منبع پایان نامه ارشد درمورد مقطع متوسطه، طرح و نقش

دانلود پایان نامه ارشد

با دانش آموزاني كه مشكلات تحصيلي و خانوادگي و شخصي دارند 6-تشويق دانش آموزان به همكاري هاي اجتماعي 7- ايحاد هماهنگي بين فعاليتهاي خانه و مدرسه به منظور بهبود وضعيت تحصيلي و رفتارهاي دانش آموزان 8 -برگزاري جلسات مستمر بحث و گفتگوبا دانش آموزان و تلاش در جهت حل مسائل و مشكلات آنان 9- تشكيل جلسات مشاوره با خانواده و ياري دادن والدين براي رفع مشكلات دانش آموزان به شيوه اي درست 10- ارزيابي نيازها و بررسي مشكلات دانش آموزان در زمينه مسائل شخصي ،خانوادگي ،اجتماعي ،تحصيلي،اخلاقي و انضباطي 11- تنظيم و اجراي برنامه هاي آموزشي در زمينه هاي رشد و پيشگيري و درمان مشكلات 12- همكاري با معلمان و كمك به آنان در حل و فصل مشكلات دانش آموزان و شركت درشوراهاي مدرسه 13- انطباق دانش آموزان با محيط مدرسه ،معلم و دروس و ايجاد انگيزه هاي مناسب براي درس خواندن و عدم احساس ناتواني درموارد شكست تحصيلي با نگاه جامع به اهداف و وظايف آموزش و پرورش .
تفكيك و مرز بندي دقيق بين راهنمايي و مشاوره ي تحصيلي با ساير ابعاد راهنمايي و مشاوره ازجمله راهنمايي و مشاوره تربيتي ، شغلي و حرفه اي اصولي و منطقي نيست .مشكلات دانش آموزان ،زنجيره اي از عوامل فردي و اجتماعي است كه نيازمند ديدي جامع نگرو نظام مند به استعدادها و توانائيها و علائق، شخصيت ،ساختار و وضعيت خانواده و ساير متغيرهاي محيطي است . مشاور مدرسه با آگاهي از ارتباط تنگاتنگ مشكلات تحصيلي با زمينه هاي رواني -اجتماعي دانش آموزان , با استفاده از متون و روشهاي راهنمايي و مشاوره از طريق شيوه هاي مختلف فردي ،گروهي و خانوادگي به دانش آموزان كمك مي كند تا با بررسي هاي همه جانبه مشكل بتوانند راه حل يا راه حلهاي مناسب را انتخاب و براي اجراي آنها برنامه ريزي نمايند و در نهايت عملكرد دانش آموزان در ابعاد مختلف بهبود يابد.
يكي از روشهاي مشخص كردن نقش مشاوران اين است كه ببينيم شاگردان،معلمان،مديران و والدين (يعني گروهي كه مشاوران به آنها خدمت مي كنند) آنها را چگونه درك مي كنند.پيدا كردن آگاهي در اين مورد، چگونگي پذيرش مشاوران را از طرف اين افراد مشخص مي سازد.
تحقيقاتي كه راجرزدر زمينه فوق به عمل آمده،معلوم كرده است كه بيشتر دانش آموزان معتقدند كه برنامه راهنمايي روي هم رفته با ارزش مي باشد،اما بايد خاطر نشان ساخت كه دانش آموزان مورد مشاوره راجرز ،جز در مورد انتخاب حرفه ورشته تحصيلي در بقيه موارد، برنامه راهنمايي را منبعي ياري دهنده تلقي نمي كنند شايد يكي از علل اين موضوع عدم پذيرش مشاوران ازجانب شاگردان و نبودن تفاهم ميان آنها باشد.
در رابطه با عقايد معلمان نسبت به مشاوران ،بايد گفت كه« پيرسون» مطالب زير را يك انگيزه احتمالي عقايد خصمانه درباره مشاوران مي داند.براي معلم قبول اين كه در مدرسه به وجود متخصصان روابط انساني نياز هست،مشكل مي باشد.زيرا اعتراف به ضرورت وجود اين گونه متخصصان،مستلزم اين است كه معلمان را محدود سازد و اين همان چيزي است كه معلمان نمي خواهند با آن روبه رو گردند.
مديران هم نسبت به ضرورت وجود مشاوران در مدرسه ، عقايد مخالفي دارند. در مقاله اي از يك مدير مدرسه كه در مجله « لوك» نقل گرديده است، كار مشاوران را در مدرسه مربوط به مسئله شاگرداني كه مدرسه را ترك مي كنند،داراي كمترين ارزش مي داند و معتقد بود كه مشاوران از لحاظ آمادگي و خصوصيات شخصي در درجه دوم اهميت قرار دارند.اين مطلب توسط كاريكاتوري كه به وسيله مدير مذكور رسم شده بود،نمايان گرديد اين كاريكاتور روشن مي ساخت كه مشاوران در هر سطحي كه مورد ارزيابي قرار گيرند، افرادي غير مؤثرمي باشند. نتايج تحقيقات ديگر مربوط به قبول مشاوران از طرف اكثريت مديران، نشان مي دهد كه آنها،مشاوران را افرادي همه كاره مي دانند.با اينكه نظريات ذكر شده ظاهراً با هم مرتبط نيستند اما در واقع رابطه نزديكي ميان آنهاوجود دارد.در نظر گرفتن كار مشاور از لحاظ معيار اداري (براي مثال كارايي ) مخصوصاً با توجه به انتظارات نابجاي مديران ، صحيح به نظر نمي رسد. اختصاص دادن وظيفه اي به يك فرد و توقع اينكه آن فرد همه كاره باشد،نشانگر اين است كه مديران جريان واقعي كار را مخفي نگه مي دارند و بدون ترديد اگر فردي را براي انجام كاري استخدام كنند و بعداً وظيفه ديگري به او محول كنند، او نمي تواند وظيفه اصلي خود را به خوبي انجام دهد. اما عقايد والدين درباره مشاوران داراي اهميت خاصي مي باشد.« اورايف » معتقد است كه والدين وظايف مشاوران را به ترتيب ذيل درجه بندي مي كنند:
1.برنامه ريزي
2. تلاش براي حل مسائل مدرسه
3. مشاوره با شاگردان در مورد حرفه آينده آنها
4.مشاوره با شاگردان درباره مسائل شخصي.
وظليف كادر آموزشي و اداري مدرسه در قبال مشاوره و راهنمايي
جريان مشاوره و راهنمايي ، زماني در مدارس موفق خواهد گرديد كه به عنوان جزئي از كل برنامه آموزشي مدرسه مطرح شود و هر كدام از پرسنل و كاركنان مدرسه اعم از مدير و معاون و آموزگاران وظيفه خود را در قبال هسته مشاوره به خوبي انجام دهند.
مهمترين وظايف كادر آموزشي در برابر برنامه مشاوره و راهنمايي عبارتند از: 1. حمايت از برنامه هاي مشاوره كمك به مشاوره در جهت شناخت دانش آموزان و تسريع انجام كارهاي مشاوره. 2.معرفي دانش آموزان مشكل دار توسط آموزگار به مشاور،جهت كمك و حل مشكل آنها.
3.هماهنگ كردن برنامه مشاوره با ساير برنامه هاي مدرسه.
4. همكاري با مشاوران در جهت شناسايي استعدادهاي شاگردان.
شكل گيري مشاوره و راهنمايي در آموزش و پرورش
فرانك پارسوتر در سال 1908 دايرة شغلي و بستن را براي كمك شغلي جوانان و تربيت معلمان براي خدمت درست مشاورة شغلي تاسيس كرد.نقش اين معلمان عبارت است از كمك به دانش آموزان در انتخاب مدارس حرفه اي و همچنين كمك به آنان براي انتخاب شغل مناسب و انتقال از مدرسه به دنياي كار بود.اندك زمان بعد از آن پارستور در (1909)كتاب انتخاب شغل را براي چاپ رسانيد.كتابي كه سرچشمة ساير كتابهاي اساسي اين رشته است.
وي سه عامل لازم براي انتخاب عاقلانة شغل را اين گونه بيان مي كند:
شناخت روشني از خود، استعدادها، توانائيها، علائق، آمال، امكانات، محدوديتها و سايرعوامل مربوط به خود.
شناخت شرايط، امكان موفقيت، مزايا و محدوديتها، بيمه امكانات و چشم انداز رشته هاي مختلف شغلي.
استعداد صحيح در مورد رابطه اين دو با يكديگر.
تلاشهاي پيشگامانه و آثار پارسوتر محبوبيت پيدا كرد و به رسميت شناخته شدن وسربر آوردن يك حرفة يا ورانه جديد كه همان مشاور راهنمايي باشد موفق بود.امروز پاستور را عموماً به عنوان پدر نهضت راهنمايي آموزش و پرورش مي شناسند.(گيبسون و ميشل، ترجمة ثنائي 1373)1.
در سال 1913 نهضت نوپاي راهنمايي از نظر تعداد و تخصص آنقدر رشد كرده بود كه زمينة تاسيس انجمن ملي راهنمايي شغلي، و دو سال بعد از آنهم نشر اولين مجلة راهنمايي شغلي رافراهم كرد.اصطلاح راهنمايي بيش از 50 سال متداول بود و به نهضت مشاوره مدارس اطلاق مي شد.
جسي ديويس از ديگر پيشگامان نهضت راهنمايي، روشي مبتني بر خود آموزي و مطالعه مشاغل را بكار گرفت.موضوع گيري ديويس در چهرچوب فلسفه اجتماعي مذهبي، با توسل رو به مفهوم نداي كليسا، در رابطه با نحوه انتخاب شغل تعالي پيدا كرد.وقتي فرد براي ورود به حرفه فرا خوانده مي شود، بايد با پاكترين و برترين آرمانها و به كار روي آورد تا با تعالي بخشيدن به انسانيت، بهترين خدمت را به جامعه بنمايد(گيبسون و ميشل، 1373).
الي ويسور يكي ديگر از پيشگامان مشاوره موفق شد كميته راهنمايي معلم را در كليه دبيرستانهاي نيويورك داير كند . اين كميته ها در راستاي كمك به جوانان براي كشف قابليتهاي خود و نحوه استفاده از اين قابليتها براي دست يافتن به مناسب ترين شغل فعالانه تلاش كردند ( راموك وراتني 1961).
راهنمايي و مشاوره در ايران تاريخچه اي طولاني دارد و از گذشته هاي بسيار دور چه در خانواده و چه در نظام آموزشي، به صور گوناگون اعمال شده است.راهنمايي مبتني بر طرح و نقشه در ايران در سال 1332 شمسي با كمك وزارت كار و سازمان صنايع كشور و هيئت عمران بين المللي براي انتخاب صحيح كارمندان آغاز و پي ريز باشد و چند سالي ادامه يافت.
پس از تهية آزمون روايي و تاسيس دورههاي كارآموزي، گزينش كاركنان برخي وزراتخانه ها و نيروي هوايي به آن روش انجام گرفت و در سال 1334 شمسي دايرة تحقيقات روان شناسي در ادارة مطالعات و برنامه هاي وزارت آموزش و پرورش به وجد آمده در آنجا چندين آزمون هوش و رواني تهيه شد و از طريق آنها به تشخيص وكودكان عقب افتاده در مدارس مبادرت شد اين موسسه نيز پس از مدتي تعطيل شد.در كنفرانسهاي فرهنگي سال 1337 كه در مشهد و آبادان تشكيل شد تاسيس دورة راهنمايي تحصيلي در آموزش و پرورش به منظور كمك به دانش آموزان براي انتخاب رشتة تحصيلي و اشتغال آينده ضروري شناخته شد.از مراكز راهنمايي دانش آموزان در ادارة كل تعليمات متوسطه به وجد آمد و اجراي آزمون و تشكيل پروندة تحصيلي در چندين مدرسه را به مدار آزمايشي آغاز كرد.
به دنبال آن در سال 1338 شمسي عده اي از كارشناسان وزارت آموزش و پرورش جهت تحصيل و پژوهش دربارة برنامه هاي راهنمايي به خارج از كشور اعزام شدند و به اين وسيله مقدمات گشايش دفتر برنامه ريزي راهنمايي تحصيلي و اجراي برنامه راهنمايي تحصيلي در ايران فراهم شد.در سال 1364 شمسي وزارت آموزش و پرورش رسماً از دانشكده هاي علوم تربيتي در دانشگاه ها و مدارس عالي تقاضاي تربيت مشاور تحصيلي كرد.دانشگاه تربيت معلم (دانشسراي عالي سابق) به تاسيس دورة ليسانس و فوق ليسانس راهنمايي و مشاوره مبادرت ورزيد و در سال 1348 تعداد 49 نفر از دانشجويان دورة فوق ليسانس از اين دانشگاه فارغ التحصيل شدند.در دوازدهم بهمن 1347 دفتر كل آموزش راهنمايي تحصيلي تاسيس شد و آموزش مهم براي ادارة راهنمايي تحصيلي و تاليف كتابهاي درسي جديد آغاز شد و سرانجام در مهرماه سال 1350 شمسي مدارس راهنمايي يا تحصيلي رسماً كار خود را آغاز كرد.
مدارس راهنمايي تحصيلي براي اجراي برنامه هاي تربيتي و آموزش مناسب به منظور شناخت استعدادها و رقبتهاي دانش آموزان و هدايت آنان به رشته هاي مناسب تحصيلي و شغلي تاسيس شدند.يعني در اين دوره دانش آموز بايد با كمك مشاور تحصيلي خصوصيات خود را بشناسد و دربارة رشته هاي تحصيلي و مشاغل مختلف و نحوة ورود به آنان اطلاعات ضروري را كسب كند.
بر اساس آئين نامه مشاور تحصيلي در پايان دورة راهنمايي تحصيلي بر اساس شناختي كه طي سه سال از دانش آموز به دست آورده است با صدور توصيه نامه اي دانش آموز را به ادامة تحصيل در رشته اي كه با توانائيها و رغبتهاي او منطبق است تشويق كند و در صورت اجراي صحيحي اين برنامه دانش آموز در پايان دورة تحصيلات متوسطه، علاوه بر دانش نظري قادر خواهد بود از عهدة انجام شغلي نيز برآيد.برنامه راهنمايي تحصيلي و شغلي مدارس به علت كمبودها و نارسايي هايي كه داشت و بي توجهي به نيازهاي جامعه و عوامل فرهنگي و اجتماعي و اعمال روشهاي اجرايي نادرست با مشكلات مواجه شد و شرانجام پس از طي حدود 8 سال تعطيل شد.
اين ركورد در امر مشاوره تحصيلي در مدارس ايران تا سال 1371 ادامه داشت اما با اجراي آزمايش نظام جديد آموزش متوسطه در اين سال مشاوران مجدداً كار خود را آغاز كردند.با اين تفاوت كه اين بار مشاوران كار خود را در مقطع متوسطه شروع نمودند.اصل سي و چهارم از اصول حاكم بر نظام آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران مصوب خرداد ماه 1367 ستاد اجرا يا تغيير نظام آموزش و پرورش در مورد هدايت تحصيلي بيان مي كند:
در نظام آموزش و پرورش هدايت تحصيلي و شغل بايد بر اساس استعداد، علاقه، كوشش دانش اموز و ظرفيت رشته هاي مختلف آموزشي كه خود بر حسب نياز مهارتي، فني و علمي جامعه جامعه و از جمله نياز به تفحص آموزش در سطوح عالي تر تعيين شود، صورت پذيرد (كليات نظام جديد آموزش متوسطه 1374).
ديويد هيل محققي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق با موضوع حاشیه نشینی، تحقیقات اجتماعی، علوم اجتماعی Next Entries تحقیق با موضوع توانمند سازی، توانمندسازی، حاشیه نشینی