منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، افغانستان، دفاع مشروع، محل سکونت

دانلود پایان نامه ارشد

و در قسمت نگهداري اسلحه با رأي اکثريت موافقت شده و در مرحله فرجامي و تقاضاي تميز ما هوي به موجب دادنامه3882- 2 و 8 و 36 شعبه دوم ديوان کشور در قسمت اول و قاچاق اسلحه رأي تالي موجه ولي در قسمت قتل دوم به لحاظ کيفيت واقعه غير موجه و با تأثير در تعدد رأي دادگاه جنايي نقض و رسيدگي به شعبه دادگاه جنايي مرکز ارجاع گرديده و شعبه 2 دادگاه مرجوع اليه پس از رسيدگي بموجب دادنامه 297-21و12و 36 با توجه به ادله مرقومه و احراز بزهکاري متهم طبق مواد استنادي براي هر يک از دو فقره قتل ارتکابي (غ) متهم به حبس ابد و تأديه يکهزار ريال هزينه دادرسي و براي حمل اسلحه بدون پروانه به يکسال حبس تأديبي و هزينه دادرسي محکوم گرديده و فرجام خواهي نموده که پس از رسيدگي اين شعبه به موجب دادنامه 3199و5و6و37 با ملاحضه تقاضاي رسيدگي ماهوي نماينده دادسراي ديوان کشور که در قسمت قتل اول و قاچاق اسلحه موجه تشخيص گرديده است حکم مزبور نقض و رسيدگي به شعيه ديگر دادگاه جنايي ارجاع شده (شعبه اول) و پس از انجام دادرسي در جلسات متعدد به موجب دادنامه فرجام خواسته با اکثريت آراء به استناد ادله مرقومه با احراز بزهکاري هاي متهم طبق مواد 170 قانون کيفر عمومي و 43 قانون مجازات حمل اسلحه قاچاق با رعايت ماده 2 ملحقه به آئين دادرسي کيفري و ماده 45 مکرر قانون مجازات عمومي نسبت به دو فقره قتل عمد به دو فقره حبس ابد با اعمال شاقه و نسبت به حمل اسلحه قاچاق به يکسال حبس تأديبي با احتساب ايام بازداشت و گذشت وقيد اجراي کيفر اشد يک فقره حبس ابد محکوم گرديده و رأي اقليت بر برائت متهم در مورد اتهام قاچاق اسلحه است متهم از محکوميت خود فرجام خواهي و به شرح مندرجات پنج برگ فتوکپي لايحه فرجامي به امضاي خويش و دو برگ لايحه فرجامي آقاي (ح) به وکالت از متهم اعتراض نموده و از موارد و جوب قتل است و از نظر قانون کيفر عمومي نيز طبق ماده 188 و تبصره اول قانون مصوب تيرماه 33 معاف از کيفر است و با الهام الهي از خود دفاع نموده و گلوله به هر جا اصابت کرده باشد اشکالي ندارد و حکم محروميت وي بدعتي خلاف شرع و قانون بوده استدعاي نقض شده و شکات خصوصي نيز ضمن تأييد مراتب دفاع از کليه شايات خود صرف نظر کرده اند و اکثريت دادگاه کيفيت مخففه که حق قانوني و موکل است و در مورد اعدام دو درجه تخفيف منظور نموده اند و اقليت بر بيگناهي او رأي داده است و چون درخواست فرجامي که مربوط به دفاع مشروع است از جهات ديگر من جمله موارد مندرج در مواد 186 و 192 قانون مجازات عمومي به عم آمده و متهم در مقام دفاع از جان و مال بوده نقض حکم را خواستار شده است و از ناحيه آقاي (س) به وکالت از متهم در چهار برگ لايحه حکم را مخدوش و نقض آن را خواستار گرديده.
نظر به اينکه محکوم عليه فرجام خواه به همان علل و جهات اوليه فرجام خواسته است موضوع مشمول ماده 463 قانون آئين دادرسي کيفري بوده و رسيدگي در صلاحيت هيئت عمومي ديوانعالي کشور تشخيص شده است.
در تاريخ 21 آبان ماه يکهزار و سيصد و چهل و هشت هيئت عمومي ديوانعالي کشور بر رياست جناب آقاي عماد الدين ميرمطهري رياست کل ديوانعالي کشور و با حضور جناب آقاي عبدالحسين علي آبادي دادستان کل کشور و جنابان آقايان روساء و مستشاران شعب ديوان مزبور تشکيل گرديد.
پس از قرائت گزارش و بررسي اوراق پرونده و کسب و نظريه به جناب آقاي دادستان کل کشور مبني بر ابرام حکم به شرح زير:
براي استخراج حقايق امر قبلاً لازم ميدانم جريان واقعه را به تفصيل متذکر شوم:
در ساعت 12 شب 9/12/32 به پاسگاه ژاندارمري قلعه نو واقع در حوزه گروهان ژاندارمري به معيت چند نفر از مأمورين براي رسيدگي و تحقق وارد قريه قلعه کهنه شده و بر سر جنازه ميروند و ملاحضه مي نمايند نعش دو نفر جلو در منزل (غ) ساکن قلعه کهنه يکي حدود 45ساله و ديگري 35ساله افتاده است جريان را از (غ) استعلام و مشاراليه در پاسخ چنين توضيح مي دهد ( ساعت 10 شب بود بنده در اطاق خواب خود بودم ديدم درب منزل بنده را صدا زدند چون کس ديگري نبود خودم رفتم پرسيدم چکاره هستيد جواب داد آشنا هستيم ولي اسم خود را نگفت من در را باز نمودم اظهار داشت پشت قريه به شما کاري دارم و اسم يکي را هم برد که فعلاً يادم نيست گفتم فعلاً شب است اگر به من کاري داريد بيائيد توي اطاق من تا هر کاري باشد انجام دهم هر چند اصرار کرد راضي برفتن نشدم لاعلاج او به من گفت پس شما همين جا بمانيد تا بروم به رفقايم اطلاع دهم گفت خوب و رفت. پس از رفتن او من هم به آنها مشکوک شده در دل گفتم اينها در اين وقت شب به من چکار دارند روي اين اصل به اطاق خود مراجعت و تفنگ سرپر شکاري مشهر به (3بست) که براي حفاظت جان خودم هميشه گلوله پر بود برداشته و تا موقعي که در منزل رفتم ديدم دو نفر آمدند درب منزل به مجردي که درب را باز نمودم که خارج شوم يکنفر از آنها مرا هدف گلوله قرار داد تفنگ صدا کرد تيرش خطا رفت ديگر مهلت ندادم دستم روي ماشه تفنگ و او را هدف قرار دادم که تير به او اصابت کرد و به پشت افتاده بود بر دارد ولي چون من از تفنگ خود مأيوس گشته به او مهلت ندادم و حرکت کرده تفنگ او را برداشتم و دو تير ديگر پي در پي به او زدم. رفيقش که چند قدم با او فاصله داشت به من حمله ور و چون احساس خطر نمودم ناچار او را هم هدف قرار دادم و ديگر نمي دانم چند تير به آن اصابت کرد.
(عين اظهارات متهم در تحقيقات اوليه ژاندارمري پس از وقوع حادثه) و سپس در مقام اداي توضيح در برابر سئوالات ديگر از شناسائي مقتولين و هويت آنها اظهار بي اطلاعي نموده مي گويد يکي از آنها يک قطار فشنگ و يک کارد کمري به کمرش بسته بود و او نمي داند منظور اين دو نفر چه بوده و آيا براي کشتن او مأمور شده اند يا خير و بالاخره اظهار ميدارد چون (س) با وي اختلافاتي دارد يقيناً او اين دو نفر را براي قتل وي به قلعه کهنه فرستاده و در مورد تفنگ خودش توضيح ميدهد که تفنگ مذکور را (ع) ژاندارم به عنوان امانت به او سپرده است ضمناً يک نفر شتر سرخ به موجب گزارش پاسگاه ژاندارمري بدون علامت در پشت قريه متعلق به احد از مقتولين با جهاز ديده مي شود که مراتب به گروهان ژاندارمري اعلام و گروهان به دادسراي زابل به شرح نامه شماره 23061 مي نويسد که دو سارق مجهول الهويه در شب 9/12/33 وسيله (غ) ساکن قلعه کهنه مقتول شده و اجساد آنها در محل باقي است و چون روز بعد به علت خرابي پل بين راه بازپرس و پزشک به محل نمي رسند اجساد و دو قبضه تفنگ همراه متهم به زابل فرستاده مي شود و گروهان ژاندارمري زابل در گزارش دوم خود به عنوان دادسرا ارسال اجساد اعزام متهم را اعلام و در خاتمه چنين توضيح مي دهد ( شماره گزارش 32158-11/12/32) جمعاً اشعار مي دارد طبق گزارش پاسگاه دو نفر مقتول (م) و (ن) هستند که اولي متهم به قتل و سرقت و موضوع نامه 24718- 5/11/32 و به خاک افغانستان متواري بوده است و دومي برادر (ل) متهم به قتل موضوع 22561- 29/11/32 است) آقاي بازپرس زابل در ساعت ده صبح روز 10/12/32 به محل قرار گرفتن آنها را از رئيس پاسگاه استعلام و او توضيح مي دهد يکي از اجساد در مقابل درب حياط افتاده بوده و ديگري به فاصله ده قدم سمت چپ قرار گرفته اطاقي که متهم در آن خوابيده بود پنج قدمي در حياط قرار دارد و به فاصله ده قدمي اطاقي است که مادر و خواهر متهم در آن سکونت دارند و سپس از خواهر و مادر متهم تحقيق مي شود و نامبردگان اظهار مي دارند پس از اينکه متهم شام خورده و به اطاق خودش رفته پس از چند لحظه صداي تيربلند شده و آنها بيرون رفته اند و خيال کردند (غ) را کشته اند ولي ديده اند او زنده است و دو نفر از همسايگان به اسامي عليخان سالاري و غلامعلي سرواني نيز اظهار مي دارند خوابيده بودند صداي تيراندازي شنيده آمده اند بيرون ديده اند در منزل (ح) همان (غ) متهم است دو نعش افتاده و خود (ح) ايستاده و تفنگ در دست دارد و ميگويد مواظب باشيد ممکن است اينها همراهاني داشته باشند شماها را بزنند دخالت نکنيد و سپس بازپرس به زابل عزيمت و در بيمارستان به اتفاق رئيس بهداري از اجساد مقتولين معاينه مي نمايند.
رئيس بهداري با معاينه اجساد چنين اظهار نظر مي کند يکي از مقتولين پنجاه ساله به نظر مي رسد و بواسطه اصابت گلوله به قتل رسيده يک تير از ناحيه زير کتف چپ در زاويه تحتاني استخوان کتف وارد بدن شده درناحيه قلب در يک سانتيمتري پستان چپ بيرون رفته و گلوله ديگر از پشت سر در طرف راست در ناحيه ماستوئيه به فاصله دو سانتيمتر پايين گوش وارد و در طرف چپ از زاويه تحتاني استخوان ماستوئيه بيرون رفته و دو تير مزبور هر يک براي قتل مصدوم يامقتول کافي است.
مقتول ديگر سي و پنج ساله به نظر مي رسد بواسطه گلوله به قتل رسيده و يک گلوله از جلو در ناحيه قلب …. و گلوله ديگر از جلو در ناحيه شکم و گلوله سوم از قسم گردني ستون فقرات وارد شده و فوت هر دو در اثر اصابت گلوله هاي فوق الذکر که هر يک از آنها براي کشتن هي يک از دو نفر کافي بوده به نظر مي رسد.
در تحقيقاتي که آقاي بازپرس از متهم به عمل آورده و نامبرده عين اظهارات قبلي خود را تکرار و به قتل هر دو نفر به کيفيتي که قبلاً توضيح داده اقرار مي نمايد ضمناً اظهار داشته که پس از شليک دو تير به (م) از ترس (ن) رفيق ديگر او تيري هم به طرف او رها کرده که از پشت سر به او زده است.
دادخدا اسمعيل زماني و غلام محمد سراواني دو نفر از کساني که جريان را به پاسگاه اعلام کرده اند هر دو در تحقيقات خود نزد آقاي بازپرس توضيح داده اند که در اثر شنيدن صداي تيراندازي از منزل خارج و (غ) (متهم) را ديده اند که به آنها فرياد زده برويد به پاسگاه اطلاع دهيد دزدها به قلعه حمله کرده اند.
در گزارشي که آگاهي شهرباني زابل در مقام اعلام هويت مقتولين و تحقيقاتي که دريان باره کرده مي دهد (گزارش شماره 6702-1705/4- 16/12/32 به استناد اظهارات چند نفر از مأمورين زندان و زندانيان آزاد شده و مطلعين ديگر مقتولين را (م) و (ن) معرفي و اظهار نظر مي کند که اين دو از سارقين زبردست آن منطقه بوده اند و که مدتهاست متواري هستند و محل سکونتشان معلوم نمي باشد و ضمناً اعلام مي شود پدر زن (م) و (ن) (مقتولين) شخصي به نام (ل) است که در زندان مي باشد به احضار (ل) که از زندان نامبرده خود را برادر (ن) و عموي زن (م) معرفي و مي گويد اين دو نفر و زنهاي آنها مقيم ناحيه افغانستان هستند و نمي داند زن و فرزندان آنها کجا زندگي مي کنند و ضمناً از وجود اختلاف بين داماد و برادرش از يک طرف و (غ) را به زندان بياورند او را نمي شناخته.
آقاي بازپرس زابل در تقاضاي فک بازداشت متهم که مورد موافقت دادستان وقت زابل قرار نگرفت اعلام داشته مقتولين سوابقي به شرح پرونده هاي شماره 7-64/664 دادگاه بخش خاش و 1-17/31 و 6-28/31 بازپرسي زابل دارند) در تاريخ 26/12/32 زربانو فرزند شاهمراد شهرت رخشاني زوجه (ن) مقتول و فاطمه رخشاني فرزند (ل) زوجه (م) به بازپرسي مراجعه و در تحقيقاتي که آقاي بازپرس از آنان مي نمايد فاطمه ادعا مي کند که شوهر مقتول او (م) قبل از اين واقعه شش نفر شتر که از افغانستان آورده بوده متهم (غ) به مبلغ هزار و هشتصد تومان فروخته که پولش را طلبکار بوده و يکبار هم عبدالصمد براهويي از طرف شوهرم براي دريافت وجه نزد متهم رفته که چهارصد و پنجاه تومان به او داده و او قبول نکرده و عبدالصمد هم در نزد بازپرس اظهارات زربانو را تصديق کرده و گفته يکدفعه رفتم منزل (غ) براي مطالبه قيمت شتر و سگ او به من حمله ور شد و پيراهنم را پاره کرد و (غ) به جاي پيراهنم که پاره شده بود پيراهن ديگري به من داد و بعداً در تاريخ 15/2/32 اظهارات قبلي خود را تکذيب و اعلام داشته است که شوهر او ابداً شتر نداشته که بفروشد و علت بيان مطالب قبلي هم تحريکات اشخاص بوده و (ل) برادر زنداني احد از مقتولين نيز شرحي به آقاي بازپرس نوشته و طي آن اعلام نموده که داماد و برادرش شتري نداشته اند و در توضيحات مورخ 9/2/33 خود نزد بازپرس گفته است که

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد درمورد قانون مجازات، ارتکاب جرم، قتل عمد، دفاع مشروع Next Entries تحقیق رایگان درباره ورودی شهر، ساختار کالبدی، مناطق شهری، منطقه آزاد