منبع پایان نامه ارشد درمورد مشی و مشیانه، زبان فارسی، شمایل نگاری، روح انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

سیاه بینداخت، آن تخم را بکشتند و از آن شاه اسپرم برآمد. کسری همیشه ز کام داشت چون آب نبات استعمال کرد نافع آمد.»
(جهانگیری،ج1:ص635)
ریاحین: جمع ریحان، اسپرغم ها، گل های خوشبو :

شـاه ریاحین بساخت لشکرگاه از چمن نیسان کان دید کرد لشکری از ضیمران
(ماهیار،1392:ص114)
خیل ریاحین بسی است ما به که شادی کنیم زین همه شاهی که راست کیست بر تو صواب
(خاقانی،1368:ص43)
چون شمتِ شاه سـپرم از باد شـمالـی شـامل شـده از خلق تو هر جا شمایلی
(سنایی،1341:ص354)

3- 15- لاله
لاله: گل سرخ رنگ به شکل جام است در عربی شقایق و شقایق النعمان نامیده میشود.
(معین، ذیل واژه)
در کتاب های مفردات و ادویه هم به همین نام شناخته شده است. در زبان فارسی گاهی لاله را آذریون یا آذرگون گفتهاند و در فرهنگ ها آن را گلی آتش رنگ که کناره هایش به غایت سرخ و میانه اش سفید باشد تعریف کرده اند.
(دهخدا، ذیل واژه)
در وجه تسمیه لاله و نسبت آن با نعمان نظرهای مختلفی نقل شده است. مثلا گفته اند: نعمان در عربی به معنی خون است و لاله به مناسبت رنگ سرخ آن «نعمان» خوانده شده است، یعنی: لاله خون رنگ.
(یاحقی،1368:ص210)
چرا چو لاله نشکفته سـر فکنده نه ای که آسمان ز سـر افکندگی است پا بر جا
(خاقانی،1368:ص11)
لاله میخورد که از پوست برون رفت تو نـیز لاله خوردم کن و از پوست برون آر مرا
(همان:40)
ژاله بر آن جمع ریخت روغن طلق از هوا تـا نرسـد جمع را ز آتـش لاله عـذاب
(همان:42)
آتش لاله: رنگ سرخ آتشین منظور است.
ساری گفتا که سرو هست زَمِن پای لنگ لاله از او به که کرد دشت به دشت انقلاب
(همان:43)
لاله دشت ها را دگرگون ساخته یا از روی بی قراری دشت به دشت سیر کرده و همه دشت را از خود پر کرده است.
صلصل گفتا به اصل لاله دو رنگ است از او سوسن یکرنگ به چون خط اهل الثواب
(همان:43)
دو رنگ بودن لاله: از جهت داغ سیاهی که بر دل دارد. لاله دو رنگ (سرخ و سیاه)

3-16- باغ و بوستان
عارفان دل مؤمن را «باغ» خوانده اند، از آن رو که محل گشادگی و انبساط است.
در نگاه عرفانی، مطابق مبنای «سایه ای در زیر دارد آنچه در بالاستی» باغ هایی که در عالم طبیعت پدید میآید و دل انسان را میرباید و انبساط خاطر ایجاد میکند، سایه ای از باغ های عوالم بالاتر است. باغ های دنیوی پرتوی از باغ های عالم ملکوت و باغ های مثالی، نمودی از باغ های عالم جبروت و لاهوتند.
باغ نماد: لطافت، سرسبزی وصفا، جمال و حسن و زیبایی و روح افزایی و شادی و بی رنجی است و همۀ این صفات دربارۀ باغ های این جهانی به طریقۀ مجاز و دربارۀ عوالم غیب، به نحو «حقیقت» دلالت دارد.
(تاجدینی،1383:ص122)
دوش ز نوزادگان مجلس نو ساخت باغ مجلسشان آب زد ابـر به سیم مذاب
(خاقانی،1368:ص42)
ابر با سیم مذاب (دانه های باران) بر مجلس آب زد، طراوت و درخشندگی بخشید.
در مواردی باغ مثال «جنت» الهی است که از آن به بهشت یاد میشود. خداوند در قرآن کریم بهشت را به «باغ» تعبیر کرده است.
ز نه حواس برون شو به کوی هشت صفات که هست حاصل این هشت، هشت باغ بقا
(همان:13)
هشت صفت باری تعالی:توحید، علم، شکر، رضا، صبر، قلت رزق، تعظیم لامرالله، الشفقه بخلق الله
هشت باغ بقا: هشت باغ بهشت منظور است.
باغ های آن جهان تمام ویژگی های باغ های این جهانی را در مرتبه ای شدیدتر و لطیفتر دارد، با این تفاوت که خرمی و سرسبزی باغ های بهشت، ابدی و جاودانه است و بودن در آن با ملامت و خستگی همراه نیست.
خداوند در حدیث قدسی فرموده است: «اعددت لعبادی الصالحین ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر علی قلب بشر»
(تاجدینی،1383:صص123-124)
گفتم کاسـرار باغ هـیچ شـنیدی بگـوی گفت دل بلبل است در کف گل مبتلا
گفت که امروز کیست تازه سخن در جهان گفت کـه خاقانی است بلبل بـاغ ثـنا
(خاقانی1368:ص37)
در نگاه عارفان و فیلسوفان متأله، حقیقت بهشت و جهنم ، چیزی جز درجات و درکات انسان نیست.
مولانا در دیوان شمس به این مطلب اشاره فرموده است:
ز تــو بـاغ حقایـق ها شــکسته نباتـش را هــم آبـی هــم نسـیمی
(مولوی، غزل3400)
بهشت و جهنم هر کس مختص به خود اوست. در واقع بهشت و جهنم، نتیجه اعمال انسان در دنیاست. به معنای دیگر، اگر انسانی نباشد، بهشت و جهنمی نیز پدید نمیآید. عارفان معتقدند که مراتب بهشت و جهنم با مراتب نفس انسانی قابل تطبیقند. در وجود آدمی، تفکر و سپس اخلاق و آنگاه عمل پدید میآید و این سه مرتبه هر یک مادون و مافوق دیگری است. بهشت کسانی که تمام توجهشان اعمال ظاهری بوده، به دستورات شرعی عمل کرده و از نواهی آن پرهیز نموده اند. اعمال این افراد موجد باغی است که از آن باغ اعمال تعبیر شده و این باغ در مراتب باغ های غیبی نازل ترین و پست ترین بهشت هاست. باغ این افراد نتیجه ترس از عذاب خدا و امیدواری به پاداش های الهی است.
(تاجدینی،1383:ص125)
در جای دیگر واژه «رز» را در معنی باغ بکار برده:
قمری کردش ندا کای شده از عدل تو دانه زنجـیر رز دام گلـوی غراب
(خاقانی،1383:ص43)
رز: هر باغ عموما و باغ انگور خصوصا.
(برهان قاطع، ذیل واژه)

مصرع دوم اشاره بدان است که انجیر را پرندگانی که منقارشان کج است، میتوانند بخورند و برای زاغ که منقارش کج نیست، گلوگیر است. در فارسی هم مثل است که: « مرغی که انجیر میخورد نوکش کج است».

مولوی:
بـر سماع راست هـر تن چیر نیست طعمـه هـر مرغکـی انـجیر نیسـت
نظامی:
سـفره انـجیر شــدی صــفروار گـر هـمه مـرغی بدی انـجیرخوار
( دهخدا،1372،ج2،ص1071)

3-17- طبیعت و کهن الگوی درخت
یکی از رایج ترین صورتهای کهن الگویی تصویر درخت است.
این پدیده صورت مثالی زندگی حیات و دگرگونی های مختلف آن است. درختان در اساطیر جایگاه ویژهای دارند و وجودشان وقف ایزدان است. وجود درخت معرفت در آیین یهود که مساوی با همان درخت میوه ممنوع است، یکی از جلوه های درخت در داستان است.
«افسانه های یونانی هر درخت را فرشتهای به نام هامادرایا که در داخل آن درخت پنهان است، نگهبانی میکند که جان وی به حیات درخت بستگی دارد».
(رنگچی،1372:ص7)

علاوه بر آفرینش جهان، درخت و گیاه با آفرینش انسان نیز در ارتباط است، مثلا در اسطوره های آفرینش دربارهی نخستین انسان در ایران قدیم مشی و مشیانه سخن به میان میآید که دو گیاه به هم چسبیده هستند و با این توصیف ارتباط ظریفی بین مادر و درخت برقرار است. آفرینش نخستین انسان ها از کیومرث، دو گیاه به هم چسبیده مشی و مشیانه را اولین انسان ها میداند که بعد دارای روح انسانی شدند. درخت در مذاهب مختلف به ویژه مسیحیت مورد توجه است و شمایل نگاریهای مختلف دربارۀ آن انجام گرفته است، حتی صلیب رستگاری به صورت درختی ترسیم میشود. مسیحیان آغاز سال خود را با آرایش درخت کریسمس جشن میگیرند.
هم چنین به گفته دوبوکور: قبیله یا کوت ها نخستین آدمی را میوه درختی هفت شاخه میدانند، که به دست زنی تغذیه میشود که تنه اش از پوسته درختی بیرون آمده است. ارتباط انسان با درخت به بعد از مرگ هم میرسد. معتقدان به تناسخ، که به پایان حیات دنیوی باور ندارند، در جستجوی ادامه زندگی انسان، گاه درخت و گیاهان را ادامه دهندهی حیات انسان قلمداد میکنند و حتی این چنین باورها حب شده است که اموات را به شیوه های مختلف دفن کنند، مثلا رسم تدفین مرده در جوف درختی میان تهی.
(دوبوکور،1376:ص20)
شاید استفاده از تابوت هم که از چوب درخت ساخته میشد متأثر از همین تفکر وعقیده به ادامه حیات انسان در نباتات باشد. البته این بازگشت به گیاه در تفکر اسطوره ای برگونههای مختلف است و مفهوم زیبایی دارد. ظهور قدرت انسان در گیاهان، که پس از مرگ با ترک مقتضیات انسانی به حالت تخم یا روح به درخت باز میگردد. به معنی بازگشت دوباره آنان به زهدان عالم که با عرضه شدن مرگ مرده از صورت انسان نمای خود بیرون آمده، درخت نما میشود.
(زمردی،1381:ص121)
هیچ ملّتی را نمیتوان شناخت و به ژرفای اندیشه های او دست یافت مگر آن که ریشه های باورمندی های او را در نماد هایی یافت که در فراسوی حافظۀ آن ملّت جایزین شده است با بصیرت و دل آگاهی دریافت. بدون آشنایی و شناخت نمادهایی که در آثار هنری ویژه نقش حیاتی دارند، فرا یافت آن آثار ناقص و شاید ناممکن است.
درخت در نماد شناسی اسطوره ای جهان یکی از پیچیده ترین و ناشناخته ترین نمادهاست و در باور بسیاری از مردم جهان، نماد حیات گیتی و در کهن ترین تصویرش رمز آفرینش عالم هستی است. به همین جهت کیهان به شکل درخت عظیمی تصوّر شده که خود را در فواصل معیّن تجدید میکند، یعنی نوزایی جهان به گونه ای نمادین به حیات درخت تشبیه شده است. از طرفی درخت نماد جوانی، رشد، زایندگی، جاودانگی، معرفت، ثمر بخشی، پیوند آسمان و زمین، زادن، بودن، شدن، رستاخیز و در یک کلام نماد و تصویر مثالی انسان است و اصلاً در باور مردم ابتدایی زن را با درخت پیوند دیرینه است. پیوند باروری و زادن. براساس این باور آدمی میوۀ درخت هفت شاخه ای است که به دست زنی که تنه اش از پوستۀ بدنۀ درخت بیرون آمده، تغذیه میشود.
درخت ستبر و غول پیکر که شاخه هایش در آسمان جای گرفته و ریشه هایش در سراسر زمین گسترده شده است. شاخه های این درخت در سراسر جهان گسترش یافته و حتی ماه و خورشید میوههای این درخت به شمار میآیند. غالبا ایزدی که رمز طبیعت بارور است با درخت کیهان هم دست و همراه اوست.
طبق اعتقاد بوداییان ، بودا در زیر درختی پس از ریاضت بسیار به حقیقت دست یافت. در اسلام نیز درخت مورد توجه قرار گرفته است. درخت طوبی و سدره المنتهی هر یک درخت بهشتی است که شاخه‌‌ های آن در هفت سال گسترده شده است. این صورت مثالی از آنجا که تداوم حیات و باروری را تداعی میکند، ساحتی زنانه دارد و به گونه ای با کهن الگوی مادر ارتباط مییابد. در برخی تصاویر سیمای آدمی و غالبا سیمای زن جایگزین تنه درخت شده و این تأییدی است بر ساحت زنانه و مادرانه این صورت مثالی است.
(دوبوکور،1372:صص27-30)

با توجه به این ویژگی های خاص، درخت در شعر شاعران نیز جایگاه ویژه ای دارد و کمتر شاعری است که از این تصویر بهره نگرفته باشد.
شـاخ امل بزن که چراغی است زود میر بیخ هوس بکن که درختی است کم بقا
(خاقانی،1368:ص4)
درخت خرما از موم ساختن سهل است ولـیک ازو نـتوان یافـت لـذت خـرما
(همان:29)
بـس نبالـد گیابنـی کـه کـژ اسـت بــس نپـرد کـبوتری کـه تـر اســت
(همان:63)
گیابن: درخت، اصلی که از آن گیاه بروید. درختی که کج باشد زیاد رشد نمیکند و کبوتری که از آب تر و سنگین باشد زیاد نمیپرد.

3-17-1- سرو
سرو به درخت همیشه سبز معروف است که در عربی سرو و سروه در حالت مفرد و جمع و گاه «شجره الحیه» نامیده میشود، زیرا میگویند هر جا که سرو هست مار هم هست. اصلا سرو را کلمه ای اکدی دانسته اند و آن درختی است که در سرزمین جزیرۀ سیسیل به طور خود رو وجود دارد و در لبنان و کوه های قبرس نیز کاشته میشود.
(یارشاطر،1354:ص154)
سرو درخت ایران است. آزاد و همیشه سرافراز، این درخت به علّت سرسبزی، قامت همیشه برافراشته و تناسب و زیبایی فطری مظهری از جاودانگی و کمال بوده و این ویژگی ها سبب گردیده است که نزد اقوام و ملل مختلف و خاصّه در نزد ایرانیان مقدس و گرامی گردد.
ایرانیان سرو

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ادب فارسی، ادبیات فارسی، زیباشناسی، بین النهرین Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد ناخودآگاه، هند و اروپایی، اساطیر ایران، ادبیات فارسی