منبع پایان نامه ارشد درمورد وزارت خارجه، سازمان ملل، روابط دوجانبه

دانلود پایان نامه ارشد

بين‌المللي نمي‌باشند. انحصار وزارت خارجه با مشاركت ساير نهادهاي دولتي و وزراي مربوط به چالش كشيده شده است. اين روند به دو شكل تجلي مي‌يابد؛ نخست اينكه همه وزرا به نوعي در كنش‌هاي مربوط به روابط بين‌الملل مؤثر هستند؛ به عنوان نمونه حتي وزارت كشور در زمينه مقابله و مديريت بحران‌هاي مربوط به تروريسم، مهاجرت و امنيت فعال است و يا وزارت اقتصاد به مديريت مذاكرات با صندوق بين‌المللي پول و يا بانك توسعه و بازسازي بين‌المللي مي‌پردازند و وزارت بهداشت فعاليت‌ها را براي ارتقاي بهداشت بين‌المللي از طريق سازمان بهداشت جهاني دنبال مي‌كند (سیمبر و قربانی 1388، 54-53).
وجه بعدي موضوع جايي است كه وزرايي در كنار وزير امور خارجه منصوب مي‌شوند كه داراي صلاحيت‌هاي خاص جغرافيايي بخش و يا بخش تخصصي هستند. در مورد وزرايي كه داراي صلاحيت جغرافيايي هستند، مي‌توان به آنهايي اشاره كرد كه به حيطه‌هاي جغرافيايي ويژه مانند آمريكاي لاتين، اروپا، آسيا و آفريقا و غيره تخصيص مي‌يابند و در مورد وزرايي كه در بخش تخصصي گمارده مي‌شوند مي‌توان به آناني اشاره كرد كه در برخي موضوعات ويژه كارآمد هستند، مانند تجارت خارجي، سرمايه‌گذاري خارجي و مهاجرت‌هاي بين‌المللي. بنابراين در يك دنياي وابستگي متقابل پيچيده، مي‌توانيم مدعي شويم كه نمي‌توان وزيري را پيدا كرد كه در امور خارجي مداخله نكند (سیمبر و قربانی 1388، 54).
به علاوه صلاحيت‌هاي گسترده‌اي به پديده‌هاي منطقه‌اي و علمي اعطا مي‌شود. موضوعي كه به ويژه در كشورهاي توسعه‌يافته داراي مصداق است و اين امر باعث شده موضوعات زيادي از انحصار دولت‌هاي مركزي بيرون بيايد. برخي زيرگروه‌هاي ملي شروع به ايجاد سازمان‌هاي نمايندگي خود در خارج از كشور كرده‌اند. شايد جالب‌ترين مثال در اين باره جريان لاندرز باشد كه شركت‌هاي نماينده‌ي خود را در بروكسل افتتاح كرد تا به اين ترتيب بتواند بر روند تصميم‌گيري در كميسيون اروپا و ساير نهادهاي مربوط در ساختار اتحاديه اروپا تأثيرگذار باشد. در ديپلماسي كلاسيك تأكيد بر نقش ملت- كشورها در روابط بين‌الملل به مثابه بازيگر اصلي در عرصه‌ي نظام جهاني است. از زمان ظهور نظام وستفالي، ديپلماسي كلاسيك تنها بر روابط بين ملت- كشورها تأكيد مي‌كند. به طور خلاصه اين عرصه، حيطه‌ي انحصاري اعمال قدرت بازيگران دولتي بوده است و تنها نقش بسيار جزئي و اندكي به بازيگران غيردولتي اعطا شده است (سیمبر و قربانی 1388، 54).
اين بستر تحت تأثير شديد رهيافت ريل پوليتيك است كه در واقع نقش برجسته را صرفاً به ملت- كشورها در عرصه‌ي روابط بين‌الملل اعطا مي‌كند. با اين وجود، ساختار روابط بين‌الملل پس از پايان جنگ دوم جهاني دستخوش تحولات بسيار عمده‌اي شده است. اين دوره شاهد ظهور بازيگران ديپلماتيك جديد دولتي و غيردولتي بوده است و در عين حال فناوري ارتباطي و اطلاعاتي نيز شديداً توسعه يافته است. در اين راستا ديپلماسي را «هنر ارتقاي منافع ملي از طريق پيشرفت و توسعه منافع ملي به وسيله‌ي مبادله مستمر و پايدار اطلاعات بين دولت‌ها و ملت‌ها و ساير گروه‌ها» ناميده‌اند. عنصر اساسي اين تعريف جديد دربرگيري و ورود ساير بازيگران و اولويت و اهميت دادن به ارتباطات است. شكل‌گيري بازيگران جديد ديپلماتيك در درون و خارج كشورها يكي از مهم‌ترين وجوه روابط معاصر بين‌المللي است. بازيگران ديپلماتيك غيردولتي غالباً مستقل از وزارت خارجه كشورها عمل مي‌كنند. اين پديده‌ي جديد باعث شده تا برخي از پژوهشگران به دنبال تعريف جديدي از ديپلماسي باشند. برخي، ديپلماسي را سازوكار نمايندگي، ارتباط و مذاكره مي‌دانند كه از طريق آنها كشورها و ساير بازيگران بين‌المللي امور مربوط به خود را به انجام مي‌رسانند. در اين تعريف، طبيعت روابط بين‌الملل معاصر و ديپلماسي به وسيله‌ي مشاركت بازيگران مختلف دولتي و غيردولتي متمايز شده است.
بازيگران غيردواتي بر برنامه‌هاي سياست بين‌الملل تأثيرگذار هستند. آنان در عرصه‌هاي گوناگوني وارد شده‌اند تا بتوانند اهداف خود را محقق كنند. شايد يكي از نمونه‌هاي بسيار برجسته در اين راستا «مبارزه بين‌المللي براي تحريم مين‌هاي زميني ضد پرسنل» باشد كه به وسيله سازمان‌هاي بين‌المللي غيردولتي در اكتبر سال 1992 شروع شد. شايسته است اشاره كنيم كه موفقيت سازمان‌هاي غيردولتي در زمينه‌ي تحقق اهدافشان مبتني بر استفاده مناسب و كارآمد از فناوري جديد اطلاعاتي به ويژه اينترنت است. امروزه بازيگران غيردولتي مي‌كوشند تا خود را مدافعان اصلي افراد و گروه‌هاي محروم، تحت ستم، تحت تعقيب و حاشيه‌اي معرفي كنند. در همين راستاست كه ما در خلال دهه‌هاي گذشته شاهد مطرح شدن موضوعات متفاوتي از طرف بازيگران غيردولتي هستيم. نقش اين بازيگران در ديپلماسي تنها به ايفاي اشكالي از ديپلماسي بين‌المللي محدود نمي‌شود؛ بلكه به تدريج آنها تأثير بسيار زيادي روي تصميم‌گيران سياست خارجي نيز مي‌گذارند. بنابراين بازيگران غيردولتي توسط سازمان ملل متحد به عنوان يكي از اصلي‌ترين كنشگران نشست‌هاي جهاني كه خود سازمان برگزار مي‌كند به رسميت شناخته شده‌اند.
آيا اين گسترش بازيگران غيردولتي اقتدار كشورها در ديپلماسي را تحت تأثير قرار مي‌دهد؟ برخي اين اهميت فزاينده‌ي بازيگران غيردولتي را چالش مستقيمي در مقابل كشورها و دولت‌هاي آنها مي‌دانند، چرا كه آنها باعث كاهش جدي نقش دولت‌ها در شكل‌گيري و اعمال سياست داخلي و خارجي كشورها مي‌شوند. البته به رغم ادعاهاي گوناگون، بايد خاطرنشان ساخت كه ارتباط بين دولت‌ها و بازيگران غيردولتي در اين زمينه‌ها، به اين معنا نيست كه بازيگران غيردولتي جانشين دولت‌ها هستند و يا در تنازع با آنها مي‌باشند، بلكه برعكس، روابط بين دولت‌ها و بازيگران غيردواتي بازي با حاصل‌جمع جبري صفر نيست بلكه بايد به عنوان ارتباطي خلاق مبتني بر همكاري و تكميل كننده‌ي يكديگر در نظر گرفته شود. امروزه ملت- كشورها ديگر قادر نيستند همه‌ي مسائل خود را به تنهايي حل كنند. آنها ناچارند براي مواجهه با مسائل گوناگون مانند باران اسيدي، آلودگي اتمي اتمسفر، تغييرات آب و هوايي، كمبود مواد غذايي، فقر، افزايش جمعيت و كمبود منابع طبيعي با يكديگر همكاري كنند. امروزه در شرايط نوين بين‌المللي و با كمرنگ شدن تدريجي بازيگران دولتي، نقش فزاينده‌اي براي كنشگران غيردولتي ايجاد شده است، البته نمي‌خواهيم ادعا كنيم كه كنشگران غيردولتي در تصميم‌گيري نقش دارند، اما مي‌توان اين ادعا را مطرح كرد كه اينان در ايجاد زمينه‌هاي مناسب براي تصميم‌گيري دولت‌ها به مراتب به شكل مؤثرتر از گذشته نقش‌آفرين هستند. امروزه بازيگران غيردولتي در مقام مشاوره با كشورها و سازمان‌هاي بين‌المللي دولتي قرار دارند. (سیمبر و قربانی 1388، 56).

2-7- اهميت ديپلماسي فعال و مجاري ديپلماتيك
در عصر فرااطلاعات و فراصنعت همچنان ديپلماسي رسمي ميان دولت‌ها از اهميت و جايگاه ويژه‌اي در نظام بين‌الملل برخوردار است. امروزه در نظام بين‌الملل دولت محوري، برقراري روابط سياسي ميان دولت‌ها و تأسيس سفارتخانه‌ها و اعزام سفرا و كارداران، زمينه‌ساز برقراري روابط متقابل در عرصه‌هاي اقتصادي، فرهنگي و نظامي محسوب مي‌شود. همچنين سطح روابط سياسي ميان دو كشور و ميزان ملاقات‌ها و مراودات سياسي ميان نمايندگان آنها، مي‌تواند نشان‌دهنده ميزان علاقه و نوع روابط دوجانبه باشد.
ديپلماسي كارآمد نيازمند ديپلمات‌هاي موفقي است كه از ويژگي‌هاي لازم براي انجام وظايف ديپلماسي برخوردار باشند. در شرايط جديد، فناوري‌هاي نوين ارتباطاتي و اطلاعاتي فرصت‌هاي جديدي را براي ديپلمات‌ها جهت جمع‌آوري اطلاعات و شكل‌دهي به افكار عمومي فراهم ساخته است و برقراري ارتباط ميان دولت‌ها را تسهيل نموده. از طرفي ديپماسي با مديريت مناسبات ميان دولت‌ها و روابط دولت‌ها با ساير بازيگران سروكار دارد. از ديدگاه دولت، ديپلماسي با رايزني، طراحي و اجراي سياست خارجي با دولت‌هاي ديگر ارتباط برقرار مي‌كند. ديپلماسي ابزاري است كه دولت‌ها به كمك آن و از طريق نمايندگان رسمي و غيررسمي خود و با استفاده از مكاتبات، مذاكرات خصوصي، تبادل ديدگاه‌ها، اعمال نفوذ، ملاقات‌ها، تهديدها و ديگر فعاليت‌هاي مربوط به هماهنگ‌سازي و تأمين منافع ويژه يا گسترده‌تر خود مي‌پردازند (ستوده آرانی و علوی 1391، 167-166).
هرچند واژه‌هاي ديپلمات و ديپلماسي حدود دو قرن است كه در معناي كنوني به كار مي‌رود، ولي مفهوم امروزي آنها همواره در قالب الفاظ و كلمات ديگر نيز وجود داشته است. حكومت‌ها در تلاش براي دسترسي به اهداف، تحقق ارزش‌ها و يا دفاع از منافع خود، همواره مجبور به برقراري روابط با يكديگر بوده‌اند و افرادي را نيز براي اين كار بر مي‌گزينند. در دنياي امروز ديپلماسي به دليل گستردگي و در عين حال پيچيدگي‌اش، نقش كليدي را در كشورها ايفا مي‌نمايد و وظايف مهمي بر عهده آن نهاده شده است. «نمايندگي» از مهم‌ترين وظايف ديپلماسي رسمي است كه برخي كاركردهاي آن بدين شرح است: تشريح و دفاع از سياست‌هاي ملي كشور، مراقبت و ارائه گزارش مناسب به كشور متبوع خود پيرامون وضعيت جهان، به كارگيري ابتكارات جديد در صحنه بين‌الملل و تلاش براي كاهش كشمكش‌ها و تنازعات، برقراري نظم و ارائه راهكارهاي مناسب در اين زمينه، مشاركت فعالانه در تدوين، تنظيم و اصلاح مجموعه‌ي قوانين بين‌الملل جهت ايجاد ساختاري مناسب در نظام بين‌الملل (ستوده آرانی و علوی 1391، 167).
ديپلماسي در عرصه روابط بين‌الملل، حلقه اتصال كشورها به يكديگر است و روابط ميان كشورها را هدايت كرده و برقراري ارتباط ميان دولت‌ها را تسهيل مي‌كند. ديپلماسي داراي كاربردهايي است كه در مديريت بحران‌ها، حل مشكلات ميان كشورها، تسهيل ارتباطات و مذاكرات ويژه و مديريت روابط عادي كاربرد دارد و در برقراري حداكثر توافقات ميان كشورها مي‌كوشد.
به بيان ديگر، هدف ديپلماسي رسمي (كه سعي در برقراري روابط ميان دولت‌ها دارد) نزديكي ملل به يكديگر و برقراري صلح و آرامش بين‌المللي است. ديپلماسي درصدد است تا ضمن ايجاد ارتباط دوستانه ميان كشورها، تمام امكانات مادي و معنوي آنها را در تداوم و غني‌تر ساختن اين روابط فراهم آورد. تلاش ديپلماسي رسمي، همواره حفظ منافع ملي از طريق روش‌هاي مسالمت‌آميز بوده است كه اين هدف در طول ادوار مختلف تاريخي، شيوه‌هاي گوناگوني را در مقابل ديپلماسي قرار داده است. با تغييراتي كه در صحنه بين‌الملل به وجود آمده و ميزان پيشرفت‌هايي كه در تكنولوژي ارتباطات و جايگاه ويژه افكار عمومي رخ داده است، ديپلماسي رسمي كشورها وارد مرحله نويني شده است. شرايط جديد به ويژه روابط پرتنش ايران با جهان غرب، بر ديپلماسي فعال ايران تأكيد مي‌كند. جمهوري اسلامي ايران بدون استفاده همه‌جانبه از فرصت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي، نمي‌تواند بر وضعيت موجود اسلام‌هراسي و ايران‌هراسي غرب غالب شود. بهره‌گيري از ديپلماسي فعال با اين هدف است كه اهتمام ويژه‌اي در دستگاه سياست خارجي كشور بر مسئله اسلام‌هراسي غرب و اتخاذ راهكارهاي مقابله با آن صورت گيرد (آلادپوش و توتون چیان 1390، 12).
امروزه يكي از نشانه‌هاي ديپلماسي كارآمد، اهميت به همكاري‌هاي جمعي و چندجانبه‌گرايي است. ديپلماسي براي كارآمدي خود از يكجانبه‌گرايي و دوجانبه‌گرايي به سمت چندجانبه‌گرايي و همكاري گروهي روي آورده است. ديپلماسي كارآمد ناظر بر گسترش دامنه شمول ديپلماسي، تمركززدايي در نظام جهاني، تلاش براي اعمال شيوه‌هاي ديپلماتيك جديد و در نهايت نقش ديپلماسي چندجانبه‌گرا در تدوين قواعد و هنجارهاي رفتاري جهاني مي‌باشد. در واقع ديپلماسي كارآمد مبتني است بر: چندجانبه‌گرايي، برون‌گرايي، تعامل، تنش‌زدايي و اعتمادسازي در روابط خارجي كشورها (دهقانی 1389، 122).
در ديپلماسي چندجانبه به دليل جايگاه و نقشي كه نهادها و سازمان‌هاي بين‌المللي دارند (مانند سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي وابسته به آن ملل سازمان تجارت جهاني، يونسكو و ساير سازمان‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي دولتي و غيردولتي)

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد وزارت خارجه، دیپلماسی عمومی، عصر اطلاعات Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سفارتخانه، دیپلماسی عمومی، وحدت جهان اسلام