منبع پایان نامه ارشد درمورد هنر معاصر، یونان باستان، ارتباطات فرهنگی، پدیده های طبیعی

دانلود پایان نامه ارشد

پیشگامان اینستالیشن آمریکایی همچون آلن کاپرف 143را تحت تأثیر قرار داد.  اینستالیشن به عنوان نامی برای شکل خاصی از هنر نسبتاً به تازگی استفاده شده است. اولین کاربردش آنگونه که توسط OED ثبت شده در 1969 بوده است. اینستالیشن در این متن برای ارجاع به شکلی از هنر به کار رفته که قطعاً از پیش از تاریخ وجود داشته اما تا میانه ی قرن بیستم به آن به عنوان مقوله ای جدا اعتنایی نشده آلن کاپرف اصطلاح زیست محیط144 را در 1958 برای توصیف دگرگون کردن های فضاهای داخلی اش به کار برد، این بعد ها با اصطلاحاتی چون هنر پروژه ای145و هنر زمان مند 146در آمیخت.  هیچ کس نتوانسته است تعریفی از اینستالیشن آرت ارائه کند که موجب رضایت همه باشد. شاید به خاطر اینکه این (اینستالیشن آرت) بیش از هر پیشرفت قطعی دیگر در رسانه های خاص، نشانگر تحولی در عرف دریافت هنری است. اساساً هنر اینستالیشن زیست محیطی به جای سیال ساختن نقاط تمرکز نگاه ما بر جداره ای (خنثی) یا به نمایش در آوردن اشیای جدا از هم بر روی یک پایه ی ستون، اساساً کل تجربه ی حسی بیننده را در نظر می گیرد. این هنر فضا و زمان را به عنوان نتنها ابعاد جایی ناپذیر رها می کند و متعهد می شود که شیوه ی انتقادی و جامع از دریافت (تجربه) را به وجود آورد یا حداقل شامل شود. این موضوع از هم پاشیدگی مرز بین هنر و زندگی را ایجاب می کند. کاپرف نوشته است:”اگر ما (هنر) را کنار بگذاریم و خود طبیعت را به عنوان الگو یا نقطه ی حرکت بگیریم قادر خواهیم بود گونه ی متفاوتی از هنر بیافرینیم…” خارج از چرندیات حسی زندگی روزمره کنش آگاهانه ی مخاطب قرار دادن هنرمندانه ی همه ی حواس با عنایت به تجربه ی مخاطب در کل، اولین حضور چشمگیر خود را در 1849 داشت یعنی آن زمان که ریچارد واگنر اثر هنری فراگیر را در سر می پروراند، اثری اپرایی برای نمایش با الهام از تئاتر یونان باستان و شامل همه ی اشکال هنر نقاشی، موسیقی، نویسندگی و غیره … واگنر در خلق آثار اپرایی برای تصرف مخاطب هیچ چیزی را نادیده باقی نمی گذارد: معماری، فضا، و حتی خود مخاطب مورد توجه و مورد استفاده قرار می گیرند تا به حالتی از جذب شدن کامل هنرمندانه برسند. در هنر و ابژگی 147مایکل فرید هنری را که مخاطبش را به حساب می گیردبا لحنی مسخره آمیز (تئاتری)لغب می دهد. 
تشابه استواری میان اینستالیشن و تئاتر148 وجود دارد .هر دو برای مخاطبی اجرا می شود که انتظار می رود در آن واحد غرق در تجربه ی حسی روایی ای که او را احاطه کرده است شود و درجه ای از هویت شخصی را به عنوان مخاطب حفظ کند. یک تئاتر روی سنتی فراموش نمی کند که از خارج به داخل آمده است تا بنشیند و یک تجربه ی ساخته شده را تماشا کند، یک ویژگی اینستالیشن آرت مخاطب کنجکاو و مشتاق و در عین حال آگاه بدان بوده است که در نمایشگاهی طراحی شده حضور دارد و محتاطانه جهان بدیع اینستالیشن را کاوش می کند. 
تعدادی سازمان متمرکز بر اینستالیشن از دهه ی 1980 به این سو به وجود آمدند که بر نیاز به انگاشتن اینستالیشن به عنوان رشته ای مجزا اشاره داشتند . از آن جمله می توان به Mattress Factory، PittsburghوMuseum of Installation در میان دیگران اشاره کرد.
هنرمند و منتقد ایلیاک باکوف149 به این پدیده ی اساسی در مقدمه ی سخنرانی اش اینستالیشن تام گرا اشاره کرده است.{هرکس}در آن واحد(قربانی)و(مخاطب)است،که از یک طرف اینستالیشن را مورد بررسی و سنجش قرار می دهد و از طرف دیگر آن تداعی ها و یاد آوری هایی که در او بر می خیزد را درک می کند . او مغلوب فضای فشرده ی تو هم مطلق می شود. اینجا اینستالیشن آرت اهمیتی بی سابقه ای به درگیری تماشاگر در آنچه تماشا می کند می دهد. توقعات و عادات اجتماعی که مخاطب با خود به فضای اینستالیشن می برد همان طور که وارد می شود با او باقی می ماند، خواه به محض ورود در فضای جدید آن عادات را حفظ کند و خواه نفی شان کند. آن چه تقریباً در همه ی آثار اینستالیشن آرت مشترک است بررسی تجربه در کلیت آن و مسائلی که این نحوه ی بررسی ممکن است پیش بیاورد، یعنی کشمکش دائم بین نقد بی طرفانه و درگیری همدلانه با موضوع تلویزیون و ویدئو انواع تجربه ی غوطه خوردن در محیطی نو را عرضه می کنند، اما کنترل مداوم بر آهنگ زمان گذرا و آرایش تصاویر مانع تجربه ی دیداری شخصی صمیمانه ای می شود. سرانجام تنها چیز هایی که مخاطب می تواند هنگام تجربه ی یک اثر خاطر جمع باشد افکار و پیش پنداشتهای خودش و قواعد بنیادین فضا و زمان است. هر چیز دیگری می تواند توسط دستان هنرمند ساخته شود.  محوریت نظرگاه ذهنی (سوپژکتیو) در حین تجربه ی اینستالیشن آرت ناظر است بر نوعی کنار نهادن نظریه ی افلاطونی سنتی در خصوص تصاویر ذهنی (ایماژها) در عمل کل اینستالیشن خصلت وانموده ها یا تندیس های ترک دار را به خود می پذیرد: اینستالیشن هر صورت آرمانی را کنار می گذارد و به جای آن ظاهر یا نمود بی واسطه ی آن را برای تماشاگر به حد کمال می رساند. اینستالیشن آرت کاملاً درون قلمرو ادراک حسی عمل می کند، به این معنی که با محوریت دادن به ادراک ذهنی تماشاگر او را در درون نوعی نظام مصنوعی مستقر می سازد
5-3-2ویدئو اینستالیشن 
ویدئو اینستالیشن شیوه ای هنری در هنر معاصر غرب است که تکنولوژی ویدئو را با اینستالیشن آرت در هم آمیخته است. این شکل در دهه ی 1980 گسترش بیشتری یافت آن گاه که ویدئو پروژکتورهای کیفیت بالا ارزان تر و قابل اعتماد تر شدند یکی از پیشگامان ویدئو اینستالیشن نام جون پایک150بود که در آثارش از میانه ی دهه ی 60 از چندین مونیتور تلویزیون با آرایشی تندیس گون استفاده می کرد. پایک به کار خود در زمینه ی دیوارهای ویدئوی و پروژکتورها ادامه داد و موفق شد فضاهای فراگیر عظیمی ایجاد نماید.  گری هیل 151 ویدئو انیستالیشن های در هم بافته ای با استفاده از ترکیب مونیتورهای اوراق شده، تکنولوژی های پروژکشن و دیسک لیزری خلق کرده است که به کمک آنها تماشاگر می تواند با اثر تعامل کند. مثلاً در قطعه ای که نامش کشتی های بلند 152است و در سال 1992 تهیه شده تماشاچی وارد فضایی می شود که تصاویر شبح گون از اشخاص نشسته بر روی یک دیوار نقش بسته است. حرکت تماشاچی موجب می شود که آن تصاویر برخیزند و به طرف بیننده حرکت کنند. 
آثار تونی آرسلر 153 از تکنولوژی پیشرفته ی اوایل دهه ی 1990 استفاده می کند مانند ویدئو پروژکتور های بسیار کوچک که می توانند داخل مجسمه یا بناها تعبیه شوند و همچنین از پیشرفت در روشنی تصاویر که بنابر آن تصاویر می توانند در سطوح غیر از یک پرده ی تحت نمایش داده شوند.  در بریتانیا ویدئو اینستالیشن الگوی خاصی را بسط داد. این امر عمدتاً به خاطر وجود جشنواره های مرتب در لیورپول و هول و تمایشگاه هایی همچون موزه ی هنر مدرن آکسفورد است که معمولاً آثار را نمایش می دهند. ژانر- كنتپري ري آرت154با هنر معاصر در دهه 70 به وجود آمد، اما ريشه هاي آن به دهه ها قبل و آثاركساني همچون مارسل دوشامپ كرت شويترز بر ميگردد. اين دو نفر كساني بودند كه اولين چيدمان هاي هنري را انجام دادند. بعد از آنها و در دهه 60 هنرمندان ديگري در قالب كانسپتچوال آرت اقدام به خلق آثاري كردند كه بعد ها در ژانر اينستاليشن يا هنر چيدمان قرار گرفت. جالب است بدانيد كه در دهه 50 در ژاپن هنرمنداني اقدام به خلق آثاري كرده بودند كه به سادگي در اين ژانر جاي گرفتسبك هاي استفاده شده در هنر چيدمان بسيار متنوع هستند ؛از انتزاعي ( آبستره ) گرفته تا روايي، از سياسي تا صرفا نظري، اثري موقتي يا ماندگار. نامگذاري اين سبك هنري در دهه 1970 بود ، ولي پيشروان آن متعلق به اوايل قرن بيستم بودند . در اواخر دهه 1910 جلوه هايي از هنر چيدمان در آثار هنرمنداني كه مي خواستند فراتر از قرارداد هاي مرسوم هنر نقاشي و مجسمه سازي بروند ديده مي شود. اين افراد معتقد بودند هنر هاي زيبا بايد با معماري در آميخته شود. اينستاليشن آرت ازلحاظ كاربرد وعمل بخش وسيعي ازهنرمعاصرجهاني را دربرميگيرد.اين شيوه هنري از ايده (نمايشگاه)يا نمايش برگرفته شده است.اينستاليشن عبارتي است مختلط كه از تاريخ هاي چندگانه اي تشكيل شده است و شامل معماري پر فورمنس آرت ( هنر اجرا ) چيدمان و بسياري از روش هاي براي بهم پيوستن روش هاي ديگر در هنر معاصر مي شود. اينستاليشن به معنايي كه ما هم اكنون مي شناسيم از سال 1960 با برپايي نمايشگاه هاي جفت وجور كاري 155و نمايشگاه هاي هنر محيطي به كار رفت.از خصوصيات اينستاليشن ، فعال سازي يك محيط با يك مفهوم يا يك مفهوم با برخورد هاي ظاهرا هنري است كه باعث مي شد اثر معنا و مفهوم و ارزش هنري پيدا كند . در سال 1989 – گالري واحد 7 – لندن به هنر اينستاليشن اختصاص يافت و زمينه ساز تاسيس موزه اينستاليشن گرديد. )) (بهشتی،2009،2)156

4-3-3هنر زمینی و خاکی
((در اوایل دهه هفتاد، شماری از هنرمندان که مورد عنایت اقتصاد گشاده دست اما به شدت مشکوک ارزش های فراگیر هنری و فرهنگی قرار می گرفتند، از طریق کار با فضاهای محیطی به کشف دیگر باره برخی از ویژگی های بدیع هنر، که در اثر (پیشرفت های) تمدن مدفون شده بود. همت گماشتند.اینها با رد خونسردی و عقلانیت صریح و گرایش های مادی غالب در آثار دهه شصت، تعریف مجدد شکل بیرونی و ارزش های درونی هنرشان را آغاز کردند.همه باور داشتند که انگیزه اولیه آفرینش هنری نه در تزیین، سرگرمی گذرا یا کسب مقام وصال، بلکه در فعالیت پر معنایی ریشه دارد که هنرمند و مخاطباش را از راه هایی خاص در تماس با جهان قرار می دهد. این افراد به گونه ای روز افزون از زندگی بصری دور شدند و فاصله گرفتند، الهام آنها بیشتر از جوامع اولیه ای ریشه می گرفت که ارتباطات فرهنگی نزدیکی با محیط های طبیعی داشتند. بنابراین برخی از تازه ترین شکل های هنری از طریق کهن ترین نکات مورد توجه بشر، بیان می شود.))(جی اسماگولا، هوارد، 1381، 383)
((گرچه سخن گفتن به تعیین در مورد پیدایش هنر ناممکن است، اما شواهد مردم شناسی نشان می دهد که جوامع ما قبل تاریخ معتقد بودند که از راه هنر، به صورت روحی می توان در روندهای طبیعی دخالت کرد و در جریان رویدادها به نفع جمع تغییر پدید آورد. بدین ترتیب هنرمندان بدوی یا (شمن ها)(نخستین افراد شناخته شده فعال از حیث هنری) به طرزی پر معنا به بهبود جسمانی-روانی گروه یاری می رساندند.قبایل نخستین بسر در برابر پدیده های طبیعی خود را درمانده می یافت.پس زمینه جهان با اشیای (پنهانش) برای آنها مرموز و غیر قابل توضیح بود. شمن ها خود را در راه گسترش دانش در جهان برای(توضیح) و در نتیجه مهار بسیاری از نیروهای فراوان محیطی که با یکدیگر ارتباط دارند، وقف می کردند. بنابراین، در فرهنگ های بیان هنری و اعمال آفریننده در بقای گروه نقشی اصلی داشت. برای دریافت باورهای منسوخ و فعالیت های هنری شکارگران اولیه از گزارشی که کنوده راسموسن157 کاشف از اسکیموهای(کاپر) در 1926 می دهد مثال بارزتری وجود ندارد.راسموسن برخورد حیرت آوری را با شمنی امروزی که بر ای مهار کردن طوفان سه روزه ای فراخوانده شد، شرح می دهد، ذخیره های غذا به طرزی خطرناک کاهش یافته و قبیله با گرسنگی روبرو بود. همه گروه به اعمال خلاق شمن برای نجات آنها متکی بود. از طر یق آیین ها، یا اعمال (تشریک مساعی فردی)، گروه به کشف علت خشم خدای طوفان و رفع آن امید داشت. طی مراسم ، شمن وسایل گوناگون هنری فراوانی به کار می برد. نمایش های مصور و نمادهای بصری، رویدادهای نمایشی، آهنگ ها و آوازهای جمعی، حرکات آیینی و وردهای خواب آور. این رهیافت جامع بسیاری از اشکال هنری را که در جامعه تخصصی ما، ممکن است اصولی جداگانه و بی ارتباط به نظر آیند، به هم می آمیزد. در وهله نخست، این رهیافت نیاز به سطحی از درگیری تماشاگران وشرکت آنها داشت که در فرهنگ جاری ما ناشناخته است.)) (همان ، 384)
((فضای کلبه اجرای مراسم جدی اما مطمئن و امید بخش بود، کاری بود خطیر ، فردا ممکن بود غذایی برای کودکان نباشد. غروب همان روز، پس از از آیین غذای مشترک، آوازها و رقص ها، نمایش، شمن گریبان مردی به ظاهر

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مجسمه سازی، ایدئولوژی، زندگی روزمره، زیبایی شناختی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد جامعه شناسی، فضای مجازی، علوم انسانی، جوامع انسانی