منبع پایان نامه ارشد درمورد مصرف فرهنگی، نظام اجتماعی، طبقه اجتماعی، روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اقتصادي يا گروه منزلت اجتماعي به او اعطا نمي شود، مصرف به فرايندي اجتناب ناپذير براي برساختن يا بيان حس هويت تبديل مي شود. البته از نظر بودريار، مصرف با كميت كالاها يا ارضاي نيازها تعريف نمي شود، بلكه مصرف، عمل سيستماتيك دستكاري نشانه هاست و يك كالا براي تبديل شدن به ابژه مصرف بايد تبديل به نشانه شود و اين مسئله می طلبد كه تحليل ماركس از كالا بر حسب ارزش مصرفي و ارزش مبادله ای آن با تحليلي از ارزش نشان هاي كالا تکمیل شود(باکاک،1381 :101). در اين فرايند مهم ترين و اصلي ترين نقش از آن رسانه هاي جمعي است و بديهي است كه كالا و محصولات هنري و فرهنگي به علت دسترس پذيري زيادشان، كه خود حاصل گسترش رسانه هاي همگاني است، در قياس با ساير كالاهاي مصرفي از اهميت بيشتري برخوردارند(رحمتی،مرادی،13:1389).
اسكات لش و جان اوري نيز در بحث مصرف بر پيدايش نوعي حساسيت پست مدرنيستي تأكيد مي كنند كه معلول بي سازماني اقتصادي است و بي سازماني نيز نتيجه شتاب و تحرك سوژه ها (مهاجرين، توريست ها و…) ابژه ها (اجناس، سرمايه و …) در سطوح ملي و بین المللي است. اين شتاب و تحرك كه هم زمان روابط اجتماعي را از هم مي گسلد و زمان و فضا را فشرده مي كند، بي سازماني ديگري را در فرهنگ پديد مي آورد كه در آن بسياري از امور فرهنگي مستقر دستخوش دگرگوني بنيادين می شوند. يكي از پيامد هاي مهم بي سازماني متكي شدن اقتصاد بر انتشار نمادها و نشانه هاست، نمادهايي كه هم نمادهاي شناختی (كالاي اطلاعاتي) و هم نشانه هاي ذوقي و زيبايي شناختي (محصولات رسانه اي) را در برمي گيرند. اما به موازات اين فرايند سوژگي جديدي نيز ظهور مي كند كه به شدت بازانديشانه است و اين بازانديشي در حيطه زيباشناسي به معناي مصرف کالاها و خدمات در تكوين و تفسير هويت فردي است(نش،1384 :87).
در كل، در ديدگاه هاي پست مدرنيستي دو قرائت از مصرف ديده مي شود قرائت راديكال كه بر حذف شدن مرزهاي ميان گروه هاي اجتماعي، اضمحلال مرزهاي ميان فرهنگ والا و پست و در نتيجه التقاطي شدن الگوهاي مصرف- به ويژه مصرف محصولات هنري و رسان هاي- تأكيد دارد و قرائت واقع گرايانه كه معتقد است نقش نابرابر ي هاي اقتصادي در تعين بخشيدن به نابرابري هاي نمادين كاهش يافته است.(فاضلی،1382 :53) اما هر دو قرائت بر انتخاب آزادانه و دلبخواهي الگوهاي مصرف از طرف كنشگران و رهايي اين انتخاب ها از قيد عوامل ساختاري و جايگاه طبقاتي افراد اصرار دارند. روشن است كه اين آزادي در ارتباط با محصولات هنري و فرهنگي مصداق بيشتري دارد(رحمتی،مرادی،14:1389).
به طور کلی ديدگاه پست مدرني در بررسي سليقه هاي هنري و مصارف فرهنگي تأثير عواملي چون طبقه، قوميت، شغل و … را رد كرده و بر نقش رسانه هاي جمعي و تجارب زيسته افراد تأكيد مي كند. در مقابل، ديدگاه ساختارگرايانه بورديو، اولويت را به جايگاه اجتماعي افراد، ميزان سرمایه هاي تحت تملك آنها و عادتواره هاي آنها در حوزه های گوناگون مي دهد.
2-3-3- رابطه قشربندی اجتماعی و مصرف هنری- فرهنگی
محققان اجتماعی همواره ارتباط متقابل میان نظام اجتماعی و نظام فرهنگی را مورد توجه قرار داده اند. به اعتقاد آنها نظام اجتماعی، نظام کنش های متقابل در یک محیط معین بین عامل های انگیزه داری است که در یک کلیت، با یکدیگر، در ارتباطند. در اینجا مراد از کلیتی که عامل های کنش را در بر می گیرد، نظام فرهنگی است. می توان نظام فرهنگی را در بسیاری جهات عامل ساخت دهنده نظام اجتماعی و در پاره ای موارد، عامل ساخت پذیر از آن نظام قلمداد کرد(توسلی،190:1380)
شناخت ساز و کار تـثیر متقابل دو نظام اجتماعی و فرهنگی ما را به شناخت کلی جامعه رهنمون می سازد. برای دستیابی به این شناخت می توان رابطه ی قشربندی اجتماعی و مصرف فرهنگی را به عنوان عناصر دو نظام اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد. باید توجه داشت که قشر بندی اجتماعی فرایندی است که از طریق آن، خانواده ها از یکدیگر تفاوت می یابند و بر طبق درجات مختلف جنسیت، قدرت و یا ثروت در قشرهای رتبه بندی شده قرار می گیرند(بیرو،1367: 38).
در محیط اجتماعی استفاده از کالاهایی نظیر خانه، لباس، غذا، موسیقی، تابلوهای نقاشی و … می تواند نشان دهنده موقعیت اجتماعی باشد. به بیان دیگر با در نظر گرفتن سلیقه و ترجیحات افراد در انتخاب و مصرف کالاها می توان به موقعیت اجتماعی شان پی برد. وبلن و بوردیو در پژوهش های خود بیان می کنند که، مصرف فرهنگی و سلیقه عناصر نمادین در ارتباطات اجتماعی به شمار می رود. به طور نمونه اشاره می کنند که، کمتر رخ می دهد فردی که عضو طبقه ی کارگر یک جامعه محسوب می شود برای تزیین منزلش از یک تابلو نقاشی مدرن و فاخر استفاده کند و یا برای گذراندن اوقات فراغتش به همراه خانواده به یک سالن اپرا برود(بوردیو،1391).بنابراین شناخت سلیقه ها و ترجیحات افراد جامعه در مصرف کالاها بخصوص کالاهای فرهنگی می تواند مشخص کننده نوع و ساختار روابط اجتماعی و میزان تعامل افراد حاضر در قشرهای مختلف اجتماعی باشد.
2-3-4- نظریه های مرتبط با قشر بندی اجتماعی و مصرف فرهنگی
کلیشه های عامه پسند نشان می دهد که طبقات مختلف اجتماعی انواع متفاوتی از هنر را مصرف می کنند. از نظر بوردیو(1391) هر کنش مصرفی تفاوت اجتماعی را باز آفرینی می کند. مصرف برخی اقلام نشانه ای از تمایز تلقی می شود و مصرف کالاهای دیگر بیانگر عدم تمایز اجتماعی است.
در رابطه با ارتباط طبقه اجتماعی و مصرف فرهنگی نظرات متفاوت است. در اینجا به بررسی چند نمونه آن می پردازیم.
در این حوزه دو نظریه هم سیاقی3 و همه چیز خوار-تک خوار4 از شهرت بیشتری برخوردارند.
2-3-4-1- هم سیاقی:
بحث هم سیاقی بر محور آرای بوردیو می چرخد و به طور کلی مجموعه نظریاتی است که به ارتباط معنادار طبقه بندی اجتماعای و مصرف فرهنگی باور دارند و معتقدند افراد متعلق به طبقه اجتماعی بالا، فرهنگ والا یا نخبه را برای مصرف ترجیح می دهند و اقشار پایین، فرهنگ توده یا عامه را مصرف می کنند( قاسمی و صمیم:1387،86). بوردیو تصدیق می کند، پایگاه، چیزی فراتر از روابط اقتصادی است؛ اما نقطه عزیمت کار بوردیو و منشا شکل گیری مبحث هم سیاقی، اعتقاد او به این نکته است که پایگاه، جز نمادین یا بعدی از ساختار طبقاتی است.
2-3-4-2- همه چیزخوار- تک خوار
این نظریه را می توان نوعی بازنگری در نظریه ی هم سیاقی دانست و اساس آن این نظریه مبتنی بر پژوهش های تجربی است که در ایالات متحده انجام گرفته است. به طور نمونه ویلنسکی در پژوهش تجربی خود نشان داده است که در بین آمریکایی های تحصیل کرده هیچ گونه ترجیحی برای مصرف نوع خاصی از فرهنگ (نخبه یا توده) وجود ندارد و پترسون و سیمکوس نشان دادند، اقشار بالای جامعه، نسبت به قشرهای پایین الگوهای مصرفی متنوع تری دارند. به اعتقاد نظریه پردازان این مبحث، قشر بندی اجتماعی و مصرف فرهنگی در میان اقشار بالای جامعه ارتباط معنا دار خود را از دست داده است، ولی هنوز این ارتباط میان اقشار پایین جامعه معنادار است یا به عبارت دیگر قشر پایین، نوع فرهنگ متعلق به قشر خود را برای مصرف ترجیح می دهد. به همین علت اقشار بالای جامعه را که از الگوی مصرفی متنوع تری بر خوردارند همه چیزخوار و اقشار پایین جامعه را تک خوار می نامند. به اعتقاد آنها، همه چیز خواران به دلیل برخورداری از سطح بالای تحصیلات، آمادگی شان برای پذیرش اسلوب های فرهنگی دیگر، غیر از آنچه متعلق به خودشان است، بیشتر از قشر پایین است( همان: 87-86).
طرفداران این مبحث معتقدند وابستگی قشر پایین جامعه یا همان تک خواران به استفاده و مصرف فرهنگ توده، نوعی انحصارطلبی فرهنگی را در آنها به وجود می آورد. این انحصار طلبی فرهنگی در بسیاری از مواقع ابزاری است که قشر پایین برای نشان دادن تمایز اجتماعی شان استفاده می کنند.
2-3-5- مصرف: هنرهای های والا- هنرهای عامه پسند
ابژه فرهنگ و مصرف کالاهای فرهنگی با سلسله مراتب ظریف خود مراحل و درجات پیشرفت ابتکاری را نشان می دهند، که مشخص کننده فعالیت فرهنگی است و بر این مبنا است که برخی از هنرها به عنوان والا، برخی به عنوان پایین و دسته ای در حد متوسط تلقی می شوند(ذکایی:1392،39) و حتی مفاهیمی چون با فرهنگ و بی فرهنگ را شکل می دهند.
مطابق آنجه در واژه نامه ی American Heritage آمده بافرهنگ «کسی است که آموخته ها یا فرهنگ فراوانی دارد یا متاثر از این موارد خاص است»، در حالی که بی فرهنگ«فردی است که سلیقه هایش شکل نگرفته است». به نظر این گونه است که افرادی که سطح دانش بالای دارند، توانایی درک هنر متعالی یا نگاه ناب را دارند و این افراد در میان طبقات بالاتر اجتماع دیده می شوند. این نوع نگرش با ریشه ی اصطلاح بافرهنگ همخوانی دارد.(لواین،121:1988)
توصیف با فرهنگ/بی فرهنگ بر پایه ی ایده ی جمجمه شناسی در قرن نوزدهم شکل گرفت. این ایده اشاره می کند که ظرفیت های ذهنی افراد با شکل جمجمه هایشان مشخص می شود. با فرهنگ پیشانی بلندی دارند و باهوش ترند و به همین ترتیب بی فرهنگ ها پیشانی تخت یا پس رفته ای دارند و کم هوش ترند. در این ایده نوعی داروین گرایی اجتماعی به چشم می خورد که امروزه دیگر بی اعتبار شده است ولی چیزی که از آن باقیمانده طرح طبقه بندی آن است.(الکساندر،1384: 123)گذشته از این تعاریف، فرهنگ در معنای رایج به آگاهی علمی، هنری و ادبی یک فرد اشاره دارد؛ فرهنگ انسان فرهیحته را در برابر انسان نافرهیخته قرار می دهد.
زمانی که فرهنگ معاصر، مورد بررسی آکادمیکی قرار گرفت، ابتدا این مضمون وجود داشته که فرهنگ توده بر جامعه و یا فرهنگ فاخر تأثیرات منفی دارد. قسمت عمده این ادعا ناشی شده از منتقدان ادبی که احترام زیادی برای فرهنگ نخبه سالاری قرن 18 و 19 قائل بودند. زمانی اهمیت مساله فرهنگ در علوم اجتماعی نفوذ کرد در اویل سال 1930، دیگر یک مسئله مهم سیاسی بود- یعنی نگرانی از تأثیر فرهنگ(از طریق رسانه های گروهی صادر و مخابره می شد) بر سیاست. روبرت مرتون5 و پل لزارفل6 دفتر پژوهش رادیو در دانشگاه کلمبیا تاسیس کردند و ، در سال 1940 شروع به مطالعه ی رسانه ها ، محتوای برنامه ها، و تاثیر بر مخاطبان کردند. همچنین پژوهش های جرمن پارتلیدر7 و کریستین هیمس 8در ابزارهای کنترل اجتماعی که شروع آن در مجلات علوم اجتماعی آمریکا پدیدار شد. لحن این پژوهش بود صداهای گوش خراش و جیغ کشیدن در این اخطاری است راجع به تأثیرات فرهنگ توده بر جامعه. متعقد بودند که با تکثیر و ازدیاد فرهنگ توده، سطح سلیقه ها باید نزول کرده به سطح پایین مخرج مشترک تعبیر شهروندان درخطر و مستعد به شیوه و وابسته به توده.(Lewis,1976:40)
رابطه میان فرهنگ فرهیخته و نافرهیخته(توده) و مصرف آثار هنری قابل توجه است. در جامعه ی معاصر امروزی، کلیشه های مصرف هنر به تناسب دقیق تر از الگوهای واقعی شان ترسیم شده اند اما با وجود این، مطالعات تجربی پیوندهای میان طبقه ی اجتماعی الگوی مصرفی هنر را یافته است. جامعه شناسان برای توضیح این یافته نگره ی مشارکت فرهنگی را ارائه داده اند که سلیقه و مصرف هنری را وسیله ای برای تثبیت عضویت اجتماعی و ایجاد و حفظ شبکه های اجتماعی می دانند که دسترسی به کالاهای مادی و نمادین را میسر می سازد.
داگلاس و ایشترود نیز در بررسی های خود بدین نتیجه رسیده اند که سلیقه و قریحه مصرف کننده و انتخاب کالاهای مصرفی، ابزاری برای نشان دادن تفاوت های اجتماعی است. از نظر این دو نویسنده استفاده از کالاها مرز های روابط اجتماعی را مشخص می کند. آنها همچون بوردیو معتقدند که درست مصرف کردن در کنار اطلاعات و دانش، شرطی برای فهم و مصرف فراورده های والای فرهنگی است(ذکایی،1392،40).
شناخت و مصرف کالا خود ابزاری برای طبقه بندی است. مطالعات تجربی انجام شده نشان می دهد که طبقات مسلط بیش از سایر طبقات به موزه، گالری، تئاتر و کتاب خانه ها می روند. به نوعی دستیابی به کالای فرهنگی محدود و نابرابر است. این نابرابری استراتژی تمایز است و بازتاب دهنده ی مبارزه ی طبقاتی در حوزه فرهنگ است(بون

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد اجتماعی و فرهنگی، زیبایی شناسی، فرهنگ مصرف، مصرف کننده Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد مشروعیت بخشی، هنرهای زیبا، انتخاب سرنوشت، مصرف کنندگان