منبع پایان نامه ارشد درمورد هلال ماه، شگفت انگیز، تصویرسازی، اعتقادات دینی

دانلود پایان نامه ارشد

مقصود از دو گوی ساکن، دو نقطه زیر «یا» میباشد و نیز به این امر که «یا» نشانه «حوت» آخرین برج و «صفر» نشانه «حمل» اولین برج است نظر دارد. خورشید، مسافر یکساله ای است که در آخرین منزل یعنی حوت، صفروار و مفلس شده است، اما همین نقطۀ شروعی مبارک و توانگر در پی دارد که با رفتنش به «حمل» یعنی آغاز بهار آشکار خواهد شد.

3-20-9- شاهد طارم فلک: زیبایی و درخشش خورشید، «او را شاهد طارم فلک» نموده است. این زیبا روی آسمانی با پایان یافتن شب از دست دیو هفت سرِ شب رهایی یافته و به شکرانه این رهایی، اشعۀ زرینش را که چون سکه های طلای ناب ارزشمند است نثار هر روزن و دریچه مینماید:
شـاهد طارم فلک رست ز دیو هفت سـر ریخت به هر دریچه اِقچۀ زر شش سـری
(خاقانی،1368:ص419)

3-20-10- خورشید کسری تاج: در سروده ای در مدح جلال الدین محمدشروانشاه اخستان بن منوچهر، ترکیب اخیر را به گونه ای به کار میبرد که هم خورشید و هم ممدوح خورشید گونه و تاجدارش منظور واقع می شود:
خورشید کسری تاج بین ایوان نو پرداخته یک اسبه بر گوی فلک میدان نو پرداخته
(همان:387)

3-20-11- آتشین کاسه:
آن آتـشین کاسه نگـر دولاب مینا داشته این آب کوثر کاسه تر و آهنگ دریا داشته
(همان:384)

3-20-12- یوسف گردون نشین: با آوردن این ترکیب، خورشید را از نظر زیبایی به یوسف و از لحاظ آسمان نشینی به عیسی مانند کرده است. این شاهد یوسف وش که همخانۀ عیسی است ، در برج دلو آمده است:
آن یوسف گردون نشین عیسی پاکش هم قرین در دلو رفته پیش از این تلخاب دریا ریخته
(همان:379)
3-20-13- یوسف زرین رسن: با تشبیه خورشید به یوسف و تلمیح به داستان یوسف زلیخا و با تصویرگری اشعه های زرین آفتاب که به سان طنابی طلایی او را از چاه دی ماه نجات داده است، حد اعلای هنر به نمایش گذاشته میشود:
از چاه دی رسـته به فن، این یوسف زرین رسن وز ابر مصری پیرهن، اشک زلیخا ریخته
(خاقانی،1368:ص379)

3-20-14- زرین صدف: در بیت زیر، خورشید به صدف زرین، ابر به نهنگ و دانه های باران به لؤلؤ تشبیه شده است:
باز از تف زرین صدف شـد آب دریا بیخته ابر نهنگ آسـا ز کف لؤلؤی لالا ریخته
(همان:379)

3-20-15- سلطان چرخ: در بیتی دیگر خورشید را در هنگام غروب به «اسبی» مانند کرده که در جمع سیارگان «سلطان چرخ» بوده و عنان به مغرب کشانده است.
با این توصیف بار دیگر توجه تلویحی شاعر به عنوان اوستایی خورشید، یعنی «تیز اسب» نمایان می‌شود:
دوش چو سلطان چرخ تافت به مغرب عنان گشـت ز سـیر شهاب روی هوا پُر سـنان
(همان:350)
3-20-16- لعاب گوزن: تشبیه نخستین پرتو آفتاب به لعاب گوزن از دیگر کاربردهای شاعر است:
بر کوه چون لعاب گوزن اوفـتد به صـبح هـویی گـوزن وار بـه صـحرا بــرآورم
(همان:243)
3-20-17- خنجر و خنجر زر:
صبح از حمایل فلک آهیخت خنجرش کیمخت کوه ادیم شـد از خنجر زرش
(خاقانی،1368:ص215)
3-20-18- برقع زر: شخصیت بخشی به صبح و مانند کردن آفتاب به «برقع زر» که رخسار شاهد صبح را پوشانده، تصویری بدیع و زیبا میباشد که گواه وسعت دامنه خیال پردازی خاقانی است:
رخـسار صـبح را نـگر از برقع زرش کز دست شاه عید جامۀ عیدی است در برش
(همان:221)
3-20-19- عود سوخته: استفاده از ترکیب «عود سوخته» برای خورشید و مخصوصا در تقابل با دندان سپید کردن، کاری بکر و بی سابقه است:
مـشرق به عود سوخته دندان سپید کرد چون بوی عطر عـید برآمـد ز مجمرش
(همان:221)
3-20-20- صاع عید: در ادامه بیت پیشین، بیتی میآورد که در آن با تلمیحی ظریف خورشید را به صاع عید تشبیه میکند:
مرغ سحر شناعت از آن زد چو مصریان کان صـاع عــید دیــد ببـار ســحر درش
(همان:221)
3-20-21- چتر زرین:
چتر زرین چون هـوا بگرفت گویـی بر فلک عکس شمشیر شـه سلطان نشان افشانده اند
(همان:106)
خاقانی علاوه بر کاربرد جداگانۀ «ماه» و «خورشید» گاهی بسیار استادانه این دو دلدادۀ آسمان را در کنار هم و در یک بیت میآورد:
دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند ماه نو را چون حمایل جفته پیکر ساختند
قرص خور مصروع از آن شد کز حمایل بازماند کان حمایل هم برای قرصۀ خور ساختند
(خاقانی،1368:ص112)
در تـتق آفـتاب چـون مـه نـو دیـد صـبحدم از اخـتران نـثار زر آورد
(همان:148)
شام مشعبد نمـود حقه ماه و به لعـب مهره زرین مهر کرد نهـان در دهان
چون سیر زر مهر گشت نهان زیر خاک ناچخ سیمین ماه کرد پدیـد آسمان
(همان:350)
3-21- ماه «مه، قمر»
ماه، نزدیکترین و مأنوس ترین سیاره به زمین و ساکنان آن است و بعد از خورشید، بیش از همه اجرام آسمانی، بر زندگی، تفکر و خیال پردازی انسان تأثیر گذاشته است. از لحاظ نجومی «قمر» سیاره تابع زمین است. مدت زمان حرکت وضعی آن، (یعنی بیست و هفت و یک سوم کسری ) روز و بنابراین همواره یک طرف ماه به سوی زمین میباشد.
ماه در اساطیر کهن ایران نقش مهم و برجسته ای دارد. در آیین زردشتی، ماه پاسدار ستوران است و روز دوازدهم هر ماه شمسی به نام او «ماه روز» نامیده شده است. در بسیاری از نقاط ایران و بخصوص در نظر عامه، خورشید و ماه، زن و مردند و دلدادۀ یکدیگر هستند. لکه های چهره ماه اثر دست خورشید که از روی حسادت، دست ِگل آلود خود را بر صورت او کشیده است. قدما معتقد بودند که نور ماه، جامه کتان سوراخ میکند و همچنین چون دیوانه چشمش به ماه افتد، آشفتگیش افزونتر میشود.
«آسمان و روشنایی فلکی و جایگاه آن ها برای هر شاعر ژرف نگری وسیلۀ ساختن تصویرهای شگفت انگیز و یا ابداع صورت های خیالی بسیار زیبا و ابتکاری است و هر صاحب قریحه از دریچه ای خاص به آن ها مینگرد. اجرام فلکی و آسمان و جایگاه بلند آن ها از زوایای گوناگون مورد توجه بوده است. خاقانی آسمان را گاهی از دریچۀ اعتقادات دینی و زمانی از دیدگاه معیارهای فلسفی مینگریسته است.»
(ماهیار،1382:ص9)
صحنه های دل انگیز آسمان و مناظر افلاک در نظر هر شاعر خیال پرداز و ژرف نگر وسیله و ابزار ساختن تصاویر زیبا و شگفت انگیز و ابداع تعبیرات و صورت های خیالی زیبایی است. ذهن خلاق و نکته بین خاقانی نیز که دارای شیوۀ خاص و تازه و طریق غریب در سخن است و همواره با چشم سوّمی به دنیای اطرافش نگریسته است از زوایای گوناگون به ماه این نیر آسمانی نگریسته است. از آغاز آفرینش تاکنون آدمی به هنگام روز همدم سلطان روز (خورشید) بوده و در ازنای تاریک شب همراه سلطان شب (ماه). ماه پس از خورشید روشن ترین اجرام آسمانی و شناخته شده ترین آن هاست و این دو قرص سرد و گرم آسمان در نزد ستاره شناسان به «نیرّین» موسوم اند و در روزگاران بسیار قدیم مورد پرستش برخی اقوام بوده اند. « ماه تنها سیارۀ زمین است که از مغرب به مشرق گرد زمین میگردد و همراه با زمین به دور خورشید در گردش است. حرکت ماه وضعی و انتقالی است. حرکت وضعی آن درست به اندازۀ حرکت انتقالی آن است و به همین لحاظ همواره یک طرف جرم ماه زمین است و چون گرد هم هست 59 درصد سطح آن مرئی است.»
(همان:ص118)
ویژگی ها و حالت های مختلف ماه، خاقانی را بر آن داشته که در جای جای قصاید کوتاه و بلند خود تصویرهای گوناگونی از آن ارائه میدهد. ذوق سرشار و طبع خلاق خاقانی که همواره به دنبال مضامین بکر و دوست داشتنی میگردد، از این جرم فلکی به راحتی نگذشته و بخشی از تصویرسازی ها و نمادپردازی هایش را به ماه اختصاص داده است. اشکال و حرکت های مختلف ماه از هلال تا بدر مورد توجه شاعر بوده و از ماه با تعبیرات و ترکیبات زیبایی یاد کرده است. همچنین توجه شاعر به زندگی، فرهنگ و سلوک مردمان زمانه و اعتقادات و باورهای گذشتگان در باب این جرم نورانی را که شب ها همدم مردمان و راهنمای آن ها بوده است، در دیوان او که به حق یکی از گنجینه های فرهنگ ایران زمین است، منعکس کرده است.
در میان دیگر اقوام کهن نیز ماه ـ چون خورشید ـ توجه ویژه ای شده است. هندیان نصف هر ماه را روزه میگرفتند و بعد از طلوع ماه، طعام و شیر خالص میخوردند و در این حالت به ماه نگریسته و حوایج خود را از او میخواستند و در حضور بت ماه به رقص و آواز مشغول میشدند.
«در نجوم یونان باستان، تقسیم بندی جهان به دو قسمت: «تحت فلک ماه» و «فوق فلک ماه» انجام یافته است و در نجوم پهلوی سی روز از برج را «ماه» میگفته اند.»
(دهخدا، ذیل واژه ماه)

3-21-1- ماه و زاویه دید خاقانی
در فکر و شعر خاقانی «ماه» چون خورشید پر کاربرد و زیبایی آفرین است.
توجه خاقانی به ماه (هلال، بدر، قمر، مهتاب) از دیدگاه های مختلف قابل بررسی است، در این بین اطلاعات نجومی شاعر را نباید ندیده گرفت. آشنایی او با علم هئیت و نجوم و آگاهی از حرکت ها و شکل های وضعی ماه، منازل بیست و هشت گانه آن، اجتماع مهر و ماه، عاریت گرفتن نور از خورشید و.. مثال زدنی است. این اطلاعات وسیع او در تصویرسازی هایش یاری داده و از ماه در شعر او اسطوره ای دیگر خلق کرده است.
شاعر آسمان نگر، گرچه ماه را در ترکیب های مختلف چون «ماه چهاردهم»، «ماه چار هفته»، « ماه مزور»، «ماه مقنع»، «ماه نخشب» … به کار برده، اما در توصیفات و تشبیهات تحسین برانگیزش از «هلال ماه» گویای توجه ویژه و کشش درونیش به این نمود خیال انگیز و زود گذر عروس آسمان میباشد. شاید راز این جاذبه در پیدایی و پنهانی « ماه نو» است که خاقانی را شیفته و مشتاق آن کرده، چه رسم شیدایی بر این است که هر چه مطلوب و معشوق کمتر در دسترس و دیدرس باشد، شوق و تمنای عاشق افزونتر میشود.
سابقاً عقیده داشتند که هر وقت اول ماه میشود و ماه شب اول یعنی هلال در آسمان نمودار میشد اگر فوراً به چیزی نحس نگاه میکردند تمام آن ماه به نحوست میگذشت به همین جهت برای هر ماهی چیزی را که نحوست نداشت معین میکردند تا گرفتار نحوست نشوند، مثلاً یک ماه به صورت خوب، یک ماه به آب روان و …

حافظ فرموده است:
شیدا از آن شدم که نگارم چو مـاه نو ابـرو نـمود و جلوه گری کرد و رو ببست
(حافظ،1388:ص44)

جستجوی مشتاقانه و همه گیر «هلال ماه نو» در شب اول شوال که نشانه به سر رسیدن ماه روزه و اعلام عید است، میتواند دلیل محتمل دیگری بر توجه شاعر به این صورت ویژه ماه باشد و بخصوص که در اغلب موارد «ماه نو» و «هلال» را به گونه ای با «عید» پیوند میدهد.

دراین بیت «هلال ماه» را ه «ع» عید تشبیه میکند:
داغی است بر جبین سپـهر از سه حرف عید مـاه نو ابتـدای سه حرف است بنگـرش
(خاقانی،1368:ص221)

در بیت دیگر ارتباط «ماه نو» و شب عید را چنین تصویر میکند:
ماه نو دیدی و در روی مه نو شب عید لعل مـی با قـدح سـیم بر آمیخته اند
(همان:116)

در بیت زیر ضمن پیوند «هلال» «عید» خم گیسوی یار را به «هلال ماه نو» تشبیه نموده و برآمدن آن را برای جان شیفته عاشق، نشانه آمدن عید میداند:
طره منشان کز هلالت عید جان برساختند طیره منشین کز جمالت عشق لشکر ساختند
(همان:112)
در جای دیگر «ماه نو» را در شب عید «طراز گردون» مینامند:
مـه طرازی است به دست چپِ گردون شب عید نقـش آن گویـی در شـوشـتر آمـیخته اند
(همان:118)

در سروده ای بسیار زیبا و پر تصویر، «هلال ماه» را به «نیمه جام جم»، «طغرای سلطان عید»، «شاخ گوزن»، «طاس پرچم»، «عین عید»، «ابروی زال زر» و «منقار طاووس» مانند کرده:
عید است و پیش از صبحدم مژده به

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد شعر فارسی، ادبیات فارسی، هند و اروپایی، ویس و رامین Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد هلال ماه، ادب فارسی، چرخ دوار