منبع پایان نامه ارشد درمورد وحدت وجود، فصوص الحکم، وحدت شهود، منازل السائرین

دانلود پایان نامه ارشد

به «عين اليقين» است: «فرأي عين ما علم لاغير»537. و «معراج» از «عين اليقين» فراتر رفتن و به «حق اليقين»538 رسيدن است.
ابنعربي عارفان را وارثان پيامبر(ص) ميداند که با عمل به سنت او و التزام به شريعت او و دوام ذکر و تأمل در اسرار کتاب الهي ميتوانند به قرب حق برسند و معراجي شبيه معراج پيامبر را تجربه کنند. اما تأکيد ميکند که معراج پيامبر(ص) حسي و با جسم محسوس بود، در حالي که معراج عارفان روحاني و برزخي است که در آن معاني را در صورتهاي محسوس خيالي مشاهده ميکنند539. تشبيهاتي که ابنعربي به کار ميگيرد تا معراج عارفان را به معراج پيامبر مرتبط سازد، بسيار زيبا و بر اساس وحدت وجود است: مرکبي که عارف را به اين معراج ميبرد، «عشق الهي» است، چنانکه پيامبر را حيواني به اسم «براق» به معراج برد. هنگامي که عارف به نور الهي(مسجد الاقصي) رسيد، قلبش صفاء مييابد، چنانکه پيامبر در کنار ديوار مسجد ايستاد. زماني که جرعهاي شير بنوشد، يعني علم کشفي به او عطا شود، درهاي آسمان به روي او باز ميشود و قادر به ديدن درهاي بهشت و جهنم ميشود و به «شجره المنتهي» يعني «ايمان» ميرسد و از ميوة آن تناول ميکند تا حجابها از قلبش به کناري روند و اسرار الهي بر او کشف گردد540.
سالکي که طالب سعادت و کمال است، بايد به رسول الله اقتداء کرده و به عقل خويش اکتفا نکند تا در سلوک به خطا نرود. ابنعربي سالکان الي الله را دو گروه ميداند: يکي پيروان و اقتداءکنندگان به رسول الله که به علم کشفي و اشراقي نائل ميشوند، و ديگر فيلسوفان که با دلائل عقلي به علم نظري ميرسند. هريک به روش خود به رياضت نفساني مشغول و اهل مجاهده است. درهاي آسمان به روي هردو گروه گشوده ميشود، در ابتداي امر فيلسوف و عارف مانند هماند، اما در نهايت اهل عقل را حيرتي فرا ميگيرد که نتيجهاش غم و پشيماني بر گذشته است که پيرو رسول نبوده، در حالي که عارف با نور ايمان به شهودي ميرسد که اسرار ذات الهي بر او کشف شده، به سعادت عظمي نائل ميشود541.
عارفي که ميان وحدت شهود و وحدت وجود جمع کند، قرب اتمّ مييابد542، به سعادت عظمي ميرسد و صورت «انسان کامل» در او متحقق ميشود. وحدت شهود، رؤيت توحيد حقيقي(عين اليقين) است که با فناي عاشق در معشوق حاصل ميشود، يعني عاشق چيزي جز معشوق نميبيند؛ اما وحدت وجود علم به اين است که تمام وجود يک حقيقت است(حق اليقين). سلوک عارف از اين جهت نيز شبيه معراج پيامبر(ص) است
«سالک ابتدا علم به حق دارد که از طريق تفکر در کتاب و سنت (شريعت) حاصل کرده است. سپس در معراج خويش آن علم را به عين اليقين (وحدت شهود) مشاهده ميکند و آنگاه به حق اليقين (وحدت وجود) ميرسد»543.
ملاصدرا نيز معتقد است که پيامبر(ص) دو معراج داشت: يکي در عالم حس و ديگر در عالم روح. معراج در عالم حس از مسجدالحرام به مسجدالاقصي و سپس از مسجدالاقصي به ملکوت آسمان بود. و معراج روحاني، از عالم شهادت به عالم غيب بود و سپس از غيب به غيب الغيب که به منزله دو قوس کمان است که پيامبر(ص) به آن رسيد. عبارت «فکان قاب قوسين» در آيه کريمه، اشارت به اين معني دارد؛ همچنانکه «ِأو أدني» اشاره به فناي کامل پيامبر(ص) ميکند544. بنابراین معراج روحانی آدمی رسيدن به مقام فنای در خداوند و بقای به خداوند است که تعبیری ديگر از «علمِ حقیقی» است.
نتیجهگیری
1. از نظر ملاصدرا و ابنعربی کمالِ حقیقی آدمی چيزی جز علم نیست و در واقع، علم خود، هدف است و نه وسيله.
2. ملاصدرا ـ تحت تأثیر عرفانِ ابنعربی ـ علم را «عرض» ندانسته؛ بلکه آن را حقیقتِ وجود میداند که با ذاتِ عالِم متحد میشود.
3. از نظر ابنعربی سیروسلوک نوعی سفر است و سالک مسافری است که سیر الیالله کرده، در این نوع سفر، سالک به واسطهی حالش یعنی با عمل و ریاضت و مجاهده بر مقامات طی طریق میکند؛ نه به واسطهی علمش؛ بلکه علم سالک، در این سفر به مثابۀ چشم اوست. همچنین ابنعربی سیر و سلوک را نوعی انتقال صوری، معنایی و عِلمی بر مقامات و سالک را منتقلکنندهای میداند که با زهد و ریاضت به تهذیب اخلاق پرداخته است.
4. ملاصدرا عرفان را معرفۀ الله و مطالعۀ جمال الحضرۀ الالهیۀ الربوبیۀ و النظر الی اسرار العلوم الالهیۀ میداند.
5. ابنعربی با استفاده از آیۀ«بدیع السموات و الأرض» اثبات میکند که علم، حصول صورت شیء نزد ذهن نیست؛ بلکه علم را تابع معلوم میداند و معتقد است که از تعلق علم به معلوم، حصول معلوم یا مثالِ آن در نفس عالِم لازم نمیآید. ملاصدرا نیز تعریف علم به «صورت حاصل از شیء نزد عقل» را نمی پذیرد زیرا به نظر او، علم ما به خود به واسطهی صورت نیست. آنها معتقدند که علم مانند وجود است؛ یعنی حقیقتاش درنهایت خفا و مفهومش درنهایت بداهت است.
6. غایت کمال آدمی ـ از نظر ابنعربی و ملاصدرا ـ علم است؛ علمِ حقیقی که همان «درک وحدت وجود» و یقین بدان است.
7. به باور ابنعربی و ملاصدرا علم بهشت حقیقی آدمی است. زیرا حقیقت هر چیزی روح آن است و حقیقت بهشت نیز علم است.
8. رؤیت خداوند، برترین مرتبۀ علم است که موجب رسيدن آدمی به مقام «حقالیقین» و به تعبیر ابنعربی «درک وحدت وجود» میشود، ملاصدرا براساس ربطِ محض بودنِ معلول نسبت به علت(امکان فقری معلول)، براین باور است که تمامی آنچه آدمی مشاهده میکند، در واقع چهرهای از حقتعالی است.
9. فنا در عرفان بالاترین مرتبۀ کمالِ سالک محسوب میشود. سالکی که به این مقام میرسد، خودِ ملکوتی خویش را که همان خداوند است، میشناسد. از نظر ابنعربی فنا علمِ حقیقی یا درک وحدت وجود است. ملاصدرا نیز فنا را به معنای ترکِ توجه به خود و رویآوردنِ کامل به خداوند میداند.

فهرست منابع
1. القرآن الکریم
2. آمدی، سیف الدین، 1423، ابکار الافکار فی اصول الدین، قاهره : دارالکتب، به تصحیح محمد احمد مهدی.
3. آملی، سید حیدر، 1367، المقدمات من کتاب نص النصوص فی شرح فصوص الحکم، تهران: توس.
4. —-، نص النصوص در شرح فصوص الحکم، ترجمه محمد رضا جوزی، تهران: روزنه.
5. ابن أبيجمهور، محمد بن زينالدين، 1405، عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، چاپ اول، قم: دار سيد الشهداء للنشر، تصحیح مجتبی عراقی.
6. ابنسینا، 1403، الاشارات و التنبیهات، همراه با شرح الاشارات و التنبیهات خواجه نصیر الدین طوسی، تهران: دفتر نشر کتاب.
7. —-، 1404، التعليقات، بیروت: مکتبۀ الاعلام الاسلامی، تحقیق عبدالرحمن بدوی.
8. —–، 1404، الشفاء (الهیات)، قم: مکتبۀ آیۀ الله المرعشی، تصحیح سعید زائد.
9. —-، 1404، الشفاء (طبیعیات)، قم: مکتبۀ آیۀ الله المرعشی، به تحقیق سعید زائد.
10. —-، 1371، المباحثات، قم: انتشارات بیدار، مقادمه و تحقیق محسن بیدارفر.
11. —-، 1379، النجاۀ، چاپ دوم، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، مقدمه و تصحیح محمدتقی دانشپژوه.
12. —-، 1953، رسائل ابن سینا 2، استانبول: دانشکده ادبیات استانبول.
13. —-، 1952، رسائل فی احوال نفس، قاهره: مؤلف نامعلوم، به کوشش فؤاد الاهوانی.
14. ابن عربی، محیی الدین، 1388، رسالۀ وجودیۀ، تهران: طراوت، ترجمه و تصحیح مرتضی شجاری.
15. —-، بیتا ، الفتوحات المکیۀ، بیروت: دار صادر.
16. —-، 1325، شق الجیوب، مصر: مطبعۀ السعادۀ.
17. —-، 1405، فتوحات مکیه، چاپ دوم، مصر: تحقیق عثمان یحیی.
18.—-، 1997. کتاب الأزل، در رسائل ابنعربی، بیروت: دار صادر، به کوشش محمد شهاب الدین العربی.
19. —-، 1997. الإسراء إلی مقام الأسری، در رسائل ابنعربی، به کوشش محمد شهابالدین العربی. بیروت: دارصادر.
20. —-، 1370. فصوص الحکم، تهران: انتشارات الزهرا.
21. —-، 1997. کتاب التراجم، در رسائل ابنعربی، بیروت: دار صادر، به کوشش محمد شهاب الدین العربی.
22. ابوالفیض المنوخی الحسینی، محمود، بیتا، التمکین شرح منازل السائرین، قاهره: دار نهضۀ مصر للطبع و النشر.
23. انصاری، خواجه عبدالله، 1377، مجموعه رسائل فارسی، چاپ دوم، تهران: انتشارات توس، به تصحیح محمد سرور مولایی.
24. —-، 1387، منازل السائرین، همراه شرح کتاب از آثار پیر هرات از عبدالغفور روان فرهادی، چاپ دوم، تهران: انتشارات مولی، به کوشش محمدعمار مفید.
25. —-، 1386، طبقات الصوفیۀ، چاپ دوم، تهران: انتشارات توس، تصحیح محمد سرور مولایی.
26. —-، 1388، صد میدان، چاپ سوم، تهران: زوّار، به کوشش سهیلا موسوی سیرجانی.
27. انصاری، مسعود، 1381، «علم و قرآن»، تهران: انتشارات دو ستان و انتشارات ناهید، در دانشنامۀ قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی.
28. باقلانی، القاضی ابوبکر محمد بن الطیب محمد، 1957، التمهید فی الرد علی المعطلۀ و الرافضۀ و الخوارج و المعتزلۀ، بغداد: جامعۀ الحکمۀ، به کوشش محمود خضیری و محمد عدالهادی ابوریده.
29. البغدادی، عبدالقادر، 2003، اصول الایمان(اصول الدین)، بیروت: دار و مکتبۀ الهلال، به تحقبف ابراهیم محمد رمضان.
30. بوترابی، خدیجه، 1380، «سلوک»، در دایرۀ المعارف تشیع، زیر نظر حاج احمد صدر حاج سید جوادی و … ، چاپ دوم، تهران: نشر شهید سعید محبّی.
31. تلمسانی، عفیف الدین سلیمان، 1371، شرح منازل السائرین، قم: بیدار.
32. تهانوی، محمد علی، 1996، کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، بیروت: مکتبۀ لبنان الناشرون.
33. پارسا، خواجه محمد، 1366، شرح فصوص الحکم، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، تصحیح جلیل مسگرنژاد.
34. جرجانی، 2007، التعریفات، بیروت: دار المعرفۀ، تحقیق عادل أنور خضر.
35. جوادی آملی، عبدالله، 1375، رحیق مختوم، قم : مرکز نشر إسراء.
36. چیتیک، ویلیام، 1382، راه عرفانی عشق، ترجمۀ شهاب الدین عباسی، تهران: نشر پیکان.
37. حافظ، خواجه شمسالدین محمد، 1362، دیوان حافظ، تهران: انتشارات خوارزمی، تصحیح و توضیح پرویز ناتل خانلری.
38. حسن زاده آملي، حسن، 1375، النور المتجلی فی الظهور الظلی، قم: مکتبۀ الإعلام الإسلامی.
39. حسینی کوهساری، اسحاق، 1382، تاریخ فلسفه اسلامی، تهران: چاپ و نشر بین الملل.
40. الحکیم، سعاد، 1981، المعجم الصوفی، بیروت: دار ندرۀ للطباعۀ و النشر.
41. حلاج، حسینبن منصور، 1379، مجموعه آثار حلاج، تهران: نشر یادآوران، ترجمه و شرح قاسم میرآخوری.
42. خفری، شمس الدین، 1382، تعلیقه بر الهیات شرح تجرید، تهران: میراث مکتوب، مقدمه و تصحیح فیروزه ساعتچیان.
43. خمینی، روح الله، 1376، مصباح الهدایۀ الی الخلافۀ و الولایۀ، چاپ سوم، تهران: موسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره).
44. خوارزمی، تاجالدین حسین بن حسن، 1368، شرح فصوص الحکم، تهران: انتشارات مولی، مقدمه نجیب مایل.
45. روحانی، 1380، «اسفار اربعه»، در دایرۀ المعارف تشیّع، زیر نظر حاجاحمد صدر حاج سید جوادی و … ، چاپ دوم، تهران: نشر شهید سعید محبّی.
46. دادبه، اصغر، 1377، «اشاعره»، در دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی.
47. سبزواری، ملاهادی، 1360، تعلیقات علی الشواهد الربوبیۀ، چاپ دوم، مشهد: المرکز الجامعی للنشر، تصحیح و تعلیق سید جلالالدین آشتیانی.
48. —-، 1412، شرح المنظومه، تهران: نشر ناب، با تصحیح و تعلیقات حسن حسن زاده آملی.
49. سجادی، سیدجعفر، 1362، فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، چاپ سوم، تهران: کتابخانۀ طهوری.
50. سعدی، مصلح بن عبداله، 1356، بوستان سعدی، در کلیات سعدی، تهران: امیر کبیر، به اهتمام محمدعلی فروغی.
51. سهروردی، ابوحفض عمر شهابالدین، 1387، عوارف المعارف، ترجمۀ ابومنصور اسماعیل.
52. —-، 1375، مجموعۀ مصنفات شیخ اشراق، چاپ دوم، تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، مقدمه و تصحیح هانری کربن و ….
53. سیدعرب، حسین، «علم»، در در دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دائرۀ المعارف بزرگ اسلامی.
54. شجاری، مرتضی، 1388. انسانشناسی در عرفان و حکمت متعالیه، چاپ اول، تبریز: انتشارات دانشگاه تبریز.
55. شهرزوری، شمس الدین، 1372ف شرح

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد سیر و سلوک، وحدت وجود، رحمت الهی، پیامبر (ص) Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد الاشارات و التنبیهات، کشف المحجوب، عطار نیشابوری، صدرالمتألهین