منبع پایان نامه ارشد درمورد مهارت های اجتماعی، آموزش مهارت، بهداشت روانی

دانلود پایان نامه ارشد

واسپیواک94،1975)
2-14 نقش مهارت های اجتماعی در سازگاری دوران کودکی ونوجوانی
رفتار اجتماعی برتمامی جنبه های زندگی کودکان ونوجوانان سایه می افکند وبرسازگاری وشادکامی بعدی آن ها تاثیر می گذارد.توانایی فرد از نظر کنارآمدن با دیگران وانجام رفتارهای اجتماعی مطلوب،میزان محبوبیت او را میان همسالان ونزد معلمان،والدین ودیگر بزرگسالان مشخص می کند.میزان توانایی های فرد در مهارت های اجتماعی به طور مستقیم به تعداد ونوع اعمال اجتماعی مطلوبی که توسط دیگران نسبت به فردی که رفتارهای اجتماعی از خود نشان داده است،مربوط می شود.علاوه براین،رفتارهای اجتماعی مذکور تاثیر قابل توجهی بر زمینه های رفتاری دیگر دارد.مهارت های اجتماعی یا فقدان آن ها مستقیما به میزان بزهکاری نوجوانان(روف وهمکاران95،1972)،ترک تحصیل(اولمن96،1975)وبه زندی بعدی مانند انفصال از خدمت سربازی به طریق نامطلوب(روف،1961)ومسائل مربوط به بهداشت روانی(کوون وهمکاران97،1973)ارتباط دارد.وجود نارسایی در مهارت های اجتماعی به عنوان یکی از ویژگی های تعریف عقب ماندگی ذهنی قلمداد می شود(گراسمن98،1983)و وجود این نوع نارسایی نزد کودکانی که به اختلال های بینایی وشنوایی مبتلا هستند،بسیار مساله ساز است(ماتسون وهلسل99،1985).در رابطه با دو گره اخیر،نارسایی در مهارت های اجتماعی با مسائل عمده ای در امر سازگاری باهمسالان در مدرسه ودر محیط خانه ارتباط نزدیک دارد.به همین دلیل،به نظر می رسد که ویژگی های شخصیتی خاص فرد وثبات کلی او به شدت تحت تاثیر مشکلاتی ناشی از فقدان مهارت های اجتماعی قرار می گیرد.برای مثال کاگان وماس100(1962)در مطالعاتشان به این نتیجه رسیده اند که اضطراب حاصل از تعامل اجتماعی،همانندسازی در زمینه ی نقش جنسی والگوهای رفتار جنسی با مسائل موجود در این قلمرو مرتبط هستند.
همانطور که گفته شد،این نارسایی ها اغلب می توانند موجب پیدایش مسائل همیشگی در زندگی فرد شوند(بارکلی101،1966،براون102،1954؛گینوارد ورای چلاک103،1982)بنابراین جای شگفتی نیست که تصورات کلیشه ای وقابی منفی درباره این گونه کودکان در میان همسالانشان ایجاد شود(کازلین104 وهمکاران،1986؛شریف105 وهمکاران،1961).شایسته است به نقش مهارت های اجتماعی در شکل گیری مسائل رفتاری توجه خاصی مبذول شود.تقریبا یک سوم تا یک دوم خانواده ها ودانش آموزانی که برای خدمات بهداشت روانی ارجاع می شوند،مسائلشان به ناهنجاری های رفتاری مربوط می شود(گاردنر وکول106،1986)گزارش های دیگر حاکی از طیف وسیع وباورنکردنی مسائل است.ناهنجارهای رفتاری رایج ترین نوع ارجاع به رفتاردرمانگران است(رابینز107،1981)به طور نمونه،خرابکاری در مدرسه،نوعی ناهنجاری رفتاری است که سالانه 600میلیون دلار هزینه در بردارد.علاوه براین،این مساله با70هزار مورد حمله وتهدید جدی به معملمان همراه بوده است(تای گات108،1980).برخلاف بسیاری از مسائل دوران کودکی که با بالارفتن سن،کاهش می یابند،رفتارهای ضد اجتماعی با بالارفتن سن دوام پیدا می کنند(اولووس109،1979؛شچمن110،1970).افزون براین بسیاری از مسائل جدی موجود در دوران بزرگسالی احتمال دارد که با پرخاشگری وناهنجاری های رفتاری اولیه ارتباط داشته باشند.مانند:کودک آزاری،کتک زدن همسر،میخوارگی،اختلالات عاطفی،جرم های خشونت آمیز ودیگر بیماری های اجتماعی.هچنین در دوران کودکی ممکن است ناهنجاری های رفتاری با برخی از مسائل دیگر نظیر افسردگی،بیش فعالی،وناتوانی های یادگیری توام باشد(یپوگ،آنتیچ111،1982،راس وراس112،1982)آمار واطلاعات نشان دهنده میزان نفوذ وگستردگی ماهیت مسائل رفتاری هستند که در واقع منشاء اصلی آن ها در آغاز،عوامل اجتماعی می باشند.برای معلمان یا متخصصان بالینی ماهیت اصلی این قبیل نارسایی در مهارت های اجتماعی واضح وبدیهی است.لذا این شناخت وآگاهی از مساله موجب گستردگی آموزش مهارت های اجتماعی وتحقیقات مربوط به آن شده است.
از سوی دیگر ارتباط مهارت های اجتماعی با اشکال گوناگون آسیب های روانی مطرح است.اکثر درمان ها،ارزیابی وتحقیقات مربوط به مهارت های اجتماعی اولیه بزرگسالان پیرامون اثرات آموزش مهارت های اجتماعی روی اشخاص مبتلا به اسکیزوفرنی تمرکز یافته است.از میان برجسته ترین پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق کرده اند،می توان از هر سن وبلاک113(1976)نام برد.آن ها طی مطالعات متعدد با افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن به این نتیجه رسیده اند که افزایش رفتارهای اجتماعی سازشی،میزان سازگاری شخص با محیط اجتماعی را به طور چشمگیری بهبود می بخشد.مسائل مشابهی نیز در رابطه با رفتارهای اجتماعی وافسردگی ملاحظه شده است.از میان روانشناسانی که این ارتبطا را به طور ساده وعامه فهم ذکر کرده اند،می توان ازلوینسون114(1975) وبک115 وهمکارانش(1978)یاد کرد.کناره گیری اجتماعی وانزوای خودانگیخته دونمونه از رفتارهایی هستند که این روانشناسان ارائه کرده اند.به ویژه لوینسون(1975)این موضوع را از طریق برنامه ریزی وتلفیق آموزش در درمان افسردگی بزرگسالان مورد توجه قرارداده است.هدف این برنامه به طور مشخص عبارت است از آموختن مهارت های اجتماعی مناسب وثبت کردن پاسخ های سازشی مربوط،همانطور که رخ می دهند.ارزش این رویکرد وتداخل این گونه مسائل در کودکان توسط هلسل وماتسون116(1984)به طور تجربی مورد تایید قرارگرفته است.این پژوهشگران،ارتباطی محکم میان رفتارهای اجتماعی وافسردگی نزدکودکان 4تا10 سال بدست آورده اند.هچنین آن ها دریافته اند که در این گروه ها تفاوت چشمگیری برحسب سن وجود دارد.از سوی دیگر احتمال دارد که انواع دیگری از افسردگی در کودکان وجود داشته باشد که به طور قابل توجهی برسب نوع وشدت نارسایی در مهارت های اجتماعی تغییر کند.البته برای تبیین این گونه پدیده ها،به پژوهش های بیشتری نیاز است.این زمینه پژوهشی نسبتا جدیداست؛در روانشناسی بالینی کودک وروانپزشکی کودک در مقایسه با بهداشت روانی بزرگسالان،پژوهشگران انگشت شماری به این زمینه پژوهشی علاقه نشان داده اند.در هر حال امید است این مسائل زمانی حل وفصل شود.خوشبختانه،روانشناسان رشد،روانشناسان آموزشگاهی ،مددکاران اجتماعی ومتخصصان تعلیم وتربیت ویژه(استثنایی)نیز در زمینه مهارت های اجتماعی وارد شده اند ودر جهت پیشبرد آن از نظر تحقیق وعمل قدم های مثبتی برداشته اند.مطالعه چگونگی رشد وتوسعه مهارت های اجتماعی در کودکان درمقایسه با بزرگسالان از اهمیت بیشتری برخوردار است.کودکانی که برای همسالانشان قابل پذیرش نیستند،ممکن است از برخی تجربه های مهم محروم شوند ودر نتیجه این وضعیت آن ها را به سوی سازش نایافتگی بیشتر هدایت کند(بیرمن وفرمن117،1984)در واقع این ملاحظات به نظریه هایی چون نظریه کلبرگ118(1973) که مساله مراحل رشد اخلاقی را مورد توجه قرار داده است،مربوط می شود.از دیدگاه نظریه پردازان مهارت های اجتماعی،این گونه پاسخ ها ممکن است به منزله رفتارهای اجتماعی خاصی که از طریق الگوسازی،تمرین وتقویت رشد وتوسعه یافته اند،مورد ملاحظه قرار گیرند.از سوی دیگر،از نظر استدلال اخلاقی،برخی از پژوهشگران،سازه های نظری دیگری را معرفی کرده اند که امکان دارد با الگوی مهارت های اجتماعی مناسب باشد.این گونه سازه های نظری عبارتنداز:نوع دوستی119،اجتناب از تعارض،یادگیری تقویت کردن دیگران وارتقای پذیرش توسط همسالان(اشر120 وهمکاران 1977).نظریه اینکه رفتار کودک یا نوجوان در خلاء صورت نمی پذیرد.ما باید آثار تعاملی رفتار اجتماعی با تنوع های گوناگون رفتاری براساس پاسخ های دیگران را مورد بررسی قراردهیم.
2-15 رفتار دو گروه
تعاملی اولیه یعنی گروه همسالان وخانواده،به میزان گسترده ای می توانند مشخص کنند که برای کودک موردنظر چه نوع آموزش مهارت های اجتماعی وجود دارد وچگونه به مرحله اجرا درآید.در این مورد بیان شده است که بدست آوردن پذیرش توسط همسالات ممکن است به طور مستقیم با کفایت مهارت های اجتماعی مرتبط باشد(کومز واسلابی121،1977)با وجود این،دیدگاه های منفی نبست به کودک ممکن است در طول زمان ایجاد شود،اگرهرچقدر کودک فاقد مهارت بوده واز محبوبیت کمتری برخوردار باشد،مشکلات بیشتری برای فایق شدن براین گونه افکار قالبی وجود خواهد داشت(کازلین وهمکاران،1986،شریف وهمکاران،1961)(به نقل از نریمانی،رجبی،1386).گروه دیگری که بالقوه مساله ساز بوده وبیش از هر امر دیگری مورد توجه است،خانواده می باشد.به طور مثال،ملاحظه شده است که اختلافات زناشویی ومسائل رفتاری کودک با یکدیگر مرتبط هستند(امری122،1985،اولیری وامری123،1985)واین ارتباط ممکن است مربوط به کودک ویا روابط متقابل پدر ومادر باشد(فورهند124 وهمکاران 1986)بنابراین رفتار کودک به طور گسترده ای باید مورد ملاحظه قرارگیرد واغلب اوقات ضرورت دارد برنامه های درمانی در عرصه خانواده به مرحله اجرا درآید.
اگرچه به این نکته باید توجه شود که شدت مسائلی که امکان دارد به نارسایی مهارت های اجتماعی منجر شوند نیز قابل تامل هستند.همانطور که قبلا گفته شد افرادی که به طور گسترده به این گونه مسائل مبتلا هستند،ممکن است همانطور که بزرگتر می شوند،مشکلات سازگاری بیشتری را تجربه کنند.این وضعیت،وضعیتی مشابه تاثیر یک گلوله برفی را به وجود می آرود که قار است عملکرد سازشی فرد را دوران بزرگسالی متاثرسازد.بنابراین،این گونه اشخاص ممکن است درآینده اعضای غیرمولد جامعه شوند ویا موجب صرف منابع هنگفتی گردند.از اینرو هزینه های روانی،جسمانی،مالی واجتماعی به طور کلی برای اشخاصی که به این گونه مسائل مبتلا هستند،می تواند کاملا موردتوجه واقع شود.شایان ذکر است که این گونه پیامدها صرفا برای کودکان منزوی،موردنظر نیست.بلکه طیف وسیع مساله را باید مورد مطالعه قرار داد.برای مثال،گران لاند125(1959)در پژوهشی به این نتایج دست یافته است که 12%کودکان در کلاس های عادی فقط بایک نفر دوست بوده اند ودر مقابل6%همان کودکان گزارش کرده اند که اصلا با هیچ کس دوست نبوده اند.هایمل واشر126(1977)پژوهش گران لاند را تکرار کرده وبه نتایج مشابهی نایل شده اند.این گونه نتایج بیانگر این حقیقت هستند که کناره گیری اجتماعی اغلب به شکل گفتار آرام ومنفعل نمایان می شود واین مساله ای است که اغلب توسط پژوهشگران گزارش شده است(گاتمن127،1977،پاترسن128،1964)بدیهی است که این گونه اطلاعات دلیل عمده ای برای ابزار علاقه افراد متخصص به آموزش مهارت های اجتماعی می باشد.برخلاف سایر زمینه های مساله دار،در زمینه های مهارت های اجتماعی،افراط وتفریط در هر جهتی مشهود است.پرخاشگری ومشکلات رفتاری از یک سو وکناره گیری اجتماعی وانزوا از سوی دیگر در میان کودکان رایج است.اختلالات رفتاری،رایج ترین دلیلی است که کودکان(بیشتر پسران)توسط کارکنان مدرسه به روانشناسان ومددکاران اجتماعی ارجاع می شوند(گاردنر وکول129،1987)به همین خاطر کسانی که به اختلالات رفتاری مبتلا هستند به نظر می رسد که در مقابل درمان مقاوم باشند واغلب از نظر بروز پیش آگهی در درازمدت در مقایسه با سایر اشکال آسیب شناسی روانی در وضع وخیم تری قرار داشته باشند.این گونه مسائل،دلالت دارند براینکه مهارت های اجتماعی احتمالا برگستره وسیعی از الگوهای روان شناختی اثر می گذارند.از اینرو به نظر می رسد که به منظور کمک به ترمیم این گونه مسائل اجتماعی-میان فردی،ضرورت دارد که افراد متخصص گوناگون به این امر توجه کنند.
مطمئنا متخصصان تعلیم وتربیت در میان این افراد حرفه ای کسانی هستند که باید با این گونه مسائل آشنا شوند وراه حل های مربوط را به کار برند.همین طور روانشناسان بالینی،مشاوران مدرسه وروانپزشکان کودک احتمالا کسانی هستند که با این گونه نارسایی های مهارت های اجتماعی نزد کودکانی که به آن ها ارجاع می شوند به طور روزمره مواجه می شوند.با در نظر داشتن وسعت وشدت این گونه مسائل به نظر می رسد که نارسایی مهارت های اجتماعی نه تنها باید به منزله بخش اساسی علت شناسی هیجانی،شخصیتی ومشکلات سازگاری کودکان مطالعه شود،بلکه به عنوان زمینه ای که تلاش های حاصل ممکن است ازنظر اثرات پیشگیری موثر باشد نیز مورد بررسی

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مهارت های اجتماعی، روابط اجتماعی، پایگاه اجتماعی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد نمایش درمانی، عقب ماندگی، کم توان ذهنی