منبع پایان نامه ارشد درمورد مصرف مواد، سوء مصرف مواد، روان تحلیل گری

دانلود پایان نامه ارشد

شریدن، 1995)
ج)انتقال دهنده های عصبی:
میانجی های شیمیایی عمده که در اعتیاد به مواد والکل شناسایی شده اند عبارتند از: پپتیدهای اپیئودی، دوپامین، سروتونین، نوراپینفرین. این میانجی های شیمیایی روابط انفرادی با مراکز تقویت و نیز کشاننده های غریزی دارند.مطالعات نشان داده است که تحریک منطقه لیمبیک میانی،سبب افزایش استفاده از هروئین، کوکائین و اتانول می شود. و همچنین بلوکهکردن گیرنده های دوپامین از مصرف اپیوئیدها و کوکائین جلوگیری می کند و بلوکه کردن محل های جذب نوراپینفرین مصرف الکل را کاهش می دهد.
نورون های سروتونین از هیپوتالاموس تا نورون های مغز پسین امتداد دارند که پپتیدهای اپیوئیدی درونزاد مغز پسین و تاثیر نورون های گابا را بازداری میکنند نرون های گابا در کلاهک قدامی مغز نرون های دوپامین و دیگر میانجی های شیمیایی را بازداری می کند.
دیدگاه روان تحلیل گری54:
قرن بیستم با تولد روان تحلیل گری و رشد سریع نظریه های روان تحلیل گرانه آغاز شد. نظام های روانشناختی براساس اطلاعات جمع آوری شده در جلسات تداعی آزاد و تفاسیر آنها شکل گرفت. اما خانتزیان55 در سال ۱۹۷۴ بیش از هر نظریه پرداز دیگری توصیف های رهنمودگری در مورد اعتیاد ارائه کرده است. وی بر عاطفه و دفاعهای کشاننده متمرکز می شود و در صدد است که شخص چگونه با عاطفه و کشاننده های خود رفتار می کند. او با توجه به تفسیر کات56(۱۹۷۱) عقیده دارد که مواد مخدر با جابه جایی دفاعها در ساختار روانی به فرد معتاد کمک می کند تا با خشم- شرم- آسیب و تنهایی کنار بیاید. او این دفاعها را به منزله (نقصهای من ) در مراقبت از خود و خود نظم دهی می داند. نیاز های شخص سرکوب و انکار می شود تا از خطر آسیب و خود شیفتگی اجتناب ورزد. وقتی خواسته ها رد یا مورد غفلت قرار می گیرد شخص معتاد احساس پوچی و خالی بودن می کند. در این حال نحوه درمان متضمن کنترل بر اعتیاد و رفتار تخریبی حاصله با استفاده از دارو و روان درمانی خواهد بود. طبق نظر خانتزیان روان درمانی بر خود کمبودی متمرکز است.زیرا این نقص معتاد را مستعد استفاده از مواد برای درمان خود می کند. در دهه ۱۹۴۰ هاری تای باوت57 یکی از مولفان مشهور در زمینه روانشناسی الکلیسم ۲ مشخصه اصلی را در افراد معتاد بررسی کرده است او در تالیفات خود هنوز به نقش دفاعهای ناهشیار در حمایت از هسته خود بر علیه حس خالی بودن در افراد معتاد را مورد تاکید قرار می دهد. این دفاعها از ورود تکانه ها به هسته خود جلوگیری می کنند. از سوی دیگر تای باوت مبارزه طلبی را خصلت اصلی الکلیها می داند. این خصلت برعکس حس خالی بودن احساس قدرت همه چیز را در اختیار داشتن و پر انرژی بودن ایجاد می کند. مبارزه طلبی همراه با پرخاشگری یا خصومت ورزی است. در حالی که حس خالی بودن دارای مشخصه انجماد و هراس زدگی است. (خانتزیان،1974)
تبیین اعتیاد از دیدگاه روان تحلیلی
از ديدگاه روان شناختي، يكي از مكاتبي كه با اطلاعات حاصل از يك قرن تجربه كار باليني با معتادان، در فهم عميق‌تر اعتیاد نقش داشته، روان تحليلي بوده است.در خلال چند دهه گذشته، تغييرات مهمي در تفكر روان تحليلي اتفاق افتاده و ادبيات روان تحليلي در مورد اعتياد نيز تحت تأثير اين تكامل تاريخي قرار گرفته است. اگرچه با هر پيشرفتي كه در چارچوب نظري روان تحليلي صورت مي‌گيرد، تفسير جديدي از اعتياد پيشنهاد مي‌شود، ولي بطور كلي مي‌توان سه دوره روان تحليلي كلاسيك، روان شناسي ايگو، روابط ابژه و روان شناسي خودرا در تبيين و درمان اعتياد از ديدگاه روان تحليلي متمايز كرد. در دوره روان تحليلي كلاسيك، از نظريه سائق براي توضيح رفتار اعتيادي استفاده مي‌شد و ادبيات روان تحليلي يا بر ارضاي واپس رونده غرايز ليبيدويي58 و يا دفاع بر عليه تكانه‌هاي پرخاشگري و تنش زيربنايي تأكيد داشت. (خانتزيان، 2005)
فرويد و روان تحليل گران اوليه مانند آبراهام59 و فنيكل60، تثبيت در مرحله دهاني رشد رواني جنسي را مطرح كرده و معتقد بودند كه مصرف مواد، فرد را قادر مي‌سازد تا ارگاسم دهانيدوران كودكي را دوباره تجربه كند. بنابراين، اعتياد به عنوان يك ارضاي نارسيستيك61، يعني يك ارضاي بدون ابژه يا انحراف جنسي دهانيديده مي‌شد. در اين دوره، علاوه بر تأكيد بر جنبه ليبيدويي62 و شهواني اعتياد، عده ديگري از روان تحليل گران مثل رادو و گلاور، بر نقش مصرف مواد به عنوان نوعي دفاع بر عليه تنش‌ها و افسردگي زيربنايي و تمايلات دگرآزارانه و تكانه‌هايپرخاشگرانه تأكيد مي‌كردند. اين توجه به كاركرد دفاعي اعتياد به معناي ناديده گرفتن عوامل ليبيدويي نيست، چون تسكين و كاهش درد و ايجاد لذت، هر دو در خدمت اصل لذت هستند. در اين دوران، با توجه به اين‌كه فرويد و ساير تحليل گران اوليه، معتادان را مناسب روان تحليلي نمي‌دانستند، تمايل چنداني براي استفاده از رويكرد روان تحليلي براي اعتياد وجود نداشت (راموس63، 2004).
روانشناسان ايگو كه از مفاهيم اين نظريه براي تبيين ماهيت اعتياد استفاده مي‌كردند، بيشتر بر كاركرد دفاعي و “پروتزي” مواد تأكيد مي‌كردند كه مي‌تواند جانشين كاركردهاي ناقص و يا حتي غايب ايگو شود. آنها مطرح مي‌كردند كه معتادان نقايصي در كاركردهاي اختصاصي ايگو دارند كه آنها را مستعد به اعتياد مي‌كند، نقايصي كه برخي مانند كريستال و ورمسر64، (1977) آن را حاصل تعارض و برخي ديگر مثل خانتزيان (1977) نتيجه شكست در درون سازي كاركردهاي والديني مي‌دانند. پارادايم‌هاي اصلي در اين رويكرد، نقايص ايگو در دفاع در مقابل رنج روان شناختي، تحمل و تنظيم عواطف و نقايص خودمراقبتي بود. در اين پارادايم‌ها فرض مي‌شود كه افراد آسيب پذير به اعتياد، از نقايصي در كاركردهاي ايگو در دفاع در مقابل عواطف دردناك به ويژه افسردگي، شرم، خشم و احساس درماندگي (خانتزيان، 1980، 2005، ورمسر65، 1977 و دادز66، 1990)، شناخت و مديريت عواطف (ورمسر، 1977، 1980 وكريستال، 1978) و نقايصي در ادراك، پيش بيني و مقابله با خطرات و تهديدهاي واقعي و احتمالي رنج مي‌برند كه مصرف مواد پاسخي به آنهاست. به عبارت ديگر، مصرف مواد، نوعي خود درماني يك ايگو شكننده است. (خانتزيان، 1980، 2005 و كريستال، 1977)با معرفي روان شناسي ايگو، تغييرات قابل ملاحظه متعددي در تكنيك‌هاي روان تحليلي اتفاق افتاد. روان شناسان ايگو معتقد بودند كه نقايص ايگو، تحمل درمان تحليلي را براي معتادان دشوار ساخته و روان تحليلي كلاسيك براي درمان اعتياد، به ويژه در مراحل اوليه آن مفيد نبوده و تعديل‌هايي را در تكنيك‌هاي كلاسيك توصيه مي‌كردند در اين نسخه‌هاي تعديل شده روان تحليلي، درمان، ساختار بيشتري داشته، درمانگر فعال‌تر است، بيشتر روي علايم تمركز دارد و به جاي تشويق بيمار براي ابراز عواطف دردناك، به بررسي آسيب پذيري‌هاي موجود در شخصيت مي‌پردازد. (ياليسو، 1997، هرمان67، 2000 و ريدينگ68، 2005).در دوره مكتب روابط ابژه و روان شناسي خود، تفكر روان كاري به سمت يك پارادايم ارتباطي‌تر سوق پيدا كرداين تغيير در تفكر روان تحليلي، ديدگاه‌هاي جديدي را براي تبيين ماهيت اعتياد معرفي نمود.
در ديدگاه روابط ابژه، مصرف مواد جانشيني براي ابژه‌هاي مورد علاقه و يا نوعي وحدت مجدد با يك ابژه والديني ديده مي‌شود. بر اساس اين نظريه، همه انسان‌ها، يك سائق اساسي براي ارتباط با ديگران و دوست داشته شدن دارند و بدترين ترس‌ها، ترس از طرد و دوست نداشته شدن است. اعتياد، هم يك پيامد و هم يك راه حل به عدم وجود روابط رضايت بخش است و تا وقتي فرد قادر به برقراري چنين روابطي نباشد، آسيب پذير به اعتياد و جايگزين كردن الكل و مواد با روابط انساني، باقي مي‌ماند. علاوه بر اين، مصرف الكل و مواد امكان درهم آميزي خود و ابژه را فراهم كرده و موجب ظهور تجارب عاطفي وحدت رواني – زيستي اوليه با مادر مي‌شود و اين دليل جذابيت سيري ناپذير مواد است (ولكات69، 1981).در روانشناسي خود كه به نوعي فرزند مكتب روابط ابژه محسوب مي‌شود، مصرف مواد حاصل نارسايي والدين در انجام كاركرد خود به عنوان خود – ابژه بوده كه موجب ايجاد يك ضعف اساسي در هسته شخصيت، در خود، شده و مصرف مواد، جانشين خود – ابژه براي ترميم اين نقص اساسي در خود مي‌شود. بنابراين، از اين منظر، اعتياد جانشيني براي ابژه مورد علاقه و يا رابطه با او نيست، بلكه يك جايگزين براي نقص در ساختار روان و خود محسوب مي‌شود. اما چنين تلاشي محكوم به شكست است، چون هيچ ساختار رواني ساخته نمي‌شود و نقص در خود باقي مي‌ماند (كوهات70، 1977؛ ويگمن71، 2002).ديدگاه‌هاي روابط ابژه و روان شناسي خود، رويكردهاي مفيدي را براي درمان اعتياد پيشنهاد مي‌كنند. درمان تركيبي از همدلي و پاسخ به نيازهاي بين فردي است. ارتباط مثبت با درمانگر، موجب ترك در مراحل اوليه شده و اتحاد درماني را بوجودمي‌آورد كه در ادامه درمان و پيامد موفقيت‌آميز آن نقش زيادي دارد. در واقع، اصل اساسي درمان مثل “والديني خوب72″، فراهم كردن يك محيط دربرگيرند، امن و ترميم‌كننده است كه زمينه لازم را براي فهم آسيب شناسي‌هاي زيربنايي و تعارض‌‌هاي ارتباطي و حل و فصل آنها را بدون روآوردن به مصرف مواد، فراهم مي‌كند. بنابراين، آگاهي و يك رابطه هيجاني مثبت با درمانگر موجب ازسرگيري رشد هيجاني و ترميم نقايص ساختاري مي‌شود (فلورز73، 1997؛ فريدر74، 2005 وكريستال، 2005)
نظريه روابط موضوعي
نظريات روابط موضوعي گستره وسيعي را شامل مي شوند و حداقل از دو مكتب عمده تشكيل شده است . مكتب انگليسي روابط موضوعي كه كلاين75 ، فربرن76 ، بلاس77 ، ويني78و كات نمايندگان اصلي آن به شمار مي روند و ديگري مكتب آمريكايي روابط موضوعي كه كرنبرگ79 بنيانگذار آن است. در اين جا مكتب انگليسي مورد برر سي قرار مي گيرد و عمدتاً از جمع بندي هاي ليزگود80 استفاده شده است.در اين نظريات نيز همچون نظريه كوهات بر مفهوم خودشيفتگي تكيه شده است و اساساً اعتياد به الکل را يك دفاع خود شيفته وار مي دانند، دفاعي كه نشانه اهميت كنترل بر موضوع است.اكثر افراد معتاد، اعتياد خود را به دوره نوجواني نسبت مي دهند. اگر چه وابستگي شيميايي و جسمي در سال هاي بعدي بروز ميكند، اما پيش از آن شواهد روشني از مشغوليت رواني اين افراد با مواد در دوره نوجواني وجود دارد.
1-استرس و مقابله از طریق خود درمانی:
طرح های مقابله با استرس و رفتار مصرف مواد معتقدند که مواد مصرف می شوند تا حالات عاطفی منفی را آرام بخشد.این موضوع اغلب تحت عنوان فرضیه خود درمانی مطرح میشود (خانتزیان، 1985،وینبرگ وهمکاران،2002 ،به نقل از شنه،2003). بنابراین مواد بعنوان یک استراتژی برای مقابله با واکنشهای ناشی از استرسهای جاری زندگی مانند داغدیدگی یا پیامد استرسهای اولیه مانند روابط مشکل ساز والد- کودک یا سوء استفاده و تجاوز ادراک می شود. برای مثال روانکاوان معتقدند که در سطوح پایین مراقبت و سطوح بالای انتقاد از کودکی اولیه توسط مراقب ممکن است به دلبستگی ناایمن، نیازهای وابستگی ارضا نشده، شکلگیری سوپرایگوی خشک و نامنعطف و عزت نفس پایین منجر شود. براساس این فرضیه هدف سوء مصرف مواد کاهش حالات خلقی منفی که ناشی از این تجارب شکل گرفته زیانبخش و مضر است(ویدر وکاپلان81،1996 ،به نقل از شنه،2003). دیگر فرضیه های نقص وکمبود درون روانی معتقدند که نوجوانانی که از سوء استفاده جنسی رنج می برند یا با دیگر رویدادهای تروماتیک مواجه شده اند، ممکن است مواد را بصورت داروشناختی به منظور سرکوب نمودن خاطرات و عواطف مزاحم و ناخوشایند ناشی از تروما استفاده کنند(چیاورلی82،1996). نظریه های رفتاری:
این نظریه ها بر نقش شرطی سازی کلاسیک و شرطی سازی عامل در تداوم سوء مصرف مواد تاکید دارند.
1- نظریه های شرطی سازی عامل:سولومون معتقد است که سوء مصرف مواد بطور اولیه از طریق تقویت مثبت همراه با تاثیرات مواد بر ایجاد خلق خوش بوجود می آید و سپس در مورد مواد وابستگی زا ، از طریق تقویت منفی ، که مواد مانع علائم و نشانه های ترک می شود (سولومون،83 1980).
2- نظریه های شرطی سازی کلاسیک:
ویکلر تبیینی از عود وبازگشت بدنبال سم

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مصرف مواد، اختلال شخصیت، سوءمصرف مواد Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مصرف مواد، سوء مصرف مواد، جامعه شناختی