منبع پایان نامه ارشد درمورد محیط زیست، کیفیت محیط، مزیت نسبی، رشد اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

سرانه و کیفیت محیط زیست
بر اساس دیدگاه بسیاری از متخصصان اقتصاد محیطزیست، منطق وجود رابطه بین درآمد سرانه و شاخصهای تخریب محیطزیست به صورت منحنی زیستمحیطی کوزنتس، به صورت شهودی قابل استدلال است. به عقیده آنان، در مراحل اولیۀ فرایند صنعتی شدن، با توجه به اولویت بالای تولید ملی و سطح اشتغال نسبت به محیطزیست پاک، استفاده از منابع طبیعی و انرژی برای رسیدن به رشد اقتصادی بالا، افزایش و در نتیجه انتشار آلودگی گسترش مییابد.
در این مرحله، با توجه به درآمد سرانه پایین، بنگاههای اقتصادی قادر به تأمین مالی هزینههای کاهش آلودگی نیستند و به نوعی آثار زیستمحیطی رشد اقتصادی نادیده گرفته میشوند. اما در مراحل بعدی فرآیند صنعتی شدن، پس از رسیدن اقتصاد به سطح معینی از درآمد ملیسرانه، همزمان با افزایش درآمد سرانه، توجه به وضعیت محیطزیست از اهمیت و ارزش بیشتری برخوردار میشود. به طوریکه در چنین وضعیتی با توجه به اهمیت بالای محیطزیست، از یک سو نهادها و سازمانهای مرتبط با محیطزیست، با وضع قوانین و مقررات زیستمحیطی مناسب و از سوی دیگر با توجه به استطاعت مالی بنگاههای اقتصادی برای تأمین مالی هزینههای مرتبط با تغییر فناوری به سمت فناوری دوستار محیطزیست و نیز پرداخت عوارض و مالیات لازم به منظور بهبود محیطزیست، شاخصهای آلودگی محیطزیست را کاهش میدهند.
به عبارتی دیگر، در این مرحله از فرآیند توسعهاقتصادی، نظر به اینکه افراد جامعه ارزش بیشتری به محیطزیست قائل بوده و حاضر به پرداخت هزینههایی برای محافظت و احیای آن هستند، لذا در چنین شرایطی، کشش درآمدی تقاضا برای محیطزیست مطلوب، بیشتر از یک بوده و محیطزیست پاک به عنوان یک کالای لوکس مطرح است.
همچنین در خصوص ارتباط بین سیاستهای زیستمحیطی، تحرک سرمایه و الگوی تجاری در یک اقتصاد باز، شدت سیاستهای زیستمحیطی براساس فرضیۀ پناهگاه آلایندگی(PHH) و مکانیابی مجدد صنایع، تحرک سرمایه و الگوی تجاری بین کشورهای جهان را تحت تأثیر قرار میدهد و به تبع آن میزان انتشار آلایندگی را دستخوش تغییر میکند. بر اساس این فرضیه، از آنجایی که کشورهای توسعهیافته سیاستهای زیستمحیطی شدیدی را نسبت به کشورهای توسعهیافته، اعمال میکنند، از این رو، صنایع آلودهکننده فعال در کشورهای توسعهیافته، عملیات و فرایند تولید خود را از کشورهای توسعهیافته به کشورهای در حالتوسعه با سیاستهای زیستمحیطی ملایم، انتقال میدهند و بدینترتیب کشورهای درحالتوسعه به پناهگاهی برای جذب صنایع آلوده کننده تبدیل میشوند. تبدیل کشورهای درحالتوسعه با سیاستهای زیستمحیطی ملایم به پناهگاه صنایع آلودهکننده، با توجه به دسترسی این کشورها به مزیت نسبی قابل توجیه است. چرا که بر اساس نظریه مزیت نسبی، کشوری در تولید کالاها و خدماتی تخصص پیدا کرده و صادر خواهد کرد که به طور نسبی آن کالاها و خدمات را نسبت به کشورهای دیگر با هزینۀ کمتری تولید کند و در مقابل کالاها و خدماتی را وارد خواهد کرد که آن کالا و خدمات را به طور نسبی با هزینۀ بیشتری نسبت به کشورهای دیگر تولید میکند. از این رو، چنانکه وضع استانداردهای زیستمحیطی پایین در یک کشور محسوب شود، در آن صورت فرضیۀ PHH تأیید شده و این امر سبب ایجاد تغییراتی در الگوی تجاری بین کشورها میشود. به طور کلی، بر اساس فرضیۀ پناهگاه آلایندگی، صنایع با شدت آلایندگی بالا، در حال انتقال از اقتصادهای توسعهیافته به سوی جهان درحالتوسعه میباشند. به عبارت دیگر، کشورهای درحالتوسعه با توجه به دستمزدهای پایین و نیز با توجه به برخورداری از قوانین زیستمحیطی ملایم، در خصوص تولیدات مرتبط با صنایع آلاینده، نسبت به کشورهای توسعهیافته از جذابیت بالایی برای جلب این صنایع برخوردارند، که این امر به مزیت نسبی تولیدات آلاینده در کشورهای درحالتوسعه منتهی میشود. همچنین انتقال این صنایع به سوی کشورهای درحالتوسعه، با توجه به اینکه کشورهای درحالتوسعه نیازمند تأمین مالی فرایند توسعه صنعتی خود میباشند، مورد استقبال قرار میگیرد. در چنین فرایندی، با انتقال صنایع آلاینده به سوی کشورهای درحالتوسعه، این کشورها به صادرکنندگان صنایع آلاینده و در مقابل کشورهای توسعه یافته، به واردکنندگان محصولات این صنایع تبدیل میشوند. اما با توجه به پیشبینیهای مذکور در خصوص انتقال صنایع آلاینده به کشورهایی با سیاستهای زیستمحیطی ملایم، لازم به ذکر است که در پارهای از موارد، مطالعات تجربی، فرضیه پناهگاه آلایندگی را تأیید نمیکنند.
استدلالهای مختلفی در این خصوص که چرا علیرغم پیشبینی مبانی تئوریک مرتبط با فرضیۀ پناهگاه آلایندگی، برخی از شواهد تجربی فرضیه مذکور را تأیید نمیکنند، مطرحاند.
به عقیده توبی 27(1990)، اگرچه بهصورت مطلق، هزینه پرداخت شده توسط بعضی از بنگاههای اقتصادی در کشورهای توسعهیافته بابت حفاظت از محیطزیست زیاد به نظر میرسد، اما این هزینهها غالباً کمتر از 2درصد هزینههای کل بنگاهها را به خود اختصاص میدهند، از اینرو، کاهش رقابتپذیری بنگاهها در اثر اعمال قوانین زیستمحیطی شدید، بسیار کم است. استدلال دیگر برای توجیه وجود شواهد تجربی کم دربارۀ مکانیابی مجدد صنایع آلایندۀ مربوط به کشورهای توسعهیافته در کشورهای درحالتوسعه، وابستگی این صنایع به بازار داخلیشان در کشورهای توسعهیافته است. از طرفی، کشورهایی با قوانین زیستمحیطی ملایم، ممکن است دارای ویژگی معینی همچون فساد، نبود ساختهای مناسب، نااطمینانی، ریسک بالا و بیثباتی قوانین باشند که وجود این ویژگیها حتی علیرغم وجود قوانین و مقررات زیستمحیطی ملایم در این کشورها مانع از سرمایهگذاری و انتقال صنایع سنگین به سوی کشورهای درحالتوسعه میشود. برخی از صاحبان صنایع نیز با در نظر گرفتن اعتبار بینالمللی خود و واکنش بعضی از سازمانهای مدافع محیطزیست که به صورت تبلیغات منفی، سطح فروش آنها را تحت تأثیر قرار میدهند، تمایلی به کسب مزیت نسبی از طریق انتقال صنایع آلاینده به کشورهایی با سیاستهای زیستمحیطی ملایم نشان نمیدهند.
دلایل بسیاری وجود دارد که بیان میکند چرا شدت آلودگی بالاتر و قوانین زیستمحیطی ضعیفی در کشورهای درحالتوسعه وجود دارد: اول، با افزایش درآمد، تقاضا برای کیفیت محیط زیست افزایش مییابد، بنابراین آنها قوانین محیط زیست را شدیداً حمایت میکنند. در کشورهای درحالتوسعه افراد به دلیل درآمد پایین و وابستگی به محیط زیست، خواستار بهبود قوانین محیط زیست نیستند. دوم، رشد اقتصادی کشورهای درحالتوسعه مرتبط با تغییراتی در معیشت آنها از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی میباشد. بنابراین، سرمایهگذاری در بخش صنعت افزایش مییابد که منجر به وخیمتر شدن وضعیت زیستمحیطی میگردد. از دیگر عوامل مؤثر میتوان به ضعف یا عدم اجرای قوانین زیستمحیطی اشاره کرد.
بر اساس مطالعات صورت گرفته به طور کلی تأثیر سرمایهگذاری مستقیم خارجی (تولید کالای آلوده) بر میزان تخریب محیط زیست به سه اثر مقیاس، ترکیب و تکنیک خلاصه میشود.
اثر مقیاس اشاره دارد به افزایش در مقیاس اقتصاد، گسترش تولید و بازدهی فعالیت اقتصادی که ممکن است به دنبال بهبود و ورود سرمایهگذاری مستقیم خارجی رخ دهد. این اثر از طریق متغیر GDP اندازهگیری میشود و چگونگی تغییر در میزان انتشار را به ازای تغییر مقیاس و حجم فعالیتهای اقتصادی بیان میکند و به تمرکز آلودگی اشاره دارد (فرانکل و رومر28، 2000).
اثر ترکیبی به عنوان یک تغییر در سطح انتشار آلودگی در ارتباط با تغییر در شدت فراوانی عوامل معرفی میشود. ورود سرمایهگذاری مستقیم خارجی به کشور میزبان، تغییرات ساختاری را در فعالیتهای اقتصادی به وجود میآورد که بستگی به مزیتهای رقابتی مختلف در بازارهای جهانی دارد: 1) ناشی از مزیت رقابتی در قوانین زیستمحیطی در بخشهای آلاینده 2) ناشی از مزیت نسبی در تفاوتهای فراوان عوامل و تکنولوژی در بخشهای آلاینده در بین کشورها (مارین29 ، 2010).
اثر زیستمحیطی تکنیکی در ارتباط با افزایش سطح درآمد و وضع قوانین زیستمحیطی شدیدتر میباشد، که میزان تغییر در سطح انتشارها را به ازای تغییر شدت تولیدات نشان میدهد. سرمایهگذاری مستقیم خارجی سبب ایجاد تغییرات تکنیکی گردیده و تکنولوژیهای سازگار با محیط زیست که از آلایندهگی کمتری برخوردارند جایگزین تکنولوژیهای مخرب و آلاینده محیط زیست خواهند شد و به کیفیت محیط زیست کمک خواهد کرد.
بهبود تکنولوژی از دو جنبه قابل توجه است: الف) کاراتر شدن در تولید، یعنی برای تولید هر واحد ستاده، از دادههای کمتری که بعضأ آلاینده محیطزیست هستند، استفاده شود. ب) تغییرات مشخص در فرآیندهای انتشار و ایجاد آلودگی، به طوریکه در ازای استفاده از هر واحد داده، آلودگی کمتری ایجاد شود. (مارین ،2010) دو روش اصلی برای اندازهگیری اثر تکنیکی وجود دارد: الف) سنجش اثر تکنیکی در ارتباط با میزان کاهش آلودگی ب) سنجش میزان توزیع تکنولوژیهای کارای کاهش دهنده آلودگی در بین کشورها.
گفتار دوم: پیشینه مطالعات تحقیق
2-6- نتایج مطالعات تجربی
در این بخش، از بین پژوهشهای متعدد و با نتایج عموماً متفاوت انجام شده در سطح جهان پیرامون موضوع، اهم مطالعات مرتبط با موضوع، مورد بررسی قرار میگیرد:
2-6-1 – مطالعات خارجی
پانایوتو 30(1995-1993) مطالعهای را روی گازهای So2 (دی اکسید سولفور)، NOX ،31 SPM (ذرات معلق هوا) و جنگلزدایی در پنجاه کشور در حال توسعه با استفاده از دادههای سالهای 88-1987 جهت آزمون منحنی زیستمحیطی کوزنتس انجام داده و نتیجه گرفت که انتشار سرانه آنها با شکل u وارونه منحنی زیستمحیطی کوزنتس مطابقت دارد و نقاط عطف این شاخصها به ترتیب 3000، 4500، 5500، 8213، دلار بود.
داسکوپتا و همکاران 32 (1997) مطالعاتی در زمینه واکنش بازارهای سرمایه به ترجیحات زیستمحیطی در کشورهای درحالتوسعه طی دورهزمانی 1994-1990 انجام دادند. ایشان در مطالعات خود از روش33(CAPA) استفاده نمودند. نتایج به دستآمده حاکی از آن است بازارهای سرمایه نسبت به ترجیحات زیستمحیطی بنگاهها واکنش نشان میدهند. همچنین اهمیت بازارهای سرمایه در ایجاد انگیزه برای کنترل آلایندهها بیش از قوانین و مقررات زیستمحیطی است.
مورانچو و زارزوسو34 (2004) مطالعاتی در حوزه بررسی منحنی EKC برای 22 کشور OECD طی دوره زمانی 1990-1976 با استفاده از روش پانل انجام دادند. نتایج نشان داد که برای اکثر کشورهای تحت بررسی منحنی EKC به شکل N میباشد.
پاودل و همکاران35 (2005) منحنی زیستمحیطی کوزنتس برای آلاینده CO2 را در 16 کشور آمریکای لاتین تخمین زدند و نتایج نشان داد که اکثر کشورهای آمریکای لاتین در بخش صعودی منحنی EKC برای CO2 قرار دارند.
مانگی و رانجانجنا 36(2008) در مطالعهای روی SPM، NO2، SO2، در هند و در طی دوره زمانی 2003-1991 انجام داده و نشان دادند که روی هم رفته کیفیت محیط زیستی در هند کاهش یافته است، اما منحنی زیستمحیطی کوزنتس یک رابطه مثبتی را بین اثر تجمعی درآمد و کیفیت محیط زیست نشان میدهد.
پرکینز و نئومایر37(2009) در مطالعهای با استفاده از دادههای تابلویی و به کمک روش GMM نشان دادند که گسترش جهانیسازی میتواند موجبات کاهش آلودگی در کشورهای در حالتوسعه را فراهم نماید.
ریچارد 38(2010) مطالعاتی را در زمینه بیثباتی بازارهای مالی و انتشار CO2 (برای 36 کشور) طی دوره زمانی 2005-1981 با استفاده از روش پانل پویا انجام دادند. نتایج نشان داد ثبات مالی بیشتر برای محیطزیست مفید است. چون وقتیکه تامازین و همکاران (2009) مطالعاتی در حوزه کشورهای BRIC (برزیل، روسیه، هند و چین) طی دوره زمانی 2004-1992 انجام دادند. ایشان در این مطالعات از روش پانل استفاده کردند. نتایج حاکی از آن است که توسعهمالی و توسعهاقتصادی، هردو تعیینکننده کیفیت محیطزیست در کشورهای BRIC هستند و توسعه بازارهای مالی باثباتتر هستند، فشارهای زیستمحیطی روی بنگاهها بیشتر است.
تامازین و رآئو 39(2010) مطالعاتی در حوزه تأثیر توسعهمالی، اقتصادی نهادی بر تخریب های زیستمحیطی دراقتصادهای درحالگذار طی دورهزمانی 2004-1993 با استفاده از روش پانلپویا انجام دادند. نتایج نشان

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد جهانی شدن، محیط زیست، کیفیت محیط، رشد اقتصادی Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد رشد اقتصادی، کیفیت محیط، مصرف انرژی، انتشار CO2