منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، قانون مجازات

دانلود پایان نامه ارشد

دليل در شعبه محترم ديوان هست اين که در مقام دفاع بوده است يعني در مقام دفاع اين کار را کرده ، پس هم در اين راي شان و هم در راي بعديشان پرونده را اصراري تشخيص داده اند، به در مقام دفاع بودن متهم تکيه کرده اند که اين را بايد بررسي کنيم، حادثه در جايي واقع شده است که چند نفر حضور داشته اند و از نزديک نحوه شروع حادثه “من البدو الي الختم” ديده اند. در ابتداي امر مقتول با متهم هيچ گونه درگيري نداشته ، متهم با کسي ديگري درگيري داشته، حسب گفته اکثريت شهود، مقتول به او تذکر داده است گفته ، گاهي صريح گفته که تو با بچه 14 ساله طرف شدي و گاهي گفته تو چرا با اين سربه سر ميگذاري؟ متهم آن آقا را رها مي کند و بر ميگردد سراع مقتول. پس ببينيد تعرض را ابتدائا چه کسي شروع مي کند، آيا متهم شروع مي کند يا مقتول؟ ما مي بينيم که متهم متعرض مقتول مي شود، ابتدا با ناسزا گفتن و ناسزاگوئي او، اگر يک شاهد گفته بود ما مي گفتيم چه بسا که جاي تامل باشد، چند نفر از شهود يا به صورت صريح نوع ناسزا را هم مطرح کرده اند، اين متهم است که طرف را وادار مي کند به عکس العمل. خوب يک چنين فحشي را مي دهد، تقريبا از نظر سن و سال نزديک به هم هستند، يکي 19 سال و آن ديگري 24 سالش است، طبيعي است که طبيعت انسان اين است که در مقابل يک چنين فحشي عکس العمل نشان دهد و ناسزا را تعقيب کند، وقتي تعقيب مي کند که طرف فرار مي کند خانه اش بوده ، يا کجا بوده يک پرچين داشته، پرچين را اين آقايان دوجور براي ما گفته اند، پرچين آيا يک ديوار بوده؟ آيا سنگ چيني بوده؟ چوبي بوده و از روي اين چوب بايد رد مي شده آن طرف؟ متهم به پرچين مي رسد و از روي مانع رد مي شود، اين امر نشانگر اين است که همين شخص کم سن و سال و ضعيف الجثه و آدم خيلي چست و چالاکي و تيز و تندي بوده از روي پرچين مي پرد به طرف ديگر و مي افتد، مقتول مي آيد که از روي پرچين رد بشود همانجا مورد اصابت سنگ متهم قرار مي گيرد ، يعني رد نشده مي خواسته رد بشود، فاصله را هم از يک متر تا 4 متر گفته اند يعني فاصله هم طوري نبوده است که بگوييم اگر سنگي را مي پراند به طرف نمي خورد. پس اولا – روي پرچين اين سنگ به مقتول اصابت کرده و طرف هم از چنگ او در رفته ، هيچ جايي براي دفاع از خودش نبوده، روي پرچين سنگ بهش مي خورد و همانجا مي افتد ، حالا چند دقيقه به قول اين آقا گفته چند لحظه اي نشست بعدا بلند شده يا ايستاده يا هرچه، عنايت داشته باشد اين را ما مي خواهيم اسمش را بگذاريم در مقام دفاع کردن، شعبه محترم ديوان مي فرمايند که دفاع بوده، اين را نمي دانم اين واقعا از نظر عرفي، شرعي، قانوني، حقوقي، قضايي،اسم اين را مي توانيم بگذاريم يا نه، دفاع يا چي، دفاع ازچي، کسي متعرض شده، کسي حمله کرده، کسي تعقيبش کرده و کجا زده است؟
اولا – روي پرچين بوده، اين آقا مانع داشته، علي الفرض اين که بخواهد طرف را بگيرد آن طرف را نمي توانسته بگيرد، ثانيا ً – سنگي را که انداخته مستقيم انداخته به طرف اين، شعبه محترم مي فرمايند که اگر با قصد و هدف گيري موضع حساس اين سنگ را پرت کرده بود بله مي شد که مثلا گفت اين قاتل، قتل عمدي بود من سوالم اين است که آيا موضوع حساس را هدف قرار دادن جزء شرايط قتل عمد است يا خير ؟
اگر نگوييم قصد کشتن داشته، دليلي بر قصد کشتن نداريم اما با عنايت به وضعيت حادثه و محل اصابت و نوع آلت قاتل، در نتيجه اين را ما لااقل مشمول بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي بدانيم که قتل واقع شده است.طرف قصد قتل نداشته ولي نوعا يک چنين عملي کشنده است. در نتيجه بنده آراء محاکم عمومي را تاييد مي کنم که قتل عمد بوده و موجب قصاص هم هست.
رئيس : جناب آقاي آموزگار
بنده تحليلي به عکس نظريه جناب آقاي عروجي دارم. عرض کنم خدمت شما، ما اينجا رسيدگي شکلي مي کنيم، اگر واقعا خود بنده که فعلا اظهار نظر مي نمايم قاضي بدون بودم و رسيدگي ماهوي مي کردم شايد جور ديگري نظريه مي دادم و به تاييد محاکم عمومي مي آمدم، اما براساس گزارش، براساس مطالبي که جناب آقاي سجادي بيان فرمودند ، من بر اساس اين گزارش نظر مي دهم تحليل ديگر دارم، عرض من اين است که در کبراي مساله ما هيچ ترديد نداريم، هم فقها و هم قانون قتل عمد را تعريف کرده اند ميگويند جايي است که انسان قصد قتل داشته باشد چه آلت قتاله باشد چه نباشد. بنده ب ماده 206 ناظر به جائي است که آلت نوعا قتاله باشد، که آنجا ديگر قصد قتل هم لازم نيست. خوب در کبراي اين مساله کسي ترديد ندارد، ما اينجا داريم بحث صغروي مي کنيم و بحثمان اين است که آيا اين سنگ کشنده است يا خير؟ اگر کسي به کسي چاقو بزند احتمال وقوع قتل خيلي زياد است مثل تفنگ، تفنگ هم اينطوري است وقتي که گلوله اصابت مي کند به بدن يک انسان نوعا و عموما و حتي از نظر پزشکي هم منتهي به قتل خواهد شد. در اکثر حالات اگر احصاء کنيد منجر به قتل مي شود. چاقو اگر به گلو بخورد به دست و پا بخورد، بالاخره در اثر برندگي که دارد رگ و ريشه و اينها را مي برد، وقتي بريدخونريزي خواهد شد و دنبالش هم مرگ است. اما سنگ اينطور نيست، سنگ مي شود گفت قتال است، مثلا اگر به مراکز حساس بخورد قتاله است، نوعا کشنده است و عرف هم همين را تاييد مي کند. پس يک فرق ماهوي است بين چاقو و تفنگ و بين سنگ، سنگ اگر ما احراز مي کرديم که اين ضارب وقتي سنگ را پرتاب کرد قصد داشته که فقط به سرش يا مراکز ديگر حساس بزند مي شود گفت که سنگ نوعا قتاله و کشنده است اما اگر اين را احراز نکرديم قتل عمد نيست و فرض اين است که ظاهرا دادگاه اين را احراز نکرده که متعمدا و عامدا قصد داشته باشد به سر اين آقا بزند، فرض اين است اگر چنين است احتمال اصابت اين سنگ به تمام بدن اين آقا مساوي است و نسبت به قسمت فوقاني بدن ممکن است بيشتر باشد، اما انقدر نيست و فاصله چقدر باشد و شخص مضروب بين چند نفر باشد ، تنها باشد، يا بين اشخاص ديگر باشد و اگر تمام اين شقوق را انسان بخواهد بررسي کند روي حساب احتمالات ابتدائي احتمال اين که سنگ بخورد به مرکزي که موجب قتل شود اين احتمال درصد بالائي ندارد. در مساله دفاع به نظر من اصلا دفاع در بين نبوده ، بنده در نهايت نظر شعبه محترم 27 ديوان عالي کشور را تاييد مي کنم.
رئيس :جناب آقاي عامري
مسائلي قابل توجه است که بطورخلاصه عرض مي کنم. يکي مساله اثبات وقوع قتل و اگر اثبات ارتکاب آن توسط متهم است طبق موازيني که داريم ثبوت قتل يا به وسيله اقرار بايد باشد که در اين پرونده اقراري وجود ندارد و متهم در هيچ کجا اقرار نکرد که من سنگ زدم و سنگ پرتاب کردم، موضوع دفاعي هم که شعبه محترم عنوان کرده اينجا متهم متعرض دفاع نشده نگفته من دفاع کردم بلکه شعبه ديوان عالي است که موضوع را دفاع تلقي کرده پس اقرار نيست، اما مساله شهادت مي بينيم که شهود شهادت داده اند ولي واجد شرايط شهادت شرعي و قانوني نيستند و عدالت آنها احراز نشده ، بعلاوه شهادت آنها يکنواخت نيست بلکه مختلف است، بعضي گفته اند من نديدم چه کسي زده ، بعضي گفته اند فاصله يک متر بود، بعضي گفته اند فاصله چهار متر بود، به اين ترتيب نمي توانيم اعتماد به شهادت اين قبيل افراد بکنيم، به علاوه اينکه شهادت اينها توسط متهم جرح شده و قبول نکرده، گفته شهادت اينها را قبول ندارم، شهود خودشان جزء اصحاب دعوي بوده اند، پس به مساله شهادت هم ما نميتوانيم اکتفا کنيم. اما مساله علم قاضي که بگوييم قاضي از اين قرائن و شواهد علم پيدا کرده اولا تصريح نکرده ، ثانيا مستندات علم خودش را بيان نکرده است، به نظر مي رسد که اين مساله از باب لوث باشد که مي بايد قسامه اجرا مي شد، امارات ظنيه موجود است که اين آقا اين کار را کرده و امارات ظني موجب لوث مي شود و قتل با قسامه ثابت مي گردد، ولي قسامه هم در اينجا اجرا نشده. به نظر من اشکال وجود دارد و ثبوتش بدون دليل است. مساله دومي که هست اين است که عرض کنيم علم قاضي در اينجا حجت ابدش ، قاضي هم با اين که صريحا نگفته که به علمم استناد کرده ام فرض کنيم با علم قتل را احراز کرده باشد انطباق هم با اين که صريحا نگفته که به علمم استناد کرده ام فرض کنيم با علم قتل را احراز کرده باشد انطباق قتل با بند ب ماده 206 مورد شبهه است چون بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامي اين است که قاتل عمدا کاري را انجام دهد که نوعا کشنده باشد، فرض کنيم سنگ توسط اين شخص پرتاب شده وسنگ هم حجر غامز بوده ، در فتواي حضرت امام رضوان الله تعالي عليه در تحريرالوسيله سنگ غامز? ذکر شده، متهم سنگ را پرتاب کرده اما اينکه قصد زدن داشته مي خواسته سنگ را بزند به سر يا بدن طرف مقابل ، اين مطلب را ما بايد صد در صد احراز کنيم اگر شبهه باشد و سنگ را مثلا پرتاب کرده به طرف او که او نيايد و او را نگيرد، اگر احراز بشود صد در صد که با پرتاب سنگ قصد زدن داشته ول قصد قتل را نداشته مي توان گفت که نوع قتل عمد است.
در اين مساله به نظر من شبهه شده ، نتيجتا با راي شعبه ?? ديوان عالي کشور موافق هستم و راي دادگاهها را خلاف احتياط مي دانم.
رئيس : جناب آقاي يزدان زاده
آنچه مسلم است محمد… ?? ساله، سيدحسين…??ساله را به قصد کتک زدن تعقيب کرده ، سيد حسين موسوي در حالي که فرار ميکرده ، سنگي حدود نيم کيلو تا يک کيلو را برداشته به فاصله حدود ? متري به طرف محمد … پرتاب ميکند و سنگ به جمجمه محمد … اصابت کرده و منتهي به مرگ وي مي شود.
در ماده 206 قانون مجازات اسلامي قتل عمد تعريف شده.
الف)مواردي که قاتل با انجام کاري قصد کشتن شخص معين يا فرد يا افرادي غير معين از يک جمع را دارد خواه آن را کار نوعا کشنده باشد خواه نباشد ولي در عمل سبب قتل مي شود.
ب)موارد که قاتل عمدا کاري را انجام دهد که نوعا کشنده باشد هرچند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.
1- سنگ تيز
ج) مواردي که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاري را که انجام دهد نوعا کشنده نيست ولي نسبت به طرف بر اثر بيماري و يا پيري يا ناتواني يا کودکي و امثال آنها نوعا کشنده باشد و قاتل نيز از آن آگاه باشد.
از اقدام سيدحسين به کيفيتي که گفته شد چنين استنباط مي شود که نامبرده قصد و نيت قتل محمد را نداشته ، بنابراين موضوع با شق الف منطبق نيست.
سيدحسين 19 ساله در حال فرار سنگ حدود نيم کيلو يا يک کيلوئي را برداشته در فاصله حدود ? متري به طرف محمد پرتاب کرده بدون اين که نشانه گيري نمايد، با توجه به وزن سنگ و فاصله بين متهم و مقتول، محل پرتاب و محل اصابت که قطعا شتاب سنگ و ميزان ضربه وسيله نوجوان 19 ساله کاهش مي يابد ، نوعا کشنده نيست و با بند ب ماده 206 تطبيق نمي کند.
محمد جوان ?? ساله بوده ، ناتوان و پير و کودک نبوده و حسب محتويات پرونده بيمار هم نبوده و اگر هم بيماري خاص داشته قطعا متهم به آن آگاهي نداشته است، بنابراين مورد از شمول بند ج ماده 206 قانون مجازات اسلامي خارج مي باشد، با توجه به مراتب مشروحه عمل متهم با بند ب ماده 295 قانون مجازات اسلامي که قصد فعلي را که نوعا سبب جنايت نيم شود داشته باشد و قصد جنايت را نسبت به مجني عليه نداشته باشد… عملي وي منتهي به قتل شود منطق است و در نتيجه راي شعبه 27 ديوان عالي کشور مورد تاييد است.
رئيس : جناب آقاي سليمي
به نظر بنده قتل عمد است، به شرحي که عرض خواهم کرد زيرا موارد عمده تنها اين نيست که مرتکب قصد قتل مقتول را داشته باشد معمولا در ايراد ضرب که منتهي به قتل مي شود: آلت قتل سه نوع مي باشد ، يک ذاتاکشنده است مثل اسلحه گرم و سرد نظير تفنگ و چاقوي ضامن دار و شمشير و قمه و يک نوع ديگر آلت ضربه مي باشد که نوعا کشنده نيست لکن به اعتبار شخص مجني عليه کشنده است مثل کودک و پير و عليل و بيمار و بعضي آلت ها ذاتا کشنده نيست بلکه به اعتبار موضوع اصابت، کشنده مي شود مثل سنگ و چوب و قيچي و در موضوع مانحن فيه آلت قتل سنگ بوده که به اعتبار موضع اصابت قتاله و کشنده شده است. چون محل اصابت جمجمه مجني عليه بوده که موضع حساست است و سابقا هم آراء متعدد اصراري و وحدت رويه در موارد مذکور صادر شده و اين که شعبه محترم استدلال فرموده اند که قتل غير عمد است مورد قبول بنده

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، قانون مجازات، دفاع مشروع Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، قانون مجازات، قانون کار، دفاع مشروع