منبع پایان نامه ارشد درمورد مثنوی معنوی، کشف المحجوب، صدرالمتألهین، اسفار اربعه

دانلود پایان نامه ارشد

فصوص قیصری در این مورد میگوید: «ليس العجز عن درك الإدراك إدراكاً، بل إدراك العجز الكذائى إدراك، كما يقال، غاية عرفان أهل المعرفة إدراك العجز عنها. و لعله سمع شيئاً و لم يحفظه فقال ما قال» قیصری، شرح فصوص الحکم: 346، تعلیفۀ الإمام الخمينى ره.
411 . ر.ک: ابنعربی، بیتا، فتوحات المکیۀ، ج 1، ص 92.
412 . چنانکه حافظ گوید: «عنقا شکار مینشود دام باز چین کاینجا همیشه باد به دست است دام را». حافظ، خواجه شمس الدین محمد، 1362، دیوان حافظ، تهران : انتشارات خوارزمی، تصحیح و توضیح پرویز ناتل خانلری، ص 30.
413 . ابنعربی، رسالۀ وجودیۀ، ص 148.
414 . ملاصدرا، 1363، المشاعر، تهران: کتابخانه طهوری، به کوشش هانری کربن، ص 53.
415 . ملاصدرا، 1375، مجموعه رسائل فلسفی صدرالمتألهین، تهران: انتشارات حکمت، ص 418.
416 . ر.ک: ابن عربی، محیی الدین، 1997، کتاب الازل، در رسائل ابنعربی، به کوشش محمد شهابالدین العربی، بیروت: دارصادر، ص 157.
417 . ملاصدرا، مجموعه رسائل فلسفی صدرالمتالهین، صص 418-417.
418 . « آسمانهاى هفتگانه و زمين و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبيح او مى‏گويند؛ و هر موجودى، تسبيح و حمد او مى‏گويد؛ ولى شما تسبيح آنها را نمى‏فهميد؛ او بردبار و آمرزنده است» اسراء/ 44
419 . ابنعربی، بیتا، فتوحات مکیه، ج 1، ص 147.
420 . به باورِ ابنعربي، خداوند چيزي را در عالم خلق نكرد مگر اينكه حيّ و ناطق است، چه جماد باشد، چه نبات و چه حيوان. بنابراين هرچه در عالم طبيعت موجود است، جسم متغذي حساس و حيوان ناطق است. (ر.ک: ابنعربی، بیتا، فتوحات مکیه، ج 3، ص 393). جاهلان و نامحرمان نطق موجودات را ادراك نميكنند؛ اما اهلِ کشف دائماً و در عالم حس ـ و نه عالم خیال ـ نطقِ جمادات و نباتات و حیوانات را میشنوند (همان، ج 2، ص 77).
سنگ بر احمد سلامي مي كند كوه يحيي را پيامي مي كند
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم با شما نامحرمان ما خامشيم (مولوی. مثنوی معنوی: 3/20-1019)
بنابر این نطق موجودات در عالم خيال و به لسان حال نيست؛ بلكه در عالم حس و به لسان ذات است. اين معني، لطيف است و كساني كه در حجاب كثيف هستند، قادر به درك آن نيستند، بايد پرده برافتد تا معني درك شود.
چون شما سوي جمادي مي رويد محرم جان جمادات چون شويد
از جمـادي عـالم جـانها رويـد غلغـل اجـزاي عـالم بـشـنويد
فـاش تسبيح جمـادات آيـدت وسوسه تـأويلهـا نـربـايـدت
چون ندارد جـان تـو قنـديلها بهر بينش كـرده اي تـأويلها (مولوی، مثنوی معنوی، 3/4-1021)
ابنعربي، سنگها (ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 2، ص 257)، درختان (همان، ج 2، ص 457)، پرندگان (همان، ج 2، ص 258)، و باقي حيوانات (همان، ج3 ، ص 258)، اعضاء و جوارح (همان، ج 2، ص 683)، حـروف (همان، ج 4، ص 90)، و حتي زمـان (همان، ج 2، ص 17) را نيز نـاطق مي دانـد. اما اينكه اهل نظر تعاريف مختلفي براي جماد و نبات و حيوان و انسان آورده اند، بخاطر مخفي بودن نطق غير انسان بر آنهاست (همان، ج 3، ص 393). همچنانكه زنده بودن كساني كه در راه خدا شهيد شده اند بر آنها مخفي است (همان، ج 2، ص 504) «و لا تقولو لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء و لكن لاتشعرون» (بقره / 154).
421 . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 262.
422 . ملاصدرا، اسفار، ج 6، ص 340.
423 . همان.
424 . ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 108.
425 . ملاصدرا در نظر نهایی خود، با قبول «وحدتِ شخصی وجود»، وجود حقیقی را فقط خداوند میداند؛ وجودی واحد که هیچ نوع تکثری در آن نیست؛ نه به تباین آن چنان که رأی فیلسوفان مشایی است و نه به مراتبِ شدت و ضعف که به وحدتِ تشکیکی مشهور است. بر اساس این رأی، ممکنات آینههای وجودِ حق تعالی هستند و از آنجا که خاصیتِ آینه، حکایتگری از صورتی است که در آن متجلی است، هر ممکنی تمامِ کمالاتِ خداوند و از جمله علم را داراست؛ اما جمادات به خاطر نقصِ خود، بهرۀ کمتری از این کمالات دارند. (ر.ک: ملاصدرا، اسفار، ج 6، صص 336-335). این مطلب، به معنای «تشکیک در مظاهر» است.
426 . همان، ج 3 ، ص 345.
427 . همان، ج 3، ص 292.
428 . ر.ک : همان، ج 3، ص 297.
429 . ر.ک: ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 1، ص 91.
430 . ر.ک: همان، ج 2، ص 117؛ ابنعربی، فتوحات (14 ج)، ج 13، ص 76.
431 . ملاصدرا، شرح اصول الکافی، ج 2، ص 141.
432 . هجويری، کشف المحجوب، ص 19.
433 . انصاری، مجموعه رسائل فارسی، ج 1، ص 19.
434 . گنابادی، سلطان محمد، 1408، تفسیر بیان السعادۀ فی مقامات العبادۀ، چاپ دوم، بیروت : مؤسسۀ الأعلمی للمطبوعات، ج 1، ص 3.
435 . ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 3، ص 242.
436 . ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 3، ص 242.
437 . از نظر ابنعربي فردانيت ـ به خلافِ وحدانيت ـ مختص خداوند است؛ زيرا هر کائنی با کائناتِ ديگر داراي اشتراکي است و با احديت خود از آنها جدا ميشود و به خاطر همين اشتراک نميتواند «فرد» باشد. اما خداوند با هيچ یک از کائنات داراي اشتراک نيست. لذا اسم «فرد» حقيقتاً فقط بر خداوند صحيح است. اوست که از تمام جهات فرد است و هيچ وجه اشتراکي با کائنات ندارد. به همين دليل است که خداوند حدّي ندارد و نيز داراي مثل و ضدّي نيست (ر.ک: همان، ج 2، ص 291).
438 . همان، ج 3، ص 420.
439 . همان، ج 3، ص 465.
440 . همان.
441 . مجلسی, محمد باقر، 1403، بحار الأنوار ، بیروت : دار احیاء التراث العربی، ج 92، ص 456.
442 . ابنعربی، رسالۀ وجودیۀ، ص 173.
443 . ابنعربی بر خلافِ فیلسوفان که انسان را حیوان ناطق دانستهاند و وجه تمایز انسان از حیوانات دیگر را «عقل» میدانند، معتقد است که حقیقتِ آدمی، قلب است؛ یعنی لطیفهای الهی که میانِ نَفَس رحماني و جسم قرار دارد. ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 1، ص 275.
444 . «لباست را پاکیزه بدار». مدثر/ 4.
445 . مجلسی، بحار الانوار، ج 55، ص 39.
446 . ر.ک: ابنعربی، بیتا، فتوحات المکیۀ، ج 1، ص 416.
447 . همان، ج 1، ص 468.
448 . همان، ج 1، صص 409-408.
449 . همان، ج 4، ص 245.
450 . همان، ج 4، ص 409.
451 . مجلسی، بحار الانوار، ج55، ص 39.
452 . ابنعربی، بیتا، الفتوحات المکیۀ، ج 4، ص 246.
453. سبزواری در منظومۀ حکمت میگوید: «علم و إن بدت له مراتب إذ بعضه جواهر بل واجب
فبعضه کيفيه نفسيه فهيهنا أبحاثه حريه» سبزواري، شرح المنظومه، ج 2، ص 484.
454 . ر.ک: اسفار، ج 1، صص 117-116.
455 . ر.ک: ملاصدرا، الشواهد الربوبیۀ، ص 439.
456 . از نظر ملاصدرا وجود ذهني سايهاي از آن علم تحقق يافته در نفس است که هيچ اثري ندارد. به تعبير ملاصدرا علم داراي وجود حقيقي و امري نفسي است؛ اما وجود ذهني، امري قياسي است و وجودي ظلي دارد. وي در مواضع مختلفي از آثارش بر اين امر تأکيد کرده است مثلا در اسفار اربعه ميگويد: «إن الحاصل من المعلوم في الذهن صورة لا هوية و الوجود ظلي لا متأصل» (ملاصدرا، اسفار. ج 1. ص 312) مقصود اين است که وجود ذهني، سايهاي از آن علم است که در نفس انسان منعکس ميگردد؛ زيرا علم، همان وجود يا نور حقيقي است که ظاهر بالذات و مظهر غير ميباشد. «آن غير که در علم حصولي روشن ميشود، همان صورت علمي ميباشد که در ساية همين نور پديد ميآيد» (جوادي آملي، رحیق مختوم، ج 1، ص 42).
457 . ر.ک: ابنعربی، بیتا، فتوحات، ج 1. صص 167- 738؛ همان، ج 3، ص 245.
458 . «فلا صفة أشرف من صفة العلم فإنه معطي السعادة في الدارين و الراحة في المنزلتين أصل الأعداد الواحد فلا وجود لها إلا به و به بقاؤها فمن لا علم له بأحدية خالقه كثرت آلهته و غاب عن معرفته بنفسه فجهل ربه‏». ابنعربی، بیتا، ج 2، ص 102.
459 . ر.ک: همان، ج 1، صصص 350- 357 -520 ؛ فتوحات(14 ج)، ج 5، ص 269.
460 . ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ج 1، ص 128.
461 . ر.ک: همان، ج 2، ص 184.
462 . «اعلم انّ الوجود هو الخیر و السعادۀ، و الشعور بالوجود ایضا خیر و سعادۀ» . ملاصدرا، اسفار، ج 9، ص 121.
463 . ر.ک: تفسیر القرآن الکریم، ج 7، ص 387.
464 . فارابی، آراء اهل مدینۀ الفاضلۀ، ص 85؛ ابنسینا، رسائل ابن سینا، ج 2، ص 140.

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام خمینی، جوادی آملی، منازل السائرین، حکمت و فلسفه Next Entries منبع پایان نامه درمورد جرایم اقتصادی، مجازات اسلامی، قانون جدید، جرم اقتصادی