منبع پایان نامه ارشد درمورد هنر اسلامی، دوره اسلامی، فرمانبرداری، دوره ایلخانی

دانلود پایان نامه ارشد

مشخص میشود (خزایی، 1385: 44).
«درخت سرو» با سر خمیده شده آن، درختی است که همزمان دو اصل مؤنث و مذکر را در وجود خود دارد و به معنای مسلمان کامل شناخته می‌شود. وجه تسمیه آن نیز اطاعت در مقابل باد است (تمثیلی است از فرمانبرداری انسان‌های مسلمان در برابر شریعت) و از عناصر نمادین در هنر اسلامی است (تشکری،1390: 36).
سرو نماد اهورامزدا، نخل نماد ميترا و نيلوفر نماد آناهيتاست كه در مكان‌هاي مخصوص در تختجمشيد حجاري شده و بازگوكننده اعتقادات و احترام آ‌نها به اين هديه اهورايي مي‌باشد (عطروش، 1385: 28).
نماد ديگري كه هم كمال و هم عدم تناهي را بيان مي‌كند و اگرچه ظاهراً ارتباطي با درخت ندارد باطنا با آن مربوط است، خورشيد رخشان است. قرآن به كرات خود را نور يا منوّر مي‌خواند و در تذهيبهای قرآنی دورههای مختلف مي‌توان نمونه‌هايي ديد كه نقاط حواشي قرآن (نشان سجده و جزء و …) را درون دايره‌هايي نهاده‌اند كه پيرامونشان رخشان يا كنگره‌دار است. شمسه را گاهي بهجاي ترنج‌هاي كوچك واقع در حد فاصل آيات مي‌گذارند و اين ترنج‌هاي كوچك را نيز غالباً با طلا درخشنده مي‌كنند (لينگز، 1375: 75).
2-10-2- گل نیلوفر آبی
ریشه گل نیلوفر آبی به نقوش مربوط در دوره هخامنشی و قبل از آن برمیگردد و نمادی از آناهيتاست. در دوره اسلامی گل نیلوفر نسبت به دوره قبل از اسلام به مرور زمان کاملاً متحول شد. خطها از حالت ساده بیرون آمده و فرم منحنی و مارپیچی بیشتری به خود گرفت و خطوط آن تزئینی و استلیزهتر شد (ایزدپرست، 1385: 60).

2-10-3- پیچک
نقش پیچک که از ممیزات اولیه هنر اسلامی و مربوط به زمان امویان است، در دوران حکومت عباسیان به اوج شکوفایی خود رسید و از آن زمان به بعد تبدیل به یکی از نقوش اصلی تزئین در هنر اسلامی گشت (سیر تحول هنر تزئینی ایران در دوره اسلامی/ تزئین در هنر اسلامی ایران، 1381: 13).

2-10-4- عنصرخلاء
یکی از عناصر مهم در هنر اسلامی حضور عنصری مقدس به نام «فضای خالی» یا «تهی بودگی» است. این عنصر به دلیل عدم توانایی در ایجاد عناصر تزئینی نیست بلکه معنای عمیقتری را در خود نهفته دارد. در واقع معنای نمادین و سمبولیک این عنصر کاملاً ریشه در بنیان‌های متافیزیکی و تصور مسلمانان از خدای واحد بهعنوان تنها حقیقت مطلق است. بنابراین مفهوم نمادین تهی بودن عنصری مقدس محسوب می‌شود که درون آن نهفته میباشد (تشکری،1390: 36).

2-10- 5- خطوط و دایره
خطوط عمودی نزول رحمت از سوی خداوند تبارک را مشخص مینمایند و خطوط افقی به منزله توازن مخلوقات و عدل خداوندی است که به وفور در نقوش هندسی هنرهای اسلامی یافت میشود.
دایره در جهان باستان از جمله بینالنهرین، ایران، مصر، هند و تمدنهای بوداییمذهب نقش مهمی را بهعنوان سمبل دینی به عهده گرفته و سمبل آفرینش و هستی است و نشانهای از کل میباشد.
دایره نماد خورشید بوده و سطحی است که دارای مرکزیت میباشد و به جانب درون توجه دارد و در تمام شرایط دارای حالت متعادل است. تمام نیروها از محیط آن به طرف مرکز و یا بالعکس در جریان است-«وحدت در کثرت و کثرت در وحدت»- دایره نماد بینهایت است، ابتدا و انتهایی بر آن نمیتوان گذاشت -«هوالاول و الآخر»- (رحمانی، 1380: 20).
دايره يك فرم نيرومند اسلامي است يعني وحدت تام و تمام دارد و مركزش به مفهوم مركزيت عالم است. نماد آرامش نیز میباشد. شكل دايره و حركت‌هاي دوار در هنر اسلامي از جايگاه برجسته‌اي برخوردار است و هنرمند اسلامی با يك حركت اسپيرال مخاطب و بيننده را از دواير بيروني به مركز و محور متوجه و هدايت مي‌سازد. کلمه ماندالا هم که در زبان سانسکریت آورده شده به معنای دایره میباشد و اولین طرحی است که به صورت ازلی توسط قوه تخیل بشر به وجود میآید (مهرگان، 1383: 18).

2-10-6- اعداد
اعداد خاصیت تأثیرگذاری و انرژی دارند و وسیله ارتباطی انسان و کائنات میباشند (فدایی، 1388: 67). و جایگاه ویژهای در ترکیببندی نقوش دارند که بیانگر راز چرخش عالم و ارتباط با نظام هستی است.
یک: نمادی از خورشید؛ دو: نمادی از هوش، فهم، عقل و سمبلی از تقارن است که از اصول مهم هنر اسلامی محسوب میشود؛ سه: نمادی است که هم بر روح و هم بر«مثلث» که سمبل روح است دلالت میکند؛ چهار: نمادی از ماده، جسم، ذات و خلق و خوی انسـان است (نجفپور، 1388: 107و 106).
سه و نه، مانند دايره و مثلث، در سراسر عالم نماد بهشت است و مكمل دنيوي ‌آنها عدد چهار و شكل مربع يا مستطيل است. لذا تركيب مستطيل متن قرآن بر ظرفي مادي دلالت مي‌كند كه وحي در آن ريخته شده است (مارتين لينگز، : 75).

2-11- اهمیت مفهوم رنگ در تذهیب
در بخش تزئینات به کار رفته در صفحهآرایی و کتابت قرآنها، بیتردید در کنار مبحث نقوش، مبحث رنگ از بیشترین اهمیت برخوردار است و بیش از دو سوم جذابیت، زیبایی و شکوه (تذهیبها، نگارگریها و …) به واسطه نبود رنگ تضعیف خواهد شد و دیگر آن جلوه بیبدیل را نخواهد داشت. در حقیقت نقوش به مانند جسم و رنگ چون روح به کار رفته است که بدون وجود رنگ، نقوش چنین جلوه و شکوهی را نمیتواند به وجود آورد (کاظمی، 1385: 54).
موضوعات مذهبی از دوران صدر مسیحیت جای خود را در قلمرو هنرهای تجسمی باز نموده و از مفاهیم رنگ که اهمیت فراوانی جهت القاء موضوعات مذهبی و به تجسم در آوردن جهان الوهیت برخوردار بوده استفاده نمودهاند. در حقیقت رنگ یکی از برجستهترین عناصری بوده که ارزشهای موضوع را حفظ و آن را به بهترین وجه نشان داده است. معانی رنگها عظیمترین و باشکوهترین نقش را در تحولات هنر انتزاعی ایفا نمودند (کاشفی، 1364: 31) و همچون خط به تجرید و انتزاعگرایی شکل کمک میکند و ارتباطی با طبیعت اشیاء یا واقعیتهای ظاهری آنها ندارد (شادقزوینی، 1382: 68).
در واقع رنگ از عناصر مهم دیگری است که در بسیاری از تمدن‌ها معنایی نمادین و رمزی دارد. رنگ در هنر اسلام عنصری بسیار مهم و تأثیرگذار محسوب میشود و روایتگر عالمی فراسوی عالم پدیدار است، پس به قطع معنایی نمادین را با خود حمل می‌کند (تشکری، 1390: 38). و شامل آن دسته مفاهيمي است كه چه از نظر سمبوليسم و چه از نظر روايت معنايي فرهنگ اسلامي همواره مورد تأمل بوده و در طول تاريخ ايران و بهويژه دوران اسلامي، نقش مهمي را در مقاطع مختلف داشته است. در اديان الهي و كتب آسماني، گاه رنگ‌ها به هر دو مفهوم معنوي و حقيقي خود ديده مي‌شود (عطروش، 1385: 455). هنرمند اسلامی در طول تاریخ سعی و کوشش نموده تا با استفاده از رنگهای درخشان، موضوع و شکل را یکپارچه و همگون بدون هیچگونه تضادی که یکدیگر را نقض نمایند به نمایش در آورد (کاشفی، 1364: 23).
بنابراین آنچه در تذهیب و نقاشی کتاب نزد ایرانیان مهم است، نوع رنگهاست. ایرانیان از دیرباز به راز استفاده از رنگهای معدنی و گیاهی پی برده بودند و در نقاشی و تذهیب از آنها استفاده میکردند. طرحهای تذهیب با رنگهای نمادین و خاصی که ریشه در جهانگردی ویژه و کهن دارد، رنگآمیزی میشده است. در واقع ما در بیشتر تذهیبها به سه رنگ طلایی، لاجوردی و نقرهای برمیخوریم. این سه رنگ در کیمیاگری اسلامی نقش ویژه و به سزایی را ایفا میکنند. به طور خلاصه شاید بتوان گفت این سه رنگ در تفکر و زیباییشناختی اسلامی ایرانی به تعادلی میرسند که در سایر نمونههای هنری مشابه دیگر اقوام، نشانی از آن یافت نمیشود. در واقع از طلا و نقره صرفا به جهت زیباتر ساختن و گرانبهاتر کردن اثر استفاده نمیشده است، بلکه این رنگها میتوانند نمودی از تفکر کیمیاگری باشند (سعیدنیا، همپارتیان، 1385: 144).
بنابراین در تذهیب رنگها نیز معنایی متعالی مییابند، رنگهایی که خود دارای اشاراتی به حقیقتاند. اگر ما عمیقتر و با دیدگاهی متافیزیکی با این رنگآمیزی برخورد کنیم در مییابیم که رنگهای آبی و طلایی رنگهایی آسمانی و الهی هستند و همان جنبه جمالی و جلالی در این رنگها نیز متجلی است. این مسائل نشان میدهد که کار هنرمندان اسلامی تنها امری فردی و سلیقهای نبوده، بلکه ریشه در حقیقتی شگرف و الهامی الهی داشته است که اینگونه ناخودآگاه چنین آثار شگفتی را با آفرینشهایی معنیدار و حقیقتی ماورائی آفریده و جنبههای جلال و جمال الهی را در معرض دیدگان قرار دادهاند (مجذوب، 1374: 26).
بدیهی است که نسبت مقدار استفاده از رنگها در دورههای مختلف تاریخی و نیز مناطق گوناگون یکسان نبوده است. تا قرن هفتم هجری، انواع آبی تا سرمهای، بیشترین رنگی هستند که بعد از طلایی و گاهی برابر آن در تذهیب به کار گرفته میشوند. علاوهبر طلایی و آبی، قرمز، قهوهای آجری و سبز رنگهای دیگری هستند که در تذهیب قرآنها دیده میشوند و نسبت به طلایی و آبی، سطح بسیار کمتری را در صفحه به خود اختصاص میدهند (افشار مهاجر، 1380: 18).
معمولا تا سده هفتم تذهیبها از رنگآمیزی ساده و در عین حال غنی، به رنگ طلایی پخته- مایل به قرمز- برخوردار بودند و در جزئیات نقوش، بیشتر از رنگهای آبی، سیاه، قرمز و سفید استفاده میشد. در تذهیب دوره مغول اکثرا رنگهای طلایی، آبی، قرمز و سبز یشمی به کار گرفته میشد، همچنین رنگ آبی نسبت به رنگهای دیگر غلبه داشت، به گونهای که آن را در مرکزیت قرار داده و رنگهای دیگر را دور آن به کار میبردند. در اواخر سده هشتم رنگ آبی را بهتر درست کردند و در سده نهم نوع مرغوبی از آن به کار میرفت. رنگ طلا را نیـز با رنگهای سبز و قهوهای میآمیختند یا روی آنها میپاشیدند که اصظلاحا آن را افشانکاری میگویند. این ذرات به زحمت دیده میشدند، اما ارزش اثر را بالا میبردند. گاهی نیز رنگ طلایی تیره که قدیمیتر بود، به کار میرفت. گاهی نام عنوان کتب و سرفصلها را به قلم زر مینوشتند؛ در قرآن نقطههای حروف را با رنگ قرمز، سبز، زعفران یا آب طلا مشخص میکردند (زارعی مهرورز، 1373: 132).
کاتبان مسلمان در آغاز برای نوشتن از مرکب قهوهای تیره استفاده مینمودند و برای اِعراب، نقطه، علائم، سرسورهها و کلمات خاص مانند کلمه جلاله از مرکبهای طلایی، سفیدآب، لاجورد و شنگرف همراه با قلمگیری روی زمینههای رنگی یا ساده بهره میگرفتند. از سده ششم و هفتم هجری به بعد کمکم رنگها متنوعتر میشود و علاوهبر رنگهای مزبور، از رنگهای زرد روشن، زرد اخرایی، زرد زرنیخی، زعفرانی، ارغوانی، سبز، لاکی، صورتی و سرنج نیز استفاده میشد که در میان آنها همیشه ترکیب لاجورد و طلا جزء ثابتترین و اصلیترین رنگها در خوشنویسی، تذهیب و نقاشی بود. در حقیقت سدههای هفتم و هشتم (دوره ایلخانی) سرمشق رنگآمیزی در تاریخ تذهیب میباشد (کاظمی، 1385: 54).
رنگهایی که در اینجا به کار گرفته میشدند ساخته و پرداخته ذهنیات مطلق هنرمند بودهاند. همچنین باز هم برای تأکید هر چه بیشتر در بریدن از جهان مادی و پیوستن به جهانی معنوی نه تنها رنگهای انتخاب شده را کاملا دور از رنگهائی که نمایانـگر طبیعت هستند؛ به کار میگرفتند، بلکه معـانی رنگها را نیز به کمک میطلبیدند. در این راه نه تنها از رنگهای متضاد که سلب آرامش مینماید دوری جستند بلکه استفاده از سه رنگ، گاهی دو رنگ و حتی تک رنگ را ترجیح میدادند. بنابراین یکی دیگر از ابتکارات هنرمندان اسلامی که اهمیت زیادی دارد؛ محدودیت رنگ در آثار هنرهای تجسمی میباشد. برای نیل به یک چنین هدفی، از به کار بردن رنگهای متعدد در کنار هم بهخصوص از الوان رنگارنگ پرهیز نموده و استفاده از چند رنگ محدود را مورد توجه قرار دادهاند (کاشفی، 1364: 29).
یوهانس ایتن در بخش تئوری اکسپرسیون رنگ، زرد را نورافشانترین رنگها و رنگ زرد طلایی را رفیعترین ارتقاء ماده به ضرب نیروی نور معرفی مینمایند. او چنین ادامه میدهد که در آثار پیشینیان رنگ طلا در نقاشی بسیار به کار میرفته و مفهوم آن مادهای فروزان و نورافشان است. هاله زرین مقدسین نشانه تجلی آنهاست و نیل به این حالت به مفهوم استغراق در نور بوده و چیزی جز طلا نمیتوانست سمبول چنین نوری باشد. رنگ قرمز رنگی گرم و دارای نیروئی آتشین میباشد. رنگ آبی درون ما را به امواج ایمان به مسافت بیانتهای روح سوق میدهد،

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دوره ساسانی، دوره اسلامی، قرآن کریم، نمادپردازی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد رحمت الهی، آداب و رسوم، دوره ساسانی، فناناپذیری