منبع پایان نامه ارشد درمورد قرآن کریم، هنر اسلامی، دوران اسلامی، رسول اکرم (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

دارای سرگذشت قابل توجه و تأملی است (افروند، شهیری، 1380: 22).
با طلوع دین مبین اسلام و در نخستین سدههای هجری، کتابآرایی و کتابت مورد توجه قرار گرفت و کتابخانهها و شبکههای درباری و آموزشی، همگی در مسیر نسخهآرایی و فن کتابسازی، هیأتی نظاممند پیدا کردند. بنابراین مسلمانان در همان سده اول دوران اسلامی توجه خاصی به امر کتابت مبذول داشته و در اصلاح و بهبود شیوه آن تلاش نمودند. در این سدهها مسلمانان برای کتابت قرآن مجید از خط کوفی و نسخ استفاده میکردند. در ابتدا برخی حروف همانند شیوه خط عربی پیش از اسلام بدون نقطه و اِعراب و یکسان نوشته میشد و از این نظر تشخیص آنها از یکدیگر دشوار بود. این دو خط از آغاز بسیار ابتدایی، بدون ظرافت و از هر نظر فاقد صلاحیت برای نگارش وحی الهی بودند. برای رفع این نقایص، قرآن کریم نقشی بنیادین در تکامل و بهبود خوشنویسی عهدهدار و تحولی بزرگ را در این هنر باعث شد.
در قدیمیترین نمونه قرآنی که در دست است و آن را به قرن اول یا دوم هجری نسبت میدهند، کلمات فاقد نقطه و اِعراب میباشند. در قرآنهای قرن دوم به تدریج بعضی از حروف دارای نقطه میشوند، البته نقطهها به شکل اِعراب است و هنوز محل نقطه ثابت نیست. در قرآنهای قرن سوم به بعد به تدریج از نقطه، اِعراب و تنوین برای قرائت صحیح استفاده میشود. در این قرآنها اِعراب به شکل نقطه و نقطهها شکل اعراب دارند، اما از اواخر قرن سوم و چهارم خط عربی از تنوع بسیار زیادی برخوردار شده و هر روز شیوه جدیدی در امر کتابت بهوجود میآید. (سیر تحول کتابت قرآن تا سده هشتم هجری(دوره ایلخانی)، 1385: 50-49).
تا سال 67 ه.ق در قرآن هیچگونه نشانهگذاری وجود نداشت تا اینکه در این سال نقطهگذاری و اِعراب توسط ابوالاسود دوئلی (متوفی69 ه.ق) رایج شد. او این شیوه را از حضرت علی آموخته بود. ابوالاسود برای نشانهگذاری فتحه، ضمه و کسره نقطه را انتخاب کرد که با رنگی متفاوت از خط قرآن نوشته میشد. به این ترتیب برای فتحه یک نقطه بالای حرف و برای کسره یک نقطه در زیر و برای کسره یک نقطه در وسط یا جلوی حرف قرار میداد و دو نقطه علامت تنوین بود. نقطههای حرکات و اعراب را با رنگ سرخ و نقطه حروف متشابه با رنگ دیگر نوشته میشد (سید جوادی، 1378: 29).

2-5- خوشنويسي
بارزترین شکل هنری متفاوت با تمدن و ادیان گذشته خوشنویسی و تذهیب است که این هر دو هنر مستقیما تحت تأثیر تفکر قرآنی ظهور مییابند و هر دو به تعبیری هنری منزه و قدسیاند. منزه از آن جهت که حتیالامکان سعی شده است خواص و صفات مادی از آنها زدوده شود که برای همنشینی با کلمه حق لیاقت یابند. (نعیمایی، 1378: 4).
بهدلیل محدودیتهای واقعگرایانه و ممنوعیت شکلگری در دنیای اسلام، از درخت هنر اسلامی شاخههای هنری بسیار ظریف و قابل تأملی رشد یافتند که با نگاهی روحانی و ماورائی به خلق اثر پرداختند. یکی از شاخصترین شاخههای هنر اسلامی- که ارتباطی مستقیم و عمیق با متون قرآنی دارد- خوشنویسی است. این هنر که در آن به هیچوجه ردپایی از هنر واقعگرایی دیده نمیشود از جنبههای زیباییشناسی و محتوایی عمیق و روحانی برخوردار است و از آغاز با قرآن کریم و متون مذهبی دیگر پیوندی جداناپذیر داشت، که هم تزئینگر آن گردید و هم زیبایی کلام قرآن را با زیبایی نگارش درهم آمیخت. (شادقزوینی، 1382: 63).
خوشنویسی فراتر از گونهای ساده از مهارت میباشد. لازمه آن داشتن نوعی فردیت است که باید در چهارچوب دستورالعملهایی کاملا مشخص متجلی گردد. خوشنویسی تا حد زیادی بیان نوعی هماهنگی است، بدانگونه که برای تمدنی خاص قابل درک میباشد.
در بیشتر ادیان الهی خط و بهویژه خوشنویسی از آنرو که با کتابت کتابهای آسمانی مرتبط است از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد. ادیان مختلف بهویژه اسلام با ایجاد لزوم نوشتن کتاب آسمانیشان، برای حفظ و انتقال آن و ضرورت خوانا بودن برای نسلهای بعدی، نقش مهمی در تحول و رشد خوشنویسی داشتند.
هنر خوشنویسی قابلیتپذیرترین شاخه هنرهای اسلامی است، این هنر به عنوان اصیلترین هنرها در نظر گرفته میشود زیرا شکلی قابل رؤیت به بیان کلام قرآن میبخشد. خود قرآن بارها بر اهمیت نوشتن تاکید کرده است. بنابراین نوشتن منشاء الهی دارد. اعتقاد به سرنوشت مکتوب باعث شده است خداوند، کاتب سرمدی نامیده شود. از اینرو طبیعی است که مسلمانان نوشتن قرآن را از همان ابتدا به طریقه همشأن با زیبایی سرمدیاش آغاز کنند.
لزوم کتابت دقیق قرآن، عربها را وادار کرد تا خطشان را اصلاح و ترمیم کنند و به آن تا حدی زیبایی بخشند که ارزش کتابت وحی الهی را داشته باشد. از اینرو خوشنویسی در میان هنرهای اسلامی به عنوان معنویترین هنرها و تجلی روح اسلامی به شمار میرود (سعیدنیا، همپارتیان، 1385: 143-140).
لذا انگیزه قوی و محرک، باعث ابداع هنر خوشنویسی زیبا و بیمانند در جهان اسلام گردید و کمکم خوشنویسان مسلمان تمدنهای گوناگون با توجه به برخی از ویژگیهای محلی، ملی و میهنی خود، در چهارچوب اصول و قوانین تثبیت شده اسلامی در امر کتابت شروع به طبعآزمایی کردند و نتیجه این امر آفرینش قرآنهایی گردید که امروزه هر کدام زینتبخش موزههای سراسر جهان است. این قرآنها (حتی ابتداییترینشان از نظر شیوه نگارش) دارای زیبایی و شکوهی وصفناشدنی میباشند که ماوراءالطبیعی است و نشان از حضوری مقدس دارد (سعیدنیا، همپارتیان، 1385: 150).
قرآن کریم، تأثیر شگفتانگیز و عظیمی بر رشد و تکامل هنر خوشنویسی و کتابت گذاشت. عجیب نیست که گرانبهاترین مواد و دقیقترین هنرها در ایجاد قرآنها، وقف شده است. کاتبان وحی، عشق به پیام آسمانی را در قلب و عروقشان داشتند و سفارشدهنده اصلی را در نظرشان خداوند میدانستند (فدایی، 1388: 64).

2-5-1- خطوط رایج در کتابت قرآن
2-5-1-1- خط کوفی
نخستين كمال خوشنويسي در اسلام در خط شاخصي ديده مي‌شود كه مي‌توان گفت در نيمه دوم قرن دوم هجري، به اوج خود رسيد. اين خط نتيجه آشكار جستجويي آگاهانه و منبعث از احساس نياز به شكلي تصويري‌تر در حروف بود، نيازي كه خود موجب تلاش‌هاي متعددي در جهت هنر قدسي شد. شكلي كه عاقبت به نتيجه رسيد و غالب شد، نام خود را از شهر عراقي كوفه مي‌گيرد كه از نخستين مراكز تعليم اسلامي بوده است (لينگز، 1377: 16).
دو قرن پس از آنکه صحابه رسول اکرم (ص) قرآنی را که جبرئیل از جانب خداوند بر او نازل کرده بود، روی برگ نخل و استخوان ثبت کردند، کتاب آسمانی به خط پرشکوه کوفی بر صحایفی مرتب و کامل با سرلوحهای زرنگار نوشته و دارای قواعد و موازین معینی شد به طوریکه از آثار باقیمانده و قرآنهای نوشته شده آن دوران روند این تکامل مشهود است. از این زمان تا قریب هزار سال شیوه کتابت و کتابسازی رو به کمال گذاشت (کاظمی، 1385: 49).
لحن قرآن صلابت و شکوه ویژهای دارد که این ویژگی در روحیه بصری خط کوفی و نیز خطوطی که بعد از آن برای کتابت قرآن استفاده شد، کاملا آشکار است. در کتاب آسمانی، معمولا خداوند به صورت اول شخص جمع که پرشکوهتر است صحبت میفرماید، که این شکوه در مجموعه بصری هر صفحه قرآن که از خوشنویسی، اسلیمیهای حاشیه و ریزنقشهای تزئینی تشکیل شده، دیده میشود (افشار مهاجر، 1380: 17).
خواندن این خط حتی توسط کسانیکه زبان مادریشان عربی است، دشوار است. در این خط به نظر میرسد حروف در خود بسته میشوند و رازهای درونی خود را آشکار نمیکنند (نصر، 1386: 12).
خط كوفي اوليه از همه خطوط به ترسيم نزديك‌تر است. خط كوفي را نمي‌توان ايستا خواند، زيرا خطوط افقي چشمگيرش كه غالباً بسيار كشيده است، بدان تحرك مي‌بخشد. چنانكه گويي حروف آن مي‌خواهند قطعيت امر الهي را كه منشاء وحي است بيان كنند، يا گويي مي‌خواهند اعلان كنند که پيامي را بيان مي‌كنند، پيامي كه هنوز تا حدي به مبدأ مستور و مطهر خود اتصال دارد كه در آسمان در لوح محفوظ ثبت شده است و این پیام لايتغير و ابدي است. در عينحال در اين سبك چيزي واقعاً مرموز و مكتوم هست كه آن را بيش از آن‌كه عيان كند محفوظ مي‌دارد، گويي از افشاي اسرار خوف دارد (لينگز، 1377: 16).

به نظر میرسد خط کوفی یکی از بهترین موقعیتها برای هنرمندان و خطاطان بوده باشد. چرا که هم خود قابلیت تنوع و تزئین بسیار داشته و هم مختص نگارش قرآن بوده و مشروعیت خاصی داشته که سرانجام به گونهگونی و تزئینی شدن مفرط آن انجامید (شایسته فر، 1388: 57).
در ابتدا خط کوفی مکمل زیبایی تذهیب بود. از این خط تا سده هفتم برای نگارش سرفصلها، سورهها و عنوانها استفاده میشد. اتفاقا این خط همخوانی دلنشینی با تذهیب داشت و برای تجسم مقاصد هنری بسیار مناسب بود. در آغاز این عبارات را با رنگ مشکی مینوشتند، سپس رنگهای دیگر همچون سفیدآب، زعفرانی، لاجورد و نهایتا آب طلا را در نگارش آن به کار بردند. اطراف چنین عنوانی را که مستطیل دراز افقی شکلی بود تذهیب میکردند. به همین لحاظ، تذهیب علاوهبر حاشیه، داخل متن کتاب هم جای گرفت. بعدها خط نسخ و تعلیق و نستعلیق جایگزین خط کوفی در نگارش عنوانها شد. (زارعی مهرورز، 1373: 128).
هنر خوشنويسي با خط كوفي تأسيس شده، اما نشو و نمو بعديش در جهت خطوط پيوسته و خواناتري (مانند نسخ، ثلث، محقق و …) بود. این خطوط در قرن سوم و چهارم هجری به صورت ابتکاری توسط کُتاب و خوشنویسان از خط کوفی استخراج و ارائه گردید كه به اقلام سته معروف‌اند. اين شش نوع خط عبارتند از: نسخ، ثلث، محقق، ريحان، توقيع و رقاع.
در مورد مخترع و ایجادکننده آن خطوط بحثهای فراوانی صورت گرفته و نظرات مختلفی ارائه شده است. اما یقینا شخصي ايرانيالاصل به نام محمد بن علی بیضاوی شیرازی معروف به «ابن مقله» و ملقب به «قدوهالکتاب» برای این نوع کتابت اقلام، اصولی را ارائه نمود و هر شش قلم را به نیکوترین وجه نوشت (سید جوادی، 1378: 29).
در ميان اين خطوط، دو خط نسخ و ثلث، اهميت بيشتري پيدا كردند؛ به طوريكه امروزه نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند، در صورتيكه ساير خطوطي كه ابن مقله به وجود آورده بود، به دليل مشكلاتي كه در خواندن و نوشتن ‌آنها وجود داشت، كمتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته‌اند و بيشتر قرآن‌ها با خط نسخ كتابت گرديد. (توضيحاتي در مورد خط محقق،…. در مقاله آشنايي با قرآني به خط هنرمند فاخر دوره تيموري گنجينه خورشيد / دانشورز: 28).
در دوره عباسی از خط محقق نیز برای قرآننویسی استفاده میشد. خطوط محقق، ریحان و ثلث که ظهور همزمان با نسخ داشتهاند، عظمت خط کوفی را کامل میکنند. خط ثلث بیشتر برای سرسورهها بوده است (افشار مهاجر، 1380: 17).
در قرن پنجم با حضور ابوالحسن علاءالدین بن هلال معروف به ابن بواب (متوفی 423 ه.ق). وضعیت کتابت کلام الله مجید، به شکل گسترده دستخوش تغییر شد. ابن بواب خط نسخ را توسعه و گسترش فراوانی داد (سید جوادی، 1378: 29).
این را باید دانست که پس از اصلاح خط، باز تا مدتی خوشنویسان سدههای هفتم و هشتم ه.ق قرآنها را به خط کوفی و شیـوه سده اول، دوم و سوم ه.ق، برای احتـرام و بـنا به خواهش ملوک زمان مینگاشتهاند (شایستهفر، قرآنها و رقعههای قرآنی موزه رضا عباسی: 135).
پیشرفت خوشنویسی قرآن مجید در سدههای بعد نیز ادامه داشت. تیموریان و شاهزادگان تیموری به کتابت قرآن مجید توجه داشتند.
در قرن نهم خواجه تاج سلمانی اصفهانی خط تعلیق را از ترکیب دو خط توقیع و رقاع به وجود آورد. این خط ابتدا برای نوشتن نامهها به کار رفت، ولی در عناوین و اسم سور قرآن مجید نیز مورد استفاده قرار گرفت و سپس به صورت شکسته درآمد. (سید جوادی، 1378: 29).

2-5-1-2- خط نسخ
پرکاربردترین خط در زمینه کتابت قرآن خط نسخ بود که از اواخر سده دوم هجری به بعد رایج شد، از اواخر سده سوم هجری رواج کامل یافت و به تمام سرزمینهای شرقی که تحت تسلط اسلام بودند گسترش یافت. این خط رفته رفته برای کتابت قرآن جای خطوط دیگر نظیر کوفی یا محقق را گرفت و از سده پنجم هجری اغلب قرآنها با این خط نگارش یافتند (قندهاریون، 1389: 29).
این خط که برای

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد هنر اسلامی، دوره اسلامی، قرآن کریم، ایران باستان Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قرآن کریم، جهان اسلام، زیباشناسی، تمدن اسلامی