قوه تبادل پذیری مهیاست.به این اعتبار که هیچ زیبا ورزی برتر از دیگری نیست. آن ها (کثرت گدایان) تابع چیزی جز خود نیتند، آنها فرجام را زیبنده خود می دانند.(همان) بر همین اساس، پست مدرنیسم نمی کوشد تا دنیا را از آن چه هست بهتر کند. در عزم راسخش مدرنیسم زدایی62 از نظر اجتماعی و سیاسی در بدترین حالت دمدمی مزاج و در بدترین گونه متناقض است. اصل پوینده آن آشوب گری63 است. هر چند رهروی آزادگی است اما در کنارش احتمالا نشانه خزشی است برای اصلاح طلبی سیاسی در ایالات متحده به زعم مارکسیست ها صرفا گونه ی متاخر و منحط سرمایه داری است و به زعم محافظه کاران بر ارزش های سنتی می تازد. پست مدرنیسم، از هر عقیده و روشی که بخواهد جایگزین غیر شود، لیک دچار مشکلاتی است حمایت می کند و در عرصه اصطلاحات بنیادی سیاسی نیز، نوعی بازی است که صرفا به اعتبار وجود خود، قدمی بر می دارد. در نهایت ، پست مدرنیسم به گونه ای از انگیزی فرهنگی است که می تواند با اصول نظری روشنفکران پوینده باشد و ماهیت سیاسی ندارد، زیرا برای آن مناسب نیست. (همان، 52)
پست مدرنیسم مطابق بهترین نمونه تمامی نشانه های یک آوان گارد خود انگیخته را داراست، گرچه خود قویاً میان میان رابطه ای را انکار می کند. با فشاری اش در مخالفت با مدرنیته، آن را متأخرترین دشمن با ضوابط ساخته ای بدل کرده، که هم خود را به براندازی اختصاص داده است.همچو تمامی آوانگارد ها، پست مدرنیسم حرکتی(ضد زایشی)است، که جوی بحرانی به وجود می آورد تا خود را مستحکم و بر حق نشان می دهد. از نظر نقش آفرینی بیش از همه می توان آن را با حرکت دادا64، و سورئالیسم65 منطبق کرد ،گرچه فاقد تشنج و هیستری آن ها ست. ضد نخبه گری آن تنها ابزار دیگری برای حمله به بنیان فرهنگی است،که آرزوی ریشه کن شدن آن را دارد. نسبی گری66و آشوب ورزی پست مدرنیسم آشکارا پنداری ویرانگرند.این هیچ انگاری حاصل استیلای شکاکیت در پایان سده بیستم است،آن گاه که کمتر چیزی مهم یا با ارزش پنداشته شد. باور پست مدرنیسم را شاید بتوان به خوبی در این سخن ادگار آلن پو67یافت:
هر آنچه می بینیم یا دیده ایم تنها رویایی درون رویاست68
از آن رو که پست مدرنیسم معانی متعددی دارد، بدل به واژه ای به معنی شده، به طوری که وانمود کننده ی نوعی از نومیدی است که علاقه ی زیادی به خوشی ها دارد. در واقع،پست مدرنیسم به کلی با تناقض ها آمیخته است اما اگر هیچ چیز معتبر نیست،پس ارزش هایی که از آن ها حمایت می کند فیمینیسم69، پلورالیسم جز آن نباید به همان سان سفسطه آمیز باشند.به وضوح دیده می شود،پست مدرنیسم فلسفه ای عقیم است که ناتوانی طبقه ی روشنفکر را در عرصه عمل به نمایش می گذارد.))(همان،55)
((هنر نیمه نخست سده بیستم، از عصیانی علیه ضوابط اجتماعی سرچشمه گرفته بود و این عصیان بخشی از اسطوره ایست که هنرمندان دهه های بعد، از اسلاف خود به ارث برده اند. این همان چیزیست که نرمندان منتقدین و مدیران نمایشگاههای امروز به دشواری می توانند از آن چشم پوشی کنند. از نگاه آنها هنر معاصر برای حفظ دعوی اصالت خود، باید همچنان برنگرش قهر آمیز نسبت به بسیاری از جنبه های جامعه امروز پا فشاری ورزد.
با اینحال آنچه که اکنون (فرهنگ بصری) تلقی می شود در عمل به میثاقی بین این نگرش ها و ارزش های جامعه مصرف گرا تبدیل شده است. یکی از مولفه های مهم در فرایند تحولات اخیر هنر، به خصوص در خلال دهه 1980، نوعی فاصله گرفتن از هنر پست که پیوسته از آمیختن با مسائل سیاسی، اجتماعی و تجاری اجتناب می ورزید. این رویکرد جدید در جوهره خود واکنشی بود علیه جریان های فاقد چالش موضوعی در دهه ی 1970، همچون هنر مینیمال، که بعدها به صورت هنر موضوع گرا ظاهر شد. البته این نظریه که تحولات هنر معاصر، نوعی رجعت به سوی مسائلی است که هنر پیش از مدرن نیرومندانه در صدد بیان آن بود. حالا دیگر طرفدار چندانی ندارد. برای مثال بسیاری از هنرمندانی که در سالن های نمایشگاهی پاریس در اواخر قرن نوزدهم ، در نمایشگاه های تابستانی آکادمی سلطنتی هنر ها در لندن و یا نمایشگاه های رسمی مشابه در جاهای دیگر ، ظاهر شدند، تمام اهتمام خود را در جهت به تصویر کشاندن مشکلات اجتماعی زمانه خود مصروق کردند. نمونه هایی که در این ارتباط بلافاطه به ذهن خطور می کند.
کوستادکوربه70 و کامیل پیسارو71 هستند، گو اینکه بسیاری از هنرمندان دیگری که از نظر شیوه کار ممکن است سنت گرا قلمداد شوند، نیز کمابیش همان مسیر را دنبال کردند. برخی حتی در نفی مسائل اجتماعی، مشخص تر و آشکارتر از هنرمندان فوق الذکر ابراز نظر می کردند. گفته می شود که تعدادی از نقاشان برجسته (سالن) در فرانسه سوسیالیست بوده اند. چهره نسبتا فراموش شده ای که ذکر نام وی در اینجا خالی از لطف نیست، ژول ادله72 (1915-1865) نقاش قدرتمند تصاویر کارگران مبارز است. تقریبا در همین زمان در انگلستان، کارهای هنرمندانی لوک فیلدز73(1927-1844) و فرانک هول 74(1888-1845) ظهور رئالیسم سوسیالیستی در شوروی را نوید می داد. در اواخر دوره ویکتورین سنت گرایی سبکی، الزاما همگام با بینش سیاسی محافظ کاران به پیش نمی رفت.))(سیمع آذر، علیرضا،1390، 14)
((همسانی بین هنر امروز هنر اواخر دوره ویکتورین ، همواره توسط چندین عامل پوشیده می ماند. هنگامیکه ویکتورین ها در پی ایجاد شوک بودند، هوشیاری اخلاقی و اجتماعی زمان خود را به عنوان هدف غایی تعقیب می کردند. سنت های پی گیرانه ای که بعد ها در ارتباط با موضوعات جنسی رواج پیدا کرد، حاکی از این نکته است که مخاطبان هنر از طبیعت کنایه آمیز آن به دقت آگاه بوده اند. دقیقاً به همین دلیل این وجه از هنر آن زمان، همواره خاطر نشان شده است.)) (همان، 14)
((از میان تمام جریان های اخیر این سان به نظر می رسد که جهت گیری جدیدی در هنر آغاز شده است.عمده ترین ویژگی نمایان پست مدرنیسم این است که آگاهانه به سوی هنر های پیشین باز میگردد،هم با تقلید سبک های گذشته و هم با اخذ نقش مایه ها75و یا حتی نقش های کامل. هنرمندان،همیشه از گذشته وام گرفته اند.اما به ندرت،نه همچو با قواعد و روش هایی که امروز جاری است.این سان دست یابیدن همواره نشانه عمق بحران فرهنگی و ورشکستگی و افلاس است.(همین موضوع در فرهنگ عامه نیز روی می دهد،که در آن همیشه(بازگشت و احیای گذشته وجود دارد.)نامقید به هر نوع سازو کار،پست مدرنیسم آزاد است که نه فقط تصاویر و پدیده های گذشته بهره گیرد بل با ترکیب آن ها در متنی76جدید، مفهوم آن هارا نیز به طور اساسی تغییر دهد.آن قدر و منزلتی که در گذشته به هنرمند و اثر داده می شد، در این عصر دیگر مورد تاکیید قرار نمی گیرند، و به محتوا و تاثیر آن بیشتر از زیبایی شناختی اش ارج نهاده می شود. ویژگی دیگر پست مدرنیسم انحلال فرم های هنری است. بدین سان دیگر تفاوت میان نقاشی، مجسمه سازی و عکاسی وجود ندارد. بیش تر برای سهولت در کار است که تمایزی میان آنها قائل می شویم.)) (جنسن،آنتونی،1381، 61)
در فصل بعد به تفصیل به این تمایزات پرداخته و سیر تحول آنها را بررسی می کنیم.

فصل چهارم
تحلیل یافته ها

4-1 هنر مفهومی77
((هنر مفهومی در اصل نظریه ای فلسفی درباره مفهوم کلیت در ذهن هاست. به هررو،هنر مفهومی در حدود 1965از دل مینیمال آرت78(هنر کوچک پردازی)و جریان پیشامدها برخواست.نظر به اینکه هنرمندانش از یافته های دادائیست ها و سورئالیست ها(به ویژه سورئالیسم فانتزی) غافل نبودند.در هنر مفهومی،تمامی سعی هنرمند در ارائه چیزی است که سخت بر مفهوم آن چیز تکیه داد، و برای ارائه آن،از هرسان شکل آفرینی،چه انتزاعی ،چه فیگوراتیو(اعم از تمثیلی،تصویری و موضوعی) بهره می گیرد.پس،ممکن است زیبایی شناختی اثر به نفع مفهوم آن از کف برود.به نظر مارسل دوشان(1968-1887)آن چه اثر هنری را به وجود می آورد تصور و ادراک هنرمند است نه فرم بی همتای آن.))(جنسن،آنتونی،60،1381)
((هنری فلینت میگوید:”هنر مفهومی اول از همه هنری است که ماده آن مفاهیم است.مانند موسیقی که صدا ماده آن است.از آنجایی که مفاهیم ارتباط تنگاتنگی با زبان دارند،هنر مفهومی نوعی از هنر است که ماده آن را زبان باید دانست.”))79.(آزبورن،پیتر،1391، 75)
((تعریف هنر مفهومی شامل فرمولی بود که برای نخستین بار در 1967در متنی از ول لویت با عنوان پاراگراف در هنر مفهومی پدید آمد و نشانگر جشنی است که در اواسط دهه1960گسترش یافت و تحقیقات جوزف کاسوت و گروه انگلیسی((هنر و زبان))80- که در 1968تری آرکسینون به همراه دیوید بنبریج،مایکل بالدوین و هارولد هال آن را سازماندهی کردند- وتحقیقات ویکتور بورگین،برنار ونه،یان برن و مل رامسرن را گرداوری کرد و منتقد فرانسوی به نام کاترین میه در آنها حمایت کرد.آنها سعی در تعریف کار هنری و واقعیت تجربی براساس فلسفه زبان و ساختار گرایی داشتند تا در ان بنیانی برای کار خویش یابند.
آشکار است که عبارت(مفهومی)می تواند به جنبه های متعددی از هنر مدرن از تعریف هنرمند نئو کلاسیک،آنتون رافائل منگس درباره ی ((نقاش- فیلسوف))گرفته تا حاضر آماده ی مارسل دوشان-بازگردد. اما مفهوم گرایی نسل هنری جدید در بردارنده تعاریف دیگری نیز بود، برای نمونه تعریف اد رینهارد در1961 که در سخن

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مینیمالیسم، ارتباط جمعی، رادیو و تلویزیون، مجسمه سازی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مینیمالیسم، زیبایی شناختی، اجتماعی و سیاسی، تکنولوژی اطلاعات