منبع پایان نامه ارشد درمورد مینیمالیسم، ارتباط جمعی، رادیو و تلویزیون، مجسمه سازی

دانلود پایان نامه ارشد

آثارش بسیار ساده و از نظر فرمال تقلیل یافته بودند. از آنجا که ترکیب بندی بر رابطۀ درونی بین عناصر تاکید می کند، تاثیر یک اثر به عنوان یک کلیت را کاهش می دهد. به عنوان مثال جاد در بدون عنوان(1965)می خواست تا بیننده بر آن تختۀ افقی و واحدهایی که در فاصله های برابر در زیر آن نصب شده بودند به عنوان یک شئ واحد تمرکز کند. این اندیشه در نقاشی های فرانک استلا در اوایل دهه60 نیز قابل مشاهده است.))(همان49)
((بنابراین هنر مینیمال، هیچگاه چیزی را بازنمایی نکرد یا هیچگاه به چیزی ارجاع نداد تا از امتیازش استفاده کند.اصالت خود را فدا نکرد.استعاری نبود و خود را به عنوان سمبل یک حقیقت متافیزیکی یا معنوی نمی نمایاند.همین موضوع علت پیدایش کارهای زیادی بود که بدون عنوان نام گرفتند.چرا که نام دادن به یک اثر،آن راه خواه ناخواه بنابر آن اسم تغییر می دهد.))(همان53)
((جاد همواره بر اثر هنری به عنوان (یک کلیت)،(یک چیز واحد)تاکید داشت و به شیوه ای مشابه ،موریس در (یادداشت هایی بر مجسمه سازی)یک مجسمه را به عنوان گشتالت مطرح نمود.
تنها یک فرم ساده است که شکل کلی اش به سرعت توسط بیننده درک می شود. پیامد یک چنین سادگی در فرم آنست که زمانی که دیده شود، همه چیز درباره آن،یعنی همان گشتالت، تمام می شود.و بعد از آن،ا ین امکان فراهم می شود که فرد جنبه های دیگر آن، مثل مقیاس، تناسبات، متریال، سطح و غیره را یکپارچه با آن کلیت بنیادی ببیند. ناظر با مشاهده خاصیت غیر قابل تفکیک این نوع آثار، از زمانمند بودن فرایند دیدن آگاه می شود، در حالیکه نگاه کردن به یک تابلو نقاشی فرد اجازۀ آن را می داد تا خود را در دنیایی که اثر ارائه می کند، غرق نماید. یعنی همان چیزی که معمولاً از آن به (بی زمانی)یا(رخ دادن خارج از زمان)یاد می شود. اما در مواجهه با کار رابرت موریس، مثلاً بدون عنوان(1965)از چهار جعبۀ ساخته شده از آینه، دقیقاً نقطه مقابل است.راه رفتن در اطراف و از بین قسمتهای مختلف این مجسمه به فرد اجازه می دهد تا فضای گالری و وجود خود و دیگران را به صورت یک واقعیت تجربه کند.))(همان،59)
((برخلاف لحن مثبت جاد(اشیاء خاص) و موریس در(یادداشت ها) مایکل فراید، منتقد، ادعاهای هنری مینیمالیسم را قبول نداشت. مشکل او بامواجه با مینیمالیسم، بیشتر به خاطر رد ترکیب بندی از جانب آن بود.”نمی توان(وارد)این آثار شد، چرا که اجزائ درونی ای که بخواهیم به رابطه بینشان فکر کنید اصلاً وجود ندارند” و فراید در نقد مجسمه های مینیمال، نه به خالی بودن مستقیمشان، بلکه به همین موضوع اشاره داشت. مخصوصاً زمانی که آثار جاد و موریس را به خاطر توخالی بودنشان نقد می کرد.آنها عاری از «ماده»نبودند، بلکه فاقد امکاناتی بودند که توسط آن بتوان معنی و مفهومی از درونشان بیرون کشید.دیگر کسی نمی تواند بپرسد این اثر دربارۀ چیست و منتظر پاسخ از شی مقابل خود باشد. در عوض،تنها چیزی که می تواند برای گفتن داشته باشد، یک سری سرنخ هایی است که فرد توسط آنها بتواند تجربه حضور گالری را با آن اثر منطبق کند. فراید این تغییر موقعیت معنا، یعنی بیرون رفتن از شئ و منتقل شدن آن به محیط اطراف شئ را با دیدی منفی، به عنوان سقوط هنر از چیزی که واقعاً بود، محسوب کرد. وی در مقاله ای در سال 1967 به نام (هنر و شیئیت)می گوید”هنر با نزدیک شدن به وضعیت تئاتری،انحطاط می یابد.”هنر مینیمال که فراید آن را (هنر سر راست) می خواند، این خودکفایی و استقلال را از خود نشان نداند و صرفاً(برای)مخاطب وجود داشت،نه کاملاً هنر و نه کاملاً زندگی بود. اما به شکلی آگاهانه یکی از آن دو خود را به شکل دیگری در می آورد، موقعیت طراحی شده ای که موجب تعمق در کیفیت لحظه می شود. چنین هنری هر معنایی که داشته باشد، بر تجربۀبیننده خود وابسته است و چنین معنایی،تصادفی است، یعنی جلوه ای از جریان زندگی روزمره.
منظور فراید از تئاتری شدن را نباید با(هنر تئاتر)اشتباه گرفت که آن خود فرم هنری دیگری است که به همراه موسیقی و رقص،به شیوه ای مانند هنر،در حالا انحطاط بود.نتیجه این شد که مرز بین فرمهای مختلف هنری هم،درست مانند مرز بین هنرهای تجسمی،اگر نه کاملاً ناپدید، اما بسیار باریک شده بود. موریس با رقصنده ای به نام ایوون رینر همکاری می کرد و در سال 1969 خود را در کاتالوگ نمایشگاه، به عنوان رقصنده معرفی کرد.موزیسینی به نام فیلیپ گلس، دنیای هنر (تجسمی)را زمینه خوشایند تری برای موسیقی(وآلات غیر سنتی اش)نسبت به سالن کنسرت، دید و استیورچ در آن سخنرانی ضبط شده اش ،همسو با توجهات عملگرانۀ هنر حرکت کرده بود(سخنرانی طوری ضبط شده بود که مدام تکرار می شد تا نه تنها محتوای معنایی بلکه ریتم و شدت و تن صدا را ارائه کند.)اکنون به گفتۀموریس ،هنر در یک عرصه گسترده و البته پیچیده به حیات خود ادامه می داد.(همان61)
((بیش از آنکه فراید در 1967 دربارۀ خطرات تنّزل هنر به سوی تئاتری شدن بنویسد،این فرایند آغاز شده بود.مقصود فراید مینیمالسم بود،اما تواس هس نیز در سال1963 اشارات مشابهی را،البته در بارۀهنر پاپ ارائه کرده بود.”حضور جمعی بزرگی از مخاطبان،لازمۀ کامل کردن یک تحول تئاتری است.یک نقاشی پاپ نیز ممکن نیست که بدون برنامه ریزی برای نحوۀنمایش اش،بوجود آید.اینگونه شئ هنری،منهای واکنش عمومی نسبت به آن،تنها یک جزء ناقص باقی می ماند.”از طرفی نتیجه سست شدن دسته بندی ها و برچیده شدن حدود حوزه های مختلف،خود را در طول یک دهه،یعنی از اواسط دهه60 و70،نشان داد و در این فاصله،هنر شکل ها و نام های مختلف به خود گرفت: هنر مفهومی، هنر ناچیز، فرایند، ضدفرم، هنرخاکی، محیط، هنر بدنی، اجرا، هنر سیاسی و… اما تمام این گرایش ها در مینیمالیسم وانشعاب های مختلف پاپ و رئالیسم نو ریشه داشتند.))(همان،65)
در فصل چهارم این رساله به تفضیل به شکل های مختلف هنر معاصر، و خصوصیات آن ها می پردازد.

فصل سوم
چارچوب نظری تحقیق

3-1 تعریف رسانه:
((به طور کلی رسانه به مواردی که حاوی اطلاعات به هر شکلی بوده و یا مکان انتقال اطلاعات را فراهم می کند اطلاق می شود.هر فرم از اطلاعات ،ابزار ارسال اطلاعات و کانال ارتباط نیز رسانه نامیده می شود.که در جهان هنر مراد از این واژه موارد زیر است:
1- گونه یا نوع هنر: نقاشی،مجسمه سازی،عکاسی ،ویدئو و..
2- گونه های خاص هنری:هنر رسانه ای:هنر صدا،هنر اجرا،هنر نور،هنر چیدمان، ویدئوآرت و…
3- مواد تشکیل دهنده یک اثر:رنگ روغن،برنز،چوب،کاغذ و…
4- رسانه های عمومی:چاپی(مانند مطبوعات،روزنامه و مجله)،الکتریکی و الکترونیکی(مانند رادیو و تلویزیون) و مجازی (مانند اینترنت)و…
2-2تعریف چند رسانه ای:
((منظور از چند رسانه ای درارجاع به ترکیب و تلفیق رسانه به معنای اول یا دوم است،یعنی انواع هنر. ترکیب دو یا چند رسانه مانند نقاشی،عکاسی، اجرا و ویدئو آن را چتد رسانه ای می کند.در همین امتداد،بینامتنیت رسانه ای یعنی آن دسته از آثاری که چه به وسیله تلفیق رسانه ها چه بوسیله قرارگیری در مرز میان رسانه ها، حالتی بینامتنی به خود گرفته اند و در همین گفتمان جای می گیرند. چنانچه چند رسانه به مفهوم سوم آن با هم ترکیب شوند عموما به آن میکس مدیا گفته می شود که مورد بحث نیست.مورد چهارم و همچنین مولتی مدیا در جهان کامپیوتر،که به تلفیق رسانه هایی مانند صدا، تصویر ثابت، فیلم و… گفته می شود.))(سوری، 1392، 4)
3-2 رسانه های جدید:
((در راستای تعریف (هنر رسانه ی جدید) ابتدا لازم است رسانه جدید را تعریف کنیم. شاید توضیح اینکه چه رسانه هایی در مجموعه ی رسانه های قدیم جای می گیرد، تعریف رسانه ی جدید را آسان تر سازد. رسانه 34ریشه ای از واژه (Medium) به معنی واسطه و میانجی است. نکته ای که در اینجا لازم به ذکر است آن است که اصولاً سوتفاهمی در تعریف رسانه وجود دارد.معمولا بسیاری عقیده برآن دارند که روزنامه، رادیو، تلویزیون، برخی از رسانه های موجود هستند.این سوءتفاهم ناشی از اشتباه گرفتن ابزار رسانه ای خاص با خود مفهوم رسانه است. برای تبیین این مسئله،توجه به طبقه بندی ذیل درمورد رسانه های ارتباطی خالی از فایده نیست.))(انصاری،محمد، 1389، 20)
3-2-1 انواع رسانه های ارتباطی:
رسانه های ارتباطی را می توان به دو نوع سنتی و یک نوع جدید طبقه بندی کرد:
((نوع اول: این نوع نام مشخص و تایید شده ای ندارد.به همین دلیل آن را (به نام واسطه ی بین اشخاص)35 نامیده ایم.این رسانه در ارتباطات بین حیوانات،یعنی پیش از انسان و تکنولوژی به کار می رفته است.در واقع اساس آن بر گفتگوی بین اشخاص است. این نوع مهمترین رسانه ارتباطی مورد استفاده است ،که تکنولوژی تنها بر سرعت آن افزوده است.مانند ابزاری که بعدها بشر برای استفاده بهتر از آن درست کرد،نامه ی پستی و یا تلفن و اخیراً نامه های الکترونیکی.از این نوع رسانه به رسانه ی (یک به یک)36 نیز یاد می شود.
نوع دوم: رسانه ی ارتباط جمعی(رسانه ی جمعی)نوع دوم رسانه هاست .اکثر مردم به اشتباه آن را محصول تکنولوژی جدید می دانند و به قدمت آن توجه ندارند. در واقع مانند رسانه ی ارتباط بین شخصی، شروع رسانه ی جمعی نیز به قبل از ورود تکنولوژی بر می گردد.در واقع این رسانه با اظهارات و سخنرانی رهبران قبایل و بعدها پادشاهان و بزرگان شروع شده است و تکنولوژی تنها باعث سرعت بخشیدن به آن و رساندن این سخنان در ابعاد جهانی شده است. سخنرانی و خطابه ها، نمایش ها، کتاب ها، روزنامه ها و مجله، سینما، رادیو و تلویزیون تعدادی از ناقلین این رسانه هستند. در رسانه ی جمعی عموماً یک مطلب از یک شخص مثلاً یک رهبر، پادشاه و یا یک ناشر برای تعداد زیادی از مردم مانند حضار، شنوندگان، خوانندگان و بینندگان فرستاده می شود. به همین علت بعضی از متخصصین عنوان(یک به چند)37را به آن داده اند،اما اکثر مردم به آن رسانه ی جمعی می گویند.
توجه به این نکته ضروری است که این دو نوع الزاماً وابسته به تکنولوژی نیستند. یعنی یک سخنران یا هنر پیشه بدون واسطه ی ابزار تکنولوژیک وارد تعامل شود.
3-2-2 خصوصیات رسانه های ارتباطی:
برخی خصوصیات این دو نوع به شرح زیر اند:
((مدیای ارتباط شخصی، می تواند یک پیام ویژه و انحصاری را تحویل دهد. اما همیشه این پیام به یک شخص داده می شود. در حالی که مدیای ارتباط جمعی (رسانه ی جمعی) می تواند به طور همزمان یک موضوع را به تعدادی از مردم ارائه دهد.اما در این رسانه،پیام ها را نمی توان برای هر دریافت کننده،انحصاری و ویژه نمود. رسانه شخصی به هر طرف سهیم در آن اجازه می دهد تا به طور متعارف تنها یک طرف بر موضوع کنترل دارد.
نوع سوم: رسانه ی جدید ارتباطی است.در میان ابزارهای تکنولوژیکی که به خلق این واسطه ی جدید ارتباطی نیاز داشتند، می توان به ابداع پرتکل کنترل انتقال/اینترنت38 در اواخر دهه ی 60 و به وجود آمدن آرپانت39 و تولید کامپیوتر شخصی40 در دهه ی70 و نوآوری پروتکل انتقال 41 در اواخر دهه ی 80 و اینترنت، جهت استفاده ی عمومی در 1992و نیز ابداع نرم افزارهای گرافیکی در اواخر همان سال اشاره کرد. لازم به ذکر است که media اصولاً اسم جمعی است که معنی آن در لغت نامه (رسانه ها) آمده است. اما از آنجا که در مترجم انگلیسی به فارسی گوگل media art new را هنر رسانه ی جدید ترجمه کرده اند و البته ترجمه اش به آن کمی ثقیل به نظر می آمد،به همان ترجمه ی گوگل استناد کرده و تا زمان دریافت پیشنهادی معقول از آن استفاده می شود.))(همان،22)
3-2-3 خصوصیات رسانه ی ارتباطی
در این رسانه ی ارتباطی خصوصیات زیر می توان یافت:
اطلاعات انحصاری را می توان یک جا تحویل و یا نمایش داد،یا تنها برای تعدادی از مخاطبین ارسال کرد.
هریک از افراد دخیل در این ارتباط برای مثال: ناشر،پخش کننده ی اطلاعات و یا مشتری به طور برابر در این مطلب شریکند و برای کنترل کامل دارند. به عبارت دیگر این واسطه های ارتباطی شخصی و جمعی را بدون معایب آنها داراست.
یعنی:کسی که می خواهد به صورت فردی با یک گیرنده ارتباط برقرار کند،تنها با یک شخص و در یک زمان می توان اقدام کند. کسی که می خواهد

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مینیمالیسم، ایالات متحده، امپرسیونیسم، تاریخ هنر Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد پست مدرنیسم، اصلاح طلبی، زیبایی شناختی، هنر معاصر