منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، جبران خسارت

دانلود پایان نامه ارشد

الملائكةوقدسبقناهم الي معرفةربناوتسبيحه [وتهليله‏] وتقديسه،ان الله تبارك وتعالي خلق آدم فأودعناصلبه وأمرالملائكةبالسجودتعظيمالناوإكراما،وكان سجودهم لله عزوجل عبوديةولآد م إكراماوطاعةلكوننافي صلبه،فكيف لانكون أفضل من الملائكة،وقدسجدوالادم كلهم أجمعون”25ملائكه خدمتكارماوخدمتگزاردوستداران ماهستند ،اي علي كساني كه عرش راحمل مي كنندودرگرداگرد آن باحمد پروردگارشان تسبيح مي گويندوبراي كساني كه به ولايت ماايمان آورده استغفار مي كنند،اي علي اگر مانبوديم خداآدم وحواوبهشت وجهنم وآسمان وزمين را خلق نمي كرد،چگونه ازملائكه افضل نباشيم در حالي كه به معرفت وتسبيح وتقديس پروردگارمان پيشي گرفته ايم.خداوند تبارك وتعالي آدم راخلق كردوپس مارا درصلبش به امانت سپردوبه ملائكه دستوربه سجده براي بزرگداشت وتكريم ماراداد،سجده آنان براي خداي عزوجل عبوديت وبراي آدم اكرام واطاعت بود چراكه مادر صلب آدم بوديم،پس چگونه از ملائكه افضل نباشيم درحالي كه همه آنها براي آدم سجده كردند؟
دليل پرداختن ما به بحث كرامت اين بود كه اعطاي كرامت به انسان موجب حرمت بيشترخون اوست ودرآيات وروايات انواع كرامت،مظاهركرامت وآنچه كه به آن مرتبط است را توضيح داديم.

فصل دوم:علائم ودلايل حرمت خون مسلمان درآيات وروايات

بخش اول:علت اهميت خون مسلمان:
پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله خون مسلمان و مال مسلمان را محترم مى‌شمارند. خون غير مسلمان احترام ندارد؛همچنين مال غير مسلمان احترام ندارد مگر اينكه در تعهّد إسلام در آيند.
مشركينى كه بواسطه معاهده در تعهّد إسلام در آيند خون و مالشان ارزش دارد و محفوظ است؛ چون عنوان معاهده، مسلمانان را در حفظ خون كفّار متعهّد مى‌كند؛ و بر أساس آن پيمان، هر مشركى كه در ذمه إسلام است خونش و مالش محترم است. و أمّا از اين گذشته، غير مسلمانِ غير مُعاهد هيچ احترام و ارزشى ندارند.
ارزش أفراد بشر در نزد پروردگار به إيمان و إسلام است. كسى كه إيمان به پروردگار و إسلام ندارد مثل بهائم است. اگر جسدش در بيابان هم بيفتد واجب نيست إنسان آن را دفن كند؛ همانجا مى‌ماند تا اينكه در سوزش آفتاب گداخته شود، يا حيوانات او را از بين ببرند؛ مثل حيوانى كه مرده باشد‌.
فقط آنچه كه به إنسان ارزش و قيمت مي دهد إسلام است كه او را ذى شرف مى‌كند؛ و تمام أفراد مسلمان، أعمّ از عالم و جاهل، بزرگ و كوچك، سفيد و سياه، حتّى طفل شيرخوار يا پيرمرد از نقطه نظر خون يك قيمت دارند. اگر پيرمردى عالماً طفل شيرخوارى را كه تازه متولّد شده است كشت، أولياء دم مى‌توانند آن پيرمرد را بكشند، گرچه داراى أموال فراوان و علمى وافر و اعتبار و جاهى عظيم باشد. خون همه أفراد داراى يك قيمت است. كسى كه إسلام آورد، شرف إسلام به او قيمت مى‌دهد.
پيغمبر صلّى الله عليه و آله مى‌فرمايد: همه أفراد از آدمند و مانند طَفُّ الصّاع مى‌باشند؛ وقتى پيمانه را پر مى‌كنند، اين پيمانه ديگر جا و قابليّت ندارد. أفراد هم از جهت انتساب به آدم و حوّاء يكسان بوده، و در نزد خداوند طفّ الصّاع مى‌باشند. آنچه به آنها مزيّت مى‌دهد و بعضى را بر ديگرى فضيلت مى‌بخشد، إسلام و إيمان و تقواست؛ و همين است كه كفّار و مشركين را كه ايمان به مبدأ ندارند از قيمت مى‌اندازد.26
1)علائم حرمت خون مسلمان:
جان ،خون ،مال وآبروي مسلمان محترم است وهيچ كس حق ندارد به آنها تعرض كند.شارع اهتمام زيادي به حفظ اين امور دارد چون مصالح فرد واجتماع در صورت عدم حفظ اين موارد به خطر مي افتد وپيامد ها ي جبران ناپذيري درپي خواهدداشت ازجمله ،ازبين رفتن قبح ارتكاب جرم وتسلط مجرمان بر عموم جامعه با زور بازو.براي جلوگيري از وقوع چنين پيامدهايي مجازات سنگين براي هريك از متعرضين درنظر گرفته شده است كه به آنها اشاره خواهيم كرد.
محترم بودن جان ياخون مسلمان درواقع حمايت از حق حيات اوست وشارع اين حمايت راازطريق وضع مجازات براي مجرمين آن يعني قاتلان ،قرارداده است.مثلا درحدود،حدبراي محارب است. درقصاص قصاص براي قاتلين عمداست،ودرديات ديه براي قاتل غير عمداست كه پرداخت آن برعهده عاقله اوست.شدت اين مجازات ها بيشتر به سبب بازدارندگي از ارتكاب مجدد مجرم و مخرب بودن آثار جرم براي اجتماع است مانند ترس ازكشته شدن كه درادامه زندگي اجتماعي فرد ايجاد اختلال مي كند.
1-1) عدم تضييع خون مسلمان:
1-1-1)قصاص :يكي از راههايي كه جلوي هدررفتن خون مسلمان را مي گيرد ،قصاص است. مجازات جاني به صورت پي درپي وبه دنبال فعل او اجرا مي شود.همان فعلي راكه جاني بر مجني عليه وارد كرده ،به عنوان مجازات براي اودرنظرگرفته شده است. جايگاه حرمت خون مسلمان بيشتر درقصاص نفس است .هرچنددرقصاص اعضا وجراحات ارتباطش كم رنگ مي شود ،امااز اهميت آن نسبت به خون مسلما ن نمي كاهد چون اعضا وجسم مسلمان به سبب برخي جرايم مانند ضرب وشتم به خطر مي افتد.بنابراين به تبيين آن موارد هم پرداخته خواهدشد. قصاص درلغت از قص گرفته شده است ” قصت الشي اذا تتبعت اثره شيئا بعد شي “27يعني به تدريج دنبال اثر آن رفتن.”اقتصاص في الجراحات والحقوق شئ بعد شي”28تقاص كردن در جراحات وحقوق به تدريج به دنبال اثر آن رفتن است.موجب قصاص نفس خارج كردن نفس همتا ازروي عمد و ستم است قصاص در قتل غير همتا و مرتد نيست .29قصاص نفس زماني است كه قتل عمد رخ دهد .وقتي قتل ،عمدي خواهد بود كه شخص بالغ عاقل قصد كند كسي را با وسيله اي كه غالبا كشنده است به قتل برساندهم چنين اگر فرد قصد قتل كند با وسيله اي كه نادرا كشنده است ،وموجب مرگ شودبازهم قاتل مانند قتل عمد قصاص مي شود . قتل عمد با مباشرت وتسبيب حاصل مي شود مباشرت مانند ذبح كردن ،خفه كردن ، سم دادن ، شمشير زدن ،چاقوزدن،باوسيله سنگين زدن،زدن با سنگي كه در بدن فرو مي رود ،زخمي كردن در محل قتل. تسبيب داراي مراحلي است1)زمانيكه جاني به تنهايي سبب اتلاف شود.2)زماني كه به جاني مباشرت مجني عليه منضم باشد .3)هنگامي كه به او مباشرت حيوان منضم باشد .4)هنگامي كه به جاني مباشرت انسان ديگر منضم باشد. 30 اكراه در قتل تاثيري نداردو قصاص مباشرواجب مي شود ولي مكرَه قصاص نمي شود و آمر به قتل زنداني مي شود تا بميرد. اكراه در غير نفس تحقق پيدا ميكند .31 مجازات قصاص نفس تنها براي قاتلي است كه مرتكب قتل عمد شود .قتلي كه همراه با قصدوفعل مجرمانه قتل باشد.روش هاي تحقق ارتكاب قتل عمد متفاوت است وبه هرروشي كه محقق شود ،قصاص براي آن درشرع معين شده است. اسلام اصل قصاص را پذيرفته است ولي آن را محدودساخته است”ولاتقتلواالنفس التي حرم الله الا بالحق ومن قتل مظلوما فقدجعلنالوليه سلطانافلايسرف في القتل إنه كان منصورا”32به كشتن انساني كه خداخونش را محترم دانسته است دست نيازيد هركس به ستم كشته شود،به طلب كننده خون اوقدرتي داده ايم . ولي درانتقام ازحدّنگذردكه اوپيروزمنداست. خداوندقصاص را براي جلوگيري ازريختن خون بي گناهان تشريع كرده است ؛زيراكسي كه مي دانداگر انساني رابكشدخودنيز كشته مي شود،دست به چنين كاري نمي زند.33 قصاص از حقوق الناس است يعني شرع براي جبران خسارت جنايت ديده وضع نموده است كه مي تواند ازاين طريق جبران كند يا با گرفتن عوض مالي ويا بدون آن درگذرد.34امام علي (ع) درمورد مجازات قصاص فرمودند:”فرض الله القصاص حقنا للدماء”35خداوند قصاص را براي حفظ جان مردم تشريع نموده است.مجازات قصاص براي مرتكبين قتل عمد وجرايمي كه مجازات قصاص براي آن تشريع شده است ،از تضييع خون مسلمان جلوگيري مي كند. اين پيشگيري بيشتر به سبب فلسفه قصاص است كه عامل حيات وبازدارنده از قصاص قاتل است تادست به قتل ديگري نزند.اما درصورت ارتكاب قتل، راه جبراني براي جنايت ديده است.
2-1-1)حدود:روش ديگر شارع براي جلوگيري از هدررفتن خون مسلمان ،تشريع حدود است .مجازاتي كه بايد برمرتكبين اجراشود .اجراي مجازات هم به نفع مجرم است وهم جامعه تاازتكرار آن جلوگيري شود.مجازات حد براي منع مرتكبين است وبين انسان وارتكاب جرم فاصله مي اندازد تابازدارندگي داشته باشد.درحرمت خون مسلمان ،جرم محاربه است كه محارب با اعمالي مانندارعاب با سلاح وكشتن تهديدي براي خون او محسوب مي شود ودر جايگاه خود به تبيين آن خواهيم پرداخت.حدود در لغت “فصل بين الشيئين لئلا يختلط أحدهما بالاخرأو لئلا يتعدي أحدهما علي الاخر ،وجمعه حدود .فصل مابين كل شيئين حد بينهما ومنتهي كل شئ حده”36 حدفاصله بين دو شئ است تايكي باديگري نياميزد يا از ديگري فراتر نرود. جمع حد حدود است .فاصله بين دو شئ، يعني حد بين آن دواست وانتهاي هر شئ اي حد آن است.
“الحد الدفع و المنع ” 37حد يعني دفع و منع .درشرع حد به معناي عقوبت خاصي است كه مربوط به سختي وآزار دادن بدن است و به واسطه ارتكاب مكلف به معصيت خاص مستحق حد مي شود كه شارع مقدس مقدار آن را تعيين كرده است.38 وممكن است در شرع به معناي حاجز و حائل باشد چون حد بين اكثر عقلا و مكلفين بين ارتكاب معصيت وگناه حاجزو حائل مي شود وجدايي مي افكند . ممكن است به معناي اندازه ومنتهاي هر چيزي باشد چون حد عقوبتي است كه اندازه ومنتهي و پايان آن واضح و روشن است وتخطي و تجاوز از آن جايز نيست. ممكن است به معناي منع و جلو گيري باشد زيرا در حد معناي منع نهفته است زيرا “الحدّة،المنع ” 39.وامري است كه ازرجوع به شئ منع مي كند .حدود در شريعت براي سر كشي وضع شده است وتجاوز از آن جايز نيست وخداونددرامورمخصوص به آن امر كرده است.40اسباب حدود شش مورد است :زنا و آنچه تابع آن است.
3-1-1)ديات:شارع درهيچ موردي از خون مسلماني كه به ناحق ريخته شود ،نمي گذرد. حتي درقتل غيرعمد براي قاتل آن مجازات مالي ديه را درنظر گرفته است وحق مقتول است..قتلي كه همراه با قصداست اما فعلش مجرمانه براي تحقق قتل نيست.پرداختن اين مجازات بر عهده عاقله جاني است .حكم ديه درقصاص اعضا وجراحات عمدي آن جايي است كه خوف هلاكت جاني برود.كاربرد ديه درحرمت خون مسلمان در قتل غير عمد است فرقي نمي كند كه مقتول انسان بالغ يا جنيني باشد كه به مرحله دريافت كردن ديه رسيده باشد.ديات در لغت “حق القتيل،وقد وديته وديا “41حق مقتول ،وَََدَيْتُ يعني ديه را دادم.”الديه بالكسر :حق القتل والجمع الديات ” 42ديه با كسره دال، داشتن حق قتل (آدمكشي ) است كه جمع آن ديات است.ديه مصدر است واصلش از ودي است ها عوض از واو محذوفه است و فاءالفعل كلمه است وبه معني اعطاي ديه به مقتول است .ديه در اصطلاح شرع وفقه عبارت است ازمال واجبي بر جاني به علت وارد كردن جنايت برنفس يا اعضاي انسان آزاد ،خواه مقدار ديه تعيين شده باشد يا تعيين نشده باشد كه در صورت دوم ارش يا حكومت ناميده مي شود43ديه غرامت مالي شرعي است كه به خاطر وارد كردن ستم بر انسان مسلمان غيرمستحق است .ديه مانند ساير اموال ميت بين ورثه تقسيم مي شود اگر شخصي با قتل كشته شود از قاتل ديه گرفته مي شودبراي نفس ،ديه كامل است.44ديه اصالتا در خطا وشبه خطا يعني عمدي كه شبيه خطاست ثابت مي شود .خطاي محض مانند اينكه تيري به سوي حيواني پرتاب كند وبه انسان بخورد ياآنكه تيري به سوي فردي بزند ويه شخص ديگر بخورد .خطاي شبيه عمد يا عمد شبيه خطا آن است كه قاتل قصد انسان وشخص خاص را كرده باشد ، اما با وسيله اي كه غالبا كشنده نيست عدوان نباشد .مانند آنكه كسي را براي تاديب بزند زدني كه مضروب را معمولا نمي كشد وبه مرگ او منجر نمي شود .اجراي حكم پرداخت ديه منوط به تشخيص صحيح قتل غير عمد از جانب مقامات قضايي است كه خوددراين امر خبره مي باشند. درصورت تشخيص صحيح انواع قتل است كه مجازات قاتل براساس انواع قتلي كه مرتكب شده است، مشخص مي شود كه بايدقصاص شوديا ديه پرداخت كند. اگر نوع قتل اشتباه تشخيص داده شود موجب هدررفتن خون مي شود.مثلا اگر قتل خطايي ،عمد تشخيص داده شود خون قاتلي كه به سبب قتل خطا كشته شده هدررفته است هرچند كه اوقاتل است وديه برايش ،درنظرگرفته شود. براي تشخيص بهتر انواع قتل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق انسان، امام صادق Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد عوامل بازدارنده، محل وقوع جرم