منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، قانون مجازات، محل سکونت، دفاع مشروع

دانلود پایان نامه ارشد

سابقه خصومت و اختلافات قبلي که با خانواده خادميها داشته اند با داشتن سلاح کلاشينکف و با برنامه ريزي قبلي شبانه به مزرعه ذرت خانواده خادميها که متصل به منزل آنها بود و مشغول تخريب زراعت ذرت آنها مي شوند خانواده خادميها بمنظور جلوگيري از خسارت و حفظ اموال و دفاع از خود با اسلحه با آنها مقابل کرده و عبدالمجيد بطرف آنها تيراندازي نموده که بر اثر اصابت گلوله غريب به قتل مي رسد چون اقدام به تخريب زراعت نياز به همراه آوردن اسلحه نداشته و وجود اسلحه در دست غريب موجب ترس و موجب ترس و وحشت خانواده خادميها از تهاجم شبانه کهزاد و غريب شده که ناگزير به منظور دفاع از خود اقدام به تيراندازي کرده که در نتيجه سيد عباس به قتل رسيده است بنابراين اقدام عبدالمجيد به تيراندازي که منجر به قتل غريب گرديد دفاع متناسب مشروع تلقي مي شود و رأي شعبه بيستم ديوان عالي کشور که بر اين اساس صادر شده موجه بوده معتقد به تأييد آن مي باشم.
رئيس: آقايان آراء خود را در اوراق رأي مرقوم فرمايند.
رئيس: تعداد حاضر در جلسه 27نفرند اکثريت به تعداد 22نفر رأي شعبه بيستم ديوان عالي کشور را تأييد نمودند اقليت به تعداد5 نفر رأي دادگاهها را پذيرفته اند.
رأي شماره 18- 22/8/1375
هيأت عمومي شعب کيفري ديوان عالي کشور (اصراري)
استدلال دادگاهها از جهت محکوميت متهم آقاي عبدالمجيد به قصاص نفس موجه نمي باشد زيرا هر چند که شرايط کامل دفاع مشروع هم در پرونده امر محقق نمي باشد ولکن با توجه به اينکه عده اي از طايفه مرحوم غريب مقتول با توافق و تباني قبلي به قصد انتقام جويي نيمه شب مسلح به سلاح ناريه به مزرعه مجاور محل سکونت متهم هجوم آورده تو اقدام به تخريب مزرعه ذر آنها نموده اند متهم را در حدي که مستوجب مجازات قصاص نفس باشد مسئول نمي داند، لذا با عنايت به مراتب فوق راي شماره 1749-30/9/74 شعبه دووم دادگاه عمومي ياسوج نقض و به اکثريت آراء راي شعبه بيستم ديوان عالي کشور بر عدم استحقاق متهم به قصاص نفس تأييد مي شود و مستنداً به بند ج از ماده 24 قانون تشکيل دادگاههاي عمومي و انقلاب رسيدگي مجدد را به دادگاه ديگري از دادگاههاي عمومي ياسوج يا قائم مقام آن ارجاع مي نمايد. (هيأت عمومي ديوان عالي کشور (شعب کيفري))

7- رأي شعبه 27 ديوان عالي کشور بشماره 3051 – 4/11/1373163
خلاصه جريان پرونده: آقاي 1. “الف” 16ساله، محصل 2. “ب” 23ساله، شاطر 3.”ج” 25ساله، کارمند 4.”د” 27 ساله، قصاب 5. “ه” 25 ساله، تراشکار 6. “و” 25 ساله، کارگر 7.”ض” 24 ساله، ارتشي 8. “ح” 25ساله، متهم رديف اول به اتهام قتل عمدي حسن “ت” 28ساله، ارتشي، به وسيله چاقو و شرب خمر[متهم رديفهاي] دوم و سوم به اتهام خريد مشروبات الکلي و شرب خمر، [متهم] رديف چهارم به اتهام تهيه و فروش مشروبات الکلي و شرب خمر، [متهم] رديف پنجم به اتهام شرب خمر، [متهمان] رديف ششم و هفتم به اتهام خريد مشروبات الکلي و [متهم] رديف هشتم به اتهام شرکت در خريد مشروبات الکلي تحت تعقيب قرار گرفته اند. دادسراي عمومي شهرستان … پس از انجام تحقيقات معموله به شرح کيفرخواست شماره 73/108-30/1/73 تقاضاي مجازات متهمين را نموده و به شرحي که در آن دادنامه [آمده] است در مورخه 13/1/73 آقاي “ب” و آقاي “ج” در معيت مقتول به نام آقاي “ت” و آقاي “الف” جهت تفريح سيزده بدر به اطراف شهرستان …. مي روند. بعد از صرف غذا و نوشيدن شراب (خمر مسکر) سه نفر به نامهاي آقاي “ب” و آقاي “ج” و آقاي “ت” خواسته اند با آقاي “الف” 16ساله عمل لواط انجام دهند. با کنار رفتن ديگران آقاي “ت” (مقتول،28ساله) با اصرار و تهديد به کتک کاري آقاي “الف” با چاقو و انداختن دستمال به گردن آقاي “الف”، وي مجبور به عمل لواط مي گردد و سه نفر ديگر بعد از اتمام عمل لواط آقاي “الف” را محاصره مي کنند و با اجبار قصد انجام لواط داشتند. آقاي “ج” زيرانداز را به زمين مي اندازد تا عمل لواط انجام دهد و اورکت خودش را در مي آورد. آقاي “الف” قبلاً ديده بوده که آقاي “ج” چاقو را توي جيب اورکت گذاشته است، چاقو را برداشته و آقاي”ت” اصرار به ارتکاب لواط ديگران نيز مي کرده و جلو آقاي “الف” را گرفته [که “الف] دفاعاً از عرض خود با وارد کردن ضربات چاقو به آقاي “ت” او را به قتل مي رساند. متهمين اقرار به شرب مسکر نموده اند.
شعبه نهم دادگاه کيفري يک … در تاريخ 25/2/73 با حضور داديار و طرفين و وکلاي آنان و تمامي متهمين و اولياي دم تشکيل جلسه مي دهند و پس از استماع اظهارات آنها اعلام ختم رسيدگي مي نمايد و به شرح دادنامه شماره 195-26/2/73 با توجه به جميع اوراق پرونده و اقراير تمامي متهمين پرونده در جلسه دادرسي و در تحقيقات اوليه و صدور کيفر خواست و گواهي پزشکي قانوني و قبولي اتهام لواط از طرف وکيل اولياي دم و ساير شواهد و قرائن موجوده وقوع عمل لواط به توسط آقاي “ت” نسبت به آقاي “الف” براي دادگاه محرز و بلاريب و بلاشک مي باشد و نيز اتهام انتسابي آقاي”الف” دائر بر قتل عمدي آقاي “ت” و شرب خمر براي دادگاه محرز و مسلم مي باشد وبا توجه به مطالب بيان شده در دادنامه اقدام وي را مشروع و مقتول را مستحق قتل دانسته و دفاعاً از عرض محسوب گرديده، لذا مستنداً به ماده 226قانون مجازات اسلامي دادگاه استناداً به علم خود متهم را به نام آقاي “الف” را از اين جهت نيز تبرئه مي نمايد و متهم آقاي”هـ” را از اتهام انتسابي نيز تبرئه مي کند و در رابطه با اتهام آقاي ” ب” و آقاي”ج” نسبت به شروع به عمل لواط در کيفرخواست منعکس نشده و نسبت خمر اتهام هر دو متهم محرز و مسلم براي دادگاه مي باشد، لذا مستنداً به ماده175 قانون مجازات اسلامي در رابطه تهيه و خريد مشروب الکلي و ماده 174با استفاده از ماده105 قانون مذکور هر يک از آقاي “ب” و آقاي “ج” را به تحمل دو سال حبس تعزيري و هشتاد ضربه شلاق حد شرب خمر محکوم مي نمايد و در رابطه با اتهام آقاي “د” دائر بر فروش مشروب الکلي و شرب خمر با توجه به اقرار و اعتراف وي در تمام موارد تحقيق و در جلسه دادرسي اتهام انتسابي وي براي دادگاه محرز و مسلم گرديده، لذا مستنداً به ماده 105 و مواد 175 و 174 قانون مجازات اسلامي آقاي “د” رابه تحمل يک سال حبس تعزيري و هشتاد ضربه شلاق از باب حد شرب خمر محکوم مي نمايد و نسبت به اتهام آقاي “ب” و آقاي”ض” و آقاي”ح” داير بر خريد مشروب الکلي به علت فقد دليل کافي از اتهام انتسابي تبرئه مي نمايد.
اولياي دم به توسط وکيلشان آقاي … به دادنامه صادره از جهت برائت متهم طي لايحه اي اعتراض نموده اند و کتباً تقاضاي تجديد نظر نموده اند و محکوم عليهم آقاي”ب” و آقاي”د” وآقاي”ج” هر کدام طي لايحه اي تقاضاي عطوفت و تجديد نظر نموده اند. از اين جهات پرونده به ديوان عالي کشور ارسال گرديده و به اين شعبه ارجاع داده شده است.
هيئت شعبه در تاريخ بالا تشکيل گرديد و پس از قرائت گزارش آقاي … عضو مميز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنين رأي مي دهند:
” بسمه تعالي. با توجه به محتويات پرونده و امعان نظر در آن دليلي که موجب نقض دادنامه گردد ارائه نشده و درخواست تجديد نظر با هيچ يک از موارد مذکور در ماده 10قانون تجديد نظر مصوب سال 72 تطبيق نمي کند و با رد درخواست تجديد نظر طبق بند يک ماده 5قانون مذکور دادنامه شماره195- 26/2/73 شعبه نهم دادگاه کيفري يک …. ابرام مي گردد پرونده به دادگاه مذکور عودت داده مي شود.”

8- رأي هيأت عمومي ديوانعالي کشور بشماره 11-19/5/1378164
خلاصه جريان پرونده: آقاي سلامت … ?? ساله سرباز وظيفه جمعي منطقه انتظامي سقز اهل و ساکن اصلاندوزاز توابع پارس آباد اردبيل متهم است به قتل عمدي مرحوم هوشنگ … ?? ساله. بدين شرح : آقاي حسين…?? ساله برادر متهم قصد ازدواج با دختري به نام اکرم…?? ساله داشته و هر دو طرف به هم علاقمند و به امر ازدواج راضي بوده اند و داماد آقاي حسين… خانم اکرم… را فراري داده و به شهرستان بيله سوار برده و پس از سه روز توقف در خانه خاله اش به روستاي جعفر آّباد رفته و توسط روحاني محل صيغه شرعي جاري و وي را به عقد دائم خود در مي آورد و بعد از اجراي صيغه شرعي مقاربت نموده و اين دومين بار است که ازدواج کرده و همسر اولش را چهار سال پيش طلاق داده است البته پدر خانم اکرم…چهار سال قبل به علت برق گرفتگي فوت نموده است و پس از اين که خانم اکرم را به عقد دائم خود در مي آورد به همراه بعضي از بستگان و اهالي شبانه عروس خانم را به منزل خود وارد مي کند و چون مرحوم هوشنگ …عموي اکرم خانم از مخالفين ازدواج بوده و از تمرد اکرم خانم و اقدام خودسرانه وي ناراحت بوده نامبرده شبانه داخل منزل داماد آقاي حسين … مي شود تا اکرم خانم ار با خود ببرد که با متهم درگير و از ناحيه ران چپ توسط متهم به وسيلا چاقو زخمي شده و قبل از رسيدن به بيمارستان فوت نموده است. مشروح جريان طبق نظراظهارات شهود و اقارير متهم بدين شرح است: شاهد برادر متهم آقاي حسين … در صفحه 28 گفته : اکرم … را مي خواستم به نکاح در بياورم و دوبار در عرض بيست روز خاله ام را براي خواستگاري فرستادم همه فاميلهاي اکرم راضي بودند و همچنين مادرش راضي بود ولي دايي اکرم آقاي محرم…مخالفت کرد و مي خواست اکرم را به علي…که پسرعمويش مي باشد بدهد که اکرم حاضر نبود با وي ازدواج کند و ساعت چهار صبح بود در خانه خوابيده بودم صداي سگ آمد بلند شدم ديدم خانم اکرم…آمده و گفت به تو پناه آورده ام و اگر مرا فراري ندهي خودم را مي کشم و تقصير را به گردن شما مي اندازم من هم گفتم بگذار لباسم را بپوشم و از پدرم پول بگيرم اکرم به من گفت خودم بيست هزار تومان آورده ام با يک انگشتر او را به خانه خواهرم بردم و گفتم مي خواهيم فرار کنيم با اتومبيل به بيله سوار فرار کرديم و به خانه خاله ام رفتيم و گفتم اين خانم را فراري دادم و روز 3/1/76 به اتفاق خاله ام به روستاي جعفرآباد به قصد خواندن صيغه آمديم و پيش روحاني آمديم و صيغه خواندند و يک سند عادي نوشتند و مبلغ دوميليون و پانصد هزار تومان مهريه تعيين شد پس از آن مستقيما به خانه مان رفتيم و در صفحه 76 گفته: به محض رسيدن متوجه شدم شخصي چاقو به دست به دنبال ماشين ما دوان دوان مي آيد نامبرده را نشناخته و از قصد وي مطلع نشدم ديدم يک نفر سراسيمه داخل چاقو خورده است و مردم او را گرفته بودند گفتم اين کيست که اين کار را انجام مي دهد جواب دادند عموي اکرم است(مرحوم هوشنگ…) او را گرفتم و گفتم اکرم زن من است ناموس من مي باشد چرا او را مي زني روي او را بوسيدم و گفتم عيبي ندارد اکرم برادرزاده شما مي باشد انشاءالله با دادن هديه تلافي مي کني که مرحوم هوشنگ…خنديد و به حالت نيمه نشسته در آمد و چاقوي او را دوباره به حالت بسته به خودش دادم و تقريبا اطمينان حاصل شد که ايشان قانع شده است دوباره نامبرده چاقو را باز نمود و به ما حمله ور شد در اين موقع من در کنار همسرم و ديگر زنان بودم به محض حمله نامبرده برق خاموش شد من با باز نمودن دستنهايم قصد محافظت همسرم و ديگر زنان نمودم که برادرم سلامت متهم بلافاصله مرحوم هوشنگ … را گرفت و به اتفاق هم از پنجره به بيرون پرت شدند و سر و صدا بلند شد در حياط چيزي نديدم بعدا پدرم در حالي که دم ايوان ايستاده بود به من گفت سلامت متهم هوشنگ را با کارد ميوه خوري زد و از پايش با چاقو زده است من از درب نگاه کردم ديدم پدر و مادرم با نيسان هوشنگ را به بيمارستان بردند و حسب ظاهر در بيمارستان مرحوم هوشنگ فوت نموده است و چاقو متعلق به مرحوم هوشنگ…ميباشد و اتهام ارتکاب عمل حرام و متواري شدن با اکرم را قبول دارم قصد ازدواج داشته ام .
شاهد ديگر خانم اکرم… در صفحه 33 گفته: صيغه من و حسين … را در جعفرآباد خواندند و به اتفاق ريش سفيدان به اصلاندوز آمديم و به خانه حسين… رفتيم و شبانه نشسته بوديم که عمويم هوشنگ…را ديدم به حسين… گفت آمدم اکرم را ببرم اگر ندهي چاقو مي زنم حسين گفت ناموس من است نمي خواهم ببري هوشنگ دوبار چاقو زد مانتوي مرا پاره کرد حسين گفت اشکال ندارد. و در صفحه 78 گفته: پدرم چهار سال

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد دفاع مشروع، قتل عمد، قانون مجازات، ضرب و جرح Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، قتل عمد