منبع پایان نامه ارشد درمورد وزارت خارجه، دیپلماسی عمومی، عصر اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

مذاكرات كنفرانس‌هاي بين‌المللي حاضر شده، برداشت‌ها و تفسيرهاي خود را از آنها انجام دهند. پس در تكوين و شكل‌گيري افكار عمومي تأثير رسانه‌ها در عصر حاضر غيرقابل انكار و امر محرزي است (عزتی 1386، 47).
رسانه‌ها قادر هستند توجه افكار عمومي را به آثار مختلف ديپلماتيك معطوف نمايند. بنابراين وجود اين ارتباط مستقيم مابين ديپلماسي و افكار عمومي را به نحو چشمگيري همين رسانه‌هاي گروهي تأمين مي‌نمايند و از اين‌روست كه غالباً مشاهده مي‌شود كه ديپلمات‌ها، رسانه‌هاي گروهي مختلفي را تحت كنترل خود درآورده، از آن طريق موفق به متأثر ساختن افكار عمومي مي‌شوند. در عين حال گزارش‌هاي ارسالي ديپلمات‌ها به لحاظ صرفاً تخصصي بودن اهميت حرفه‌اي خود را از دست نداده‌اند (عزتی 1386، 47).
در عصر ديپلماسي نوين، عناصر اقتصاد و تجارت نيز اهميت و اعتبار زيادي را در روابط بين‌المللي كسب كرده‌اند. به عبارت ديگر سياست خارجي تنها با تأمين صلح و امنيت بين‌المللي كارش تمام نمي‌شود زيرا ملازمه شديدي با تأمين رفاه دارند و ظاهراً نيز وجود چنين ارتباطي بين آنها مشهود است. بنابراين صلح جهاني مستلزم تحقق اهداف اقتصادي، اجتماعي و تجاري مي‌باشد كه فراهم نمودن رفاه عمومي از طريق همكاري‌هاي اقتصادي و اجتماعي نيز يكي از اهداف سازمان ملل متحد را تشكيل مي‌دهد. البته برخي عوامل مؤثر موجود در جهان، شكاف بين كشورهاي دارا و ندار را بيشتر نموده است كه خود از خطرات جدي تهديد كننده صلح جهاني به شمار مي‌رود. پس دولت‌ها در ديپلماسي‌هاي خود به مسائل اقتصادي و اجتماعي و حتي چاره‌انديشي در آنها اولويت خاصي قائلند. نتيجه‌ي تحولات مزبور نيز اين شده كه ديپلمات امروزي علاوه بر انجام وظايف متعدد خود، مجبور به بررسي مسائل رو به تزايد اقتصادي و اجتماعي اطراف خود نيز است. جالب توجه اين كه تا آغاز جنگ جهاني دوم، ديپلمات‌ها غالباً بررسي مسائل تجاري و اقتصادي را در جزو وظايف خود نمي‌انگاشتند لكن امروزه يكي از وظايف آنها- كه از اولويت اجرايي نيز برخوردار مي‌باشد- تهيه‌ي گزارش‌هاي اقتصادي و كمك به روند مذاكرات مربوط به سياست‌هاي بازرگاني است (عزتی 1386، 48-47).
تحولي كه در ديپلماسي نوين خود را نشان داده است، چندجانبه شدن آن است. در دوران قبل از جنگ جهاني اول كه روش ديپلماسي چندجانبه و غيردايم به وجود آمده بود، بعد از جنگ، جاي خود را با كنفرانس‌هاي ديپلماتيك دايم عوض كرد. جامعه‌ي ملل پس از تأسيس خود كه بعد از جنگ جهاني اول اتفاق افتاد- روش جديدي در بررسي و مباحثات مربوط به مسائل سياسي ابداع نمود. اين روش ديپلماسي برپايي كنفرانس‌هاي دايمي بود كه از طرف انديشه‌وران غربي، «ديپلماسي پارلماني» (ديپلماسي پارلمانتر) نامگذاري شده بود. ديپلماسي پارلماني چهار ويژگي عمده داشت: اولي اختصاص مسئوليت بيشتر و تشكيلات نسبتاً منظم و دايمي، دومي انتقال و انعكاس مشروح مذاكرات و مباحثات به افكار عمومي توسط رسانه‌هاي گروهي و سومي تعيين روش‌هاي از قبل آماده شده به منظور تسهيل مذاكرات و نهايتاً رأي‌گيري با اكثريت مي‌باشد (ضیایی 1391، 16).
2-5- جایگاه دیپلماسی عمومی در نظام بین‌الملل
واحدهاي سيستم بين‌الملل براي تحقق اهداف و منافع ملي خود، از ابزارهاي متعددي بهره مي‌برند، در چنين سيستمي به دليل فقدان دولت مركزي و ماهيت آنارشي، اين واحدها خوديار بوده و تحقق منافع آنها بر توانايي‌هاي فردي مبتني است. در اين ميان ديپلماسي از جمله ابزارهاي خودياري است كه در طول تاريخ، واحدها و كشورها بر آن تكيه زده‌اند؛ اما اين ديپلماسي هميشه تحت محدوديت‌هاي شديدي شكل گرفته است. از جمله محدوديت‌هاي مذكور، چرخه‌هاي قدرت در سيستم بين‌المللي و منطقه‌اي مي‌باشد. سيستم بين‌الملل و منطقه‌اي به دليل ماهيت واقع‌گرايانه، داراي چرخه قدرت و يا به عبارتي چرخه‌هاي قدرت‌محور مي‌باشند كه در اين چرخه نوعي تمايل به همگون‌سازي بين قدرت، منافع و نقش مشاهده مي‌شود. چنين چرخه‌اي داراي فازهاي مختلفي است. قدرت در حال رشد در هر فاز نيز نقاط عطف متعددي از جمله نقطه عطف نزولي، نقطه رشد و انحناي فوقاني، نقطه فوقاني، نقطه زوال و انحناي نزولي و سرانجام نقطه تحتاني دوم را تجربه مي‌كند. در اين نقاط دولت‌ها موقعيت نسبي خود، بنيان توانايي ملي، اهداف سياست خارجي و توانايي دستيابي به اهداف مذكور را مورد ارزيابي مجدد قرار مي‌دهند. هژمون و يا قدرت‌هاي در حال رشد و همچنين در حال زوال، در هر نقطه و بر اساس موقعيت خود در سيستم جهاني و نقطه عطف فوقاني، رفتار هژمون تهاجمي و مداخله‌گرايانه است كه اين موضوع از ابعاد مختلف امنيت ملي، واحدها را تهديد مي‌كند. از سوي ديگر اين قدرت‌ها سعي در سركوب واحدهايي خواهند داشت كه سياست تجديدنظرطلبي را در چرخه حاكم در پيش مي‌گيرند. اين در حالي است كه قدرت‌هاي تجديدنظرطلب نيز همچنان رفتارهاي چالش‌گرايانه از خود بروز خواهند داد. مشابه چنين چرخه‌اي نيز در سطح منطقه‌اي مشاهده مي‌شود (قاسمی 1391، 9).
به اين ترتيب مي‌توان گفت بر اساس نگرشي واقع‌گرايانه، كشورها در چرخه‌اي به نام چرخه سيستمي قدرت درگير مي‌باشند كه در اين چرخه هر كدام از واحدها داراي جايگاه خاصي خواهند بود؛ برخي در موقعيتي از چرخه قرار گرفته‌اند كه از وضعيت موجود راضي بوده و بنابراين سياست آنها حفظ وضع موجود و تقويت جايگاه خود در آن مي‌باشد. از سوي ديگر، برخي واحدها از جايگاه خود در چرخه راضي نبوده و بنابراين سياست تغيير وضع موجود و تجديدنظرطلبي را پيگير مي‌باشند و تمام تلاش آنها معطوف به تغيير الگوهاي نظم در چنين چرخه‌اي خواهد بود. در اين ميان ديپلماسي كشورها به ويژه كشورهاي تجديدنظرطلب، به شدت تحت تأثير چنين چرخه‌هايي مي‌باشد. در اينجا كشورهايي كه سياست تغيير وضع موجود و تغيير جايگاه خود را در چنين چرخه‌هايي دنبال مي‌نمايند و خواهان پيگيري الگوي قدرت برتر در حوزه منطقه‌اي و جهاني هستند، در شكل‌دهي به ديپلماسي منطقه‌اي خود بيشتر از سايرين ملزم به توجه به تهديدات و فرصت‌هاي ناشي از چنين چرخه‌اي خواهند بود. الگوي ديپلماسي منطقه‌اي آنها بر اساس تهديدات مندرج در چرخه قدرت، به ويژه جنگ سرد مندرج در دوران گذار شكل مي‌گيرد. به عبارتي روشن‌تر، كشورهايي كه سياست تجديدنظرطلبانه را در چرخه قدرت دنبال مي‌نمايند، با كنش‌هاي راهبردي مقابله كننده ساير قدرت‌هاي راضي از چرخه قدرت روبرو مي‌شوند، لذا براي گذار از اين مرحله و رفتن به نقاط فوقاني چرخه ملزم به طراحي ديپلماسي منطقه‌اي و جهاني خاصي هستند كه اين گذار را امكان‌پذير سازد (قاسمی 1391، 10-9).
اين موضوع يعني چرخه قدرت و همچنين پيامدهاي آن بر رفتار كشورها در سيستم بين‌الملل، موضوع آثار متعددي در روابط بين‌الملل بوده است. اين آثار بر نقش قدرت و تحليل ساختار سيستم بين‌الملل تأكيد داشته و همچنين به پيامدهاي آن در حوزه انتظارات سياست خارجي توجه دارند. از سوي ديگر يكي از انتظارات تحليلي آنها، تغيير قدرت و بروز جنگ و ستيز در روابط بين‌الملل مي‌باشد.

2-6- شرايط شكل‌گيري ديپلماسي كارآمد متناسب با محيط جديد بين‌الملل
اگر دولت‌ها درك واقع‌بينانه‌اي از تغييرات ايجاد شده در محيط بين‌المللي نداشته باشند و در برداشت‌هاي ديپلماسي سنتي دولت‌محور تجديدنظر نكنند، قادر به مواجهه با محيط جديد بين‌المللي و بهره‌برداري از فرصت‌ها و مقابله با تهديدات نوين نخواهند بود. ديپلماسي مؤثر نيازمند انجام تغييرات در نهادها، روش‌ها، ابزارها و كاركردها مي‌باشد.
1. تغييرات نهادي: براي مواجهه با تحولات نوين، ايجاد تغييرات بنيادين در ساختار ديپلماسي و فرآيند تصميم‌گيري لازم است تا كمتر مبتني بر نظم سلسله‌مراتبي گذشته باشد. شكل‌گيري عرصه سياست انديشه‌مند، موجب تمركززدايي در ساختارهاي بروكراتيك و مشكل شدن كنترل از بالا به پايين شده است. دولت‌ها اگرچه هنوز مهم‌ترين بازيگران باقي خواهند ماند، اما مجبور هستند در مديريت ديپلماسي با بازيگران غيردولتي همكاري كنند. تحقق ديپلماسي قوي نيازمند همكاري با اين بازيگران در محيط جديد بين‌المللي و ايجاد ساختارهاي كارآمد و منعطف مي‌باشد، اما متأسفانه كارويژه اغلب وزارت خارجه‌هاي كشورهاي جهان سوم هنوز بر مبناي ارتباط دولت با دولت طراحي شده است، لذا توانايي بهره‌برداري از فرصت‌هاي جديد را ندارند. امروزه بسياري از موضوعات نوين ديپلماتيك در كنترل دولت‌ها نيست و در انحصار بازيگران و نهادهاي غيردولتي است. با افزايش نقش بازيگران غيردولتي، دولت تا حدودي نقش وساطت كننده خود را از دست داده و اين بر اقتدار و قدرت نهادي دولت‌ها، وزراي خارجه و ديپلمات‌ها تأثير گذاشته است (وحیدی 1386، 373).
2. تغيير در ابزارها: با ورود به عصر اطلاعات و توسعه شبكه‌هاي كامپيوتري، اينترنت، شبكه تلفن بي‌سيم و گسترش تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي، ابزارهاي ديپلماتيك دچار تحول اساسي شده است. اين ابزارها، زمينه دستيابي گسترده به اطلاعات درباره تحولات خارجي را فراهم كرده و موجب انفجار در تماس‌هاي مستقيم بين دولت‌ها و نهادهاي دولتي، غيردولتي و افراد در وراي مرزهاي ملي شده است. اين تحولات همچنين منجر به توسعه تجارت جهاني و كاهش اهميت مرزها و از بين رفتن تمايز بين موضوعات داخلي و خارجي شده است. در نتيجه يكي از راه‌هاي موفقيت دستگاه ديپلماسي، استفاده از ابزارهاي نوين و سرمايه‌گذاري بر روي آنها است (حسینی 1389، 15).
3. دگرگوني در كاركردهاي ديپلماسي: به طور سنتي كاركردهاي سنتي ديپلماسي شامل پنج وظيفه جمع‌آوري اطلاعات، نقش مشورتي و ارتباطي، حفاظت از منافع ملي، مذاكره و انجام خدمات كنسولي بوده است. اما با شكل‌گيري عرصه سياست انديشه‌مند و توسعه جريان‌هاي فراملي و افزايش نقش بازيگران غيردولتي بسياري از اين وظايف از انحصار دستگاه ديپلماسي خارج شده است و بخشي از آن توسط بازيگران جديد انجام مي‌شود. نمايندگي‌هاي ديپلماتيك ديگر تنها صداي حاكميت و تنها نماينده كشورشان در خارج نيستند و فناوري‌هاي نوين موجب شكست انحصار اطلاعات از سوي آنها شده است. در گذشته مذاكرات ديپلماتيك صرفاً توسط ديپلمات‌ها انجام مي‌گرفت و آنها زمينه بسط همكاري ميان نهادهاي ملي و فراملي را فراهم مي‌نمودند، اما امروزه بسياري از ارتباطات بين بازيگران دولتي و غيردولتي در وراي مرزهاي ملي به طور مستقيم با كمك ابزارهاي نوين ارتباطي و خارج از كنترل دستگاه ديپلماسي انجام مي‌شود (حسینی 1389، 374).
روزنا بر آن است كه كاركرد ديپلماسي به گونه فزاينده‌اي تابع تصميمات بازيگران فراملي شده و با انتقال بسياري از وظايف اداري، نمايندگي‌هاي ديپلماتيك به بازيگران جديد، تعهدات ديپلماتيك كشورها تحليل رفته است. در محيط جديد بين‌المللي، كاركردهاي نويني جايگزين كاركردهاي قبلي مي‌شود كه به طور خلاصه عبارتند از:
– كمك به اجراي مقررات بين‌المللي؛
– نمايندگي منافع بازيگران مختلف دولتي و خصوصي؛
– تسهيل‌سازي در برقراري روابط نهادهاي ملي و فراملي؛
– اهميت هماهنگي فعاليت بازيگران مختلف در راستاي منافع ملي؛
– اهميت سياست اقناع‌سازي و تصويرسازي و ارتباط بيشتر با مردم جهان؛
– اهميت استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي؛
– انعطاف بيشتر در موضوعات سياست خارجي؛
– افزايش اهميت همكاري در نتيجه تشديد به هم پيوستگي جهاني و شكل‌گيري موضوعات و تهديدات جهاني؛
– اهميت شكل‌هاي نوين ديپلماسي (تخصصي، ديجيتالي، عمومي، رسانه‌اي و اقتصادي) (کریمیان 1392، 16).
2-6-1- شكل‌گيري كنشگران جديد ديپلماتيك
ديپلماسي كلاسيك داراي دو ويژگي برجسته بود؛ اول اينكه كشورها از اصلي‌ترين بازيگران بين‌المللي بودند و دوم اينكه وزارت خارجه كشورها، وزراي انحصاري داشت كه كارشان مديريت امور مربوط به فعاليت‌هاي خارجي كشورها بود. اين تصور از دنياي سياست در خلال دهه‌هاي گذشته تغيير يافته است. امروزه ملت- كشورها تنها بازيگران ديپلماتيك در صحنه روابط بين‌الملل نيستند. وزارت خارجه كشورها نيز، تنها نماينده‌ي انحصاري دولت‌ها در سطح

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد وزارت خارجه، وزارت امور خارجه، ماه پیشانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد وزارت خارجه، سازمان ملل، روابط دوجانبه