منبع پایان نامه ارشد درمورد هلال ماه، ادب فارسی، چرخ دوار

دانلود پایان نامه ارشد

خمار آمده بر چرخ دوش از جام جم یک نیمه دیدار آمده
عید آمـد از خلد برین شد شحنه روی زمین هان! ماه نو طغراش بین امروز در کار آمــده
کـرده در آن خرم فضا صید گوزنان چند جا شاخ گوزن اندر هوا آنک نگونسـار آمـــده
پرچم ز شب پرداخته، مه طاس پرچم ساخته بیرق ز صبح افراخته روزش سپهدار آمــده
بر چرخ بگشاده کمین، داغش نهاده بر سرین ها! عین عید آنک ببین بر چرخ دوار آمــده
عید همایون فر نگر، سیمرغ زرین پر نگـر ابـروی زال زر نگـر بـالای کهسـار آمـــده
(خاقانی،1368: ص388)

آمیختن «نون و القلم» را با «ماه نو» در جای دیگر، چنین میبینیم:
چرخ را نشـره نون و القلم است از مه نو کان همـه ســرخی در باختـر آمیخـته اند
(همان:118)

هنگام روی آوردن به مدح «عید» را غلامی حلقه به گوش معرفی میکند که در خدمت ممدوحش خاکساری مینماید و پیداست که حلقه غلامی عید «هلال ماه نو» میباشد:
عید از هلال حلقه به گوش آمدست از آنک بـر بندگـی شــاه نوشــتند مـحضرش
(خاقانی،226:1368)
شاعر حساس و نازکدل شروان، در هنگامه هجوم غمها نه تنها زیبایی ماه را باور ندارد، بلکه نِشتری خون ریز میبیند که شفق خونین را طشت آسمان جای داده است:
نیشتر ماه نو و خون شفق و طشت فلک طشت و خون را به هم از نیشتر آمیختهاند
(همان:118)
«طاس سیمابی مه» و «پرچم شب» و یافتن شباهت بین آن دو و «طاس زرین» و «می آتشین» از دیگر خلاقیت های ذهنی خاقانی است:
طاس سیمابی مـه بافته بر پرچم شـب طـاس زر با مـی آتـش گهـر آمیخته انـد
(همان:117)

در همین سروده به قرینه سازی «ماه نو در شفق» و جام سیمین و شراب ارغوانی پرداخته و تصویر را به گونه ای مینگارد که خواننده هم به شباهت «ماه نو» و «جام» از یک سو و «شفق سرخ» و «شراب» از سوی دیگر پی میبرد و در عین حال به هم زمانی این دو صحنه می اندیشد. عاشق باده نوش در غروب سرخ رنگ اول ماه، بر بساط میگساری در آن واحد دو چشم انداز را شاهد است:
ماه نو در شفق و ماه و شفقشان می وجام با دو ماه و دو شـفق یک نظر آمیخته انـد
(همان:117)
در بیتی دیگر و از نظر گاهی دیگر «ماه نو» را در باریکی با «لب یار» و «رشته جانش» یکسان می بینند:
ماه نو دیدی لبت بین رشته جانم نگر کاین سه را از بس که باریک اند همبر ساختند
(همان:112)

پرورش شاعر در دامان مادر ترسای نو مسلمان موجب آشنایی و الفتش با اصطلاحات و باورهای ترسایان گشته و جای پای این اُنس و آشنایی بر جان نشسته، در جای جای دیوانش قابل ردگیری میباشد. «ماه نو» را چون «نیمه قندیل عیسی» و «حلقه های موج دجله» را چون «زنجیر مطران» دیدن، نمونه های جالب توجهش به نمادهای مسیحیت و گره زدن آن به «هلال ماه» میباشد:
مـاه نـو را نیمـه قندیل عیسـی یافتـه دجـله را پر حلقه زنجیر مطـران دیده اند
(خاقانی،1368:ص90)
گذر بی امان عمر و ناپایداری زندگی و جوانی در نظر خاقانی به کاهش تدریجی «ماه کامل» یا «ماه دو هفته» میماند:
مـه بکاهد چو ازو دو هـفته گذشـت عمـــر را جــز بـه مـه مَثـَـل مــنـهید
(همان:171)
بعد از توجه مکرر به «ماه نو» و «هلال ماه» گاهی هم به قرص کامل ماه نگریسته و آن را چنان که میخواسته در شعرش عرضه نموده است. در چشم خاقانی « آسمان کبود»، «خوانی گسترده»، برای «رهروان شب» میباشد. در این خوان تیره و ظلمانی، «قرص ماه»، «قرص نان» و اختران درخشان، نان ریزه هایی هستند که شبروان را به خوی میخوانند:
چرخ سیاه کاسه، خوان ساخت شبروان را نان سـپید او مـه، نان ریزه هاش اخـتر
(همان:186)
3-21-2- ماه و اسطوره
ماه که در اسطوره ها نماد نیروی مؤنث و ایزد بانوی مادر است، در برابر خورشید که نماد نیروی مذکر است قرار میگیرد و دارای طبعی سرد تصور میشود. در اسطوره های آفریقایی «ماه» زنی است ملایم، شادی بخش و مطبوع مردان که نماد ماه است و مردان شب ها در نور ملایم آن، با قصه گفتن و رقصیدن سرگرم میسازند. نیز سردی طبع آن را نشانۀ خرد جهان و خردمندی میدانستند.
(پاریندر،1374:ص107)
این مطالب در کتاب های نجومی ذکر شده و بیرونی نیز با اطلاع از این عقیده و باور داشت از ماه «نان سرد»، «قرص سرد» و … ساخته است.
هین صلا ای خشک پی پیران تر دامن که من هر دو قرص گرم و سرد آسمان آورده ام
(خاقانی،1368:ص254)
قرص سرد آسمان: استعاره مصرحه مجرده از ماه است.

در مطبخ فلک که دو نان است گرم و سرد غـم به نوالۀ مـن و خـون جگر مُـدام
(همان:302)
نان سرد فلک: استعاره مصرحه مطلقه از ماه است.
وز دو قرص گرم و سـرد مهـر و مـاه راتـب آن صـدر والایــی فرسـت
(همان:827)
تشبیه بلیغ بکار رفته است. مشبه: ماه و مشبه به: قرص سرد است.
– خردمندی اسطوره ای سلطان شب خاقانی را بر آن داشته است که ماه را به راهنمایی مطلع تشبیه کند که گمشدگان را در کوره راه تاریکی ها ره می نماید.
اگر پای طلب داری قدم در نه که راه آنک شمار ره نمایان را قلم درکش که ماه آنک
(همان:447)
تشبیه نهان وجود دارد: مشبه: ماه ، مشبه به: راهنما است.
شاعر متذکر شده است که آن گاه که ماه بهترین روشنگر و راهنماست، نیازی به هیچ راهنمای دیگری نمی ماند.

– عنصر زنانگی و مؤنث بودن ماه، همواره آن را نه تنها در شعر خاقانی بلکه در ادب فارسی مقابل، خوبرویان و دلربایان قرار داده است. در شعر شاعران شروان تشبیه ماه خصوصاً در حالت بدر به زیبایی دلربا حکایت از این سنت پیوسته دیرینه دارد. رخسار معنبر و ابروان کمانی، قد و تن و سیمین بر و دلربای شاعر پیوسته در هئیت ماه رونده ای تصور میشود که در نهایت درخشندگی و زیبایی است. علاوه بر آن خود ماه در دیوان شاعر به زیبایی برقع بسته میماند که از پس پرده هویدا میشود و عاشقانش را با نور ملایمش شیفته و دیوانه میکند. یا در زیبایی تاج عروسان میماند که رخسار دلربایی را در بر گرفته است.

خورشـید چو کعبتین هـمه چـشم نظـــاره هــــلال منظـــران را
(خاقانی،1368:ص31)
بیت از قصیده تهنیت فتح روس و مدح ابوالمظفر جلال الدین شروانشاه گرفته شده است که با توصیف بزم صبحگاهی آغاز شده است. «هلال منظران» همان ساقیان ماه منظر بزم صبحگاهی شروان شاه اخستان هستند که خورشید نیز محوتماشای آن ها شده است.
نقب زدم در لبت روی تو رسوام کرد کآفت نقاب هـست صبحدم و ماهتاب
(همان:46)
تشبیه نهان بکار برده است. مشبه: چهره و رخسار دلربای یار، مشبه به: ماهتاب
شاعر به طور مضمر چهرۀ زیبای یار را از جهت گل انداختن به صبح که با سرخی آمیخته است و از جهت درخشندگی و روشنی به ماهتاب تشبیه کرده است.
ای عارض چو مـاه ترا چاکر آفتـاب یک بنده تو مـاه سزد دیگر آفتـاب
(همان:58)
تشبیه ساده مجمل بکار رفته است.
مشبه: عارض و رخسار زیبای ممدوح، ادات تشبیه: چو، مشبه به: ماه

پیـش رخ چو مـاه تو بنهاده از جمـال هـر نخوتی که داشته اندر سـر آفتاب
(همان:59)
عاق ربست کو را خوانده است جای عقرب کز فرّ اوست مه را برقع ز فرش عبقر
(خاقانی،1368:ص188)
ماه: استعاره بالکنایه از زیبایی که برقع حریر و زرنگار بسته است و روشنایی روز که چهرۀ ماه را فرو میپوشد روی بند اوست.
«عبقر: شگفت و زیبا. عبقری: جامۀ لطیف که عجیب و غریب باشد و به معنی هر چیز که نفیس و بهتر باشد و این منسوب است به عبقر موضعی در بادیه عرب.
فرش عبقر: بساط شگفت ، استعاره آشکار از روشنایی روز است.»
(کزازی،1388:ص310)
بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت ز سـنبل سایبـان یاسـمن سـاخت
(خاقانی،1368:ص574)
ماه: استعاره مصرحه مطلقه از رخسار یار زیبا رو.
شب: استعاره از زلف تیره معشوق است.

برای آگاهی از نمونه های بیشتر ر. ک دیوان:
223، 367، 508، 529، 540، 563، 570، 598، 638، 640، 648، 652، 663، 676، 703، 710، 804، 824، 837، 877.
«در اساطیر همه ایزدان ماه، ناظر به سرنوشت تلقی می شوند که تقدیر را می بافند و بر تن آدمیان فانی میپوشند.»
(کوپر،339:1379)
در لابه لای اشعار خاقانی در موارد نه چندان بسیاری ماه بافنده ای تصور شده میشود که برای ستون خیمه ها طناب و ریسمان میبافد. زیور بندی و نقش بندی ماه بر سرزمین حبش نیز میتواند یادآور این اسطوره باشد.
گر نه بکار امدی خیمۀ خاص تو را صبح نکردی عمود، مه نتنیدی طناب
(خاقانی،1368:ص48)
ماه : استعاره بالکنایه از کسی که طناب و ریسمان برای ستون خیمۀ خاص سلطان میبافد.
خورشید روم پرور و ماه حبش نگار سـایه نشین ساحت طوبـی نشان اوسـت
(همان:73)
ماه: استعاره بالکنایه از کسی که سرزمین حبش (شب) را از تاریکی و سیاهی میرهاند و تصویری جدید بر آن نقش میزند.
«گاه ماه با شاخ حیوانات خصوصاً گاو نمادین میشود. در اسطوره های ملل مختلف گاو نماد ایزد بانوی ماه و نعرۀ آن نشانۀ تندر و طوفان و آذرخش و باران است. در فرهنگ های ایرانی، سومری و سامی گاو تداعی کنندۀ ماه و ابرهای باران زاست.»
(کوپر،1379:ص301)
از این رو ماه در شعر خاقانی «شاخ آهو» و «سُروی سیمین» گاوی تصور میشود که اسطوره ها از آن سخن گفته اند.
همه ره صید کنان رفته به مغرب وانک شاخ آهوست که با خون ز بر آمیخته اند
(خاقانی،1368:ص118)
شب گوزن افکند گوی شاخش آنک در هوا خونش از نیلوفر چرخ ارغوان انگیخته
(همان:394)
شاخ آهو: استعاره مصرحه مرشحه از ماه نو است.
شاخ گوزن: استعاره مصرحه مجرده از ماه.
به عبارتی اسطوره و طبیعت در کارگاه نازک خیالی شاعر تعبیری به شفافیت بلور ارائه داده است. شاخ آهوان و گوزن های خرامان که از لابه لای درختان و بوته زارهای سرزمین آذربایجان نمایان میشود به زیبایی پدیدار شدن هلال ماه از لابه لای ابرهای تیره شامگاهی است و تصویری هنری به زیبایی حقیقت در شعر شروان رقم زده است:
میغ چو پشت پلنگ کرد هوا را به صبح ماه چو شاخ گوزن روی نمود از حجاب
(همان:45)
شاعر با تشبیهی مرکب: پدیدار شدن ماه از لابه لای ابرها که صحنۀ وسیع آسمان را همچون پوست پلنگ کرده بودند به پدیدار شدن شاخ گوزن ها از لابه لای بوته زارها تشبیه کرده است.

3-21-3- ماه و کیمیاگری
در کیمیاگری ماه نماد نقره و عواطف پاک است. در تمدن چینی نیز نقره را نماد ماه میدانستند.
(کوپر،1379:ص341)

از این روی خاقانی از «سیم ماه» در کنار «زرخورشید» نام میبرد و از آن «کلیچۀ سیم»، «نان سیمین»، «سیمین صولجان»، «زه سیمین» و تعبیرات زیبای دیگری میسازد و جنس نقره ای و سپید ماه را به یاد همگان میآورد.

در شکر کردن از زر خورشید و سیم ماه آن زرّ و سـیم بر سـر عبهـر نکوتر اسـت
(خاقانی،1368:ص77)
تشبیه بلیغ بکار رفته است. مشبه: ماه ، مشبه به: سیم

تا شب است و ماه نو گویی که از گوی زمین گرد بر گردون به سیمین صولجان افشانده اند
(همان:111)
سیمین صولجان: استعاره مصرحه مجرده از ماه نو است.
در زیان چرخ را گویی که سهو افتاده بود کان زه سیمین بر آن دامن نه در خور ساختند
(همان:112)
زه سیمین: استعاره مصرحه مرشحه از ماه.
«زه: تراز و زیبی است که بر کنارۀ دامن یا گریبان یا آستین میدوخته اند.»
(کزازی،224:1378)

چون پخت نان زرین اندر تنور مشرق افتـاد نان سیمین انـدر دهان خاور
(خاقانی،1368:ص186)
نان سیمین: استعاره مصرحه مطقه از ماه.

نافـۀ شـب را چـو زد سیمین کلید

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد هلال ماه، شگفت انگیز، تصویرسازی، اعتقادات دینی Next Entries منبع مقاله درمورد بیش فعالی، کارکردهای اجرایی، کارکرد اجرایی، توصیف اطلاعات