منبع پایان نامه ارشد درمورد (همان:83)، (همان:242)، (همان:243)، چـو

دانلود پایان نامه ارشد

نگزایدت
بـه انـدازه و آنگـه که بـه بایـدت
(همان:241)

2-4-41- شاه باید پزشکان برگزیده
انتخاب کند.

پزشکـان گـزیـن دار و فـرزانـه رای
بـه هـر درد دانـا و درمـاننمـای
(همان:241)

2-4-42- شاه نباید دنبال شهوت باشد.

بسـی گـرد آمیـغ خوبــان مگـرد
که تنسست و جان کم کند رویزرد
(همان:242)

2-4-43- شاه باید هر کسی را پله پله بالا ببرد.

چـو خواهی کسی را همی کرد مـه
بزرگیـش جــز پـایـهپـایـه مـده
(همان:242)

2-4-44- شاه در هنگام بار دادن نباید شمشیرداری را در بارگاه جای دهد.
گـه بــار مگـذار و مگمـار کـس
بـه شمشیـر از افـراز سر یـا ز پـس
(همان:242)

2-4-45- شاه نباید در لشکرکشی راز خود را به کسی بگوید.(شاه نباید دشمن را خوار بدارد)
بـه کـس راز مگشای در هر پسیـچ
بـد اندیـش را خـوار مشمـار هیـچ
(همان:242)

2-4-46- شاه برای مشورت هر کدام از موبدان را جدا جدا باید فرا خواند.
چـو بـا مؤبـدان رای خواهـی زدن
به همشان مخوان جز جـدا تنبهتن
(همان:242)

2-4-47- شاه باید روی خود را گاه گاه به دیگران نشان دهد.
بـه کـس روی منمای جز گـاهگـاه
بـه هـر هفته ای برنشین بـا سپـاه
(همان:242)

2-4-48- شاه باید با فاصله از خود داد دادخواه را بررسی کند.
بـه ره دادخواهـی چـو آیـد فـراز
بـده داد و دارش هـم از دور بـاز
(همان:242)

2-4-49- شاه نباید به ناآزموده دل دهد.

بـه نـاآزمـوده مـده دل نخسـت
کـه لنـگ ایستـاده نمایـد درسـت
(همان:242)
2-4-50- شاه نباید با زنان ستیزه کند.
ز بـن بـا زنـان بـا ستیـزه مکـوش
وزیشـان نهـان خویشتن دار گـوش
(همان:242)

2-4-51- شاه باید هوشمندانه گنج جمعآوری کند و هوشمندانه آن را هزینه کند.
بـه نیکویـی آکن چـو گنـج آکنـی

بـه دانـش پـراکـن چــو بپـراکنـی
(همان:242)

2-4-52- شاه در نامه نباید درشت گویی کند.

بـه نامـه درشتـی فـراوان مگـوی
کـه تنگـی دل شـاه داننـد از اوی
(همان:242)

2-4-52- شاه نباید فرستادگان را زود فرا بخواند.

فرستـادگـان را مخـوان زود پیـش
بجوی از نهان پس بخوان نزد خویش
(همان:242)

2-4-53- شاه باید با همه به اندازه گفتگو کند.

بـه انـدازه کـن بـا همـه گفتگـوی
بـه ایشـان زگفتـار پیشـی مجـوی
(همان:242)

2-4-54- فرستادهی شاه باید دانش پذیر و نهان دان و پاسخگو باشد .
فرستـه گسـی سـاز دانـش پـذیـر
نهـان بیـن و پـاسـخ ده و یادگیـر
(همان:242)

2-4-55- شاه در هر سفری باید همراه خود گوهر، اسب نیک و سلاح داشته باشد.
به هر جای بـی در و گوهـر مگـرد
نه بـی اسـب نیـک و سلیـح نبـرد
(همان:242)

2-4-56- شاه باید از احوال دشمن خود هر لحظه آگاه باشد.
چـو پیدا شـود دشمنی کینه جوی
نهـان هـر زمـان پـرس از کـار اوی
(همان:242)
2-4-57- شاه چون نمی تواند با دشمن بجنگد باید دشمن را با زر فریب دهد.
چـو بـا او نشایـد نبـرد آزمـود
بـه چیـز فراوانـش بفریـب زود
(همان:243)

2-4- 58- شاه چون قصد لشکرکشی کرد باید سریع قصد خود را عملی کند.
سپه را چو دادی بـه چیزی پسیـچ
رسانشـان به زودی و مفـزای هیـچ
(همان:243)

2-4-59- شاه باید به سپاهی خود زر و سیم دهد.
چنان دان کـه در دادن زر و سیـم
نداننـد کـز دشمنـت هسـت بیـم
(همان:243)

2-4-60- شاه در هنگام جنگ نباید اجازه ی چاره گری به دشمن دهد.
بـدان سازها جـوی هـر روز جنـگ
که دشمنت را چاره ناید به چنـگ
(همان:243)

2-4-61- لشکر شاه باید جای خوابشان پراکنده باشد.
پراکنـده فرمـای شب جـای خـواب
مخـور هیـچ بی چاشنـی گیـر آب
(همان:243)

2-4-62- دار باید دلیر و مهربان باشد و شب ها پاسبانان باید بچرخند.
طـلایــه دلاور کـن و مهـربـان
بگـردان بـه هر پاس شـب پاسبـان
(همان:243)
پادشاه در جنگ هیچ گاه نباید تنها باشد.
بـه لشـکر در از خیـل تنهـا مبـاش
بـه خیمه درون هیـچ یکتـا مبـاش
(همان:243)

2-4-63- پادشاه برای گریختن باید شب را انتخاب کند.

گریزان چو باشی به شب باش و بس

کـه تا بر پی از پـس نیایـدت کـس
(همان:243)

2-4-64- پادشاه چون پیروز شد باید از خدا بترسد.
چـو پیـروز گردی بتـرس از خـدای
همـان از کمیـن مـر سپـه را بپـای
(همان:243)

2-4-65- پادشاه نباید سریع دشمن خود را بکشد.
گـرآری بـه کف دشمنـی پرگزنـد
مکـش در زمان بـازدارش بـه بنـد
(همان:243)

2-4-66- شاه باید شب هنگام به کار فردای خود بیندیشد.
بیندیـش شـب کـار فـردا نخسـت
بدان رای رو پس که کردی درست
(همان:243)

2-4-67- شاه نباید شاهزادهها را بکشد.
نـژاد شهـان از بنـه کـم مکـن
مکـن خاندانـی کـه باشـد کهـن
(همان:243)

2-4-68- شاه نباید از اندازه خود بیرون رود.(باید قدر خود را بداند)
شـه از چه به پایه ز هر کس فـزون
نشایـدش از انـدازه رفتـن بـرون
(همان:362)
2-4-69- شاه نباید بددل باشد.

نـه نیکـو بـود بـددلـی شـاه را
نـه بگذاشتـن خـوار بـدخـواه را
(همان:88)

2-4-70- شاه نباید ظالم باشد.
بــه آکنـدن گنـج نکنـد ستـم
نخواهـد کـه خسپد از او کـس دژم
(همان:380)

2-4-71- شاه باید بر هوای نفس خود مسلط باشد.

سـزا پادشاهـی مر آن را سـزاسـت
کـه او بر هـوای دلـش پـادشاسـت
(همان:380)

2-4-72- شاه باید بر تن خود مسلط و دارای هوش و خرد و دانش باشد.
کسـی را سـزد پـادشاهـی درسـت
کـه بـر تن بـود پادشاه از نخسـت
خــرد افســرش باشـد و دادگـاه
هـش ورای دستـور و دانـش سپـاه
(همان:294)

2-4-73- شاه باید دارای گوهری بزرگ باشد.
شـه آن به که باشد بـزرگ از گهـر
خـرد دارد و داد و فـرهنـگ و فـر
(همان:380)

2-4-74- شاه باید از زنان، ستم و زفتکاری دوری کند.
یکـی بـا زنـان رام بـودن بـه هـم
دوم زفـتکـاری سیـوم دان ستـم
(همان:380)

2-4-75- پادشاه بد کم عمر است.

شــه نیـک بـا کـامـرانـی بــود
چـو بد گشت کـم زنـدگـانـی بـود
(همان:380)

2-4-76- شاه در هر صورت شاه است و هیچ گاه خوار نمی شود.
اگـر چنـد خـواری کنـد روزگـار
شهـان و بـزرگـان نباشنـد خـوار
(همان:363)

2-4-77- دل پادشاه زود بر میگردد.
بـدان کـز همـه چیـزهـا آشکـار
بگــردد سبکـتـر دل شهـریــار
(همان:83)

2-4-78- احوال پادشاه ثابت نیست.

دم پـادشـاهـان امیـدسـت و بیـم
یکـی را سمـوم و دگـر را نسیـم
چـو چرخست کردارشـان گرد گرد
یکـی شاد از ایشان یکـی پـر ز درد
(همان:83)

2-4-79- باید کمر بسته فرمان شاه را برد.
چـو رفتی بر شه پرستنــده بــاش
کمـر بسته فرمانـش را بنـده بـاش
(همان:83)
2-4-80- کاری کن که نزدیکان شاه دلسوز او شوند.
چنانکن که هرکس که نزدیکاوست
به رادی شود با تو دلسوز و دوست
(همان:83)

2-4-81- در نزد شاه چون گنهکاران باش.
اگـرچـه نـداری گنـه نـزد شـاه
چنـان باش پیشش کـه مـرد گنـاه
(همان:83)

2-4-82- در نزد شاه در هر کاری دلیری نکن.
بـه هـر کـار بـر وی دلیـری مکـن
مگـو پیش او چون همـالان سخـن
(همان:83)

2-4-83- در نزد شاه از بد آراستن بپرهیز.
بپـرهیــز از در بــد آراستـن
هـم از آرزوی کسـان خواستـن
(همان:83)

2-4-84- در حضور شاه در هر صورت باید از او ترسید.
اگـر چنـد گستــاخ داردت پیـش
چنان ترس از او کز بداندیش خویش
(همان:83)
2-4-85- چون شاه خشمگین است نباید نزدش بروی.
منـه پیـش او در گـه خشـم پــای
چو خشم از تو دارد تو پوزش نمای
(همان:83)

2-4-86- نباید زبان شاه را خواهان باشی.شاه خیرخواه و راستگو باش.
زیانـش مخـواه از پـی سـود کـس
به کارش درون راستی جوی و بس
(همان:83)

2-4-87- در نزد شاه آگاهانه حرف بزن.
ز کــردار گفتــار بـر مگــذران
مگـو آنچـه دانــش نـداری در آن
(همان:83)

2-4-88- همیشه سپاسگزار شاه باش.
به هر نیکی اش دار سیصد سپـاس
هم اندک دَهِـش زو فراوان شنـاس
(همان:83)

2-4-89- نباید به زیبارویان شاه نظر داشته باشی و مخالف فرمانش قدم برداری.
به خوبانش بـر دیـده مگمـار هیـچ
وزان ره کـه فرمــوده باشـد مپیـچ
(همان:83)

2-4-90- نباید چیزی از شاه بخواهی که او را خشمگین کند.
چو چیزیش خواهی و ندهـد متـاب
مبـر بآتـش خشمـش از رویـت آب
(همان:83)

2-4-91- باید شاه را بستای و دشمنش را نکوهش کنی.
همـه خـوی و کـردار او راستـای
همـان دشمنش را نکـوهـش فـزای
(همان:83)

2-4-92- باید دوستان شاه را دوست و دشمنانش را دشمن بداری.

بـه دل دوستـان ورا دار دوسـت

مخواه از بن آن را که بدخواه اوست
(همان:83)

2-4-93- آنچه در خور شهریار باشد باید به او بدهی.
گـرت چیـزی انـدر خـور شهـریـار
فزونـی بـود و آیـد او را بـه کـار
بدو بخش هـر چند داریش دوسـت
که نیز آنچه الفغدی1 از جـاه اوسـت
(همان:84)

2-4-94- نباید از خندهی شاه دلیر شوی.
نبـایـد شـد از خنـدهی شـه دلیـر
نـه خندست دندان نمـودن ز شیـر
(همان:84)

2-4-95- نباید بر شاه ناز و دلبری کنی.
اگـر چـه پــرستـی ورا بــیشمـار
بـرو بـر مکـن نــاز و کشّـی میـار
(همان:84)

2-4-96- نباید پیش شاه از هیچ کس فال بد بزنی و سرش را فاش منما.
مـزن فال بـد پیشش از هیچ سـان
بـد و نیـک رازش مگــو بـا کسـان
(همان:84)

2-4-97- نباید عوض هر کاری چیزی از شاه بخواهی.
هـر آن گـه کـه کاریت فرمود شـاه
در آن وقـت هیـچ آرزو زو مخـواه
(همان:84)

2-4-98- همیشه فاصله ای را نسبت به شاه رعایت کن.
بـه نخچیـرگـاه و صـف رزم و کیـن
مگـرد از بـرش دور گامـی گزیـن
(همان:84)

2-4-99- باید مقام خود را از آن پادشاه بدانی.(اگر سرور انجمنی قدردان او باش)
گـر از جـاه باشـی سـر انجمـن
تو آن جاه از او دان نه از خویشتـن
(همان:84)

2-4-100- باید درآموزش شاه با او نرم خو باش و با حیا باش.
چـو فرهنگی آموزی اش نـرم بـاشی
بـه گفتــار بــا شــرم و آزرم بـاش

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اسدی طوسی، گرشاسب نامه، ادب فارسی، شهر سیستان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد (همان:316)، (همان:317)، (همان:318)، چـو