منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

واحدةفتكلم ثم مكث يوما أوأكثر من يوم ثم مات فهو شبه العمد”. 127 اگر مردي ،مردي را باچوب ياسنگ زد سپس براثر يك ضربه قبل ازاينكه سخني بگويد ،بميرد آن شبه عمد است .پس ديه بر قاتل است واگر بيشتر بود وبرزدن باچوب ياسنگ پافشاري كرد،آن عمد است وقاتل كشته مي شود .واگر يك ضربه زد ومضروب سخن گفت سپس يك روز يابيشتر توقف كرد سپس فوت شد آن شبه عمداست. درصورتي كه عرف تعمّدراتشخيص دهد ،قصاص برقاتل است امااگرقتل عمد برفعل جاني صدق نكنديادرصدق قتل عمدياعدمش شك وجودداشت ،ديه ثابت است.128تحقق قصد قتل عمدمستلزم پافشاري والحاح قاتل است. 129
هم چنين اگر قاتل تير رايا با وسيله اي كه تيررارها مي كندبه سمت مقتول پرتاب كندسپس مقتول بميرد،قتل عمداست اگرچه قاتل قصدكشتن اورانداشته باشدچون فعل قتل درحالي كه معمولا كشنده است ،تحقق يافته است.130پس كشنده بودن فعل قاتل است كه موجب تعرض به خون مسلمان مي شود.وهر فعل قتلي معمولا با ابزار ووسيله اي به وقوع مي پيوندد.
2-2)شديدبودن عذاب آخرت قاتل دربي حرمتي به خون مسلمان:
در روايات هم مانند آيات مجازات قاتل شديد است واز اين طريق به تعدي كنندگان خون مسلمان پاسخ داده شده است.
علاوه بر مجازات دنيايي،وجود مجازاتهاي اخروي درميان مجازات هاي اسلامي كمك بسياري درجهت بازدارندگي اشخاص ازارتكاب جرم هاداردزيرا بسياري از افراد به خيال خودازچنگال قانون مصون اند وفكرمي كنندمي تواننددست به ارتكاب جرم بزنندوازمجازات ايمن باشنددراين جا مجازات هاي اخروي ،تنها عامل بازدارنده است ونگهبان دائمي فردوپليس هميشگي او مي باشد.131
هرگاه شخصي،قتل ديگري راحلال بدانديابراي دين وايمانش اورابكشد،قاتل كافر است درحالي كه از اسلام خارج شده است واستحقاق مجازات جهنم ابدي رادارد. 132
امام صادق (ع) مجازات قاتلي كه مقتول رابه خاطر مسلمان بودنش مي كشد واصل حرمت خون اورادرنظر نمي گيرد،درگفتار خداي عزوجل “وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالداً فِيها “.133فرمودند:” وهركس مومني رابه خاطردينش بكشد قتل عمد است كيفرش دوزخ است كه درآن ماندگار خواهد بود ” “وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً”. وعذابي بزرگ برايش آماده ساخته است.
توبه نداشتن قاتل عمد كنايه ازعدم سقوط احكام دنيوي است كه دربرگيرنده مجازات است .134مجازات قصاصي كه عامل جبران خون ريخته شده است.
ابن سنان ازامام صادق(ع) درمورد توبه قاتلي كه حرمت خون مومني را به سبب دين داربودن ازبين برده يا به خاطر غير دين دار بودن اين حرمت را زير پانهاده است ،نقل كرده است: “سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُؤْمِنِ يَقْتُلُ الْمُؤْمِنَ مُتَعَمِّداً لَهُ تَوْبَةٌ قَالَ إِنْ كَانَ قَتَلَهُ لِإِيمَانِهِ فَلَا تَوْبَةَ لَهُ وَ إِنْ كَانَ قَتَلَهُ لِغَضَبٍ أَوْ بِسَبَبِ شَيْ‌ءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا فَإِنَّ تَوْبَتَهُ أَنْ يُقَادَ مِنْهُ. “135 ازايشان پرسيدم مومني كه مومن ديگر رابكشد آيا برايش توبه است ؟فرمودند اگر اورابه خاطر ايمانش بكشدتوبه ندارد.واگر اورابراي غضب يا به سبب چيزي ازامور دنيايي بكشد توبه اش اين است كه قصاص شود.
3-2)ممنوعيت زياده روي استيفاي قصاص درروايات جبران خون مسلمان:
روايات مانندآيات زياده روي واسراف رادراستيفاي قصاص توصيه نمي كندزيرازياده روي درآن حرمت خون انسان هاي ديگر راازبين مي برددرحالي كه اصل حرمت خون است وبايد مورداحترام قرار بگيرد.
منظورازاسراف نكردن درقتل،اسراف نكردن دركشتن قاتل است به اين صورت كه شخصي راكه حقش قتل نيست وكسي رانكشته است،نبايدكشته شودوانسان نبايد كاري كند كه موجب هلاكت بي گناهان شود.هم چنين ولي دم ازمثله كردن قاتل ياكشتن غيرقاتل نهي شده است.136زيرا همه اين ها آثار مخرب اجتماعي خودرادارد اازجمله مي توان به انتقام وانگيزه براي ارتكاب جرايم بي رحمانه ترمانند گروگان گرفتن ولي دم ،شكنجه وسپس قتل آنان اشاره كرد.كه اين ها حرمت خون مسلمان رابيش از پيش پايمال مي كند.
امام صادق(ع)درموردنهي اززياده روي دراستيفاي قصاص فرمودند: “إِذَا اجْتَمَعَ الْعِدَّةُ عَلَى قَتْلِ رَجُلٍ وَاحِدٍ- حَكَمَ الْوَالِي أَنْ يُقْتَلَ أَيُّهُمْ شَاءُوا- وَ لَيْسَ لَهُمْ أَنْ يَقْتُلُوا أَكْثَرَ مِنْ وَاحِدٍ- إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً- فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطانا فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ “.زماني كه عده اي بر قتل يك مرد اجتماع كنند،حاكم به اين حكم مي كندكه هركدام ازقاتلان راكه ولي دم بخواهدقصاص كند. امافقط اختيار كشتن يك نفر از چند نفر رادارد .خداوند عزيز وجليل مي فرمايد:” وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطانا فلايُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ”
نهي اززياده روي درقصاص به سبب اهميت داشتن خون مسلمان است تا خون ساير افراد محفوظ بماند .مثلا كشتن دونفر دربرابر قتل يك نفربه معني حفظ حرمت خون مقتول نيست وبه اوحياتي دوباره نمي بخشد بلكه احترام خون شخص ديگري را ازبين مي برد.
هرگاه دونفر يك نفرراكشته باشندوولي دم خواستار كشتن هردو نفرباشدبايد ديه كامل بپردازد يعني ولي دم به هركدام ازآنها نصف ديه رامي دهدتا آنكه بتواندحق قصاص را ازآنان استيفاكند. 137دراين موردكشته شدن دونفر دربرابريك نفر موجب بي حرمتي به خون قاتلان نمي شودچون نصف ديه به هريك تعلق گرفته است كه عامل عدم تضييع خون قاتلان است.
أبي عباس از امام صادق(ع)نقل كرده است : “سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ قَتَلَا رَجُلًا- قَالَ يُخَيَّرُ وَلِيُّهُ أَنْ يَقْتُلَ أَيَّهُمَا شَاءَ- وَ يُغَرَّمُ الْبَاقِي نِصْفَ الدِّيَةِ- أَعْنِي (نِصْفَ) دِيَةِ الْمَقْتُولِ فَيُرَدُّ عَلَى وَرَثَتِهِ- وَ كَذَلِكَ إِنْ قَتَلَ رَجُلٌ امْرَأَةً- إِنْ قَبِلُوا دِيَةَ الْمَرْأَةِ فَذَاكَ- وَ إِنْ أَبَى أَوْلِيَاؤُهَا إِلَّا قَتْلَ قَاتِلِهَا- غَرِمُوا نِصْفَ دِيَةِ الرَّجُلِ وَ قَتَلُوهُ- وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً- فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلطانا فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ”. 138 در مورد دومردي كه يك مرد راكشته بودند، پرسيدم.امام فرموند:ولي? مقتول مخير است هركدام ازآن دوراكه بخواهد بكشد وازنفر دوم نصف ديه مقتول غرامت گرفته مي شودكه ديه به ورثه مقتول داده مي شود. هچنين اگر مردي زني رابكشد ،واولياي اوديه زن را قبول كنند به آنهاداده مي شود واگر قبول نكردند وقتل قاتل را خواستند ،نصف ديه مرد را غرامت مي دهند واوكشته مي شود.واين مطابق سخن خداي متعال است:” وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً- فَقَدْ جَعَلْنالِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ”پس حق قصاص مشروط به اداءنصف ديه مي باشد.139
آيه دوم:
1)جبران خون مسلمان بابرابري قصاص نفس در حريت ورقيت ،مونث ومذكر بودن:
هرگاه خون مسلماني موردتعرض قرار بگيرد مانندقتل عمد براي عدم تضييع آن حكم قصاص اجرا مي شود.اجراي اين حكم داراي شرايطي ازجمله برابري قاتل ومقتول درحرّيت ورقيت ومونث ومذكر بودن مي باشد.درصورت اين برابري است كه اجراي قصاص ازهدرشدن خون مسلمان مانع مي شود.اگربرابري وجودنداشته باشدمثلا مقتول حرمسلمان وقاتل عبدباشد،باقصاص عبد خون حر إحيا نمي شودزيراارزش خون حر بيشتراز عبداست.
آيه 178/بقره درصددبيان مساوات است كه حردربرابرحر،برده دربرابر برده وزن دربرابر زن قصاص شود.140كه درقانون قصاص اصول تساوي وعدالت مدنظر است.141برابري بين قاتل ومقتول درقصاص فقط منحصر به اين افراد است وشامل برابري در قبيله وخانوادشان نمي باشد.142
يكي از مجازات هايي كه بر جاني اجرا مي شود،قصاص است وبايد برابري قاتل ومقتول در آن رعايت شود .خداوند متعال مي فرمايد:”يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم القصاص في القتلي الحر بالحر والعبد بالعبد والانثي بالانثي فمن عفي له من اخيه شئ فاتباع بالمعروف واداءاليه باحسان ذلك تخفيف من ربكم ورحمةفمن اعتدي بعد ذلك فله عذا ب عظيم.”143اي كساني كه ايمان آورده ايد درباره كشتگان ،برشماقصاص مقرر شده :آزاد عوض آزاد وبنده عوض بنده وزن عوض زن.وهركس كه درجانب برادر( ديني) اش چيزي به اوگذشت شود ،به طور پسنديده پيروي كند ،وبا احسان به اوبپردازد.اين تخفيف ورحمتي از پروردگار شماست پس هركس بعدازآن از اندازه در گذرد ،وي را عذابي دردناك است .144
يعني جبران كردن بركسي كه فردي از شمارا كشته است درحالي كه او قاتل عمد ا ست ،واجب است تاآن فعلي راكه بر مقتول وارد كرده است براواجرا شود واگرصاحب حق قصاص، خواستار جان قاتل شد او را تسليم كند .پس هرگاه حر،حري ديگر رابه عمد بكشدواجب است جانش را تسليم كندودر مورد عبد ومونث هم اينگونه است چه كنيز ويا آزاد باشند. 145 با اين آيه استيفاي مثل واجب مي شود وبيش از فعلي كه جاني انجام داده نبايد اجرا كرد.146غرض از ذكر حر دربرابر حر ،عبد دربرابر عبدومونث در برابرمونث مجردنفي برتري دادن در قصاص است .واينكه دونفر رادربرابر يك نفروحررادربرابر عبد نكشيد.147
شافعيه ومالكيه به استنادحديث پيامبر(ص)كه فرمودند:”من السنة لايقتل حرّبعبد” ازسنت است كه حردربرابر عبد كشته نشود.گفته اندحردربرابر كشتن عبدكشته نمي شودخواه عبدخودش يااينكه عبد ديگري رابكشد.حرّنبايدازاين امتيازبراي كشتن عبد بهره ببرد.مثلا به خاطر دشمني باديگري عبدش رابكشدوازقصاص درامان باشد.بلكه عدم قصاص به معناي عدم مجازات نيست.امام علي (ع)فرمودند:”انّ رجلا قتل عبده فجلده النبي(ص)”پيامبر(ص)مردي راكه عبدش راكشته بودتازيانه زد.148آيه 45مائده”النفس بالنفس” هم دلالت برهمساني در قصاص نفس مي كند.
سبب نزول آيه درباره دونفر از عرب جاهليت است كه كشته شده بودند و موضوع قصاص و خونخواهي مطرح بود ويكي از دو مقتول داراي اموال وثروت بيشتري بوداولياءووارثان اوقسم ياد كردند كه حتما به جاي برده ،آزادودربرابرزن يك مرد،ودربرابر يك مرد دومرد را خواهند كشت .بعداز ظهور اسلام براي پرسش ازنحوه خونخواهي درجاهليت اندنزد پيامبر (ص)آمدند كه آيه نازل شد و دستوربه مساوات وبرابري در قصاص داد.149
اصل حرمت خون مسلمان به معني زياده روي درقصاص نيست چون زياده روي وكشتن آزاددربرابر عبدياكشتن چندنفر دربرابريك نفرباحرمت خون مسلمان منافات دارد.بابرابري اجراي مجازات تضييع كنندگان، حرمت خون مسلمان مقاوم واستوارتر مي ماند.
اين تقابل حردربرابرحر وعبد دربرابر عبدمشعربه حصراست كه براي اثبات تساوي ونفي امتيازدرخونخواهي است وتوصيف وبيان كننده اين نيست كه عبدبه حر وزن به مردقصاص شود150.
1-1)عدم منافات ديه در عفو باحرمت خون مسلمان:
.قانون قصاص حكم الهي نيست حق الناس وحق الله نمي باشدكه قابل عفو واغماض نباشدبلكه حقي است براي صاحبان خون كه مي توانندباگرفتن ديه ويابدون آن ازحق خودصرف نظر كنند.151
هرگاه قتل عمدي رخ دهدوبه خون مسلماني تعدي شوداولياي دم اختيارقصاص قاتل رادارندتاخون مسلمان ضايع نشود.اماهمان طوركه درراههاي عدم تضييع خون مسلمان گفته شد،ديه يكي از روشهاي عدم تضييع است.درعفواولياي مقتول باديه گرفتن مي توانندجايگزين مناسبي براي قصاص قراردهند ضمن اينكه باعدم قصاص هم خون مسلمان حفظ مي شود وقاتل هم زنده مي ماند.البته درصورتي كه قاتل ازارتكاب مجدد بي حرمتي به خون مسلمان دست برداردوتربيت شده به جامعه بازگردد.وتشخيص اين صلاحيت با مقامات ذي صلاح مي باشد.
درآيه 178/بقره “فمن عفي له من اخيه شي” منظوراز”من” شخصي است كه مرتكب قتل شده است وعفوازقاتل تنهادرحق قصاص است ،منظورازكلمه “شيء”همان حق است ونكره آوردن آن به خاطر عموميت دادن حكم عفو است .به اين صورت كه هرحقي كه باشد،چه تمامي حق قصاص وچه بعضي ازآن مثل اينكه صاحبان خون چندنفرباشند،بعضي حق قصاص خودرا به قاتل ببخشندوبعضي نبخشندكه دراين صورت هم ديگرقصاص عملي نمي شودبلكه مثل آن صورتي است كه همه صاحبان حق ازحق خودصرف نظر كنندتنها بايد ديه بگيرند.
تعبيرآيه178/بقره ازصاحبان خون به برادران قاتل به اين جهت است كه حس محبت ورأفت آنان را به نفع قاتل برانگيزدوبفهمانددرعفو لذتي است كه

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قتل عمد، امام صادق، اصل موضوع Next Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد امام صادق، رسول خدا (ص)