منبع پایان نامه ارشد درمورد هنر اسلامی، دوره اسلامی، قرآن کریم، ایران باستان

دانلود پایان نامه ارشد

و پانصد قرآن خطی: 25).
قرآنهای خطی مربوط به قرون اول تا دوره تیموری تعداد قابل ملاحظهای را تشکیل دادهاند که در این پژوهش به تحلیل تزئینات و معرفی برخی از قرآنهای این دوران خواهیم پرداخت.

2-2- نظریههای مختلف در مورد هنر اسلامی و ویژگیهای مرتبط با آن
از جمله وقایع مهم تاریخ، ظهور ادیان الهی است که هریک از این ادیان، منشاء تحولات بسیاری در زندگی بشر گشتهاند. نتایج این تاثیرگذاری در شکلگیری و فراز و نشیب بسیاری از هنرها مشهود است. قدرت معنوی ادیان در بسیاری از هنرها تجلی یافته و سبب شکوهمندی غیرقابل توصیفی در آنها شده است (شایستهفر، 1385: 8).
تمدن پرشکوه اسلامی از نخستین ایام شکلگیری خود، چنان ارزشی برای مقوله هنر قائل شد که پس از چندی تمدن تازه شکلگرفته، ویژگیهای خاص هنری خود را در معرض نمایش عام قرار داد و هنر اسلامی از شرقیترین قلمرو تا غربیترین آن خود را به تماشا نهاد (شعردوست: 199).
هنر اسلامی نشانگر هنری است که دارای سبک و سیاقی بیهمتاست چرا که در بیان قصد و آهنگ خویش به وحدت و یگانگی دست یافته است. از اینرو هنرهای تمامی سرزمینهای اسلامی دارای وجنات و شاکلههای مشترکی میباشند بهطوریکه این هنر بینظیر را از هنرهای سایر سرزمینها ممتاز میسازند. (سیر تحول هنر تزئینی ایران در دوره اسلامی/ تزئین در هنر اسلامی ایران 1381: 12).
هنر اسلامی هنری روحانی و معنوی است که سمت و سوي الهي و نگاهی ماورائی به جهان و دنیای مادی دارد. هنری برخاسته از باور اسلامی است و هنرمند مسلمان با چنین باوری به خلق اثر هنری میپردازد (شادقزوینی، 1382: 61).
حرمت و عظمتی که کتاب خدای سبحان نزد مسلمانان داشت، باعث آمد تا هنرمندان مسلمان همه یافتههای زیباییشناسی و احساسات نوآوری هنریشان را در کنار احکام متعالی و بلند قرآن کریم به کار گیرند و از جمع آنها نگارخانهای به وجود آوردند که از یک سو نماینده و دلیل الهی برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی باشد و از دیگر سو نمودار و جلوهگاه هنر اسلامی. بنابراین قرآن کریم، در سیر تحول و تطور هنر تذهیب اسلامی تأثیری بهسزا و درخور گذارده است(مخافت، محبت، معرفت و تجلی آنها در کتابت و تذهیب قرآن کریم/ گفتگو با آقای مصطفی مجذوب/ میراث جاویدان/ سال سوم/ شماره دوم/ صفحه 26) (میراث جاویدان: 19).
این هنر، گاه با خلق صورت‌های جدید و گاه با بهرهگیری از تصاویر و فرم‌های هنری گذشته همچون ایران باستان و ایران قبل از اسلام و با نگرش و معنابخشی مجدد به آنها به پیریزی فرهنگی بس غنی و شکوفا در تمدن اسلامی پرداخت (تشکری، 1390، 14).
هنرمندان اسلامی، از صدر اسلام از شیوه کار هنرمندان سرزمینهای فتح شده بهره برده و از هنر ساسانی، هندی و روم متأثر شدند؛ ولی آثار خود را با حال و هوای تازهای پدید آوردند. هنرمندان مسلمان در زمان خلافت امویان، مستقیما زیر نفوذ هنر بیزانسی قرار گرفتند و با تغییر محل خلافت از دمشق به بغداد که در مجاورت تیسفون قرار داشت؛ نفوذ هنر ایرانی در هنرمندان مسلمان به خوبی پدیدار گشت. (مستاجران، صفحه:؟؟).
بنابراین زیربنای هنر اسلامی از یک طرف بر اساس جهانبینی مذهبی عقاید اسلامی پایهریزی شده -که تقریبا در همه کشورهای اسلامی یکسان است- و از طرف دیگر بر پایه سنتها، تمدنها و فرهنگهای ملی ـ باستانی، سلایق و تمایلات قومی ملتها شکل گرفته است. همین سنتها و سلیقههای مختلف ملی در شیوه اجرا و نوع ایجاد شاخههای هنر اسلامی تنوع به وجود آورده است و ویژگیهای زیباشناسی این هنر در دورهها و مکاتب مختلف نیز دستخوش تغییر و تحولات شده است. هنر اسلامی بارزترین نمود تجلی یک تمدن اصیل و پرمایه است که غالبا از دیدگاه سایر تمدنها و فرهنگها دارای اصول و مبانی اسرارآمیز و رمزآلود میباشد. هنرمند مسلمان با کاربرد خیرهکننده رنگ و خلق تعادل و ایجاد نوعی هماهنگی شکوهمند میان طرح و فرم، هنری میآفریند که از قدرت تأثیرگذاری بصری خارقالعادهای برخوردار میباشد (سیر تحول هنر تزئینی ایران در دوره اسلامی ، تزئین در هنر اسلامی ایران، 1381: 12).
هنرهای تجسمی اسلامی، به هیچ عنوان طبیعتگرا و یا واقعگرا نیست؛ بلکه کاملا با ذهنیت و تخیل هنرمند در ارتباط میباشد. هنرمند به جهان ماوراءالطبیعه نظر دارد، یعنی جهانی که با چشم سر نمیتوان بر آن نظر کرد و به این سبب هنرمند به ذهنیتگرایی و پرورش خیال خود پرداخته، هرچه بیشتر از طبیعت اشیاء خود را دور میسازد به هدف خویش نزدیکتر میشود.
از آنجا که در اسلام همه باورها و عقاید، حول محور و اعتقاد به خداوند یگانه یعنی “توحید” دور میزند، تمام سعی و تلاش هنرمند بر آن بوده است که اثری با نظم و هماهنگی و زیبایی روحانی و پر از یاد یگانه حق خلق کند. هنرمند میبایستی از ذهن خلاق و فعالی برخوردار باشد و از دنیای ملموس و طبیعت واقعی اشیاء خود را برکنار نگاه دارد و با نگاهی عمیق، به شهودی عارفانه و اوجی ماورائی دست یابد (شادقزوینی، 1382: 62).
الله تنها مفهومي است كه قابل به تصوير كشيدن نيست؛ وجود واحدي است که در وجود خود قرار دارد. براي اين‌كه وجود او تام و تمام است، به همین علت، تفكرات معنوي و عرفاني در مورد اشكال تجريدي يا رموز غير تشبيهي، لازم و ضروري به نظر مي‌رسد. مرتبه هنرمند دوره جديد، اين است كه به تجرد پناه ببرد تا بتواند خود را مستقيماً با افكار مطلقي كه هيچگونه تصوير تشبيهي ندارد بياميزد. بيشتر هنرمندان تجريدي، ادعا مي‌كنند كه در وراي اين آثار و اشكال، جهان دیگری نهفته است که مغایر و متمایز از جهان واقعي است. ميشل سوفور مي‌گويد: هنرمند تجريدي، در وراي اين شكل كلي، چيز خاصي را طلب مي‌كند و زيبايي را به وجود مي‌آورد كه متفاوت با اين چيز كلي نيست و اين كلي، همان خداوند است (پور آقاسي: 123-121).
بدین ترتیب هنرمندان اسلامی نه تنها از کشیدن و تقلید ظواهر طبیعت دوری جستند بلکه ذهنیات را جایگزین عینیات نمودند. بر همین اساس هنرمند سعی در بهوجود آوردن عناصری داشت که بتواند دنیای غیرمادی را با شیوهای خاص القاء نماید، زیرا شیوههایی که تا آن زمان در راه اجرای موضوعات غیرمذهبی به کار گرفته میشد طبعا جوابگوی فضایی ملکوتی و غیرمرئی نبود. هنرمندان اسلامی با تغییرات شگرفی که در امکانات و عناصر فضای مادی به وجود آوردند، راه را برای پیدایش الفبای غیرمادی یعنی برای القای جهانی معنوی که بیش از حد تصور هنرمند در زمان خود به نظر میرسند باز نمودند (کاشفی، 1364: 14).
بنابراین هنر اسلامی دارای زبانی است که از احساسات و تجربیاتی که مخاطبش را تحت تاثیر قرار میدهد تشکیل یافته است. اما تمامی هنر اسلامی فقط این نیست و بسیاری از جنبههای هنری آن زمانی میتواند مورد توجه قرار گیرد که بررسی شود (شایسته فر، 1385: 6).
یکی از ویژگیهای هنر اسلامی که همانا کاربرد طرحهای انتزاعی، غنای تزئینی و تمایل به اجتناب از اشکال انسانی یا حیوانی است، زبان این هنر را شکل میبخشد (تزئین در هنر اسلامی ایران، 1381: 12).
از دیگر ويژگي‌هاي این هنر، تأكيد بر حفظ تعادل و توازن است. افلاطون مي‌گويد آن چيزي زيباست كه تعادل، تقارن، تعامل و توازن را در خود داشته باشد. اين خصوصیات به حد كمال در هنرهاي اسلامي وجود دارد.
عنصر دیگری که در هنر اسلامی اهمیت دارد، خلاء است. هنر اسلامي همیشه تهی بودن و خلاء را در خود همراه داشته است و کاملا در تقابل با شلوغی بیش از حد در غرب قرار میگیرد. هنر اسلامی از خلاء استفاده کرده تا به انسان کمک کند وجود خود را از هر آنچه که مانع شود تا حقیقت خداوند را در درون و بیرون خود دریابد، خالی کند (نصر، 1386: 15).
حذف پرسپکتیو، ساده کردن فرم و رنگ و پیروی از رمزگرائی، استفاده از معانی رنگها و پذیرفتن منطق محدودیت رنگ، ویژگی کلی هنرهای اسلامی است که به صورت عینی و ملموس در هنر تذهیب جلوهگر شده است.

2-3- هنر کتابآرایی
کتابآرایی به تمامی هنرهایی اطلاق میشود که به فراخور و تناسب محتوای کتاب و در جهت تفهیم بیشتر و مطلوبتر به آرایش و تزئین کتاب میپردازد و نوعی ارزشگذاری مادی و معنوی برای کتاب بوده است. در گذشته عوامل هنری متعددی در کار تهیه نسخههای آراسته خطی به کار گرفته میشد از جمله نگارگری، تشعیر، تذهیب، ترصیع، تحریر، خطاطی، حلکاری، طلاکاری، افشانگری، ابرسازی، مرکبسازی، قطعهسازی، حاشیهسازی، دندانموشیسازی، کمندکشی، صحافی و جلدسازی. هریک از شاخههای هنر کتابآرایی در مرحلهای جداگانه به ترتیب به دست هنرمندی متخصص با عناوین کاتب، محرر، مذهب، نقاش، وصال، قطاع، معرق، تشعیرساز، مصور و مجلد و … به انجام میرسید. بدینسان، شمار هنرمندانی که در کار پدید آوردن یک نسخه خطی مصور شرکت داشتند، چندین برابر پدیدآورندگان هر اثر هنری دیگر بود. (قندهاریون، 1389: 27). بسیاری از محققین هنر کتابآرایی را تحت عنوان هنرهای کتاب1، تقسیمبندی میکنند. به هرحال، این هنرها به هر صورتیکه تقسیمبندی شوند، جزء هنرهای مربوط به کتاب محسوب شده و از جمله عوامل تهیه و زیباسازی یک نسخه خطی به شمار میآیند (شایستهفر، 1385 :8).
به طور کلی هنر کتابآرایی به چهار بخش تقسیم میشود: خوشنویسی، تذهیب، نقاشی و جلدسازی. همه این هنرها و فنون اهمیت داشته و در ارزشگذاری کتاب مؤثر است. از مجموعه هنرهای ذکر شده؛ خوشنویسی و تذهیب دو عامل بصری مهم در صفحهآرایی قرآنهای خطی میباشند. در این نُسخ، هنر خوشنویسی و تذهیب در همسویی واحد، کنار یکدیگر نشسته و شاهکارهای بیبدیلی را سبب شدهاند که در این میان، از خوشنویسی با عنوان مهمترین رکن نام میبرند و یکی از ارکان اصلی کتابآرایی به شمار میآید و تذهیب و طراحی صفحات را در درجه دوم اهمیت قرار میدهند.
زهرا رهنورد در كتاب‌آرايي (تاريخ هنر ايران در دوره اسلامي) مینویسد: “با ظهور اسلام در ايران زمينه رشد و شكوفايي هنر كتاب‌آرايي فراهم شد، بهخصوص اين‌كه اهميت تزئين و زيباسازي قرآن مجيد موجب افزايش فعاليت هنرمندان گرديد و خوشنويسي را كه يكي از هنرهاي كليدي دوره اسلامي است، شكوفا كرد و روز به روز بر اهميت آن افزود. اعجاز كلام قرآن مجيد و تقدس و اولوهيت آن موجب شد كه هنرمندان به شيوه‌هاي نگارش حروف و جملات توجه كنند و در جهت زيبا ساختن حروف، طوريكه بيننده را مسحور خود سازد، گام‌هاي مؤثري بردارند” (رهنورد، 1388: 4).
همچنین اردشیر مجرد تاکستانی در زمینه پیشینه فن کتابآرایی چنین نقل میکند: “کتابآرایی در کشور ما پیشینه کهن دارد و سابقه این هنر، حتی به پیش از اسلام میرسد، زیرا مانی نقاش چیرهدست ایرانی، کتابهای خود را با شکلها و نقشهای زیبا تزئین میکرد تا بهتر بتواند پیامهای خود را به مردم عصر خویش انتقال دهد.
با نفوذ اسلام در ایران هنر کتابآرایی که در دوره ساسانی رو به افول گذارده بود مجددا رونق گرفت، آذین کردن قرآنها در دوره اسلامی رشد این هنرها را به همراه داشت” (مجرد تاکستانی، 1372: 188).
آثار و نسخههای خطی به جا مانده از دوره اسلامی بیانگر آن است که هنر کتابت و کتابآرایی در این زمان به پیشرفت قابل توجهی دست یافت و در سطحی وسیع و گسترده رواج پیدا کرد.

2-4- کتابت
کتابت در فرهنگنامههای ادب فارسی و عربی به معنی نوشتن و تحریر کردن آمده است، اما این کلمه در ارتباط با هنر و تمدن دوران اسلامی از معنا و مفهوم بس گسترده و عمیقی برخوردار است که نه تنها سیر تحول خط و خوشنویسی، بلکه عناصر دیگری چون تذهیب، رنگ، نقوش، صفحهآرایی، کاغذ، صحافی، تجلید و … را در بر میگیرد.
کتابت قرآن مجید در میان دیگر هنرهای اسلامی از جایگاه والایی برخوردار است و جزء متعالیترین و شریفترین هنرها نزد مسلمانان به شمار میآید و در هر دوره قرآنها را براساس ویژگیها و اصول خاصی به زیباترین شکل ممکن کتابت میکردند (کاظمی، 1385: 47). سیر تحول و تطور کتابت کلامالله مجید و خط مورد استفاده در نگارش آن، که معمولا تابع یک سنت و اصول خاصی بوده است، در طول قرون اولیه تا وسطای اسلامی به دلیل جایگزین شدن اقلام سته به جای اقلام مختلف خط کوفی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد آستان قدس رضوی، جهان اسلام، کتاب مقدس، جامعه آماری Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قرآن کریم، هنر اسلامی، دوران اسلامی، رسول اکرم (ص)