منبع پایان نامه ارشد درمورد ناخودآگاه، هند و اروپایی، اساطیر ایران، ادبیات فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

است:
چــون قــلم از بـاد بـرج ز آب هـر چه بنویسـی فنا گـردد شتاب
نقش آب است از وفا جویی از آن باز گـردی دسـتهای خـود گـزان
(مولوی،1387،ج1:بیت1100)
و در بیتی دیگر، اشاره فرموده که من در برابر اراده الهی، همچون کاهم:
کـوهم و هـستی من بنیاد اوسـت ور شـوم چون کاه بادم باد اوسـت
جـز بـه بـاد او نجنبـد مـیل مـن نیست جز عـشق اَحَد سـرخیل مـن
(همان: بیت3797-3798)

3-18-2- باد صبا و باد دبور
باد صَبا: (نام‌های دیگر: باد بَرین، باد پیش) در اصطلاح قدیمیان بادی را می‌گویند که از سوی شمال شرقی بوزد. باد صبا را بادی صبحگاهی، بهاری و لطیف و خنک می‌دانستند.
قدیمیان اعتقاد داشتند که آغازگاه این باد مطلع خوشه پروین است و پایانگاه آن صورت فلکی هفت اورنگ. درادبیات فارسی، باد صبا باعث شکوفایی طبیعت می‌شود و عاشقان راز خود را با باد صبا می‌گویند. (دهخدا، ذیل واژه)
باد دبور: (ج دُبُر) ، باد پس پشت ، باد مغرب، باد قبله،خلاف باد صباست. باد پس پشت یعنی بادی که از جانب مغرب به طرف مشرق وزد و از سوی قبله آید و این باد را اطبا بد شمارند و چون این باد از جانب پشت کعبه میوزد این را دبور نام کردند.
مولانا در ابیاتی زیبا به وصف باد صبا و باد دبور پرداخته:
فکر کان از مشرق آید، آن صباست و آنکه از مغـرب، دبور با وفـاست
مشرق این باد فکـرت دیگـر است مغرب این باد فکرت ز آن سر است
(مولوی،1386،ج4:بیت 3055ـ3056)
چنانکه دوشم بی زحمت کبوتر و پیک رسید نامه صدرالزمان به دست صبا
(خاقانی،1368:ص29)
باد صبا دروغ زن است و تو راست گوی آن جا به رغم باد صبا می فرستمت
(همان:115)
3-18-3- باد سرد
خاقانی «عوام الناس» و اهل دنیا رابه باد سر تشبیه کرده است:
خاکیان را ز دل گرم رو از آتش شوق باد سرد از سر خوناب سویدا شنوند
(همان:100)

3-18-4- باد سموم
گرمگاهی که چو دوزخ دمد آن باد سموم تف باحورا چون نکهت حورا بینند
(همان:97)
خاکیـان جـگر آتـش زده از بـاد سـموم آبخـور خاک در حضرت والا بینند
(همان:99)

3-18-5- بادهای بهاری و پاییزی
باد بهاری فشاند عنبر بحری به صبح تا صدف آتشین کرد به ماهی شتاب
(خاقانی،1368:ص47)
جیب گهر شکوفه و گوی انگله است غنچه کـز باد نوبهاری آکنده شـد به عنبر
(همان:192)
کـاری از روشـنی چـو آب خـزان یـاری از خوش دمـی چو باد بهـار
(همان:195)
لفظ گهـربار او غیـرت ابـر بهـار دسـت زرافشان او طعنه بـاد خـزان
(همان:352)
3-18-6- باد صرصر
رخش همام گفت که ما باد صرصریم مفلوج گشته کوه زبر ز توان ماست
(خاقانی،1368:ص80)
شـه که چـوگان زنـد سـلیمان وار زیـن بــر آن بـاد صـرصـر انـدازد
(همان:126)
لنگر شکـوه باد کنـد دفع پـس چرا در چار لنگر است روان باد صرصرش
(همان:216)
باد از جهت روان بودن و یک جا نایستادن مظهر بی وفایی و خاک از نظر ثباتش مظهر وفا شمرده شده.
خود را به دسـت عشوۀ ایام وامـده کـز بـاد کس امیـد ندارد وفـای خاک
(همان:237)
حافظ نیز در شعرش فرموده:
گره بـه باد مزن گر چه بـر مراد وزد که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت
(حافظ،1388:ص122)

3-19- کهن الگوی خورشید
خورشید را در اوستا و پهلوی خورشت گویند. در گاتها هور بدون شئت آمده و در سایر قسمت های اوستا نیز تنها دیده میشود. شئت صفت است، به معنی درخشان و درفشان، بعدها جزاین کلمه گردیده است. کلمه خور در فارسی همان هور میباشد .
لغت دیگری که برای خورشید به کار برده می شود، کلمه آفتاب است، که مرکب از کلمه آب که به معنی روشنی و درخشندگی است، تاب به معنی تابیدن و گرم کردن است. آن فرشته ای که غالبا با ستارگان و ماه یک جا ذکر شده است و در فروردین یشت گوید: به واسطه فر و شکوه فروهرها خور و ماه و ستارگان دربار را خود می پیمایند.
در آغاز یشت ششم که مخصوص به خورشید است، چنین گوید: ما خورشید فناناپذیر و با شکوه و تند اسب را خشنود میسازیم ، خورشید از قدیم نزد ایرانیان مقدس بوده است. در هفت پاره که از قطعات قدیم اوستا است ، کالبد اهور امزدا مثل خورشید تصور شده است. در جای دیگر آمده است، وقتی که کیومرث – نخستین بشر – از جهان در گذشت ، نطفه اش به کره خورشید انتقال یافته در آنجا پاک گشته محفوظ ماند، یکی از وظایف خورشید تطهیر کردن است . در وندیداد آمده که خورشید و ماه ستارگان بر خلاف میلشان به ناپاکان می تابند. یشت دهم به نام اوست ، روز یازدهم ماه و خورشید یا خیر روز نامیده می شود.
خورشید، زمین و آنچه در اوست را پاک نگه میدارد. اگرخورشید نبود دیوان همه زمین را آلوده می‌ساختند، ستایش اهور امزدا است. زمانی که او غروب می کند، دیوان دست به کار میشوند. او دارای اسب تیز رو است، او بی مرگ است. در این تعبیر ایرانیان با کلیه اقوام هند و اروپایی سامی هم عقیده هستند. مهر و خورشید و ستارگان در اوستا با هم ذکر شده، در فروردین یشت آمده ما درود میفرستیم به فروهرهای پاکان که به ستارگان و به ماه و خورشید به انیران – روشنی بی پایان – راه های مقدس بنمودند. چه پیش از این مدت زمانی به واسطه وجود و ضدیت دیوها غیر متحرک بودند».خراسان که از قدیم تا به امروز ایالت شرقی ایران است به معنی مشرق است. چه جزء آسان به معنی بر آینده و بالا رونده است.

ایزد خورشید در اوستا هورخشت و در پهلوی خورشت و درگاتها هور آمده است و شئت صفت آن به معنی درخشان است. از خورشید در بخش های مختلف اوستا سخن رفته و این ایزد فروغ و روشنایی با صفت تیز اسب معرفی شده است. بدانسان که از اوستا بر میآید خورشید غیر از مهر است، ولی در بسیاری از روایت ها با هم اشتباه شده است. در گاه شماری کهن ایرانی روز یازدهم هر ماه خور روز نام دارد و به روایت از بیرونی دی که نام ماه دهم هر سال است خور ماه نیز نامیده میشود. یشت ششم اوستا به خورشید اختصاص دارد و به روایت از بندهش گل مروسفید بدین ایزد اختصاص دارد. در جایی از اوستا کالبد اهورا مزدا همانند خورشید تصویر شده است و در جای دیگر خورشید چشم اهورا مزدا است. به روایت بندهش چون کیومرث درگذشت تخمه اش به خورشید پیوست تا در آنجا پاک و منزه شود. در تاریخ ایران خورشید از اعتبار خاص برخوردار است و نشانه اقتدار شهریاری و بر فراز چادر شاهان و حتی بر روی درفش شهریاران تصویر خورشید را نقش میکردند.جایگاه خورشید در فلک چهارم قرار دارد.
(هینلز،1383:ص148)

3-19-1- چگونگي تشكيل كهن الگوي خورشيد

در اديان و زمانهاي گوناگون خورشيد، همواره مورد پرستش بوده است . هر جا كه از دولت شاهان و پهلوانان و امپراتوري ها، تاريخ پيش مي رود، خورشيد غلبه دارد. نقش شاه در انباشت و بخشش يا اعطاي زندگي چه در مقياس كيهاني و چه در مرتبة اجتماع مبين اين پيوند عناصر خورشيدي با عناصر نباتي است . در مصر، خورشيد همواره راهنماي روانهاي طبقة ممتاز باقي ماند و در مذهب مصريان نقشي غالب داشت.
خورشيد در ميدان آسايش غروب مي كند و بامدادان از نيستان مي دمد. این مناطق از ديرباز در اختيار رع بود و به مرور به اموات نيز اختصاص يافت. روان فرعون از نيستان به ديدار خورشيد مي رود و به هدايت وي به آرامگاه يا جايگاه نذورات يا آسايشگاه مي رسد. در آغاز صعود و عروج بدون حادثه نبود و فرعون مي بايست پيكاري سخت با نگهبان ميدان كند و پس از پيروزي حق اقامت در آسمان به اومی رسد. اما به مرور مردة ديگر با مبارزه با ورزه گاو و نگهبان به آسمان نمي رفت بلكه به وسیلة نردباني در اقيانوس آسمان شناور مي شد تا با رهنمود الهه اي به شكل ورزه گاو به ميدان نذورات مي رسيد.

(الیاده،1376:صص420-425)

3-19-2- نماد زيبايي و درخشندگي اسطورة خورشيد
طبق بررسي ها، صفات زيبايي و درخشندگي خورشيد در ناخودآگاه شاعر تأثير داشته و استعارات بديعي زیبایی با اين صفت ساخته :

تركيب خورشيد حسن: استعاره از درخشندگي و زيبايي معشوق
خورشيد حسنت اي جان هفت آسمان سلطان عشقت اي بت هر دو جهان بگيرد
(خاقانی،1368:ص608)
تركيب خورشيد روي: استعاره زيبايي و درخشندگي معشوق
من شدم عاشق بر آن خورشيد روي كـابـروان دارد هـلال منخــسف
(همان:625)
نظامي مي سرايد:
هميدون باز جست آن ماه تابان از آن سـرو روان خورشـيد رخشان
(نظامی،1370:ص116)
تركيب خورشيد رخشان: استعاره از شيرين روشن روي
صفت خورشيد روي خاقاني یا خورشید رخسار نظامی از نشانه هاي بارز زيبايي خورشيد هستند كه در خودآگاهي دو شاعر نفوذ كرده است.

3-19-3- نماد قدرت و جنگ جويي خورشيد
يكي ديگر از صفات تأثيرگذار خورشيد در روان خاقاني اقتدار و قدرت آن است.
طبق «كهن الگوي ناخودآگاهي جمعي» در اساطیر ایرانی، خورشید در دين زرتشت، نام يكي از ايزدان آيین مزديسني و صفت او اروند اسب (تیز اسب) است.
ايرانيان به خورشيد سوگند ياد كرده و علامت سلطنت اقتدار ايران بوده است.
و هم چنین: «خورشيد به عنوان مظهر مملكت بر روي درفش پادشاهان قرار داشته و نبردها بعد از طلوع خورشيد انجام مي گرفته است.»
(یاحقی،1375:ص185)
صفت بارز خورشيد پادشاهي و سروري در دين زرتشت و اساطير هند است. خاقاني هر كجا خواسته است، پادشاهي را وصف كند، او را با خورشيد قياس ميكند. در اينكه پادشاه آسمان، خورشيد است هيچ شكي نيست، اما وقتي خاقاني پادشاه زميني را به او تشبيه مي كند، از لايه هاي زيرين ناخودآگاه جمعي اش پيروي كرده است كه در اساطير خداي خورشيد را مي پرستيدند و براي او شأن و منزلت قائل بودند.

خاقاني تشبيه پادشاه به خورشيد را با اين صفات توصيف مي كند:

خورشيد فر: عالي جاه و با شكوه
چتر تو خورشيدفر، تيغ تو مریخ فعل علم تو برجيس حكم، حلم تو كيوان شيم
(خاقانی،1368:ص264)
خورشيد فلك همت:
بهرام اسد هيبتي ار چه كه به بخشش خورشيد فلك همت برجيس حيايي
(همان:437)
خورشيد كيان:
جمشيد كياني، نه كه خورشيد كياني كز نور عیانی، همه رخ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مشی و مشیانه، زبان فارسی، شمایل نگاری، روح انسانی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد شعر فارسی، ادبیات فارسی، هند و اروپایی، ویس و رامین