منبع پایان نامه ارشد درمورد وجدان کاری، علوم اجتماعی، نیروی انسانی، اخلاق کار

دانلود پایان نامه ارشد

آن به عنوان نفس دریافت کننده و آگاه نام می‌برد که به ” نفس لوامه” معروف است. افرادی که به مرتبه‌ی آگاهی و قدرت تشخیص می‌رسند، طبق هرم سلسله نیازهای مزلو، افرادی هستند که به مرتبه نیاز‌های خود شکوفایی رسیده‌اند. کسانی که با موفقیت مراتب پیشین نیاز‌ها را که ناشی از کمبود است، پشت سر گذاشته و به مرتبه‌ی نیاز به “بودن” رسیده‌اند. این افراد همواره دارای وجدان بیداری هستند تا مبادا لحظات مهم دریافت آگاهی‌ها را از دست بدهند.
تجربه‌ی هنر و زيبايي از مظاهر مهم خلاقيت در افراد خودشكوفا، آفرينش زيبايي و خلاقيت هنـري است و در ادامه‌ی كشف ارزش هاي والاتر فطرت آدمي، مزلو معتقد شد كه افراد خودشكوفا نگاه تازه‌اي به هر آنچه انجام مي‌دهند، دارند و قاضي، عدالت را و هنرمند، زيبايي را نه براي سودآوري، كسب نام يا قدرت، بلكه آن را بـا همه‌ی وجود و عشق خـود دنبال می‌كند.
مکتب روان‌کاوی در تاريخچه‌ی روانشناسـي، پـس از مكتـب رفتارگرايي روانشناسي انسان‌گرا به نام «نيروي سوم» و جايگزين آن دو شناخته مي‌شـود .
آبراهام هارولد مزلو وراجرز كارل آر. از بزرگان اين مكتب‌اند. راجرز باور داشت كه آدميان داراي نيروي انگيزشي مشتركی‌اند كه با ادراك آگاهانه‌ی خويش مي‌توانند همه‌ی ظرفيت خود را از قول بـه فعل برسانند (روانشناسي كمال:40ـ41).
مزلو در راستاي تعيين مراحل رشد و روند تكامل نيازها، سلسـله مراتـب پنجگانه‌اي براي نيازهاي آدمي پيشنهاد مي‌كند كـه بـه شكل هرم، مي‌توان نيازهاي زيستي و جسماني را در پايين و نياز به خودشكوفايي را در بالاي آن جاي داد. مراتب مياني شامل نياز به امنيت، تعلّق، عشق و احترام است(ر.ك: انگيزش و شخصيت، ص70ـ 84). او نيازهاي برخاسته از خودشكوفايي را در زمره‌ی «نيازهاي بودن» تجارب والاي زندگي، و بقيه را «نيازهاي كمبود» كه همواره به نسبت هاي گونه‌گون ما را به توقفگاه خود مي‌كشـاند، دانسـته است(بهرپور، 1388: 87-118).
مزلو همچنين در نتايج و نمونه‌گيري‌هاي خود از ميان معاصرين و شخصيت‌هاي تاريخي خودشكوفا، از شاعران، عارفان و انديشمنداني نظير گوته، برونينگ، امرسون، و والت ويتمن نام برده اسـت. او اميد داشت كـه بتواند از چهره‌هاي خلق شده‌ی داستان‌سرايان و درام‌نويسان براي مقاصدش بهره گيرد، اما چيزي نيافت كه قابل استفاده در فرهنگ و عصر ما باشد و ايـن مسئله را، خود كشفي قابل تأمل مي‌دانست(همان: 212ـ 214). به نظر مي‌رسـد كـه داسـتان پرماجراي زندگي مولانا مي‌توانست براي نظريه‌اش بسيار سودمند افتد؛ چراكه مولوي اين پيام ارزشمند را كه انسان، موجودي كمال‌جو و خواستار معني اسـت، هم در هنر زندگي و هـم در آثـارش تكرار می‌كند و گويا آدميان در جامعه‌ی رفاه‌طلب امروز، به ويژه جهان پسامدرن عاري از معنا نيز، تشنه‌ی چنين ارمغاني‌اند. هنر زيستن معنوي در تعريف مولوي، شناخت و شكوفاندن تواناييهاي فطري خود، و سرانجام، طـي مراحل نياز، از نيازهاي فرودين تا نيازهاي والا بوده است( بهرپور، 1388: 117-118).
2 -7- 1 معنای لغوی وجدان
دهخدا وجدان یا وجدانیات را اموری می‌داند که به وسیله‌ی حواس خمسه باطنه ادراک می‌شوند و وجدانیات را اموری معرفی می‌کند که انسان آنها را یا به وسیله‌ی نفوس خود ادراک می‌کند مانند عمل به وجود خود یا علم به حالات باطنی خود مانند علم به خوف و شهوت و غضب که در باطن ما وجود دارد.
واژه «وجد» و مشتقات آن در در قرآن به معانی یافتن و دیدن، اطلاع و آگاهی و رسیدن مورد استفاده قرار گرفته است و به عنوان نفس لوامه نیز تعبیر شده که با انجام کار زشت انسان را نکوهش می‌کند.
وجدان در زبان انگلیسی با واژه Conscience معرفی شده و به معنای باطن، دل و شعور آمده است و از آن به عنوان احساس درونی و روحانی که موجب تشخیص خوب از بد می‌شود یاد شده است.
در زبان فارسی وجدان در لغت به کسر واو است، ولی درتداول ایران و عراق بضم واو تلفظ می‌شود و به معنای یافتن، شعور، شعور باطن و به عنوان قوه‌ای در باطن شخص است که وی را از نیک و بد اعمال آگاهی دهد.
2-7-2 تعریف وجدان
وجدان عبارت است از استعدادی که به تشخیص نیک و بد پرداخته و برای امور ارزش قائل است، نیک و بد را از هم فرق گذاشته و برای ما نوعی الزام عملی ایجاد می‌کند.

2-7 -3 وجدان کاری
نیروی انسانی ما به تقویت وجدان کاری و تغییر در فرهنگ کار، نیازمند است چرا که نیروی انسانی متعهد، سازمان را در دستیابی به اهداف خود یاری می‌دهد. واژه سازمان نباید ما را در استفاده از “نیروی وجدان کاری” محدود به تشکل‌ها و سازمان‌های دولتی بنماید. هر جا که انسان هست و حقوق دیگران و حتی حقوق نفس خویش، شامل تعریف این واژه و انتظاراتی که از وظیفه آن می‌رود، به قوت خود باقی است چه درآشکار و چه درخفا. چه به زبان و چه در دل.
2-7-3-1 تعریف وجدان کاری
وجدان کار، یکی از حوزه‌های وجدان انسان است که در سایه اخلاق کاری به وجود می‌آید و مرز بین درست و نادرست و صالح و ناصالح را معین می‌کند.
با بررسی لغوی واژه وجدان، آنچه در این مقاله مورد نظر است ترکیب دو واژه «وجدان» و «کاری» است که در اصطلاح مدیریت می‌توان تعریف زیر را برای آن در نظر گرفت:
“وجدان کاری” عبارت است از احساس تعهد درونی به منظور رعایت الزاماتی که در ارتباط با کار مورد توافق قرار گرفته است. به بیان دیگر منظور از وجدان کاری، رضایت قلبی، تعهد و التزام عملی نسبت به وظیفه‌هایی است که قرار است انسان آنها را انجام دهد، به گونه‌ای که اگر بازرس و ناظری نیز بر فعالیت او نظاره‌گر نباشد، باز هم در انجام وظیفه قصوری روا نخواهد داشت.
در صورت دارا بودن بالاترین حد وجدان کار می‌توان جامعه‌ای را تصور کرد که در آن افراد در مشاغل گوناگون سعی دارند تا کارهای محوله را به بهترین وجه و بطور دقیق و کامل و با رعایت اصول بهینه سازی انجام دهند. پس وجدان کاری موجب می‌گردد تا افراد سیستمی و نظام‌مند گردند و یک سیستم خود کنترلی در افراد حاکم شود.
«اخلاق» بینش شخصی و روحیه شایسته‌ای است که همه افراد در اجتماع واجد آن هستند و آن را به عنوان فضیلت اخلاقی می‌شناسند. اما ممکن است به آن کمتر توجه کنند. «اخلاق کاری» همان باید‌ها و نبایدهایی است که اجرای آنها در محیط کار، در مسیر تحقق اهداف کاری سازمان است و به تعبیر شورای فرهنگ عمومی کشور، «وجدان را می‌توان وضعیتی دانست که در آن، افراد جامعه در مشاغل خود سعی می‌کنند کارهایی را که به آنان محول شده است، به بهترین وجه، به طور دقیق و با رعایت اصول بهینه‌سازی به انجام برسانند.»وجدان کار انسان را وادار می‌سازد تا همواره برای تحقق این آرمان تلاش کند:
1- کار باید بدون عیب و نقص و در نهایت دقت و صداقت انجام پذیرد.
۲ – کار باید تا سر حد امکان به نتیجه‌های منطقی و تعریف شده منتهی شود.
۳- کار باید بدون نظارت و کنترل عوامل خارجی و در نهایت صحت و درستی به اتمام برسد. 
۴- کار باید با صرف کمترین هزینه انجام گیرد.
۵ – کار باید به موقع و در زمان مناسب و لازم آن انجام گیرد.

2-7-3-2 عوامل مؤثر بر وجدان کاری 
برای آن که فرد کار خواسته شده و مورد نظر را انجام دهد چند حالت می‌توان تصور کرد:
ـ حالت اول: از طریق جبر و زور است که عامل کار با کوچکترین تخلف به مجازات رسیده و همواره به خاطر ترس از کابوس مجازات سعی می‌کند با حداکثر توان خود کار کند.
 ـ حالت دوم: با تنظیم قوانین و مقررات و ایجاد انگیزه‌های مادی مناسب از قبیل افزایش دستمزد، اضافه کردن مزایای جانبی، کم کردن زمان کار و بهبود شرایط آن است که عامل کار تحت تأثیر این قبیل انگیزه‌ها حداکثر تلاش خود را مبذول دارد.
ـ حالت سوم: تقویت وجدان کاری و استفاده از انگیزه‌های مادی ضمن تقویت و تأکید بر اهداف معنوی است.

فصل سوم

کلیاتی در باره ادبیات و اجتماع

مقدمه
انسان موجودی اجتماعی است؛ یعنی شخصیت انسان تنها از طریق زندگی اجتماعی شکل می‌گیرد؛ ازاین رو نمی‌توان کسی را یافت که شخصیت و رفتارش درون جامعه‌ای انسانی رشد و توسعه نیافته باشد. زندگی اجتماعی به قدری برای انسان مسلم و ضروری است که گاه تأثیر عمیقی را که بر وی دارد، از یاد می‌برد. در کنش متقابل بین فرد و جامعه، معمولاً جامعه اثربخشی بیش‌تری دارد؛ جامعه به زندگی ما محتوا، جهت و معنا می‌بخشد و ما نیز به نوبه‌ی خود و به شکل‌ها‌ی مختلف جامعه را دوباره شکل می‌دهیم.
«ازآنجاکه همواره بین ادبیات و جامعه پیوندی ناگسستنی برقرار است، لذا بررسی آثارادبی می‌تواند اطلاعات ارزنده‌ای در موردجامعه و مناسبات اجتماعی و…دراختیارما قراردهد.اهمیت پیوند ادبیّات و جامعه، نویسنده و اجتماع تاآنجاست که بعضی برآنند که شاعر یانویسنده، شعور حسّاس جامعه است.اوچکیده، عصاره و خلاصه‌ی زمان خوداست و رنگ روزگار خویش را باز می‌تاباند.شعر و اثرادبی نیزدرمعنای وسیع خود، یعنی وجودشاعر و نویسنده، باتمام خصوصیّات درونی و زمینه‌های اجتماعی او، ازاین دیدگاه آیینه‌ی منعکس کننده‌ی اجتماع و محیط زندگی شاعرمی‌شود»(مباشری، 1389: 11).
«در ارزیابی نقش یک ادیب هنرمند نباید آن را با نقش یک مورخ یا فیلسوف اشتباه گرفت. مورخ از تطورات اندیشه‌ی انسان در ازمنه‌ی گوناگون و تأثیر آن‌ها بر مردم و حوادث سیاسی سخن می‌گوید. فیلسوف از عقاید رایج تعریفی ارائه می‌دهد و ادبیات از تأثیر عقیده و اندیشه‌ی خاص بر زندگی مردم واقعی حرف می‌زند. با این همه، خواننده متوجه این واقعیت است که چگونه مجموعه‌ی حوادث بر اقشار گوناگون اجتماع نیز اثر می‌گذارد و زندگی آنان، امیدها و آرزوهای آن‌ها را تحت الشعاع قرار می‌دهد. در واقع خواننده‌ی نکته بین در ورای جامعه‌ی طبقاتی آن روزگار به رابطه هایی که میان جماعت اشراف و توده‌ی مردم، دارا و ندار و… حاکم است، می‌اندیشد، درمی‌یابد که رابطه‌هایی که از گذشته‌ی بسیار دور تا به حال در جوامع بشری بوده، به ظن قوی در آینده نیز به نسبت‌های متفاوتی خواهد بود»(گریس، 1388: 31).
جامعه‌شناسی ادبیات و به عبارتی “مباحث اجتماعی در ادبیات” یکی از شاخه‌های تخصصی و از جوان‌ترین شاخه‌های جامعه‌شناسی عمومی است که به مطالعه و بررسی درونمایه‌ها، مضامین و محتوای اثر، جهان‌بینی و فکر و فرهنگ شاعر یا نویسنده، محیطی که او در آن زیسته و پرورش یافته و مسائل اجتماعی که در آثارش نمود یافته، می‌پردازد و به مثابه پلی میان ادبیات و علوم اجتماعی است که از تحلیل یک اثر ادبی از منظر اجتماعی، اطلاعات زیادی در اختیار محقق قرار می‌دهد.
جامعه‌شناسی ادبیات اگرچه بر تعاملات جامعه و ادبیات تمرکز دارد(اسکارپیت، 1376: 11)، لیکن تحقق تاریخی آن بیشتر مبین بازنمود جامعه در ادبیات است تا بالعکس(آزاد ارمکی، 1383: 70).
امروزه تلاش‌های گسترده‌ای در سطح جهانی درباره‌ی جامعه‌شناسی ادبیات و شاخه‌های گوناگون آن، از قبیل جامعه‌شناسی ادبی، جامعه‌شناسی ذوق ادبی، جامعه‌شناسی رمان، جامعه‌شناسی آفرینش ادبی، جامعه‌شناسی کتاب و جامعه‌شناسی خواندن صورت گرفته است، که متاسفانه همانند بسیاری از رشته‌ها، این رشته نیز در ایران پیشرفت چندانی نداشته است.
با توجه به این که جامعه‌شناسی ادبیات حاصل پیوندی است استوار میان جامعه‌شناسی از سویی وادبیات از سوی دیگر، نخست باید در این پایان‌نامه نظری کلی به مبانی و تعریف جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی ادبیات بیندازیم:

3-1 تعریف جامعه‌شناسی
جامعه‌شناسی شاخه‌ای از علوم اجتماعی است که به مطالعه علمی جامعه‌های انسانی، زندگی گروهی انسان‌ها و رفتار‌های اجتماعی می‌پردازد و چشم‌انداز روشن و مشخصی درباره‌ی رفتار انسانی ارایه می‌دهد و مارا به شکل خاصی از آگاهی مجهز می‌کند. جامعه‌شناسی ما را برمی‌انگیزاند تا ماورای سیمای زندگی اجتماعی را بنگریم و ساختارهای درونی جامعه‌ی خویش را، بازشناسیم(قنادان، 1388: مقدمه).
هر چند اکثر جامعه‌شناسان به دلیل پیچیدگی موضوع جامعه‌شناسی، که آن خود به پیچیدگی قلمرو واقعیت اجتماعی برمی‌گردد، از طرح یک تعریف معین خودداری کرده‌اند. زیرا به نظر آنان ارائه یک تعریف جامع و مانع در این زمینه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اخلاق کار، فرهنگ کار، کسب و کار، وجدان کاری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، کودک و نوجوان، ادبیات کودکان